یک استاد سرشناس دانشگاههای آمریکا معتقد است، حمله نظامی ارتشکشورش به عراق و بحرانی که در پی آن روی داد، نتیجه حمایت عملیواشنگتن در طول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران است.
<نظامی کردن سیاست انرژی در آمریکا> عنوان سخنرانی پروفسور <مایکل کلر> در نشست خصوصی <گروه گفتگوی آمریکا> در موسسهسلطنتی روابط بینالمللی (چتمهاوس) در لندن بود.
پروفسور کلر علاوه بر نگارش چند کتاب و مقاله تخصصی، از بیش از سهدهه پیش تاکنون استاد مطالعات صلح و امنیت بینالملل در <همپشیرکالج> در شهر <امهرست> و چهار دانشگاه دیگر در ایالت ماساچوستآمریکا بوده است.
کلر در ابتدای سخنان خود بر اهمیت نفت، گاز و بنزین با همه مشتقات آن برای اقتصاد، کشاورزی، صنایع، مصارف شخصی و نیروهای مسلح آمریکاتاکید کرد.
سخنران همچنین از ارتش کشورش به عنوان بزرگترین مصرفکننده نظامینفت و بنزین در سراسر جهان یاد کرد که بدون این مواد قادر به ادامهحیات نیست.
این کارشناس آمریکایی همچنین با تاکید بر اهمیت نفت، گاز و بنزین برایمردم عادی آمریکا گفت: شما نباید فقط به شهرهایی چون بوستون، نیویورک و یا واشنگتن توجه کنید، به بخشهای مرکزی آمریکا و مناطق غربی و شرقی این کشور سفر کنید تا ببینید مردم در ایالات مختلف تا چهحد محتاج نفت، گاز و بنزین در همه امور زندگی خود هستند.
به گفته پروفسور کلر، در طول 25 سال اخیر، هیچ واحد مسکونی در آمریکابا توجه به نزدیکی و یا سهولت دسترسی به سامانههای حمل و نقل عمومیساخته نشده و این مسأله، نیاز آمریکاییان به خودروهای شخصی و بنزین را چند برابر کرده است.
استاد آمریکایی همچنین اظهار داشت: از سال 1945 و با پایان یافتن جنگ جهانی دوم تا پایان دهه 1970 میلادی، حدود دو سوم منابع انرژیفسیلی در جهان در قارههای آمریکا و اروپا از جمله کشور اتحاد جماهیرشوروی سابق قرار داشت و حدود یک سوم آن نیز در خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مرکزی واقع بود.
ولی از آن زمان به بعد، وضعیت به مرور تغییر کرد. در نتیجه هم اکنون و برخلاف سی سال پیش، دو سوم منابع انرژی فسیلی جهان در آسیای مرکزی، خاورمیانه و شمال آفریقا قرار دارد و تنها یک سوم آن در قارههای آمریکا و اروپا واقع شده است.
تغییر موازنه
نکته دیگری که پروفسور کلر در سخنرانی خود بر آن تاکید کرد تغییرموازنه عرضه و تقاضای نفت خام از دهه 1970 میلادی تاکنون بود.
این کارشناس آمریکایی مطالعات راهبردی ادامه داد: تا پایان دهه 1970همواره منابع شناخته شده موجود حوزههای نفتی در جهان بیشتر از نیازهای بینالمللی آن بود، ولی به مرور این وضعیت نیز تغییر کرد و اکنون نیازهای بینالمللی به نفت، به دو برابر موجودی منابع شناخته شده آن در کشورهای مختلف نفت خیز افزایش یافته است.
پروفسور کلر در بخش بعدی سخنان خود به اهمیت راهبردی عبور بیدغدغه و بدون وقفه نفت خام از خاورمیانه به سوی کشورهای غربی از منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز برای آمریکا پرداخت.
وی گفت: دستکم از زمان روی کار آمدن <جیمی کارتر> رئیس جمهوری پیشین آمریکا در سال 1977 تا کنون، همه روِسای جمهوری آن کشور،خواه دمکرات و خواه جمهوریخواه و حتی نامزدهای اصلی انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا از هر دو حزب، به شدت و بدون هیچ محدودیت و تحت هر شرایطی، سیاست دفاع نظامی و راهبردی از امنیت چرخه صادرات و عبور نفت خام از منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز به عنوان یکخط قرمز غیرقابل عبور و یا تجدید نظر را دنبال میکنند.
به گفته کلر، با وجود شاه مخلوع ایران در راس قدرت قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا نیاز به حضور مستقیم در خلیج فارس نداشت و شاهبه عنوان ژاندارم منطقه مدافع منافع راهبردی آمریکا در زمینه انرژی عمل میکرد.
این کارشناس آمریکایی در ادامه تاکید کرد: دولت واشنگتن در طول جنگهشت ساله عراق و ایران با محاسبه غلط، از رژیم صدام حسین در برابر حکومت انقلابی ایران حمایت کرد، ولی سالها بعد و در سال 2003 مجبورشد تاوان این اشتباه را با لشکرکشی به عراق و سرنگون کردن حکومت بعثی آن کشور پس بدهد.
استاد آمریکایی این باور را که آمریکا غارتگر نفت، طلای سیاه خاورمیانه است، در میان افکار عمومی مردم منطقه بسیار فراگیر دانست.
کلر افزود: در سالهای اخیر، معضلات جدیدی از قبیل نقض امنیت خطوط لوله نفت، خرابکاری در حوزههای نفتی و ربودن و به قتل رساندن کارکنان داخلی و خارجی صنایع نفتی توسط گروههای شورشی و تروریست، مشکلات آمریکا و متحدانش را در حفظ امنیت انرژی، چند برابر کردهاست.
قدرتهای جدید
کلر همچنین با اشاره به ورود دیگر قدرتهای فرامنطقهای به معادلاتانرژی در خاورمیانه و جهان گفت: در سالهای اخیر چین با گسترش سریعو چشمگیر خود به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای مصرف سوخت فسیلی وارد بازی جهانی انرژی شده و به یکی از بازیگران اصلی صحنه بدل گشتهاست.
به گفته کارشناس آمریکایی، چینیها میدانند که جایگاه چندانی در سیاستهای راهبردی انرژی در خلیج فارس ندارند، از این رو کوشش خودرا بیشتر به نفوذ در کشورهای منطقه آسیای مرکزی معطوف کردهاند.
سخنران برای نمونه از خط لوله نفتی بین قزاقستان و چین نام برد که به گفتهوی از نظر اقتصادی دارای توجیه چندانی نیست و چینیها صرفا برای محکم کردن جای پای راهبردی خود در منطقه، دست به احداث آن زدند.
پروفسور کلر در بخش پایانی سخنان خود از سیاست نظامی گرایی انرژیآمریکا در ارتباط با مناطق نفتی در سه دهه اخیر و با هزینههای چندمیلیارد دلاری انتقاد کرد: این سیاست با وجود ناکارآمد بودن آن همچنان ادامه دارد و حتی گزارش صریح <بیکر - همیلتون> که تأکید صریحی برضرورت خروج هرچه زودتر نیروهای مسلح آمریکا و متحدانش از منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را داشت نیز تغییری در این سیاست ایجاد نکرد.استاد آمریکایی خاطرنشان کرد: در حال حاضر، شرایط بینالمللی بهگونهای است که همین که نشان ارتش آمریکا بر آستین یونیفورم یک سربازآمریکایی در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس باشد، خود این مسأله باعث بالا رفتن ضریب ناامنی و موجب تحریک مخالفان بومی علیه منافع وخواستههای آمریکا در منطقه میشود.
راهحل عراقی
در چنین شرایطی، روزنامه آمریکایی واشنگتنپست نوشت؛ هدف کنونیآمریکا یک <راهحل عراقی> است و این به منزله تغییر سیاست مقاماتنظامی و سیاسی کاخسفید است.
واشنگتن پست نوشت؛ پس از بارها تلاش ناموفق برای سوق دادن عراق بهسمت چندین هدف سیاسی، اقتصادی و امنیتی ،مقامهای دولت بوشتصمیم گرفتند به عراقیها اجازه دهند خود به حل مسائلشان بپردازند.
به نوشته این روزنامه؛ اکنون مسئولیت حفظ امنیت 9 استان از مجموع 18استان عراق به دولت نوری مالکی، نخست وزیر آن کشور سپرده شدهاست.
این روزنامه نوشته است: <رایان کروکر> سفیر آمریکا در بغداد متوجه شدهاست که عراقیها توانستهاند راهی پیدا کنند تا بدون تنظیم قوانین، درآمدنفت را تقسیم و بعثیهای سابق نیز توانستهاند کار پیدا کنند.
واشنگتن پست افزوده: برخی عقیده دارند که عبارت <راهحل عراقی> بهمعنی تمایل آمریکا برای چشمپوشی از وضعیت کنونی عراق و آمادگی برایخروج از عراق است.
یک ژنرال بازنشسته انگلیس که با تجربیات آمریکا در عراق آشناست وبخاطر حساسیت مقام فعلیاش نخواست نامش فاش شود، گفت: این تعبیرجدید ترسیمی از حقیقت و در عین حال راهی است برای مخفی ساختن اشتباهات گذشته بهامید اجتناب از بازبینی منطق غلطی که ما را به این نقطهکشانده است.
<سارا سیوال> مدیر مرکز کاریابی سیاست حقوق بشر دانشگاه <هاروارد> و یکی از مقامات پنتاگون در دوره کلینتون نیز گفته است که دولت بوش بهدلیل شکست در تلاشهای گذشته خود و از ناچاری به این فرمول رسیده است.
<وین وایت> سرگروه وزارت امور خارجه تیم جاسوسی عراق در سالهای میان 2003 و 2005 به واشنگتن پست گفت: بحث درمورد راهحل عراقیتنها به منظور فرار از موضوع مورد بحث مطرح شده و موضوع این است که آمریکا یک سری نیروهای سنی را برای همکاری با خود آموزش داده کهاین نیروها مخالف سرسخت دولت عراق هستند.
واشنگتن پست نوشت: برخی افسران اشاره کردند که تاکید بر پاسخهای محلی، پیروی از دستورات ضد شورش ارتش است.
به نوشته این روزنامه؛ <کنراد کرین> یک مورخ ارتش که در نگارش ایندستورات دخیل بود، گفته است که لورنس عربستان تذکر مشهوری دارد که باید به آن توجه شود، او میگوید: در کشورهای عربی سعی نکنید بیش ازحد از دو دستتان استفاده کنید، بگذارید عربها با بردباری، کاری را که شمامایلید با سرعت انجام دهید، انجام دهند.
کرین افزود: در میان فرماندهان تیپها و گردانهای ارتش آمریکا درعراق این درک پدید آمده که راهحلهای عراقی برای حل مشکلات عراقمناسبتر هستند و ما برخی از این یافتهها را از راه سختی بدست آوردهایم.
پیامدهای توسل به قبایل
از سویی، خبرگزاری فرانسه در گزارشی از بغداد به قلم <اروه بارف> دربارهقدرت دادن آمریکاییها به قبایل عراقی هشدار داد و نوشت که آمریکابرای پیشبرد راهبرد جدید خود در عراق که مبتنی بر استفاده از شورشیان سابق است، به حمایت قبیلههای مختلف عراق نیازمند است، اما نفوذ اینقبایل در نهایت میتواند ثبات عراق را به مخاطره بیاندازد.
پرفسور <نبیل محمد یونس> استاد علوم سیاسی دانشگاه بغداد معتقد استکه چنین اقدامی بسیار خطرناک است.
از زمان سقوط صدام در آوریل 2003 تاکنون، ارتش آمریکا کوشیده است با الهام از دوران امپراتوری عثمانیها و انگلیسیها در عراق، با قبایلهمکاری داشته باشد سرهنگ دوم <مایکل آیزنشتاد> در اکتبر 2007 میلادی در نشریه مطالعاتی ارتش آمریکا، از نتایج نه چندان خوشایندی کهدر همکاری با قبایل عراق نصیب آمریکاییها شده است، گلایه کرد و آن را ناشی از عدم شناخت کامل از دنیای بسیار پیچیده قبایل دانست.