انتخابات ایران همواره از دستمایه های تبلیغی حائز اهمیت و محوری رسانه های بیگانه بوده است اینک در استانه دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری و با ورود شخصیتهای سیاسی سرشناس به این عرصه حال و هوای متفاوتی بر فضای تبلیغی این رسانه ها حاکم شده است بررسی ادبیات دیداری و شنیداری این رسانهها هم حکایت از دل مشغولیهای قدیمی رسانه ها دارد و هم حاکی از نگرانیهای جدید انهاست در این نوشتار مختصر برخی از رویکردهای تبلیغی رسانه های بیگانه درباره انتخابات اینده ریاست جمهوری طرح و بررسی می شوند.
1 -راهبرد حضور، تحریم یا مشارکت حداکثری
در فضای رسانهای بیگانه همواره مقارن انتخابات مختلف تلاش رسانهای گستردهای در غالب راهبرد تحریم برای کاهش مشارکت عمومی صورت میگیرد با این حال پس از شکست اصلاحطلبان در عرصه های مختلف و خروج انها از دایره تصمیم سازیهای دولتی راهبردهای تبلیغی متعددی از سوی رسانهای بیگانه درباره نحوه برخورد مردم با انتخابات اتخاذ شد از مشارکت حداکثری گرفته تا تحریم و نافرمانی مدنی در بررسی فضای تبلیغی رادیوهای فارسی زبان بیگانه در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری اسلامی اشارهای تصریحی یا تلویحی به راهبرد تحریم مشاهده نمیشود در عوص از فحوای کلام این رسانهها نوعی اقبال و تمایل پنهان به مشارکت حداکثری مردم هم دیده می شود بدیهی است این به هیچ وجه به معنای تغییر نگرش رسانهها درباره پایگاه اجتماعی حاکمیت و مشروعیت نظام نیست بلکه صرفا تاکتیکی است که محافل سیاسی و تبلیغی غرب برای تغییر رفتار انتخاباتی مردم در انتخابات اینده ریاست جمهوری است.
2 -تورم و تصلب موانع ساختاری اصلاحات
نوعی تردید و سردرگمی در فضای رادیوهای بیگانه درباره حمایت از جبهه اصلاحات به چشم میخورد این نگرانی خود ریشه در گزاره تبلیغی تصلب و اصلاح ناپذیری موانع ساختاری اصلاحات در ایران دارد در چارچوب این تصور کارشناسان طرف گفتگوی رادیوها همچنان از صوری و نمایشی بودن انتخابات سخن میگویند و ان را مکانیسمی برای مشروعیت بخشی به نظام از یک سو و توزیع منابع قدرت میان نهادهای وابسته به حاکمیت شامل روحانیت و سپاه قلمداد میکنند.(1) چنین تلقی باعث شده در وهله اول پیروزی خاتمی در انتخابات به دیده تردید نگریسته شود .(2) و در وهله بعدی به فرص پیروزی او تعدد و تکثر مراکز تصمیم ساز فراقانونی بار دیگر اختیارات خاتمی را تا حد تدارکات چی و مجری صرف تصمیمهای دیگران تنزل دهد.(3)
3 -گامهای متزلزل خاتمی در مسیر اصلاحات
یکی از دل مشغولی رسانه های بیگانه تصویر بیش از حد مهربان خندان و متساهلی است که از خاتمی در ذهن فعالان سیاسی و رسانهای نقش بسته است در این رابطه تلاش برای یافتن پاسخی مناسب به یک سوال چالش برانگیز بخشی قابل توجهی از فعالیترسانههای بیگانه را به خود اختصاص داده است ایا خاتمی از قاطعیت لازم برای رفورماسیون بنیادین یا حداقل احیاء و پیشبرد پروژه اصلاحات تدریجی برخوردار است دو دسته پاسخ را می توان لابه لای اخبار و گزارش های رسانه های بیگانه برای این پرسش یافت دسته اول متعلق به کارشناسانی است که به گزینهای غیر از خاتمی برای رهبری پروژه اصلاح طلبی در ایران میاندیشند این دسته که سعی دارد خود را صدا و نماینده جریان های دانشجویی و زنان ایران معرفی کند تحلیل خود از بی کفایتی خاتمی در غلبه بر موانع سیاسی و ساختاری توسعه را بر بازخوانی انتقادی دو دوره ریاست جمهوری او بنا کرده و قرینه و شاهد جدیدی برای تغییر روش و منش وی نمیبینند به بیان دیگر به اعتقاد انها سستی خاتمی در پایبندی به برنامههای مورد توافقاش با دیگر اصلاح طلبان و عقب نشینی های غیرضروری از این برنامه ها مشکلهای حل نشده است این است که اندیشه عبور ازخاتمی در میان این کارشناسان همچنان به قوت خود باقی است.(4)
اما دسته دوم که از سوی رسانه های بیگانه مورد اقبال بیشتری قرار گرفته دیدگاه متفاوتی درباره خاتمی دارند البته این دسته نیز عمدتا تصور و برداشت مشابهی نسبت به ویژگیهای شخصیتی او دارند با این حال به دلایل عدیده مخالف عبور از خاتمی هستند صاحبان این طرز تلقی استدلالهای مختلفی را برای حمایت از خاتمی مطرح می کنند عده ای اساسا از تغییر خاتمی و رسیدنش به تعبیر و تعریف شفافتر و دقیقتر از اصلاحات سخن میگویند.(5) به بیان دیگر از این دید اساسا دودلی خاتمی درباره حضور در انتخابات اینده ناشی از تردیدش درباره امکان عملی پیشبرد پروژه اصلاحات بوده است بنابراین همین که خاتمی رسما از امدنش خبر داده به معنای اندیشیدن او به مشکلات پیش روی (6)و موفقیت اش در متقاعد ساختن رهبر انقلاب برای انجام اصلاحات است.(7)اکثر کارشناسانی که در دسته دوم قرار میگیرند اعتقادی به تحول نظری و شخصیتی خاتمی ندارند با این حال به دو دلیل از وی حمایت میکنند اول این که او در میان نامزدهای موجود خیرالموجودین قلمداد میشود و اگر قرار است انتخابات ریاست جمهوری مورد تحریم قرار نگرید لاجرم باید از یک نامزد حمایت به عمل اید و در این میان کسی مستحقتر از خاتمی دیده نمیشود(8)دوم اینکه حمایت از خاتمی نه از سر حب او بلکه از سر بغص احمدینژاد است(9)
به نظر می رسد رسانه ها که ناخرسندی خود را بارها از خط مشی داخلی و خارجی احمدی نژاد فریاد زدهاند گرفتار نوعی نوستالوژی سیاسی نسبت به دوران اصلاح طلبی دوران ریاست جمهوری خاتمی شدهاند بنابراین چنین القاء میشود که در برهه کنونی هیچ توقع جدیدی از خاتمی وجود ندارد تنها چشم داشت موجود بازگشت جامعه ایران به دوران پیشا احمدی نژادی است بدیهی است که این توقع کف مطالبات محافل سیاسی و رسانه ای بیگانه است و از فحوای کلام انها مطالبات حداکثری و ساختارشکنانه هویداست. بدین ترتیب به رغم اما و اگرهای فراوانی که درباره خاتمی در فضای تبلیغی رسانههای بیگانه وجود دارد به نظر میرسد این رسانهها با تلقی وی به عنوان خیر الموجودین و نه نامزد ایده ال خود از گزینه تحریم عبور کرده اند با این حال از هم اکنون تلاشهای رسانهای برای سوق دادن گرایش اصلاح طلبی دینی خاتمی به سمت اصلاح طلبی سکولار اغاز شده است رسانه ها بدین منظور درصدد تجمیع و مفصل بندی گزارههای مختلفی برای شکل دادن به یک گفتمان اصلاح طلبی ساختار شکنانه هستند گفتمانی که گفتمان خاتمی را در خود جذب و حل کند.