تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۸۶۰۰۶

نویسنده: محمد جمیری
سال 1357 انقلاب اسلامی ایران پیروز شد و دولت آمریکا دولت موقت ابران را به رسمیت شناخت و متعاقب آن دولت موقت سعی کرد تا روابط دو کشور را پس از انقلاب کما فی السابق حفظ کند .اما دیوار بی اعتمادی بین ایران انقلابی و ایالات متحده روز به روز مرتفع تر شد تا اینکه با تسخیر لانه جاسوسی و گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی و متعاقبا مسدود نمودن حسابهای ایران در بانکهای آمریکا و حمله طبس ارتفاع این دیوار بی اعتمادی به اوج خود رسید .آمریکا همچنین حماییتهای بی دریغ خود را علیه ایران و در جریان جنگ تحمیلی از عراق اعمال نمود و پس از آن نیز با تصویب تحریمهای اقتصادی همه جانبه ایران را بیش از پیش در معرض تهدید قرار داد . اما اکنون و با روی کار آمدن باراک اوباما رئیس جمهور جدید شعار تغییر وی همه اذهان را متوجه خود نموده است . آمریکا یی ها می خواهند این تغییر را متوجه روابط پر ز تنش خود با جمهوری اسلامی ایران نیز بکنند .اوبا ما به گفته برژینسکی مشاور سیاست خارجیش در صدد است تا ماموری ویژه جهت مسائل ایران انتخاب کند تا همچون افغانستان و پاکستان راهی این کشور شود . اما چرا پس از انقلاب اسلامی روابط پایداری بین دو کشور وجود نداشته است؟ آیا با تغییرات گفته شده می توان شاهد یک رابطه با ثبات بود؟
در این زمینه باید به چند مسئله توجه داشت تا نوع رابطه ایران و آمریکا مشخص شود:
1) ماهیت ایدئولوژیک انقلاب اسلامی ایران : از ابتدای شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) ، قیام مردمی ایرانیان ، صفت اسلامی به خود گرفت تا ماهیتی کاملا جدا گانه از دیگر انقلابهای دنیا داشته باشد . انقلاب با شعار بازگشت به خویشتن، بیداری اسلامی، مبارزه با ظلم ، تاسی از قیام عاشورا و ... به پیروزی رسید .شعارهای که همگی در برابر فرهنگ غربی حاکم بر فضای کشور بود . هنگامی که روابط خارجی اسلام سخن می گوییم با ید به یک قاعده بسیار مهم فقهی نیز توجه داشته باشیم و آن قاعده نفی سبیل است که بر گرفته از آیه ای از قرآن می باشد . طبق این آیه تسلط اجانب و غیر مسلمانان بر امور مسلمانان غیر مجاز شمرده می شود .امام خمینی نیز یک ادبیات کاملا سیاسی را منطبق بر احکام دینی در اختیار گرفت ایشان امریکا را مظهر استکبار جهانی دانسته آن را متصف به صفت طاغوت نمودند . با نگاهی به آیات فران در می یابیم که هردو واژه مستکبر و طاغوت واژگانی قرانی بوده و برای کسانی به کار برده می شود که در برابر انبیاء و جناح حق ایستادگی می کنند .طاغوت طبق آیه ای از سوره بقره به رهبران کسانی اطلاق می شود که که به خداوند کافر گشته اند و در برابر مومنان که خداوند آنها را به سمت نور می خواند صف آرایی نموده اند . از جانب دیگر نظام لیبرال دموکراسی غربی که امروزه چهره شاخص آن ایالات متحده است همواره با انقلاب اسلامی ایران چالشی ماهیتی داشته است به طوری که در نشستهای مختلف علمی از جمله در سمیناری که در سال 1982در اسرائیل برگزار شد ، از بین بردن اندیشه حسینی و تفکر مهدوی که جزئی لا ینفک از اندیشه انقلاب اسلامی است را تنها راه مبارزه با این انقلاب دانستند. تئوریسینهای آمریکایی حتی پا را از این هم فراتر نهاده و فوکویاما اندیشمند ژاپنی تبار امریکایی ایده پایان تاریخ را مطرح نمود که بر اساس آن ادیانی مثل اسلام در نهایت امر باید در برابر فرهنگ غربی به زانو در آییند و لیبرال دموکراسی بر تمام جهان حکم فرما شود .توجه به این مطلب ضروری است که در گفتمان انقلاب اسلامی ایران نیز از بین رفتن تمامی ابر قدرتها و مستکبران عالم امری قطعی تلقی شده است بنابراین تا زمانی که این نوع نگاه و ایدئولوژی بر روابط دو کشور سایه انداخته است و هر یک به دنبال این است تا دیگری را از صحنه بیرون براند نمی توان انتظار داشت تا روابطی پایدار و مستحکم بین دو کشور برقرار شود.
2) مسئله فلسطین : بی شک یکی از مهمترین مسائل سیاست خارجی کشورهای اسلامی البته با شدت کم وزیاد مسئله فلسطین است . تاریخچه اشغال این سرزمین توسط صهیونیستها بر همگان روشن است. اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران روند تحولات فلسطین چرخشی جدید و گسترده یافت . امام خمینی (ره) روز جمعه آخر ماه رمضان هر سال را روز قدس نام نهاد و این پیشنهاد به سرعت از طرف دنیای اسلام مورد استقبال قرار گرفت .گروه های فلسطینی که تا قبل از انقلاب دارای اندیشه های غیر اسلامی بودند ، با مشخص شدن این نکته که اسلام قوی ترین ایده ئولوژی انقلابی را دارد به سرعت تغییر عقیده داده و مشی سیاسی اسلامی را برگزیدند .دو گروه عمده و اصلی در فلسطین که مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز می باشند گروه های مقاومت جهاد اسلامی و حماس است که ماهیت کاملا دینی دارند . این دو گروه هنوز اسرائیل را به رسمیت نشناخته اند واین مسئله ای است که امریکا و اسرایئل را می آزارد چرا که تشکیلات خود گردان سالهاست که این رژیم را به رسمیت شناخته است . گروه های اسلامی مقاومت با راه اندازی دو انتفاضه در قلب فلسطین اشغالی و نیز مقاومت حماسه آفرین حماس در جریان جنگ 23 روزه موجودیت اسرائیل را با خطر رسمی مواجه ساخته اند . در این میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران دو نگاه کاملا متفاوت به قضیه فلسطین دارند.. برای آمریکای ها حفظ موجودیت اسرائیل به عنوان حافظ منافع خود در منطقه و نیز تحت تاثیر لابی قوی اسرائیلی در امریکا امری کاملا ضروری بوده و باید تا سرحد جان از آن دفاع کنند .چنان که اوباما نیز طبق عادت دیرین مسوولان آمریکایی در ابتدای شروع به کار خود با حضور در آیپک خود را دوست اسرائیل معرفی نموده و نیز بسیاری از اعضای تیم وی مثل دنیس رایس از صهیونیستهای مشهور می باشند. در مقابل جمهوری اسلامی ایران بر خلاف بسیاری از کشورهای اسلامی نه تنها اسرائیل را حتی به رسمیت نشناخته است بلکه به صورت دائم وعده به نابودی دولت یهود داده است. آمریکایی ها حتی نسبت به گروه های مقاومت نیز نگاهی متفاوت با ایران دارند . درنگاه انها این هسته های مقاومت گروه هایی تروریستی است که با اعمال خشونت امیز صلح و ثبات منطقه را نیز با خطر مواجه کرده اند که در نهایت باید خلع سلاح شده از بین بروند . از سوی مقابل جمهوری اسلامی گروه های مقاومت فلسطینی را مبارزانی مسلمان و مدافعان سرزمین خود قلمداد می کنند واز آنها حمایت نیز به عمل می آورد . مسئله قدس شریف نیز خود یکی از مسائلی است که به تنهای برای مسلمانان جهان موضوعیت دارد . قدس به عنوان شهری مقدس از نگاه مسلمانان نمی تواند پایتخت حکومتی کاملا ضد اسلامی باشد .امری که به شدت از طرف حکومت صهیونیستی و با حمایت آمریکا در حال اجرا است . ایران نیز مخالف این امر است و بارها مخالفت خود را اعلام نموده است . بنابراین دومین عامل عدم برقراری رابطه ای مداوم بین ایران و امریکا نیز روشن شد .
3) انقلاب اسلامی با پیروزی خود دستاوردهای مختلفی در حوزه های متفاوت برای برای کشورمان در پی داشته است . حوزه علم وصنعت نیز از این دستاوردها مستثنا نبوده است.یکی از مسائلی که ذهن آمریکایی ها را بیش از شش سال است به خود مشغول داشته و همواره ایران را به خاطر بدست آوردن آن تهدیدی برای صلح وامنیت بین المللی می خوانند ، فناوری صلح آمیز هسته ای است . این فناوری که حاصل مجاهدت علمی دانشمندان ایرانی می باشد کاملا بومی بوده و از ابتدای انقلاب در جهت دستیابی به آن سعی شده است .جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام نموده که قصد استفاده نظامی از این فناوری را ندارد،این در حالی است که ایالات متحده از ابتدای به جریان افتادن این مسئله در آژانس بین المللی انرژی هسته ای از هیچ کوششی برای متوقف کردن روند این برنامه فروگذاری نکرده اند.از سال 1382تا کنون آمریکا به همراه ترویکای اروپایی ابتدا ایران را مجبور به پذیرش بدون قید وشرط پروتکل الحاقی نمودند و سپس ایران برای نشان دادن حسن نیت خود تمام فعالیتهای هسته ای خود را برای مدت دو سال به حالت تعلیق در آورد که نتیجه ای برای کشور در پی نداشت. با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد تعلیق دو ساله شکسته شد و برنامه هسته ای به پیشرفت خود ادامه داد . اما دولت آمریکا که خواهان تعلیق دائم از سوی ایران بود ، پرونده ایران را از آژانس به شورای امنیت برد و در آنجا سه قطعنامه که هر یک متضمن تحریم هایی علیه کشورمان بود را به تصویب رساند .سپس ایران را تهدید به حمله نظامی نمود اما هیچ یک از این کارها نتوانست سدی در برابر پیشرفتهای هسته ای ایران باشد. در اواخر سال 2007 چند نهاد اطلاعاتی آمریکایی اعلام کردند که هیچ گونه نشانه ای از تلاش ایران در مسیر دستیابی به سلاح هسته ای نیافته اند . همزمان البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای نیز در بیانیه ای فعالیتهای هسته ای ایران را صلح آمیز خواند . این در حالی بود که دولتمردان آمریکایی همچنان بر ادعای خود مبنی بر خطرناک بودن فعالیتهای هسته ای ایران همچنان اصرار ورزیده اند . توقع می رفت که دولت جدید آمریکا این حق مردم ایران را به رسمیت بشناسد ، اما رئیس جمهور جدید این کشور به همراه وزیر خارجه مجددا با تاکید بر نگران کننده خواندن فعالیتهای هسته ایران ، خواستار نادیده گرفتن این حق توسط ایرانیان شدند . آنچه که به نظر می رسد این است که ایران با داشتن این توانایی علمی _ صنعتی بسیار فراتر از کشورهای منطقه قرار می گیرد، کشورهایی که هریک خود متحدان از متحدان امریکا به شمار می آیند. ضمن اینکه ایران می تواند به صورت جدی تهدید کننده امنیت اسرائیل باشد . این نگرانی حتی در اعلام موضع مقامات آمریکایی نسبت به پرتاب ماهواره امید نیز دیده می شود.پس نمی توان از نظر دور داشت که آمریکایی ها به هیچ وجه با فعالیتهای هسته ای ایران موافقتی نخواهند داشت .
4) نگاه عینی :حتی اگر هر سه دلیل بالا را نیز نادیده بگریم و در صدد باشیم تا روابط جمهوری اسلامی ایران را با ایالات متحده به لحاظ عینی بررسی کنیم ، تعارض منافع دوکشور تا حدی زیاد است که نمی توان انتظار داشت با برقراری چند دور گفتگو تمام مشکلات کشور حل شود . ضمن اینکه یک ذهنیت تاریخی منفی نیز بر حافظه هر دو ملت حاکم گشته است . اولین حضور جدی آمریکا در ایران در پی سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق بوده است .که همواره نقطه ای منفی برای ایرانیان تلقی می شود . تاسیس ساواک به عنوان یکی از مخوفترین سیستمهای اطلاعاتی دنیا در ایران و سرپوش گذاشتن بر جنایات رژیم پهلوی از دیگر عواملی است که تاریخ قبل از انقلاب ایران را در جهت دهی منفی به ذهن ایرانیان شکل دهی کرده است . اما پس از انقلاب نیز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ذهنیت مردم امریکا را نسبت به ایران منفی ساخته است . همزمان بلوکه کردن دارایی های ایران ، قطع یکجانبه رابطه با ایران ،کمک همه جانبه به عراق ،سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانی، به صورت مرتب اتهام حمایت از تروریزم را به ایران زدن ،اعمال تحریمهای همه جانبه علیه ایران و سر آخر نیز قرار دادن ایران در محور شرارت همگی از عواملی هستند که نوع رابطه ایران و آمریکا را در آینده تحت تاثیر خود قرار خواهند داد . مسئولان ایرانی همواره خواستار این بوده اند تا مقامات آمریکایی از مردم ودولت ایران عذر خواهی کنند . هر چند که مادلین آلبرایت وزیر خارجه کلینتون اذعان به انجام کودتای 28 مرداد سال 1332کرد اما حاضر به عذر خواهی نشد..کوتاه زمانی بعد نیز ایران از طرف دولت بوش رسما در محور شرارت قرار گرفت .در سالهای اخیر نیز دولت آمریکا در عراق و افغانستان با جمهوری اسلامی ایران شدیدا تعارض منافع پیدا کرده است . به طوری که نشستهای سفرای دو کشور در عراق عملا نتوانست هیچ مشکلی از مشکلات عراق را حل کند. ایران خواهان ترک عراق توسط امریکایی ها است در مقابل امریکا در صدد تاسیس پایگاه دائمی در این کشور است .هنوز هم چند دیپلمات ایرانی در بند نیرو های آمریکایی هستند و این کشور حاضر به تحویل دادن آنها نمی باشد. از جانب دیگر نیز مردم ایران خود را قربانیان جنایات آمریکا می دانند . خانواده هایی که عزیزان خود را در جریان انقلاب و جنگ تحمیلی از دست داده اند تعداد قابل توجهی از مردم ایران را تشکیل می دهند که حاضر به مصالحه دولت جمهوری اسلامی با آمریکا نمی باشند . از جانب دیگر گروه های از دیگر اقشار مردم ایران و نهاد روحانیت ، نظامیان و بسیاری دیگر از رجال سیاسی مذهبی در ایران چندان علاقه ای به برقراری رابطه با آمریکا ندارند.
در مجموع می توان گفت که دو دولت آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در موارد متعدد از جمله ماهیت حکومت ، مسئله فلسطین، دستاوردهای علمی ، ذهنیت منفی تاریخی نسبت به یکدیگر ،و نیز تعارض منافع آنچنان با یکدیگر اختلاف نظر دارند که نمی توان رابطه ای مستحکم و همیشگی را بین دو کشور حداقل در آینده ای نزدیک مشاهده کرد . به نظر می رسد حتی اگر دو دولت خواهان برقراری رابطه با یکدیگر باشند ، نتیجه این رابطه در نهایت چیزی جز تاسیس یک کارداری از سوی طرفین نمی باشد.