تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۸۵۴۶۹
مقدمه: یک کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه خطرناک‌ترین مرحله جنگ غزه آغاز شده است، گفت: دشمن امروز عزم خود را برای تسلط بر اراده و هویت منطقه که همان فرهنگ مقاومت است، جزم کرده است. محمد صادق الحسینی در میان مطبوعاتی‌های جهان اسلام نامی آشناست. جنگ 22 روزه غزه و حضور همزمان وی در چندین کشور عربی از جمله لبنان ما را بر آن داشت تا تحلیل وی از آنچه در غزه گذشت و آنچه در پی خواهد داشت، بشنویم. وی عضو ستاد بین‌المللی حمایت از مقاومت و دبیرکل انجمن گفتگوهای عربی ـ ایرانی جمهوری اسلامی ایران است. بخش دوم مصاحبه با وی از نظر خوانندگان می‌گذرد.

جنگ غزه یک تفاوت اساسی با جنگ 33 روزه دارد
* فارس: پس به نظر شما این حماس بود که پیروز میدان جنگ 22 روزه بود، در مورد گذشته غزه هم خیلی خوب تشریح کردید که قضیه از کجا آغاز شد و به کجا انجامیده است. اگر چه حزب الله هم در جنگ 33 روزه بر رژیم صهیونیستی پیروز شد اما جنگ 22 روزه در غزه یک تفاوت با آن جنگ دارد و آن اینکه نتایج این جنگ و اصلا خود این جنگ یکسری دولت‌های منطقه را به چالش کشیده است که خوب در زمان پیروزی حزب الله بر اسرائیل خیلی این اتفاق نیافتاد. الان خیلی دولت‌ها در منطقه زیر سوال رفتند. از سوی دیگر حماس به عنوان یک گروه مسلمان سنی مذهب به عینه دید که دولت‌های سنی مذهب عمدتا با اسرائیل در این جنگ متحد شدند ولی یک گروه شیعه در لبنان یا دولت شیعی ایران از او حمایت تمام عیار کردند. درباره این دو وجه از تبعات جنگ توضیحاتی بفرمایید.
**صادق‌الحسینی: ببینید، مسئله فلسطین مسئله اصلی و مرکزی در وجدان عرب‌ها و مسلمانان ساکن در جهان اسلام از کوه‌های اطلس تا دیوار عظیم چین، است.
رایس در دو سه سال اخیر به سفارتخانه‌های آمریکا بخصوص در منطقه دستور داده بود که تا می‌توانید اصطلاحات جهان عرب و جهان اسلام را بکار نبرید و بجای آن اصطلاح خاورمیانه را بکار ببرید چرا که اگر شما اصطلاحات جهان عرب یا جهان اسلام را بکار ببرید، تمام احساسات عربی و اسلامی ضد آمریکایی و ضد غربی را تحریک می‌کنید در صورتی که اگر شما اصطلاح خاورمیانه را بکار ببرید این یک اصطلاح بی‌طرف است که جای اسرائیل هم در آن محفوظ می‌ماند. اگر بگوییم جهان اسلام یا حتی جهان عرب اسرائیل در هیچ کدام از آنها جایی ندارد ولی اگر بگوییم خاورمیانه اسرائیل هم در آن در نظر گرفته می‌شود.
** جنگ غزه پس از 60 سال ماهیت اسرائیل را در انظار عموم قرار داد
بعد از گذشت سال‌ها که دولت‌ها نقش‌آفرینی خود را در مسئله فلسطین بر نقش ملت‌ها غالب کرده بودند جنگ 22 روزه غزه نقش ملت‌ها را در این مسئله احیا کرد و بخصوص با مظلومیتی که پیروزی خون بر شمشیر در غزه به نمایش گذاشت و حجم و کیفیت جنایات و سبوعیتی که صهیونیست‌ها در غزه با پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های جهان لحظه به لحظه برای جهانیان به معرض تماشا گذاشتند که جا دارد از همه کسانی که در راه به تصویر کشیدن این جنایات و مظلومیت مردم فلسطین تلاش کردند تشکر کرد و واقعا انتشار این تصاویر هدیه‌ای الهی است که بعد از 60 سال بالاخره این امکان پیش آمده که مردم دنیا به صورت زنده ببینند که چه بر سر مردم فلسطین می‌آید، به هر حال انتشار این تصاویر عملا عواطف عمومی را در همه جهان به غلیان درآورده و باز هم برای اولین بار کشورهای عربی را به دو شقه و دسته تقسیم کرده است. این اولین باری است که برخی کشورهای عربی که در وسط معرکه ایستاده بودند مجبور شدند موضع‌گیری کنند و عملا به سمت کشورهای حامی فلسطین و دشمن اسرائیل و آمریکا سوق پیدا کنند.
این کشورها جسارت و جرأت این را یافتند که برای اولین بار یک تشری به آمریکا و اسرائیل بزنند که چکیده مواضع این کشورها را در کنفرانس دوحه دیدیم. این اولین بار بود که بخشی از جهان عرب از ایران، ترکیه، سنگال و تعدادی دیگر از کشورهای اسلامی غیر عرب برای شرکت در اجلاسی دعوت می‌کنند که برای نجات خودشان و حفظ وجهه خودشان در قضیه‌ای که یکی از اساسی‌ترین موضوعات جهان اسلام است. همچنین این اجلاس قصد داشت ته‌مانده وجدان برخی سران عرب را بیدار کند، چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند که دیگر این کشورها چه زمان می‌خواهند در مقابل حاکمان جور بیایستند. بالاخره اعراب در این جنگ مجبور شدند حجاب را از روی خود کنار بزنند و مردم این کشورها و
** جنگ 22 روزه فتنه تفرقه بین شیعه و سنی را خشکاند
حتی مردم دنیا متوجه شدند که در پشت نقاب این کشورها چه صورتی پنهان است.
مسئله دیگری که درباره جنگ غزه مطرح است این است که اگر چه در جنگ 33 روزه 2006 اسرائیل با حزب‌الله لبنان تمام بحث فقهای سلاطین منطقه که دشمن خونین مکتب امام راحل و اسلام سیاسی و اسلامی ناب محمدی این بود که به حزب‌الله لبنان کمک نشود و حتی برای پیروزی آنها دعا هم نشود، حنای اینها در جنگ غزه رنگ باخت و حماسه غزه اینها را در بدبختی محض انداخته و اینها در یک اقلیت متروک تنها مانده‌اند. حدود 120 نفر از متفکران، وعاظ ائمه جماعات و جمعه در عربستان و دیگر کشورها فتوای دعا برای پیروزی حماس دادند و سایت‌ها و رسانه‌های مرتبط با سران این کشورها مجبور شدند به این مسئله توجه کنند چرا که دیگر حماس شیعه نیست و از خودشان است و این هم هدیه الهی است که خون شهدا و مظلومین غزه به مسلمانان داده است تا توطئه و فتنه شیعه و سنی را اینجا خشک کرده و از بین برده است. آنهایی که در جبهه داخلی جهان اسلام می‌خواستند فتنه شیعه و سنی را راه بیاندازند در طول این جنگ در مخمصه شدیدی انداخت و اینها با مشکلات زیادی مواجه شده‌اند و شکاف عظیمی در بین ایشان افتاده است و باز تعدادی از این نیروهایی که در جبهه مقابل مقاومت بودند مجبور شدند چه با اراده خودشان و چه از روی اجبار به جبهه مقاومت منتقل شوند.
این شوکی بود که جنگ غزه به وجدان جهانیان وارد کرده است. البته این خود یک مقدمه‌ای بود برای بیدار شدن وجدان دنیا. برای اولین بار شاهد بودیم که یک خاخام اسرائیلی در وسط پایتخت قدیمی‌ترین دمکراسی غربی در یونان پاسپورت خود را در مقابل چشمان مردم می‌سوزاند و از دولت صهیونیستی ابراز انزجار می‌کند و می‌گوید که این دولت دیگر برای دنیا قابل اعتماد نیست. باز هم برای اولین بار این اتفاق رخ داد که جهانیان در بیروت جمع شدند در نشستی که ستاد حمایت از مقاومت در جهان برگزار کرده بود که بنده از اعضای موسس این ستاد هم هستم.
در راس این ستاد حمایت از حزب‌الله و حماس قرار دارند که شامل نیروهای منطقه عربی و اسلامی حامی حزب‌الله و مقاومت فلسطین، جنبش «جنگ را متوقف کنید» که مقرش در لندن است، جنبش مبارزه با هژمونی‌طلبی و امپریالیسم که مقر آن در کلکوتا و جنبش مقابله با تبعیض نژادی که مقرش در قاهره است، می‌باشد. از تمام قاره‌های مختلف جهان در این ستاد حضور یافتند و حتی ونزوئلا و بولیوی که عملکرد درخشانی در طول جنگ غزه از خود به نمایش گذاشتند در این نشست نماینده داشتند برای دفاع از غزه و حماسه غزه و رویکرد اسلام ناب محمدی در واقع چرا که رویکرد حماس در جنگ بر آن استوار بود. از ایران نیز 22 سازمان غیردولتی در این نشست شرکت داشتند و نمایندگانی از کشورهای مختلف با عقاید متفاوت از چپ، راست، لیبرال و مارکسیست همه در بیروت برای یک مسئله مشترک و آن اعلام تنفر و مبارزه با صهیونیسم، امپریالیسم و حمایت از مقاومت به ویژه مقاومت غزه جمع شده بودند. این نشان‌دهنده آن است که یک شکاف جدیدی در دنیا ایجاد شده و افکار عمومی در حال گردش به نفع فلسطین و فرهنگ مقاومت و مکتب اسلام ناب محمدی (ص) است.
* فارس: شما تا اینجا از تاثیرپذیری گسترده مردم دنیا از الهامات انقلاب اسلامی گفتید، توضیح دهید که چقدر از این مسئله متاثر از رویکردهای دولت نهم و مواضع و شخصیت آقای احمدی نژاد است؟ آیا آمدن آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران در عرصه بین‌المللی در بروز این تحولات و یا حداقل سرعت بروز آنها موثر بوده است یا نه؟
**تاثیر احمدی نژاد در بالندگی فرهنگ مقاومت قابل انکار نیست
**صادق‌الحسینی: می‌توانم به طور قطع و یقین بر اساس اطلاعات و تحلیلی که دارم بگویم که - اطلاعاتم هم قوی‌تر از تحلیلم است- رهبران مقاومت لبنان و فلسطین تحلیل‌شان این بوده است که با روی کار آمدن دولت نهم در ایران عملا راه تقویت مقاومت لبنان و فلسطین و فرهنگ مقاومت در منطقه چندین برابر تقویت و باز شده است. یکی از رهبران بزرگ مقاومت لبنان می‌گفت که آقای احمدی نژاد به صورت همه جانبه حمایت از فرهنگ مقاومت را عملی کرده است و هر چه را که مقاومت به آن نیاز دارد را دولت نهم ایران متعهد به تامین آن شده است و این خود برای ما یک قوت قلب بسیار بزرگی برای مبارزه با تمام طرح‌های مرموز و خطرناک که برای از بین بردن اراده رزمندگان و مردم حامی مقاومت می‌باشد در جهت ادامه مبارزه علیه اسرائیل و آمریکا و دفاع از استقلال کشورهای جهان سومی خواهد بود.
این برای اولین بار است که جمهوری اسلامی ایران، انقلاب اسلامی ایران و فرهنگ مقاومت که تا بحال متهم می‌شد به داشتن گرایشات شیعی و به تبع آن از منافع شیعیان خود حمایت می‌کند، از بند این اتهام به صورت عملی رهیده است و البته این مسئله همواره یک اتهام بوده است. امروز زمینه‌های تحقق عینی تبدیل فرهنگ انقلاب اسلامی به زمینه‌ای برای انقلاب مستضعفین جهان به عینه مشاهده می‌شود. عملا در این مقطع و در دوره دولت نهم بوقوع پیوسته است.
* فارس: به تعبیر دیگر رویکردها و عملکرد دولت طرح‌هایی را که آمریکا و غرب برای منطقه داشتند در عراق، افغانستان، لبنان و مهم‌تر از همه فلسطین بر هم زده است.
**صادق‌الحسینی: دقیقا همین طور است و اگر جز این نوع برخورد اتفاق افتاده بود که از تشکیک در بنیان هولوکاست شروع شده که کاملا به حق و صحیح بوده است تا مقاومت در برابر صهیونیسم که بعنوان آخرین مدل‌های طراحی از فاشیسم، نازیسم و آپارتاید مطرح است و باید بساط آن را در هم پیچید تا دفاع بی‌قید و شرط از فرهنگ مقاومت در منطقه و جهان و ایستادگی در مقابل تحمیل اراده‌های خارجی و یا شرایط خارجی برای گفتگو و پذیرش زندگی معمولی در جهان، اگر اینها نبود به نظرم الان چهره دیگری از منطقه جهان اسلام، جهان عرب و چه بسا ایران تصویر شده بود.
یک بحث را شما مطرح نکردید که خیلی بحث مهمی هم هست. به نظرم جنگ هنوز تمام نشده است و در مرحله بسیار خطرناکی قرار دارد.
* فارس: اتفاقا این سوال بعدی ماست. اجازه دهید سوال را مطرح کنم. اسرائیل در عملیات نظامی شکست فاحشی خورد و لذا تقریبا مشابه زمانی که از مقاومت لبنان شکست خورد، به طراحی و اجرای عملیات در عرصه‌های سیاسی روی آورده است. اسرائیل الان آمده در حوزه‌های سیاسی و در عرصه دیپلماسی با آمریکا، اروپا و حتی کشورهایی در منطقه نظیر مصر و عربستان پیمان‌های امنیتی منعقد می‌کند تا یک چتر محاصره بسیار گسترده‌تر را بر غزه تحمیل کند. این خیلی خطرناک است. می‌خواهیم شرایط جدید را نیز برای‌مان تشریح کنید.
** خطرناک‌ترین مرحله جنگ غزه آغاز شده است
**صادق‌الحسینی: ببینید اسرائیل هم در زمین و هم در هوا شکست خوردند و اکنون جنگ دریاها آغاز شده است. این خطرناک‌ترین بخش جنگ است که همه ما باید برای آن آماده شویم. ببینید الان حدود 9 ماه است که می‌شنوید در باب‌المندب دزدان دریایی شروع به حمله و دزدی و اخاذی از کشتی‌ها کرده‌اند. چند کشتی ایرانی را در آنجا ربودند و چند کشتی غربی هم برای رد گم کردن ربوده شد. این دزدان دریایی عروسک‌های خیمه شب‌بازی آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها هستند که به آنها پول، سلاح و مشروبات الکلی می‌دهند و همه جوره آنها را تجهیز می‌کنند تا این کار ادامه یابد تا روزی که به آنها نیاز بود و آن روز بعد از پایان جنگ در غزه بود.
آمریکا و اروپا به بهانه مقابله با این دزدان دریایی از تنگه هرمز، باب‌المندب، کانال سوئز تا جبل‌الطارق تنگه‌ها و آبراه‌های اصلی جهان اسلام و عرب را تحت تسلط خود دربیاورند. الان بهانه اینها موشک‌های مقاومت و سلاح‌هایی است که مدعی‌اند به صورت قاچاقی به مقاومت در غزه می‌رسد، است.
اینجاست که می‌بینیم بند هفتم اساسنامه پیمان ناتو عملیاتی می‌شود. بند هفتم اساسنامه پیمان ناتو می‌گوید دشمن در هر کجا که به تو ضربه زد، تو می‌توانی و حق داری در هر جای دیگری که او به شکل‌های مختلف ظاهر می‌شود و یا منافعی دارد به آن ضربه بزنی. این را ما اینجا می‌بینیم که مثلا دشمن در غزه ضربه خورده است اما تمام آبراه‌های اصلی جهان اسلام تحت سلطه دشمن در می‌آید تا هر جا توانست به ما ضربه بزند.
** قرآن به ما توصیه کرده هر جا توانستیم به دشمن ضربه بزنیم
با این اوصاف عملا جا دارد که ما مسلمانان که 14 قرن پیش در این زمینه آیه قرآن برای‌مان نازل شده است، به آن توجه شایسته‌تری کنیم. ببینید من این مطلب را از «مراد هوف» دیپلمات آلمانی که مسلمان هم شده است شنیدم که می‌گفت شما مسلمانان که باید به این آیه قرآن ببالید از آن می‌ترسید و از آن فرار می‌کنید. اینکه قرآن می‌گوید «اقتلوهم حیث ثقفتموهم» یعنی هر جا آنها را یافتید، آنها را بکشید که ناظر بر مشرکین و دشمنان مسلمانان است، این آیه قرآنی عین همان بند هفت اساسنامه پیمان ناتو است و اینجاست که دولت ایران، مسلمانان و انقلابیون مسلمان جهان باید به خود ببالند که اسلام حدود 15 قرن قبل و پیش از آنکه دنیا به این نتیجه برسد به مسلمانان توصیه کرده که اگر از دشمنان ضربه خوردید در هر کجای دیگر حق دارید به آنها جواب بدهید و ضربه بزنید. ما می‌توانیم هر لحظه که اراده کنیم و حق ماست و حتی وظیفه ما ایجاب می‌کند که تنگه هرمز را ببندیم، جبل‌الطارق را ببندیم. الان جنگ مسلط شدن بر مسلمانان و امت‌های اسلامی و بر اراده فرهنگ مقاومت است. غزه الان پرچمدار مبارزه با هویت ماست و پرچمدار مبارزه با حمله به دین ماست و پرچمدار امنیت تک تک کشورهای مسلمان است.
** دشمن عزمش را برای تسلط بر اراده و هویت منطقه جزم کرده است
اگر ما امروز دروازه‌هایمان را هم ببندیم و بگوییم با دنیا کار نداریم اما آنها با ما کار دارند و دست از سر ما بر نمی‌دارند. چون امروز شروع یک حمله وسیع بر کلیت هویت منطقه است و لذا وقتی اوباما سر کار می‌آید و از تئو محافظه‌کارها بریده و قصد دارد چهره آمریکا را در دنیا اصلاح کند اولین شرطی که برای تعامل با ما می‌گذارد می‌گوید مشت‌های گره کرده خود را کنار بگذارید تا با هم سخن بگوییم آن هم در روزهای سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی. این بسیار معنادار است. شاید برخی دوستان ایرانی این حرف‌ها را شعاری بدانند و حتی از آن خوش‌شان هم بیاید و یا این ذهنیت ما را توهم توطئه بدانند اما بدانید دنیا بر اساس برنامه‌ریزی حرکت می‌کند و ما مسلمانان اعتقادمان بر این است که هیچ چیزی تصادفی اتفاق نمی‌افتد.
اینکه بگوییم اگر حماس به اسرائیل موشک نمی‌زد این اتفاقات در غزه نمی‌افتاد یا اینکه بگوییم اگر احمدی نژاد فلان حرف را نمی‌زد، جهان علیه ما موضع نمی‌گرفت و امثال این حرف‌ها اینها بی‌خود است. آنچه دارد اتفاق می‌افتد بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته برای تسلط بر منطقه است.
** نمی‌شود انقلابی بود و اتوکشیده هم زندگی کرد
فن اداره و مدیریت جنگ و صلح از سوی ما بسیار مهم است، ما هم نمی‌گوییم شعاری باشد اما باید بدانیم که هدف چیست و کجاست؟
ببینید تعیین موقعیت، محاسبه توازن قوا و مهم‌تر از همه شناخت گرانیگاه و قبله خیلی مهم است. یکبار ما می‌خواهیم به سوی کعبه نماز بخوانیم و یکبار هست که می‌خواهیم به قبله نیویورک، لندن یا رم و اینها نماز بخوانیم؛ اینها خیلی مهم است. اگر قرار است قبله‌گاه ما هنوز مکه باشد و دفاع از انقلاب، مکتب امام و امنیت ملی‌مان و ملت مسلمان‌مان خوب باید بهای آن را هم بپردازیم هر چه که باشد. اینکه ما بخواهیم هم انقلابی بمانیم، هم مسلمان، هم قوی باشیم و همه اینها را با هم داشته باشیم ولی خیلی هم اتوکشیده و صاف و لوس باشیم و هیچ اتفاقی هم نیافتد و هیچ کس هم زخمی نشود و هیچ کشته‌ای ندهیم، هیچ اتفاقی نیافتد و از گل کمتر به کسی نگوییم و سلاح‌ هم اصلا کنار گذاشته شود و با دنیا بیاییم فقط جوک بگوییم و صرفا گفتگو کنیم این که نمی‌شود، اینها کنار هم نمی‌نشینند. واقعا اتفاقات خطرناکی در منطقه در حال وقوع است.
آخرین پدیده خطرناک در منطقه لفظ «کیان صهیونیستی» و اسرائیل است که آمریکایی‌ها دارند آن را به کار می‌برند و در حال حاضر حماسه غزه عملا نابودی اسرائیل را از یک حقیقت قرآنی که در جولای 2006 به عنوان یک حقیقت میدانی تثبیت شده بود، تبدیل به یک حقیقت عینی برای آمریکایی‌ها و اروپایی کرده است. ما مقاومت در مقابل اسرائیل را به عنوان یک حقیقت قرآن پذیرفته بودیم که قرآن وعده نابودی ظلم را داده است، در جنگ 33 روزه عملا در میدان جنگ ثابت کردیم که اسرائیل دیگر قدرت بقا ندارد و امروز اسرائیل به یک بار سنگین بر دوش آمریکا و اروپا شده است که اینها می‌خواهند هر چه سریع‌تر از زیر بار آن شانه خالی کنند.
** غرب به این باور رسیده که دیگر منافع حمایت از اسرائیل ارزش هزینه‌های آن را ندارد
امروز اگر فضای جهانی غرب را ببینید مشاهده می‌کنید که مخالفت‌ها با اسرائیل در غرب شکل کاملا متفاوتی با چند سال قبل پیدا کرده است. در طول همین جنگ غزه روشنفکران زیادی در بندرهای یونان حضور یافته و مانع از ارسال سلاح به اسرائیل شدند تا جنگ متوقف شود، ترکیه به خود آمد و برای اولین بار در ترکیه عکس‌های سید حسن نصرالله و از آن مهم‌تر عماد مغنیه که به عنوان تروریست بین‌المللی از طرف جامعه بین‌المللی زورگو که از معادله ناعادلانه جنگ جهانی دوم بر جهان حاکم شده است، معرفی شده بود، بر روی دست مردم تظاهرات کننده دیده می‌شد. ترکیه از بطن امتداد پیمان ناتو و پیمان‌های امنیتی و سیاسی با اسرائیل به چنین جایی رسید و کشورش شاهد چنان حمایت‌هایی از مردم و مقاومت غزه بود. در دنیای غرب الان ده‌ها بلکه صدها انجمن و موسسه خود را برای محاکمه اسرائیل در دادگاه‌های بین‌المللی آماده می‌کنند. با قطع یقین می‌گویم که بزودی آمریکا و اروپا اسرائیل را بعنوان یک بار سنگین غیر قابل تحمل بر شانه خود تصویر خواهند کرد که دیگر ارزش و فایده تحمل ندارد و باید از شر آن خلاص شد. لذا بهترین فرصت برای ما برای مبارزه همین مقطع است چرا که اسرائیل ماندنی نیست و غرب هم به این نتیجه رسیده است که دیگر اسرائیل هزینه زیادی دارد که به فواید آن نمی‌ارزد و این هزینه‌ها برای غرب قابل تحمل نخواهد بود و ما باید از امروز به بعد بر اصول و ارزش‌های خودمان سفت و سخت بیایستیم.          ادامه دارد ...