بررسی انقلاب با توجه به دهههای پیشین حکومت پهلوی اهمیت دارد
وی با تاکید بر اهمیت بررسی انقلاب با توجه به دهههای پیشین حکومت پهلوی اظهار کرد: تحول اجتماعی که به مشروطه انجامید و دولتهای بعد از آن با سه دهه انقلاب برای فهم بهتر باید مقایسه شوند و مناسبات آنها فهم شود زیرا به صورت ابتر بررسی کردن، بحث را یک طرفه میکند.
غرضی، بساط حکومتی ایران از مشروطه به بعد را در ارگانهای دولت، مجلس و قانون اساسی قابل بررسی ارزیابی کرد و 4 دوره را برشمرد و مشروطه تا کودتای 1299 از کودتا تا رفع مزاحمت رضاخانی حکومت محمدرضا پهلوی قبل از 1332 و حکومت پهلوی از 32 تا 57 چهار دورهای است که میتوان آنها را در تاریخ انقلاب موثر دانست.
وی گفت: اولین کابینه در 1267 هـ.ش تشکیل شد و تا سال 1299هـ.ش، 40 کابینه تشکیل شده است. یعنی به طور متوسط هر سه ماه یک کابینه داشتیم که مستقل از شاهزادگان قجری و بعضی از عوامل وابسته به غرب از سران مشروطه بودهاند.
غرضی در ادامه تشریح کرد: از 1299 تا شهریور 1320 در دولت رضاخان، 20 کابینه را شاهد بودیم که به طور متوسط هر 12 ماه یک کابینه داشتهایم و از شهریور 1320 تا شهریور 1357، 40 کابینه بر ایران حاکم بود، یعنی سالانه یک کابینه جدید داشتیم.
وی افزود: بعد از مشروطه، هرج و مرج، کشور را میگیرد و مدیریت دولتی به کلی حذف میشود و جریانهای به اصطلاح اخاذی غیرمسوول بر جامعه حاکم میشوند؛ مشروطه عناصر اصلی خود را از دست میدهد و دولت به اصطلاح حتی در نام نیز عامل مهم و موثری نیست، عناصر سیاسی فعال کشور را به سمت و سوهای مختلفی میبرد که به لحاظ مدیریتی اصلا قابل توجیه نیست. اوج تسلط فراماسونری و افراد وابسته به انگلستان در تاریخ ایران را میبینیم.
غرضی در ادامه تاکید کرد: دو دهه حکومت رضاخانی از 1299 تا 1320 چند مشخصه خاص دارد؛ توسعه دولت به مفهوم دستگاهی با مسوولیت اداره کشور صورت میگیرد. چندین وزارتخانه به وجود میآید و پدیده بسیار مهمی که در این دوره برای اولین بار رخ میدهد، پدیده پولی – مالی متمرکز و اقتصاد دولتی متمرکز به وجود میآید.
وی افزود: پدیده اولین چاپ اسکناس به عنوان پول ملی در دست دولت قرار میگیرد و دولت با امکان چاپ اسکناس هر کاری که میخواست را میتوانست انجام دهد و مهره مار پول کاغذی به جای سکه معتبر نشست.
غرضی، بزرگترین حادثه در تاریخ اقتصاد و سیاست ایران را تمرکز چاپ اسکناس در دست دولت دانست و گفت: با این اتفاق، کل کشور متضرر میشود و ارتش به عنوان ابزار سیاسی در کنار امکان اقتصادی و ابزار سرکوب در دست دولت قرار میگیرد و به قدری ضعیف میشود که هنگام خروج رضاخان از ایران، کشور تحویل سیستم بیانضباط میشود.
وی افزود: اتفاقی مناسب که در این دوره رخ میدهد، وجود دانشگاه است و تحصیلکردهها شروع به فعالیت میکنند و آموزش و پرورش به شکل ستادی عمل میکند و در این مجموعهها هدف اصلی، تغییر جامعه از شکل سنتی به شکل مدرن است که مورد توجه فراماسونها قرار میگیرد و نگاه به شکل دریافت نکات مثبت نیست. دانشگاه نوعی عمل میکند که هر تحصیل کردهای نگاه خاص و نسبتا منفی نسبت به وضع جامعه دارد و این باعث میشود که این مجموعههای جدید از مجموعه نظام سنتی به شدت فاصله بگیرند.
سالهای 20 تا 32 سالهای دخالت بیگانگان، جنگ و گرفتاری است
وی، سالهای 20 تا 32 را سالهای آزادی و دخالت بیگانگان و جنگ و گرفتاری ارزیابی و اظهار کرد: در این سالها هیچ مجموعه مدیریتی شکل نمیگیرد. در مجموعه مدیریتی رضاخانی، چند نکته مثبت وجود داشت؛ راه آهن سراسری که از نظر سیاسی منفی است و ساخت ساختمانهایی توسط آلمانیها که فیزیک مجموعه مدیریت رضاخانی بود و هنوز هم وجود دارد. در سالهای 20 تا 32 چندین دولت عوض میشود؛ به نوعی دچار عملزدگی میشود. قدرت سیاسی توان اداره کشور را پیدا نمیکند و مجموعه عناصری که در این دورهها روی کار میآیند هیچ صنعت انسانی، فرهنگی و توسعهای به وجود نمیآید جز اینکه فضای باز سیاسی پیدا میشود که از دل آن جبهه ملی و حزب توده بیرون میآید.
غرضی، مجموعه مدیریتی سالهای 20 تا 32 را مجزا از فعالان فضای باز سیاسی دانست و گفت: مدرنیزم به عنوان یک حرکت فعال مورد توجه آمریکاییها و اروپاییها قرار میگرفت و دولتهای کمکم مدرن را شکل میدادند؛ البته تا سال 42 این مساله دیده نمیشود زیرا تا آن زمان مدیران سنتی حاکم بودند و نظامیان و سیاسیون وابسته به دربار حاکم بودند و نظام مدیریتی که سیستم جدید مدیریتی را اعمال کند، در آن زمان دیده نشد؛ اما از سال 42، حزب ایران نوین و حزب مردم تشکیل میشود و منصور به عنوان قدرت فائقه کشور از سوی آمریکا روی کار میآید، مدیریت 15 ساله جدید روی کار میآید و مدیریت تکنوکرات و تحصیل کردههای خارجی در ایران، دولت تشکیل میدهند.
حرکت فعال سیاسی مدیریتی از سال 42 در فضای ایران ظهور میکند
وی با اشاره به ظهور حرکت فعال مدیریتی از سال 42 در فضای ایران را خلاصه شده در فعالیتهای فیزیکی دانست و تصریح کرد: این مجموعه مدیریتی میتواند بعضی از مسایل فیزیکی کشور را حل کند و تمام همت و مدیریت این مجموعه این است که به دروازههای تمدن بزرگ به معنی داشتن کشور فیزیکی بسیار قوی برسند؛ ساواک بسیار قوی، ارتش قوی، حکومت مقتدر پولدار و جذب نیروی انسانی برای انجام کار اجرایی، فعالیتهای این دوره بوده است.
وی افزود: به لحاظ آمار و ارقام بهتر از سه دهه قبل عمل کرده بودند اما به لحاظ پرورش نیروی انسانی که به سیستم وفا کند، بسیار بسیار عقب افتاده و فاسد بودند. این مجموعه نسبت به حاکمیت سیاسی خود آن قدر بیگانه بود که وقتی زمزمههای انقلاب شروع شد، اولین کسانی که نسبت به حکومت سیاسی و نظام پشت کردند، مجموعه مدیریت سازمانی آنها مانند ارتش و تشکیلات اداری و حکومتی بودند. مجلس و دولت به راحتی به اهداف سیاسی حاکم پشت کردند.
پدر و پسر پهلوی به هیچ وجه نتوانستند رضایت عامه را به دست آورند
غرضی با تاکید بر توسعه نامتوازن به مثابه مجموعهای که توان رشد استعدادهای کشور را داشته باشد اظهار کرد: توسعه نامتوازن به این معنا، علت این نوع پرورش نیروی انسانی بوده است. انقلاب به دلایل فرهنگی و موازنه قدرت با غرب و سرکوب تاریخ صدساله ملت در برابر حکومت فیزیکی غرب پیروز شد. پدر و پسر پهلوی در مجموع کارهای 57 ساله خود، به هیچ وجهی رضایت عامه را نتوانستند به دست بیاورند.
وی افزود: به لحاظ اقتصادی، فساد سیستم بیشتر از لحاظ خدمات، تبلور پیدا میکند. خدمات به شدت گران است بالاخص خدمات تکنیکی و مجموعههای دارای امتیاز به قدری کشور را تحت فشار قرار میدهند که حقوق مدیران و کارگران تا 50 برابر تفاوت داشته است.
غرضی با یادآوری کارآموزی خود در فرانسه گفت: در آن دوره در فرانسه کارآموز بودم و یکی از استادان از من پرسید که فاصله درآمدی حداکثر و حداقل چقدر است؟ وقتی گفتم 50 برابر، او احتمال وقوع انقلاب را قطعی دانست.
وی با تاکید بر توسعه صنایع بومی به عنوان روند صنعتی شدن تصریح کرد: آنچه از دوره مشروطه به بعد اتفاق افتاده است، صنعتی شدن به معنای تزریق ماشین آلات صنعتی ساخت خارج است و الان هزاران کارخانه موجود است که تجهیزات دارد اما نیروی انسانی، مدیریت و توانمندی وجود ندارد و شاید از این بابت، هزینه برای جبران ضررها بسیار بالاست.
غرضی با تکیه بر تفاضل بالای هزینه و ضرر این تجهیزات گفت: من صدها کارخانه میشناسم که این هزینهها انجام شده است و در کشور خاک میخورد چه در دورههای گذشته و چه در دوره کنونی، امکان مدیریت بر آنها نیست و نیروی انسانی ملازم با مدیریت صنعتی تربیت نشده است.
به جای اینکه به نیروی انسانی تکیه کنیم به سرمایه تکیه و تاکید کردهایم
وی افزود: حتی در دوره ما هم اتفاق افتاده است که حاصل تعریف اشتباه از توسعه است. به جای اینکه به نیروی انسانی تکیه کنیم به سرمایه تکیه و تاکید کردهایم و به تزریق پول پرداختهایم و فکر کردهایم از طریق پول میتوان کشور را صنعتی کرد که این مساله خلاف منطق و معرفت فکری انسان است که انسان با خرید ماشین، ماشینساز شود، حتی بهرهبرداری از این ماشینها کمتر میسر شده است.
غرضی در ادامه به ایسنا گفت: مجموعه دولتهای ایران از مشروطه به بعد به کار تزریق ریال و دلار به جامعه بسیار فعال بودند و همهشان هم زمین خوردهاند زیرا تصور از توسعه در حالی که ما فکر کنیم وقتی به کسی کمک مالی کنیم او میتواند صنعتگر شود، باطل است.
انقلاب، توسعه اجتماعی بسیار وسیعی را همراه دارد
وی افزود: انقلاب، توسعه اجتماعی بسیار وسیعی را همراه دارد و از دولتها به شدت حمایت میکند؛ این گونه که در جریان تاریخ ایران اتفاق افتاده است و از دولتها حمایت شده تا امر توسعه در کشور انجام شود، میرساند که مردم میخواهند دولتها به توسعه به معنای واقعی برسند.
غرضی با اشاره به سه دهه انقلاب بیان کرد: در سه دههای که انقلاب اتفاق افتاده است، دولتها پشت سر هم آمدهاند و تجربیات یکدیگر را نقد کردند، عملیات تکرار شده است اما تجربیات نقد شده است یعنی دادن وام ارزان به اشخاص برای همه دولتها یکسان شده است و در زمان اجرای آن تبعیض رخ میدهد و در زمان تبعیض، تبدیل به ضد میشود.
وی با اشاره به درآمد 2 میلیاردی شاه در سال 57 به یاد آورد: شاه در سخنرانیاش گفت که 2 میلیارد دلار را از او گرفتهاند و در خط لوله گاز خوزستان- آستارا و هزینههای جاری خرج کردهاند و غصه میخورد که نتوانست این پول را مدیریت کند. در 53 به دلیل جنگ اعراب و اسراییل شاه موجودی بالایی داشت و هویدا به مردم گفت که ظرف 6 ماه، 6 میلیارد دلار بدهی خارجی را پرداخته است. سال بعد هم 20 میلیاردی به دست آمد که شاه در پادگان اصفهان، با اطلاع از درآمد کشور نسبت به هزینه آن به دولت اعتراض کرد.
وی افزود: توزیع پول در جامعه مسالهای را حل نمیکند. با تزریق پول مردم اول از همه به دنبال خرید نیازهای تعذیهای خود میروند، در نتیجه مواد غذایی کم میشود.
نیروهای انقلابی به مفاسد حکومت شاه آگاه بودند
غرضی با تاکید بر وضعیت دهه 50، نیروهای انقلابی را آگاه به مفاسد حکومت شاه دانست و گفت: این نیروها توانستند مفاسد شاه و دولت را به لحاظ مدیریتی بر ملا کنند؛ عدم توسعه اجتماعی و کیش شخصیت شاه علت وضعیت نامطلوب مدیریتی بود.
وی افزود: هر کسی هر پولی از پروژهای به دست میآورد، میخواست آن پول را از کشور خارج کند. در طول سالهای 42 تا 57 تزریق پول به عنوان وسیلهای برای توسعه کشور به اشخاص صاحب امتیاز صورت گرفت؛ یعنی به صورت چند برابر نیاز، این پول تزریق و تبدیل به امتیازطلبی میشد و مدیران بر سر هزینه کردن پول با هم رقابت داشتند.
جاهطلبیهای شاه سیاسی بود
غرضی در ادامه به ایسنا گفت: جاهطلبیهای شاه بیشتر سیاسی بود. او با تزریق ریال و دلار بهدنبال کسب مقاصد سیاسی بود. تجزیه و تحلیل رفتار این پدر و پسر حاکی از آن است که پدر با شدت عمل قدرت میسازد و محمدرضا با توسعه فیزیکی رفتار اجتماعی. در حالیکه تمام هزینههایی که میکردند، بخشی که به نیروهای انقلاب میرسید صرف مبارزه با آنها میشد و بخشی هم که به نیروهای ضد انقلاب میرسید، از کشور خارج میشد.
وی با اشاره به تجربیات خود در دهه اول انقلاب اظهار کرد: من این پروژههای زمان شاه را از نزدیک دیدهام و حتی الان هم که بقایای آنها دیده میشود، همه آن سرمایهها نابود شده است و به توسعه فیزیکی هم نرسیده است.
وی، مدیریت کشور در دهه 50 را به دو دسته نیروهای انقلابی و رژیم تقسیم کرد و در ادامه به تشریح مدیریت دولت بعد از انقلاب اشاره و اظهار کرد: اساسا تاکنون کمتر به این مساله پرداختهایم که نیروهای انقلاب در نیمه دوم دهه 50 در زندان بودند اما نیروهای عظیم در جامعه برای مقابله با فساد حاکم شکل گرفته بود که بر منبر و در دفتر این مفاسد را افشا میکرد و همین نیرو بعد از انقلاب حکومت را به دست گرفت.
غرضی تصریح کرد: این نیرو وقتی حکومت را در دست گرفت، دو تصور سیاسی و اداری خاص داشت، تصور سیاسی این بود که حاکمیت سیاسی به دست آمده است و باید توسعه سیاسی شکل بگیرد و تصور اداری هم این بود که با امکانات حاکمیتی باید به سمت مستضعفان برویم. نیروهای دولت موقت و مجلس اول هم بخشی از ویژگی دوم را داشتند.
وی با اشاره به طرح مصادره زمینهای اضافی در مجلس اول ازسوی خود تشریح کرد: همه به این طرح رای دادیم اما 8 سال بعد خود من در دولت آقای مهندس موسوی، لغو این طرح را به مجلس ارایه دادم.
غرضی تاکید کرد: بعد از انقلاب، نیروها معارض حقوق و ارتقای مستضعفان نبودند و همه به دنبال آن بودند اما همه آنها راه حل را تزریق پول میدیدند و این روحیه در همه حاکم بود. به یاد دارم که بنی صدر هم وقتی وزیر دارایی بود، این حرفها را میزد تا بتواند رییسجمهور شود. او حرف چپها را تکرار میکرد و اساسا هرکس بخواهد رییسجمهور شود، باید حرف چپ بزند. با اینکه تحصیلکرده بود اما برای جذب رای توزیع پول را سیاست خود و شعار خود قرار داد.
غرضی، شعارهای بنیصدر را به سه دسته، تقسیم و تشریح کرد: دادن پول ارزان به افراد، دادن ارز به قیمت دولتی به عدهای خاص و دادن پول به مستضعفان سه حرکتی بود که جامعه را به سرعت به دو طبقه ثروتمند و فقیر تبدیل میکرد.
وی، تصور نیروهای انقلابی از توسعه را بر اساس دو مبنا دانست و گفت: مبنای سیاسی و مبنای اقتصادی، مبنای تصور نیروی انقلابی از توسعه بود. مبنای سیاسی بر موازین اعتقادی است و مبنای عملیاتی آن فیزیکی است؛ به این ترتیب وقتی با اقتصاد فیزیکی برخورد کنیم، مبنای آن فیزیکی میشود. به نوعی دچار عملزدگی میشوند.
غرضی با اشاره به تجربه خود در معاونت عمرانی کردستان بیان کرد: با پول نفت در آن مناطق جاده ساختیم و الان هم که به آن منطقه میرویم، چون کارمان با موازین فنی سازگاری نداشت، اصلا از آن جاده خبری نیست؛ اما در آن زمان برای بیکاران به این شکل اشتغالسازی کردیم. فراموش نشود که در کردستان جنگ تمام عیاری برقرار بود و آوردن نیروی متخصص در درگیری محال است.
بالاترین نقد درونی ما این است که کمتر کار نتیجهگرا کردیم
وی اظهار کرد: بالاترین نقد درونی ما این است که کمتر کار نتیجهگرا کردیم؛ اما در آن زمان این تصور را از کار خود نداشتیم. ما تنها میخواستیم به هر شکل ممکن روستاها آباد شود و شهرها گسترش پیدا نکند و فقرا توانمند شوند و قانونمندی تعیین کردیم و بر اساس تعداد اولاد، به مردم زمین دادیم و نتیجه آن افزایش نرخ رشد از 8/1 به 4 بود و نمیتوان گفت که سیستم فکری و سیاسی ما غلط بود. به هر حال ما باید این تجربهها را به دست میآوردیم.
غرضی در تحلیل مدیریت دهه اول انقلاب، به جنگ به عنوان یک عامل مهم اشاره و تصریح کرد: مسایل مربوط به جنگ و عدم تجربه مدیریتی را اگر با هم ببینیم، در دهه اول، کشور را بسیار خوب اداره کردهایم، کشور با 5 میلیارد دلار هم اداره شده است و تورم 100 درصدی هم داشتهایم اما بالاخره به نتیجه رسیدهایم.
انرژی سیاسی ما صرف جنگ شد
غرضی افزود: در بعد سیاسی، باید بررسیهای میدانی را بیشتر میکردیم. انرژی سیاسی ما صرف جنگ شد؛ جنگی را که همه دنیا با ما جنگید با پیروزی به اتمام رساندیم. بزرگترین اتفاق در تاریخ این است که یک سیستم انسانی در برابر ابزار پیروز میشود. شعار این بود که خون بر شمشیر پیروز است.
وی افزود: دشمن و دوستان داخلی آنها جنگ را مسالهای فراموش شده میدانند و دایما میگویند که مسالهای خاص نبوده است؛ برای عدهای که طبل ضد جنگ میزدند پیغام فرستادم که مبارزه ما به شکل جنگ است و باید از جنگ یاد بگیریم؛ جنگ مورد لزوم ملت ماست؛ در فرانسه از من پرسیدند که چند سال است نجنگیدهاید؟ پاسخ دادم که 150 سال است نجنگیدهایم، آنها گفتند پس کشور شما اشغال است؛ آنها معتقد بودند که ملتی 150 سال بدون دشمن مگر ممکن است، هر استعدادی که میخواهد رشد کند عوامل ضد آن قویتر از عوامل موافق آن میشوند. پس یک ملت 150 سال بدون جنگ چگونه زنده است؟!
غرضی تاکید کرد: آنهایی که در داخل به عنوان سازماندهندگان سیاسی با انقلاب معارضه دارند، کسانی هستند که لیبرال دموکراسی را راهحل مساله میدانند و ادعای عقبافتادگی از دنیا را دارند و مدیریتها را مشکوک میبینند و میگویند چون راهحل لیبرال دموکراسی را قبول نمیکنید، پس عقبافتاده و از جامعه جهانی و دستاوردهای آن دور شده و عن قریب از بین خواهید رفت!
توسعه سیاسی ما منوط به این است که در برابر لیبرال دموکراسی بایستیم
غرضی با رد پذیرش لیبرال دموکراسی به عنوان راه حل انقلاب اسلامی تاکید کرد: توسعه سیاسی ما منوط به این است که در برابر لیبرال دموکراسی بایستیم و با آن مبارزه بنیادی میکنیم. اگر قرار بود لیبرال دموکراسی سیاسی جواب دهد، آمریکاییها از ایران رانده نمیشدند.
جمهوریت در ایران از نوامیس اسلامی است
وی با اشاره به اهمیت جمهوری اسلامی تشریح کرد: جمهوریت در ایران از نوامیس اسلامی است؛ جمهوری به معنای ریپابلیک نیست، این مفهوم نتیجه بحث مونتسکیو مبنی بر حاکمیت نصف به علاوه یک است. در حالی که من اصلا از جمهوریت این مفهوم را درک نمیکنم. من از جمهوریت، اجماع را درک میکنم.
وی افزود: وقتی ادعای مسلمان بودن داریم، همه شئونات باید به اجماع برسد. اجماع، توانایی کار درست را به ما میدهد. اجماع به دلیل اسلامی بودن جمهوری ما کارها را درست میکند.
غرضی با بیان اینکه همه انحصارگرایان سیاسی، میخواهند از اجماع به سمت تجزیهطلبی پیش روند، اظهار کرد: اجماع را رها میکنند و به دنبال حزب و حرف خود هستند؛ آنها باید حرفهای خود را در جامعه ارائه کنند تا حداقل در تاریخ بماند اما در کشور همه آنهایی که مسایل سیاسی را مطرح میکنند، طول عمری بین 3-5 سال دارند. چون احزاب در مقابل هم قرار گرفته و به نفی یکدیگر میپردازند.
مفهومی که از جمهوریت مراد است، مفهوم اجتماعی اجماع است
وی افزود: مفهومی که از جمهوریت مراد است، مفهوم اجتماعی اجماع است، درحالی که توانهای سیاسی موجود در کشور به دنبال مجموعه فراکسیونی و تجزیهای هستند، وقتی به قدرت هم میرسند به نفی هم میپردازند در نتیجه نفی همدیگر به نفی همگی منجر میشود و احزاب سیاسی، با تقابل بهوجود آمده، کشتی همدیگر را غرق میکنند.
غرضی با اشاره به صرف هزینههای زیاد برای جنگ خاطر نشان کرد: توان سیاسیمان را در دهه 60 صرف جنگ کردیم. حداقل دستاورد این بود که نسبت به 150 سال گذشته در ایران، مساحت ارضی کشور را حفظ کردهایم و این بسیار دستاورد بزرگی است که در دوره ما چیزی از کشورمان کسر نشد. در صورتی که در دوره قاجار و پهلوی دایم کشور کوچک و کوچکتر شد.
وی با اشاره به اهمیت حفظ اراضی کشور در طول جنگ تحمیلی گفت: بدون ابزار و با اقتصاد ضعیف و نیروی انسانی بسیار قوی و بازتابهای سیاسی در جنگ و دفاع از کشور فعالیت کردیم؛ من شاهدم که تهران بمباران میشد و هیچ چیزی جا به جا نمیشد. مردم به راحتی زندگی میکردند. غیر از گروههای سیاسی که بعضا با جنگ مخالف بودند، اجتماع خودجوشی علیه جنگ در سراسر کشور نداشتیم.
غرضی با اشاره به مسوولیت استانداری خود در خوزستان در دهه اول انقلاب بیان کرد: بمباران در خوزستان سنگین بود و بمبهای چند تنی به دزفول میانداختند؛ مردم شهید میشدند اما یک نفر از آنها هم بحثی درباره پایان جنگ نداشت. جنگ، تحمیلی بود که ما با قدرت سیاسی خود آن را به پایان رساندیم. قدرت سیاسی و توسعه سیاسی ما توانست جنگ را به پایان برساند و تکیه به کسی نکردیم و خودمان را نفروختیم.
غرضی با دفاع از مدیریت دهه 60، اظهار کرد: مدیریتی در سراسر کشور از مجموعه وزرا، وکلا و مسوولان شکل گرفت که طبقه نوظهور حکومت بود. طبقهای که از انقلاب بیرون آمد و قبل از انقلاب، ایستادگی و پس از انقلاب، مدیریت را به عهده گرفت، در تاریخ ایران بینظیر است.
وی افزود: آنها طبقه متوسط میانی بین دولت و مردم بودند و این مجموعه، حتی یک کلمه فساد هم نداشت. کسی علیه دیگری در آن اقدام نمیکرد. بحثهایی که امروزه و دورههای بعد بیان شد، در آن دهه به قدری راحت و ساده از آن عبور میشد که هیچ اتفاقی در کشور نمیافتاد بلکه توسعه شکل میگرفت.
وی گفت: به یاد ندارم که در مجموع10 سال دهه 60، به کسی مراجعه کرده باشیم اما کسی همراهی نکرده باشد. در سیستم حکومتی، همه عوامل همراهی میکردند.
غرضی با تاکید بر توسعه فیزیکی، توان جذب نیروهای جدید را درحالت معکوس دانست و تصریح کرد: این توانایی وجود نداشت زیرا نیروهای جدید در هنگام ورود به عرصه، زحمات دیگران را بدیهی فرض کردند. دولت در توسعه گاز کشور یک ریال نداده است و مردم خود هزینه کردند. تکنولوژی در سراسر کشور شکل پیدا کرده است و 55 میلیون نفر از خانوار از نعمت گاز برخوردارند. در حالی که در دهه 40 و 50 این مساله مطرح نبود و تصور اینکه کشور شبکه گازرسانی داشته باشد، محال بود.
مدیریت دهه 60 برخاسته از انقلاب بود
غرضی، مدیریت دهه 60 را برخاسته از انقلاب خواند و گفت: این مدیریت کار را بر عهده گرفت و در توسعه به شدت فعال شد و از جهاد سازندگی تا دولت، یک دولت موفق و کارآمد بهوجود آورد. این مدیران باعث آزادی روان جامعه از قید و بندهای گذشته شده بودند.
وی افزود: دهه بعد، دولت آقای هاشمی، بحث مقایسه بین ایران و کشورهای توسعهیافته در جامعه تحصیلکرده مطرح شد. به راحتی جامعهای که از جنگ بیرون آمد، دست به مقایسه خود با پیشرفتهترینها کشورها زد.
هویت دهه دوم فراگیری نگاه مقایسهای است
غرضی، هویت دهه دوم را در فراگیری نگاه مقایسهای دانست و گفت: توسعه در همه ابعاد ایجاد شد و مردم میخواستند هرچه که در دنیا هست، بهترین آن را داشته باشند.
وی با اشاره به مسوولیت خود در وزارت ارتباطات تاکید کرد: تنها با حضور و فرخوان مردم در نماز جمعه برای تهیه هزینه تلفن، چندین برابر انتظار، مردم مراجعه و کمک کردند؛ هر وقت اعلام میکردیم، موجی گسترده از مردم رجوع میکردند و سرمایه نیز میگذاشتند و مردم در شهرها و روستاهای مختلف با اهدای زمین و احداث بنا به مخابرات کمک میکردند.
مردم ایران خواهان توسعهاند
غرضی با اشاره به استقبال گسترده مردم از تلفن همراه، مردم ایران را خواهان توسعه دانست و اظهار کرد: مردم دایما خود را با کشورهای دیگر مقایسه میکنند، مجموعه مردم، احساس عقبماندگی در نداشتن تکنولوژی از سایر کشورها را در خود تقویت میکنند.
توسعه مرهون مدیریتهای انقلابی است
وی، توسعه را مرهون مدیریتهای انقلابی دانست و اشاره کرد: مدیریتهای انقلابی نمیخواهند به لحاظ سیاسی و تکنیکی زیر بار غرب بروند. توسعه، تحمیل نیست بلکه توسعه، خواست جامعه است و من به عنوان یک گزارشگر میگویم که در هر کجای کشور هر موضوعی را راجع به توسعه مطرح کردم، مردم استقبال کردند.
غرضی افزود: دهه دوم مردم با این مواجهند که انقلابشان باید توسعه پیدا کند و انقلاب باید سازندگی را دنبال کند. کشور در این دوره مدیرانی دارد که فکر میکردند توسعه فیزیکی جواب خواست انقلاب است و کم کم بخشی از مدیران به سمت بحث لیبرال دموکراسی گرایش پیدا کردند.
وی در ادامه به ایسنا گفت: بحثها به این سمت رفت که لیبرال دموکراسی جانشین اعتقادات مذهبی شود لذا در این جا فیزیک کار با اعتقادات برخورد کرد. دهه دوم دههای است که جنگ و نوامیس انقلاب آرام آرام از سوی عدهای زیر سوال میروند و کسانی پیدا میشوند که برای قانون اساسی جایگزین پیشنهاد میکنند.
وی با اشاره به ادعای گروهی مبنی بر لزوم داشتن قانون اساسی مطابق با منشور سازمان ملل به یاد آورد: سالهای 26 و 27 منشور سازمان ملل درست شد و من کودک بودم. پای منابر وعاظ اصفهان به شدت به منشور حمله میکردند و آن را با نامه حضرت امیر(ع) مقایسه میکردند که حقوق انسان بسیار برتر است.
غرضی در ادامه تشریح کرد: وقتی بحث فیزیک انقلاب و بحث اعتقادات انقلاب با هم برخورد پیدا میکنند، دهه دوم بهوجود میآید.
وی با اشاره به دهه سوم، چگونگی انطباق اعتقادات و جامعه را مطرح و اظهار کرد: انطباق اعتقادات انقلاب با فیزیک و جامعه تلاشی بود که در دهه سوم دنبال شد اما هیچ کشوری در این حرکت موفق نبود. آمریکاییها پس از تجربیات داخلی، به چنین روزی افتادهاند؛ این مساله تجربه یک نسل و دو نسل نیست بلکه تجربه مربوط به اینکه بتوانیم انسان ساکن در ایران را قانع کنیم تا به جای امتیازات به وسیله ارائه خدمات خداپسندانه زندگی کند، بسیار مشکل و پرهزینه است.
وی، دهه سوم را شاهد عکسالعمل اجتماعی و سیاسی دانست و گفت: نفی لیبرال دموکراسی از سوی اجتماع و اثبات وجود انقلاب از سوی سیاست مطرح شد که هر دو گرفتاریهای خاص خود را دارد؛ یعنی هر دو سو سعی در تثبیت خود دارند. از آن جایی که جامعه به سمت صنعتی شدن میرود طبیعت بهتر آن، این است که تولید جنس بهتر با قیمت ارزانتر مطلوب است، پس معارضه بین نیروها به شدت ایجاد میشود، امتیازطلبان به دنبال همه نوامیس کشور برای انجام این کار هستند که قاعدتا این کار موفقیتی نداشته و ندارد.
غرضی افزود: کسانی که امتیاز ندارند، وقتی به جامعه نگاه میکنند، میبینند که عدهای همه امتیازات را مصادره میکنند و این باعث عکسالعمل از سوی آنها علیه جریان جاری میشود.
غرضی، ثبات را در معنای خلاف عقاید مردم و انقلاب و سرسپردگی به تجویزات سیاسی، رد و بیان کرد: ثبات در حالتی که کشور در برابر مسوولیتهای خود و در مقابل دشمنان خود حفظ شود اما با هیچ سیاستمدار و برنامهریزی رفاقت نکند، معنا میدهد. وضعیت ما در منطقه خاورمیانه ناشی از همین تفکر است و مردم ما نیز با همین تفکر، کمک به مسوولان را میپذیرند.
وی افزود: تمام دولتها در خاورمیانه از سوی مردم، رد شدهاند و جنگ و گرفتاری دارند اما وقتی به مردم نگاه میکنیم، انقلاب خود را مردمی هم میبینیم و بعد از انقلاب تاکنون هیچ مساله اجتماعی نداشتهایم که برای نفی حاکمیت به درگیری بکشد.
درگیریهای دانشجویی بخشی از خواستههای توسعهای است
غرضی با اشاره به درگیریهای دانشجویی بیان کرد: درگیریهای دانشجویی بخشی از خواستههای توسعهای است که در شکل سیاسی بسیار ضعیف مطرح میشوند که باید از آن استقبال شود اما این خواستهها هرگز اجتماعی نمیشوند. تاریخ مبارزات سیاسی دانشگاهها از ابتدا تاکنون، بخشی از توسعه اجتماعی است که خود را به توان سیاسی نزدیک میکند و وقتی به توان سیاسی هم میرسد، چون با جامعه ارتباط وسیع ندارد، سرخورده میشود.
غرضی افزود: سیستم دانشجویی، معتبر است و از آن اجتماعات قوی حاصل شده است اما به هیچ وجه نتوانسته است مثل سیستم سنتی استعداد خود را در تداوم امور شکل دهد؛ البته این طبیعی است زیرا سیستم سنتی نسبت به گذشته به شدت واقف است اما سیستم دانشجویی میخواهد آنچه را در ذهن دارد، به نتیجه برساند و بدون پشتوانه جلو میآید و گاهی با سیستم سنتی همراه میشود و گاهی هم از آن فاصله میگیرد.
جریان داخل نسبت به جریان منطقهیی در دهه چهارم چیزی نیست
غرضی به بررسی و تحلیل دهه چهارم پرداخت و به ایسنا گفت: در دهه چهارم جریان داخل نسبت به جریان منطقهیی چیزی نیست. دههای است که ما در منطقه بگوییم که دولتهایی که با سیستم اجتماعی خود همراه نیستند، حتما تضعیف میشوند و دولتهایی میمانند که با سیستم اجتماعیشان همراه شوند.
وی با تاکید بر اهمیت حوادث داخلی در دهه چهارم بیان کرد: در داخل ایران، شکل کار سنتی و مدرنیسم، به اجبار به هم نزدیک میشوند اما با هم توافق نمیکنند یعنی نتایج کار به سیستم توسعهای میانجامد اما به شکل واحد نمیرسد. گرفتاری خاصی پیدا نمیشود اما آن طوری که ما میخواهیم جامعه توسعه پیدا کند، نه در شکل سیاسی و نه در شکل فیزیکی توسعه پیدا نمیکند اما تعاملهایی میشود که از شدتها و حدتها در دهه دوم کاسته میشود.
غرضی با تاکید بر درگیریها در دهه دوم خاطر نشان کرد: این درگیریها در دهه دوم، نیروی وسیعی را از جامعه منهدم کرد اما در دهه چهارم این اتفاق نخواهد افتاد؛ بحران جهانی هم زاییده سیستم فکری است که ما از آن فاصله داریم. آنها باید با ما فقط دشمنی کنند اما اینکه تاثیر امواج سیستم بحران جهانی به لحاظ سیاسی و اقتصادی به ما برسد، وسیع نخواهد بود.
دهه چهارم، ادامه مدیریت جذب نیروی متعهد است
وی، دهه چهارم را ادامه مدیریت جذب نیروی متعهد دانست و گفت: مردم در این دهه میپذیرند که این سیستم مدیریتی درست است و امیدواریم که انشاءالله درست هم باشد؛ به لحاظ سیاسی چون قدرت انقلاب توانایی این را داشته است که در سراسر جهان سربازگیری کند، هر روز توسعه بیشتری پیدا میکند.
غرضی در پایان با بیان اینکه آنچه گذشته است "کان فی قصصهم عبره" گفت: این کشور الگوپذیر نیست،این کشور مجموعه نیروهایی دارد و در آن زندگی میکنند، دنبال کسانی هستند که بتوانند اعتماد متقابلشان را جلب کنند و نسبت به حرفهای خود تاییدیه بگیرند و ملاحظه میکنید که تا حالا چنین اتفاقی نیفتاده است.