به تبع جنگ پنج روزه ماه اوت در قفقاز جنوبى میان روسیه و گرجستان و بروز اختلاف گازى میان مسکو و کى یف، نه تنها ژئواکونومى و ژئوپولیتیک منطقه قفقاز جنوبى، بلکه حوزه خزر و آسیاى مرکزى نیز به نحو ملموسى دستخوش تحول شده است. آمریکا و کشورهاى اروپایى در پى این تحولات و به عبارتى به بهانه این تحولات، ضمن تأکید بر تقسیم بندى هاى جدید، درصدد توسعه نفوذ خود در منطقه بر آمده و برخى اقدامات عملى را نیز در این راستا مطمح نظر قرار داد ه اند که از آن جمله مى توان به تحکیم همکارى هاى راهبردى واشنگتن تفلیس و ارائه پیشنهاد «همکارى شرقى» از سوى اتحادیه اروپا به کشورهاى حاضر در قفقاز جنوبى اشاره کرد. مجموعه این تحولات روسیه را براى حفظ منافع خود در منطقه به واکنش واداشته که ارائه پیشنهاد ایجاد «سازمان همکارى هاى اقتصادى خزر» در این راستا ارزیابى مى شود. یکى از نتایج اولیه جنگ اوت در اوستیاى جنوبى و بروز مجدد بحران گازى میان روسیه و اوکراین ایجاد مجالى جدید براى توسعه نفوذ کشورهاى غربى به حوزه قفقاز، خزر و به نحوى آسیاى مرکزى بود. کشورهاى غربى در فضاى پس از جنگ با بزرگ نمایى خطر روسى، تلاش مجدانه اى را براى تشدید سمت غربى سیاست خارجى کشورهاى حاضر در این مناطق به کار گرفتند که از آن جمله مى توان به تلاش هاى واشنگتن براى تحکیم همکارى هاى خود با گرجستان و اصرار اتحادیه اروپا به عملیاتى کردن ابتکار «همکارى شرفى» و راهبرد «سیاست همسایگى اروپایى» اشاره کرد. اما از آنجا که روسیه همچنان حوزه شوروى سابق را «خارج نزدیک» و حوزه منافع حیاتى خود مى داند، به انحاء مختلف نسبت به این تلاش ها واکنش نشان داده است. روسیه افزون بر تلاش هاى پیشین، وزیر امور خارجه خود را به باکو گسیل داشته تا با پیشنهاد ایجاد «سازمان همکارى هاى خزر» از یک سو به عنوان سازوکارى سلبى به تحدید نفوذ کشورهاى غربى در حوزه خزر اقدام کند و از سوى دیگر به عنوان سازوکارى ایجابى نقش خود را به عنوان مبتکر اصلى حوزه خزر بازتثبیت کند.
در همین راستا سرگئى لاوروف با سفرى دو روزه به باکو، مذاکره با مقامات این کشور در حوزه هاى مختلف به ویژه بررسى نتایج اولیه عملیاتى شدن موافقتنامه دوستى و همکارى راهبردى میان دو کشور که مارس ۲۰۰۸ به امضاء طرفین رسیده بود و همچنین تحکیم همکارى ها در حوزه خزر در دستورکار قرار داد. او در بدو ورود به آذربایجان، مذاکره با سران این کشور از جمله الهام على یف را یکى از دلایل اصلى سفر خود عنوان و تبادل نظر در خصوص روابط دوجانبه و دورنماى توسعه این روابط را از موضوعات اصلى گفتگوى خود با مقامات آذرى عنوان کرد. به تأکید منابع خبرى، لاورف در سفر خود به باکو ضمن تأکید بر این نکته که روسیه و آذربایجان به عنوان دو کشور همسایه و دو بازیگر مهم منطقه اى واجد حوزه هاى مختلفى براى تعامل هستند، طیف متنوعى از مسائل از جمله همکارى هاى سیاسى و همکارى هاى دوجانبه در حوزه هاى اقتصادى و اجتماعى را با مقامات آذرى مورد بحث و گفتگو قرار داد. تبادل نظر در خصوص مسائل حوزه خزر از جمله تعیین رژیم جدید حقوقى این دریا، ایجاد مکانیسمى چندجانبه براى تأمین امنیت حوزه خزر و سامان دهى به همکارى هاى اقتصادى در این حوزه از دیگر موضوعات گفتگوى لاوروف با مقامات آذرى بود. هرچند در مذاکرات وزیر خارجه روسیه و مقامات آذربایجان مسائل مختلفى مورد بحث قرار گرفت، تعارفات سیاسى بسیارى رد و بدل شد و طرفین در خصوص مسائل مختلف بر وجود دیدگاه هاى مشترک تأکید کردند، اما به تأکید تحلیلگران دو کشور در خصوص برخى موضوعات از جمله دو موضوع مهم قره باغ و نقش منطقه اى روسیه در قفقاز جنوبى با یکدیگر اختلافات اساسى دارند. به اعتقاد تحلیلگران آذرى همان طور که روند تحولات و رفتارهاى روسیه نیز نشان مى دهد، این کشور هیچ تمایلى به ورود جدى براى حل اختلافات مزمن در منطقه قفقاز جنوبى به ویژه مسأله حساسیت برانگیز قره باغ ندارد و مداخله جزئى این کشور در موضوع روابط آذربایجان و ارمنستان که از جمله طى ماه هاى گذشته در قالب دعوت از رؤساى جمهور این دو کشور به مسکو و انجام مذاکره در حضور دیمیترى مدودف انجام شد، در راستاى منافع خاص مسکو و نه به واسطه ماهیت مسأله بوده است.
در این راستا، بر این نکته تأکید مى شود که ابتکار محدود مسکو به واسطه این نگرانى صورت گرفته که این کشور عرصه ابتکار در قفقاز جنوبى را به یکباره به ترکیه و گروه مینسک واگذار نکند و با ایراد ابتکارى در این خصوص به توازن مداخله اقدام کند. همین موضع گیرى هاى مبهم که در مقاطع مختلف در حمایت از کل قضیه، در مقطع دیگر در حمایت از یکى از طرفین (آن هم به صورت مبهم) صورت گرفته، اسباب، رنجش باکو و گاهاً ایروان را فراهم آورده است. به اعتقاد برخى مقامات آذرى؛ روسیه در مقاطع مختلف تنها به فکر بهره گیرى از این تنش در راستاى منافع خود بوده و هیچگاه عزمى جدى براى حل نهایى اختلافات به کار نبسته است. حال آنکه به اعتقاد آنها بر کسى پوشیده نیست که مسکو از اهرم هاى فشار و مجاب سازى مؤثرى بر ارمنستان برخوردار است و با زحمت کمترى نیست به کشورهاى غربى مى تواند در این رابطه به اقدام مؤثر مبادرت کند. هم از این رو اعتقاد برخى در باکو بر این است که علت اصلى سفر لاوروف به آذربایجان و تأکید او بر توسعه همکارى هاى راهبردى با باکو، نگرانى روسیه از تشدید نفوذ نرم آمریکا و اتحادیه اروپا به قفقاز جنوبى از جمله در قالب «سیاست همسایگى اروپایى» و «همکارى شرقى» بوده است. با این ملاحظه، ارائه پیشنهاد ایجاد مکانیسم چندجانبه براى امنیت سازى در حوزه خزر که از سوى روسیه زیر عنوان «سازمان همکارى هاى اقتصادى خزر» پیشنهاد شده، تلاشى بازدارنده از سوى این کشور براى تحدید نفوذ بازگفته و نه به واسطه ماهیت مسأله تلقى مى شود. به عبارتى، روسیه جارى شدن این ابتکار در حوزه خزر را سازوکار مناسبى براى مهار نفوذ رو به گسترش کشورهاى غربى از جمله آمریکا در قفقاز جنوبى و آسیاى مرکزى مى داند و همان طور که ذکر شد نکته حائز تأمل این است که روسیه در این ابتکار تحکیم همکارى هاى اقتصادى (قدرت نرم) را پیشنهاد کرده که آمریکا و اتحادیه اروپا نیز عمدتا از همین سازوکار براى نفوذ استفاده و اغلب نیز موفق بوده اند. در تأیید این مدعا که هدف اصلى روسیه ماهیت مسأله نبوده و ایجاد توازن و به عبارت بیرون اندازى کشورهاى غربى از حوزه نفوذ خود را مطمح نظر دارد، مى توان به این مهم اشاره کرد که در ابتکار مسکو به ایران که یکى از اطراف مهم حوزه خزر است و امکان نادیده گرفتن منافع و ملاحظات آن در ترتیبات خزر وجود ندارد، التفات بایسته اى صورت نگرفته است.
همچنین روسیه در ابتکار جدید خود به خط لوله ناباکو در حوزه انرژى خزر که کشورهاى منطقه به ویژه آذربایجان براى آن اهمیت خاصى قائل هستند و اخیرا سایر کشورهاى حوزه خزر از جمله ترکمنستان و قزاقستان نیز براى الحاق به آن ابزار تمایل کرده اند، نیز عنایتى نکرده که نشان از وجه ضدغربى این ابتکار دارد. در برخى تحلیل ها با پیوند دادن دو موضوع بازگفته، بیرون گذارى ایران از حوزه خزر نیز به عنوان یکى دیگر از اهداف روسیه از این ابتکار ذکر شده است. به این عبارت که با توجه به ابراز تمایل مکرر ایران به الحاق به این خط لوله از جمله از طریق انتقال گاز ترکمنستان از طریق خاک خود به ترکیه و از آنجا به اروپا و امضاء چند سند همکارى میان تهران و باکو که در سفر الهام على یف به تهران (براى شرکت در نشست دهم سران کشورهاى عضو اکو) انجام شد، روس ها از این بابت نگران شده اند که همکارى ایران و آذربایجان منجر به ورود ایران به خط ناباکو شده و در نتیجه روسیه در این میان به حاشیه رانده شود. از این رو همزمانى سفر لاوروف به آذربایجان (چهارشنبه، همزمان با نشست سران در تهران) بى ارتباط دانسته نمى شود. در این رابطه تأکید بر آن است که هرچند ایران و روسیه در خصوص تحدید نفوذ آمریکا و کشورهاى اروپایى به حوزه خزر اتفاق نظر دارند، اما روسیه به واسطه مقدورات و ظرفیت هاى بالاى ایران براى نقش آفرینى در این حوزه، به این کشور نیز به عنوان رقیب مى نگرد و تمایلى به تشدید فعالیت و تقویت همکارى هاى آن با کشورهاى منطقه به ویژه در حوزه انرژى ندارد. لذا، هرچند ممکن است در آتیه پیشنهاداتى به تهران ارائه کند، اما به نظر مى رسد تمایل اولیه برون گذارانه ایران از این طرح از سوى مسکو با این پس ذهنیت صورت گرفته که ورود هر کشور ثالثى به حوزه خزر نافى منافع روسیه خواهد بود. هرچند تأکید روسیه بر این است که ایجاد «سازمان همکارى هاى اقتصادى خزر» سازوکارى مناسب براى تحصیل آسان تر و سریع منافع کشورهاى این حوزه، نزدیک تر شدن مواضع آنها و تأمین هرچه مطلوب تر منافع این کشور در عرصه بین المللى خواهد بود، اما، با ملاحظه دلایل بازگفته، اعتقاد برخى بر آن است که روسیه با ایراد ابتکار ایجاد «سازمان همکارى هاى اقتصادى خزر» علاوه بر غرب به تحدید حضور ایران (و به عبارتى هر کشور ثالث دیگر) در حوزه خزر نیز مى اندیشد.