تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۸۵۶۵۰

نگاه جهان محور و شعارهاى تغییرگرایانه باراک اوباما که حتى دشمنان آمریکا را منتظر گوشه چشمى از وى نگه داشته، فرصتى در اختیار بزرگان اروپایى و آسیایى است تا نقش آفرینى خود را در معادلات بین المللى افزایش داده و از دوره جدید براى نمایش شخصیتى تازه از خود بهره ببرند. یکى از دشوارى هاى بزرگ آمریکا در شرق قاره سبز به خصوص در روزهاى پایانى دولت جورج بوش، بازگشت روسیه به اقتدارگرایى پیشین و مخالفت هاى مشکل ساز آن با سیاست هاى آمریکا و متحدانش در قبال جمهورى هاى تازه استقلال یافته بود. به گزارش دیپلماسى ایران هژمونى روسیه در منطقه و میدان عمل این کشور براى تاثیرگذارى و اخلال در روند سیاسى و اقتصادى ایالات متحده باعث شد تا بسیارى از کارشناسان مهم ترین دغدغه دولت تازه آمریکا را متوجه این موضوع قلمداد کنند. روسیه قدرتى وزین و معتبر در منطقه و واجد خصوصیاتى است که در صورت عدم ورودش به تبادلات اروپایى و آمریکایى، خواه ناخواه قادر به ایجاد مشکلاتى بر سر سیاست ها و نگره هاى آمریکایى در خاورمیانه و شرق اروپا است. ابراز علاقه دو طرف براى تجدید و بهبود روابط با تکمه سرخ رنگى که خانم کلینتون به همتاى روسى اش اهدا کرده و کلمه معنادار (reset) را بر خود داشته رسما آغاز شده است. روسیه و آمریکا به همان میزان که مختلف و متغیر مى اندیشند، داراى منافع و راهبردهاى مشترک نیز هستند. تلاقى خواسته هاى بین المللى اروپا و آمریکا از روسیه با توقعات کرملین از ناتو و آمریکا موجب شده است تا دولتمردان تازه آمریکا بیش از موارد اختلاف انگیز بر نقاط مشترک فیمابین متمرکز شوند و بتوانند خواهش هاى یکدیگر را هم پوشانى کنند. یکى از قدم هاى آغازین در این باره، اظهارات متفاوت یاپ دو هوپ شفر دبیرکل ناتو، پس از نشست ناتو در بروکسل گفت: وزیران به توافقنامه اى مبنى بر ازسرگیرى رسمى مذاکرات شوراى روسیه- ناتو در سطح وزیران دست یافته اند. هنوز جزییات و زمان دقیق آغاز مجدد مذاکرات ناتو و روسیه اعلام نشده ولى گفته شده است که رایزنى هاى طرفین پس از نشست ناتو در اوایل ماه آوریل شروع خواهد شد. یکى دیگر از نقاط عطف پدید آمده به پس از دیدار هیلارى کلینتون با سرگئى لاوروف در ژنو برمى گردد. در نخستین ملاقات وزیران خارجه طرفین، دو کشور آمریکا و روسیه به توافق بر سر کاهش تسلیحات استراتژیک دست یافتند. لاوروف که در کنفرانس خلع سلاح سازمان ملل متحد در ژنو سخنرانى مى کرد اعلام کرد که یکى از اولویت هاى دولت روسیه توافق تازه اى با آمریکا در مورد پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک است. دو کشور ابراز امیدوارى کرده اند که این پیمان تا پایان سال جارى میلادى امضا شود. به گفته کلینتون، امضاى پیمان جدید یکى از اولویت هاى دولت آمریکا به شمار مى رود. دو طرف همچنین در مورد برخى مسائل مشترک و جهانى از جمله افغانستان، خاورمیانه و شمال آفریقا مذاکراتى را براى همکارى بیشتر انجام داده اند. لاوروف گفته است که هدیه کلینتون را بر روى میز کارش قرار خواهد داد. با این وصف او هر روز با نقطه قرمز رنگى در اتاق کار خود مواجه مى شود که یادآور بسیارى تعهدات و مسئولیت ها و نیز خواسته ها و بهره مندى هاست. گسترش سلاح هاى هسته اى، تروریسم، صلح خاورمیانه، صادرات گاز و انرژى، سپر دفاع موشکى، استقلال کوزوو، حاکمیت گرجستان و جمهورى هاى استقلال یافته و کاهش سلاح هاى استراتژیک (START) مهم ترین محورهاى مشترک آمریکا و روسیه در دوران فعلى است.
تفلیس و کى‌یف بازندگان اصلى
تحولات اخیر در روابط مسکو و واشنگتن گواه آن است که این روابط در پى تحولات قدرت در کاخ سفید و پس از ماه ها رکود و تنش در مسیر عادى سازى قرار گرفته است. دیدار اخیر کلینتون و لاوروف که با تعارفات سیاسى بسیار همراه بود مؤیدى مشهود از تمایل هر دو طرف به تحقق این امر است. اما مسئله مهم در این میان، وضعیت کشورهایى است که در مقطع رکود روابط از میان این دو یکى را انتخاب و به تقابل با دیگرى پرداخته اند. گرجستان و اوکراین از جمله این کشورها هستند که پس از جنگ اوت و با سوداى حمایت همه جانبه غرب، راه واگرایى نهایى از روسیه و هم گرایى با غرب را انتخاب کردند که به نظر مى رسد در فرآگرد عادى سازى احتمالى روابط مسکو- واشنگتن بازندگان اصلى اى باشند که از روسیه مانده و از غرب رانده شده اند. به گزارش ایراس کشورهاى غربى از جمله آمریکا با فاصله گرفتن از شرایط احساسى جنگ اوت در قفقاز شمالى، با دیدى واقع بینانه تر حوادث این جنگ را ارزیابى کرده و به نظر مى رسد به درک این مهم نائل آمده اند که هرچند در محیط هاى داخلى، منطقه اى و بین المللى روسیه تحولات بسیارى حادث شده، اما ژئوپولیتیک همچنان عنصر پایدارى است که بر رفتارهاى این کشور در محیط خارجى تأثیر مؤثر دارد. تحولات نیز گواه آن است که هرچند طى سال هاى اخیر رویکرد عمل گرایانه در فرآیند سیاست گذارى خارجى روسیه مطمح نظر بوده، اما استراتژیست هاى سخت اندیش این کشور هنوز با ذهنیت ژئوپولیتیکى فکر و عمل مى کنند و همین طیف تصمیم سازان اصلى سیاست خارجى آن هستند. با این ملاحظه و همان طور که جنگ پنج روزه نیز نشان داد، آنها حتى به بهاء از دست دادن مزیت هایى از جمله رابطه (همه جانبه) با غرب، از مطلوبیت هاى ژئوپولیتیکى که آنها را در عداد منافع حیاتى روسیه تعریف مى کنند نخواهند گذشت و حتى براى حفظ این مطلوبیت ها در توسل به زور نیز تردیدى به خود راه نمى دهند. کشورهاى غربى از جمله اعضاء ناتو، با درک این واقعیت به این جمع بندى رسیدند که در صورتى که روس ها از جمله از طریق موج سوم گسترش ناتو (به اوکراین و گرجستان) در شرایط انقباض ژئوپولیتیکى قرار گیرند، احتمال توسل آنها به اقدامات مشابه با جنگ اوستیاى جنوبى دور از انتظار نیست. لذا در مقطع حاضر بهتر آن دیده اند که بیش از این به حوزه منافع حیاتى روسیه (مطلوبیت هاى ژئوپولیتیکى آن در خارج نزدیک) دست اندازى نکرده و جانب احتیاط را در روابط با آن مراعات کنند. از سوى دیگر آنها به واقعیت ناگزیر بودن روابط کلان و گسترده خود با روسیه از جمله در حوزه انرژى، امنیت منطقه اى و جهانى، خلع سلاح و تروریسم آگاهى دارند و هرچند با اکراه مدعاى مقامات کرملین را تأیید مى کنند که حل و فصل مشکلات در این حوزه ها بدون حضور و لحاظ ملاحظات مسکو به نحو بایسته اى میسر نخواهد بود. با این ملاحظه، نشست وزراى خارجه کشورهاى عضو ناتو که اخیرا در بروکسل برگزار شد و به نحو مشهودى زیر تأثیر فضاى عادى سازى روابط با روسیه قرار داشت، گواه بارزى از درک اعضاى ناتو (آمریکا و اروپا) از واقعیت بازگفته است. شایان ذکر است که بر اساس تصمیمات این نشست، فعالیت شوراى ناتو- روسیه که فعالیت آن پس از جنگ اوت از سوى ناتو متوقف شده بود از سر گرفته خواهد شد. افزون بر این، مذاکرات هیلارى کلینتون و سرگئى لاوروف وزراى امور خارجه آمریکا و روسیه که با تبلیغات و تعارفات سیاسى بسیار همراه بود نیز نمود دیگرى از تلاش براى عادى سازى روابط است که ناشى از درک اهمیت روسیه است. در این میان نکته اى که جلب توجه مى کند وضعیت گرجستان و اوکراین است که طى ماه هاى اخیر با سوداى حمایت همه جانبه غرب واگرایى نهایى (ویکتور یوشنکو و میخائیل ساکاشویلى رؤساى جمهور اوکراین و گرجستان) را انتخاب، اقدامات عملى زیادى را از جمله در قالب تلاش براى عضویت در نهادهاى غربى خصوصا ناتو مطمح نظر قرار دادند و بى پروایانه روسیه را مورد هجمه انتقادى خود قرار دادند. اما به گواه قرائن و همان طور که شمارى از کارشناسان نیز تأکید کرده و مى کنند، اروپا و آمریکا هیچگاه روابط با روسیه را فداى رابطه با اوکراین و گرجستان نخواهند کرد. آنها هنگامى که یوشنکو و ساکاشویلى با شعارهاى بر ضد روسیه «پل ها را پشت سر خود خراب مى کردند» به کى یف و تفلیس هشدار مى دادند که دیر یا زود تنش موجود میان روسیه و غرب رفع شده (همانند مقطع فعلى) و به حالت عادى بازخواهد گشت و در آن شرایط وضعیت این کشورها بغرنج خواهد شد که با ملاحظه تحولات جارى میان روسیه و غرب به ویژه آمریکا به نظر مى رسد، پیش بینى این عده در حال وقوع است. شایان ذکر است که وزیر امور خارجه گرجستان پیش از برگزارى نشست بروکسل ابراز امیدوارى کرده بود که در این نشست پیشرفت هایى در فرآگرد عضویت این کشور در ناتو حادث شد و بیانه اى ویژه درباره این کشور به ویژه روابط آن با روسیه از جمله تحرکات مسکو در آبخازیا و اوستیاى جنوبى صادر شود. او حتى تأکید کرده بود که در نشست بروکسل، روسیه باید به واسطه اقداماتش در قبال گرجستان به جامعه بین الملل پاسخگو باشد. به نظر مى رسد این امیدها ناشى از امیدوارى مقامت گرجى به اظهارنظر دانیل فرید، معاون وزیر خارجه آمریکا مبنى بر اینکه؛ «گرجستان قربانى بهبود روابط واشنگتن مسکو نخواهد شد»، بوده باشد، اما واقعیت ها حکایت از موضوع دیگرى دارد. این واقعیت دیگر از سوى جیمز آپاراتوراى، یکى از مقامات ناتو این گونه بازگو شد که؛ «ناتو در شرایط حاضر مجبور به اتخاذ رویه اى دوگانه است. این پیمان باید بتواند به عنوان متحد و شریکى مهم براى روسیه ایفاى نقش کند. هرچند باید همچنان مجال انتقاد از این کشور را براى خود محفوظ دارد». اوکراین و گرجستان، بدون التفات به دو بند اول، تنها به بند سوم دل بسته و آن را مجراى امیدى براى خود مى دانند. به این عبارت که منظور ناتو از حفظ مجال انتقاد، مربوط به رویه روسیه در قبال این دو کشور باشد و بهانه اى براى ارائه حمایت هاى بیشتر این نهاد از کى یف و تفلیس باشد. از سوى دیگر روند تحولات مى تواند مؤید این مدعا نیز باشد که موضوع تنش میان روسیه و گرجستان و اوکراین، دعواى میان مسکو و تفلیس نبود، بلکه ریشه در رقابت کلان ژئوپولیتیکى و ژئوراهبردى میان روسیه و غرب داشت. بر این اساس، این گونه عنوان مى شد که نوع رابطه غرب با تفلیس و کى یف و میزان حمایت آن از این دو رابطه مستقیمى با نوع رابطه کلان غرب با روسیه دارد. به این عبارت که در جریان تنش هاى اخیر میان روسیه و غرب، گرجستان و اوکراین از حمایت هاى مختلف غرب منتفع شد، اما حال که موعد دوستى مسکو و واشنگتن فرا رسیده، به قاعده طبیعى بازگفته از میزان حمایت هاى کشورهاى غربى از گرجستان و اوکراین کاسته خواهد شد. شایان ذکر است که اشتباهات ساکاشویلى در عرصه خارجى از جمله آغاز جنگ با اوستیاى جنوبى و استمرار آن با روسیه از یک سو و سمت گیرى نهایى آن به غرب که به تبع و به بهانه این جنگ انجام شد، محل انتقادات داخلى بسیارى از وى بوده است. طى ماه هاى اخیر این انتقادات موضوع اتحاد مخالفین مختلف نیز شده و آنها را بر آن داشته که به صراحت بر استعفاء وى از سمت ریاست جمهورى و برگزارى انتخابات زودهنگام تأکید و عملیاتى شدن این خواسته را مجدانه پیگیرى کنند. با این ملاحظه به نظر مى رسد نشست بروکسل را که به واقع مى توان شکستى دیگر در کارنامه ساکاشویلى دانست مزیدى بر تنگ تر شدن عرصه داخلى بر او باشد. به همین سان، نشست بروکسل بر وضعیت غرب گرایان در اوکراین به ویژه یوشنکو که او نیز طى ماه هاى اخیر با موج انتقادات گروه هاى مردمى و جناح رقیب مواجه بوده، بى تأثیر نخواهد بود و مى تواند اسباب زیادت فشارها بر وى باشد.