تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۸۶۱۰۰
مقدمه: نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی گفت: نمی‌توان خوش‌بین بود که همه زمینه‌های مورد اختلاف با کاخ سفید، به یک نتیجه برسیم. مساله ما با آمریکا، پیچیده‌تر از این حرف‌هاست که بتوان با چند ماه و چند سال آن را حل کرد زیرا یک فاصله 30 ساله را با سه روز یا سه ماه یا حتی سه سال نمی‌توان حل و فصل کرد. به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حجت‌الاسلام دکتر حسن روحانی، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه‌ای با رادیو صدای آشنا به برخی سوالات پاسخ گفت که متن آن در ادامه می‌آید:

*سوال: با توجه به این که باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا پیروز شده است، نظرتان را در مورد پیشنهاد مذاکره مستقیم با مسوولان و مقامات ایران از سوی وی چیست؟
**پاسخ: چون روشن بود که سیاست‌های اتخاذ شده در دولت جرج بوش دیگر پاسخگو نیست، اوباما مجبور بود که بحث تغییر سیاست را مطرح کند. سیاست‌های بوش در عراق، افغانستان، سوریه، لبنان و غزه شکست خورد. طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح کردند و شکست خوردند. بعد طرح خاورمیانه جدید را مطرح کردند که آن هم بی‌نتیجه‌ای بود. حتی درباره برنامه هسته‌یی ما هم که آ‌مریکایی‌ها فشارهای زیادی آوردند موفقیتی به دست نیاوردند.
بنابراین کاملا مشخص شده بود که سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ ما دچار شکست‌های فاحش شده بود. از سوی دیگر نظرسنجی‌ها نشان می‌داد که روز به‌روز نفرت از آمریکا در منطقه بیش‌تر می‌شود. این تحولات و وقایع برای آمریکا غیرقابل تحمل بود و اوباما ناچار است که این سیاست‌ها را تغییر بدهد.
اما این که این تغییرات چگونه خواهد بود، هنوز خود آن‌ها هم نمی‌دانند. دولت اوباما تازه به قدرت رسیده است، در وزارت امور خارجه هیلاری کلینتون تازه مسوولیت را برعهده گرفته است. آنان چند ماهی فرصت لازم دارند تا بحث و گفت‌وگو کنند تا به نتیجه‌ای برسند. به اعتقاد من حرف آن‌ها هم در حال حاضر در حد یک شعار است نه بیش‌تر.
قبلا می‌گفتند که با ایران با پیش شرط مذاکره می‌کنیم و حالا می‌گویند بدون پیش شرط. معنای این حرف این است که اگر امروز 1+5 جلسه مذاکره‌ای با ایران تشکیل بدهد نماینده آمریکا هم حضور خواهد داشت و با ایران مذاکره می‌کند.
اما این که در همه زمینه‌های مورد اختلاف با کاخ سفید، به یک نتیجه برسیم نمی‌توان خوش بین بود. مساله ما با آمریکا، پیچیده‌تر از این حرف‌هاست که بتوان با با چند ماه و چند سال حل کرد. یک فاصله سی ساله را با سه روز یا سه ماه یا حتی سه سال نمی‌توان حل و فصل کرد. معضلات متعددی می‌تواند از سوی ما و آمریکایی‌ها وجود داشته باشد. ما در مقام عمل، یک حرکت مثبت و فوق‌العاده‌ای را از سوی دولت اوباما هنوز مشاهده نکرده‌ایم. مثلا در منطقه خاورمیانه یا درباره فلسطین شاهد یک تغییر و تحول باشیم. حتی زمانی که اوباما با فلسطینی‌ها تلفنی صحبت می‌کند با ابومازن صحبت می‌کند. یعنی حاضر نیست با اسماعیل هنیه یا حماس صحبت کند.
یا مثلا درباره ایران جوزف بایدن در کنفرانس مونیخ زمانی که صحبت می‌کند، می‌گوید ایران دو راه بیش‌تر ندارد؛ یا برنامه هسته‌یی خود را کنار می‌گذارد و با مشوق‌های ما مواجه می‌شود، یا ادامه می‌هد و با تحریم‌ها و انزوای بیش‌تر مواجه می‌شود. یعنی سیاست اصلی هنوز تغییر نکرده، اما در ظاهر می‌گویند سیاست‌ ما سیاست تغییر است و حاضریم بدون پیش شرط مذاکره کنیم اما دنبال چه هدفی هستند، خیلی مشخص نیست.
دقت کنید بایدن یا اوباما نمی‌گویند که ما حاضریم با ایران در چارچوب مقررات بین‌المللی صحبت کنیم. نمی‌گویند حاضریم بر اساس مقررات بین‌المللی با ایران برای مساله غنی‌سازی بحث کنیم و اگر حق ایران بود بپذیریم و اگر حق ایران نبود، ایران بپذیرد. مقررات بین‌المللی در این زمینه معاهده ان. پی. تی است.
چطور ژاپن، آلمان و دیگر کشورها حق غنی‌سازی دارند اما ایران حق ندارد؟ خوب فرق ما با ژاپن، فرانسه یا آلمان چیست؟ چون آن‌ها در جنگ جهانی دوم آن همه بلا بر سر دنیا آوردند و ما تجاوز نداشتیم؟ خوب لابد فرق ما همین است. فرق ما این است که آتش هیچ جنگی را روشن نکردیم، به هیچ کشوری حمله نکردایم، همیشه مظلوم بودیم، همیشه قربانی تروریسم و متجاوزان بودیم.
لابد این پاسخی است که دنیا به ما می‌دهد. چون ما صلح طلب بوده‌ایم و به هیچ کشوری حمله نکرده‌ایم‌، حق نداریم غنی‌سازی کنیم. اما آن‌هایی که جنگ طلب بوده‌اند و به دیگر کشورها حمله‌ کرده‌اند حق دارند غنی‌سازی کنند. به اعتقاد من حرف آمریکا یک مبنای اصولی در چارچوب قوانین و مقررات بین‌المللی ندارد. البته ممکن است بعدا به این نتیجه برسند. مثلا ببیند که ایران مقاومت می‌کند و نمی‌شود کاری کرد، عقب نشینی کنند، این مربوط به آینده است و فعلا نمی‌شود روی آن قضاوت کرد. منظور من این است که تا کنون یک تحول بزرگ از طرف دولت اوباما در مقام عمل ندیده‌ایم.
البته اگر واقعا کاخ سفید آمادگی داشته باشد برای تغییر مواضع و سیاست‌های خود در قبال ایران، ممکن است پاسخ در ایران هم تغییر باشد. البته این گونه تصمیم‌ها باید در سطح بالا اتخاذ شود. من نظراتم را به عنوان یک شهروند می‌گویم.
ما دلمان نمی‌خواهد سیاست تخاصم و تنش با آمریکا ادامه پیدا کند. دولت‌های قبلی این سیاست را دنبال می‌کردند که با آمریکا سیاست کاهش تخاصم و تنش را دنبال کنند. اما این که در ادامه سیاست کاهش تخاصم و تنش به یک نقطه تعامل خواهیم رسید یا نه، به اعتقاد من بسیار زود است و سخت می‌توان در این زمینه قضاوتی کرد.
*سوال: دیدگاه‌تان درباره انتخابات ریاست جمهوری آتی و فضای انتخاباتی کشور چیست؟
**پاسخ: در هر انتخابات ملی چه مجلس، چه خبرگان، چه شوراها و چه ریاست جمهوری حضور مردم بسیار مهم است و نشان از حمایت مردم از نظام و نشانه بارز یک حکومت مردم‌سالار است. اما انتخابات ریاست جمهوری اهمیت ویژه‌ای دارد. رییس جمهوری بعد از مقام معظم رهبری، دومین مقام رسمی کشور است. هم‌چنین رییس جمهوری به واسطه داشتن اختیارات اجرایی گسترده و تعیین وزیران و رییسان سازمان‌های دولتی و سایر امور، حوزه اختیارات رییس جمهوری بسیار گسترده است.
حتی عملا در دوره‌های مختلف به این نتیجه رسیدیم که گفتمان رییس‌جمهور بسیار تاثیر گذار است. بسیار مهم است که گفتمان غالب در یک کشور چه باشد. مثلا در یک دوره‌ای سازندگی گفتمان غالب کشور بود، در دوره‌ای جامعه مدنی و توسعه سیاسی گفتمان غالب بود، در یک دوره‌ای هم نیز عدالت خواهی به عنوان یک گفتمان غالب مطرح است. بنابراین گفتمان رییس‌جمهوری هم بسیار مهم است. و به هر حال عملا رییس‌جمهور و دستگاه اجرایی گفتمان‌ساز بوده‌اند و کشور را به یک سمت خاصی هدایت کرده‌اند. درست است که سیاست‌های کلی توسط رهبری نظام مشخص می‌شود و مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش موثری دارند، اما قدرت در ایران کاملا توزیع شده است و رییس‌جمهوری در بخش اجرایی نقش بسیار زیادی دارد.
رییس‌جمهوری در سیاست داخلی،‌ خارجی، اقتصادی، فرهنگی و حتی در سیاست‌های علمی و فن‌آوری، دفاعی و غیره می‌تواند نقش تاثیرگذاری داشته باشد. معمولا هر کس که پول را در اختیار دارد نقش هم خوهد داشت. طبق قانون اساسی نیز رییس‌جمهوری از میان رجال مذهبی و سیاسی باید انتخاب شود. تعبیرات قانونی اساسی نشان می‌دهد که جایگاه رییس‌جمهوری در کشور بسیار مهم و رفیع است.
به اعتقاد من با وجود چند ماه فرصت تا زمان انتخابات، شور و هیجان خاصی را در کشور شاهد هستیم. این که مردم با شور حضور پیدا کرده‌اند و به دنبال کاندیداهای مختلف هستند مهم است. به اعتقاد من هرچه تنوع کاندیداها بیش‌تر باشد راه انتخاب برای مردم آسان‌تر می‌شود. اگر به جای دو نفر کاندیدا سه نفر کاندیدا باشند انتخاب راحت‌تر می‌شود. به خصوص اگر این افراد به لحاظ فکری و وابستگی سیاسی و جناحی هم متفاوت باشند که علی القاعده این طور هست، مردم برای انتخاب راحت‌تر می‌توانند وارد صحنه شوند و کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنند.
مقام معظم رهبری همواره تاکید کرده‌اند که در انتخابات و از جمله انتخابات ریاست جمهوری اولین قدم مهم حضور مردم است. بنابراین خیلی مهم است که ما کاری کنیم که مردم هر چه بیش‌تر به پای صندوق آمده و تعداد رای دهندگان افزایش یابد. زیرا حضور مردم موجب تثبیت انقلاب و تقویت نظام و مایه یاس دشمنان نظام می‌شود. بنابر این خیلی مهم است که ما انتخاباتی داشته باشیم که مثلا حضور مردم بیش‌تر از 30 میلیون نفر باشد. این برای ما خیلی ارزشمند است. هرچه تنوع کاندیداها بیش‌تر باشد شور و شوق مردم هم بیش‌تر می‌شود.
من امیدوارم که انتخابات شکوهمندی در خرداد ماه سال آینده داشته باشیم و این انتخابات منجر به انتخاب فرد اصلح در بین کاندیداها بشود. مهم این است که هر کس انتخاب می‌شود بتواند خدمت بیش‌تری به کشور بکند و مسائل کشور و جهان را بهتر درک کند و بتواند فرهنگ و سیاست و اقتصاد و امنیت جامعه و مسائل اجتماعی را بهتر پیش ببرد. به هرحال آن چه مهم و هدف است استحکام این نظام و رفاه بیش‌تر مردم و تعالی و پیشرفت کشور است.
*سوال: آیا به نظر شما احزاب آن‌چنان که باید با مردم در ارتباط هستند؟
**پاسخ: در کشور ما تعداد احزاب زیاد است. آن قدر زیاد شده‌اند که تعداد آن‌ها در کنار هم دست به ایجاد جبهه زده‌اند. ولی متاسفانه احزاب در کشور ما به معنای واقعی کلمه فعالیت ندارند. احزاب به این معنا نیست که یک گروهی در زمان انتخابات دور هم جمع شوند و در زمان انتخابات فردی کاندیدای آن‌ها باشد و پوستر و بروشور در خیابان‌ها پخش کنند. احزاب یعنی تشکلی که مردم را بر اساس مرامنامه و اساسنامه خود جذب و آنان را تربیت سیاسی، فکری، فرهنگی و مدیریتی کنند. یعنی یک حزب باید چنان تشکیلات قدرتمندی داشته باشد که بتواند با نیروهای حزبی خود توان تشکیل دادن یک دولت را داشته باشد بتواند دولت سایه داشته باشد. متاسفانه به دلایل تاریخی کرکره را پایین می‌کشند. احزاب قدرتمند با کار کرد قوی حزبی نداریم و یا کم داریم. اکثر آن‌ها در دوره انتخابات ظاهر می‌شوند و بعد از انتخابات می‌روند تا انتخابات بعدی که دو مرتبه ظاهر شوند. در صورتی که کارکرد واقعی حزب این نیست. حتی وقتی یک حزب کاندیدایی معرفی می‌کند و موفق می‌شود یا نمی‌شود، باید در طول چهار سال بعد کار نظارتی خود را دقیقا انجام بدهد. دمکراسی این نیست که مردم فقط بیایند و رای بدهند. بلکه معنای آن این است که باید بعد از انتخابات هم بر کار دولت نظارت و نقد سازنده داشته ‌باشند. به اعتقاد من این نظارت از طرف احزاب بسیار ضعیف است.
*سوال: به نظر شما دیر نیست که در فاصله سه ماه به انتخابات تازه کاندیداهای ما تک تک معرفی می‌شوند؟ آیا این به روند انتخابات لطمه نمی‌زند آیا مردم باید به چهره‌ها رای بدهند؟
**پاسخ: اگر کاندیداها در زمان بازتری به صحنه بیایند و برنامه‌های خود را برای مردم تشریح کنند و دیگران برنامه‌های آن‌ها را تحلیل و نقد کنند خیلی بهتر است. اما برای ساماندهی به این‌گونه مسائل نیازمند چند حزب قوی هستیم. یعنی اگر در کشور ما دو یا سه حزب قدرتمند می‌داشتیم امکان‌پذیر بود. در کشور ما بر اساس قانون اساسی سیستم انتخاباتی ما حزبی نیست. یعنی در کشور های دیگر حزب است که در انتخابات وارد صحنه می‌شود. مثلا انتخابات مجلس، حزب کاندیدا معرفی می‌کند و سپس بر اساس آرایی که کسب کرده است تعداد نمایندگانش مشخص می‌شود، در واقع مردم به حزب رای می‌دهند نه به یک فرد. در کشور ما بر اساس قانون اساسی مردم به فرد رای می‌دهند حتی اگر حزبی یا احزابی او را معرفی کرده باشد.
در انتخابات ریاست جمهوری هم چنین است، فرقی نمی‌کند. بنابراین قانون اساسی ما نسبت به مساله احزاب یک نوع واگرایی دارد. اساسا دولت و مجلس حزبی نیستند. اگر سیستم ما حزبی بود و ما چند حزب قوی داشتیم دیگر عمدتا رای دادن به برنامه بود باتوجه به پیشینه حزب بود نه به شخص.
*سوال: یکی از مسائل مهم در انتخابات آتی ریاست جمهوری بحث پرونده هسته‌یی کشور ماست. شما باتوجه به این که مسوول پرونده هسته‌یی بوده‌اید و هم‌چنین دبیر شورای عالی امنیت‌ ملی لطفا یک مقایسه‌ای بین آن چه در گذشته و حال در پرونده هسته‌یی گذشته است بفرمایید.
**پاسخ: من در این بحث قصد ندارم انتقاد یا صحبت خاصی را در مورد این پرونده در سال‌های اخیر داشته باشم. اما در مجموع در بحث هسته‌یی ایران مظلوم است. تمام حرف در دنیا برای یک بخش از فعالیت هسته‌یی ما است یعنی "غنی‌سازی". برای این چرخه غنی‌سازی دنیا سرو صدای زیادی ایجاد کرد. ایران ابتدا سعی کرد که این چرخه غنی‌سازی را خریداری کند. ابتدا با روس‌ها مذاکره شد که به ما نفروختند؛ بعد تلاش شد از برخی کشورهای اروپایی‌ خریداری کنیم که توافقی حاصل نشد و نهایتا با چین صحبت شد و آن‌ها آمادگی این کار را داشتند که آمریکایی‌ها مانع شدند.
در نهایت جمهوری اسلامی مجبور شد که خود به دنبال کسب فن‌آوری هسته‌یی برود که کار بسیار سخت و پیچیده‌ای بود. یعنی آغاز این فعالیت مربوط می‌شود به 21 سال پیش یعنی تقریبا مربوط می‌شود به آخرین سال نخست وزیر میرحسین موسوی و ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای. در زمان ریاست جمهوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی فعالیت بسیار گسترده‌ای انجام شد تا بتوانیم به این توانایی دست یابیم و تقریبا همه مقدمات این کار فراهم شد. در زمان ریاست جمهوری خاتمی ما این فعالیت ادامه یافت و نهایتا در سال 1380 به این فن‌آوری دست یافتیم. یعنی به صورت محدود غنی‌سازی انجام شد. البته نه در همه مراحل ولی یک مرحله بسیار مهم را توانستیم انجام دهیم. چون در مرحله UF6 هنوز به نتیجه نرسیده بودیم. اما این که UF6 را به اورانیوم غنی شده تبدیل کنیم به نتیجه رسیده بودیم.
اصل این که یک کشوری دارای فن‌آوری غنی‌سازی باشد مشکلی نیست. با هیچ مقررات بین‌المللی هم منافاتی ندارد. چون تنها ما نیستیم که غنی‌سازی می‌کنیم. چهل کشور در دنیا توان غنی‌سازی اورانیوم دارند. و خیلی از آن‌ها غنی‌سازی انجام می‌دهند و برخی هم غنی‌سازی نمی‌کنند. یا چند کشور با هم به صورت کنسرسیوم کار غنی‌سازی را انجام می‌دهند.
تمام حرف آنها این است که شما می‌خواهید مخفیانه غنی‌سازی کنید. و چرا در زمانی که برای غنی‌سازی در حال فعالیت بودید به ما قبلا نگفته بودید. در حالی که ما بر اساس مقررات هیچ الزامی نداشته‌ایم که به کسی گزارش بدهیم. ثانیا ما تلاش کردیم که سانتریفیوژ را بسازیم. هر سانتریفیوژ حدود 94 قطعه بسیار حساس دارد و ما سال‌ها به دنبال آن بودیم که چگونه این قطعات را بسازیم و مواد آن را به دست آوریم، مواد اولیه لازم‌ و کارگاه‌های مناسب را فراهم کنیم. هیچ نیازی نبود که ما اینها را به دنیا اعلام کنیم که ما قصد داریم سانتریفیوژ بسازیم. آن چه که ما باید طبق مقررات اعلام کنیم آن است که زمانی که مواد هسته‌یی را وارد سانتریفیوژ می‌شود باید آن را اعلام می‌کردیم که حالا ممکن است چند ماهی تاخیر داشته باشد.
برخی از کشورها دارای این گونه موارد هستند که کمی دیرتر اعلام کنند که مواد هسته‌یی را وارد سانتریفیوژ کرده‌اند. یک هیاهوی بزرگی در دنیا بپا کردند در سال 1381 مبنی براین که ایران مخفیانه به دنبال غنی‌سازی است. بعد هم اعلام کردند که در زیرزمین، ایران در حال ساخت بمب هسته‌یی است. این بود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حساس شد و برای این که مساله حل شود از البرادعی دعوت شد تا از تاسیسات هسته‌یی در اصفهان و نطنز بازدید کند که پس از آن بازدید، گزارشی برای شورای حکام آژانس تهیه کرد. بعد از آن ظاهرا صداهای ایجاد شده پایان یافت. به محض این که آمریکا در عراق پیروز شدند یعنی فروردین در 1382 در خردادماه آن سال پرونده هسته‌یی ما را در آژانس فعال کردند. و اولین گزارش علیه ایران در خرداد سال 1382، پخش شد. البته در آن زمان تنها سازمان انرژی اتمی ایران مسوول پیگیری پرونده بود. حتی سفیر ما در سازمان بین‌المللی انرژی اتمی را هم سازمان انرژی اتمی ایران تعیین می‌کرد. پس از این گزارش در شهریور ماه 1382 یک قطعنامه بسیار شدید الحن علیه ایران تصویب شد که به ایران 50 روز فرصت می‌داد که به سوالات آن‌ها پاسخ داده شود و فرمولی را مطرح می‌کرد که پرونده به شورای امنیت برود.
شرایط درآن زمان بسیار حساس بود. آمریکا خود را پیروز در میدان عراق تصور می‌کرد، بهانه‌ هسته‌یی را نیز برای ایران یافته بود و در شورای حکام آژانس نیز قطعنامه‌ای تند و کم سابقه را علیه ما تصویب کرده بودند. از آن پس در شورای عالی امنیت ملی کشور این بحث مطرح شد و در مهرماه سال 1382 در جلسه سران پیشنهاد وزیر امور خارجه وقت این بودکه مسوولیت این پرونده به عهده بنده (دبیر شورای عالی امنیت ملی در آن زمان) گذاشته شود که سران هم این پیشنهاد را تصویب کردند. البته من نپذیرفتم. پس از چند روز با اصرار رییس‌جمهور و با توصیه مقام معظم رهبری مسوولیت پرونده را برعهده گرفتم.
از آن پس تلاش کردیم راهی بیابیم که روند را به نحوی مهار کنیم. عملا قصد داشتیم که برای سوالات آژانس پاسخی را تهیه کنیم ثانیا می‌خواستیم این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل نرود زیرا شرایط کشور حساس بود. ثالثا می‌خواستیم که فن‌آوری هسته‌یی خود را به یک نقطه مطلوب برسانیم. ضمن این که قطعنامه به ما گفته بود که باید کلیه فعالیت‌های هسته‌یی و هر فعالیتی که مربوط می‌شود به مسائل هسته‌یی می‌شود را تعلیق کنیم که معنای آن این بود که تمام فعالیت هسته‌یی باید متوقف شود ولی ما نپذیرفتیم؛ چون هنوز کارهای زیادی داشتیم که باید انجام می‌شد.
هم‌زمان با این مساله وزیران امور خارجه سه کشور اروپایی نیز برای وزیر امور خارجه ما نامه نوشتند و خواستار توقف فعالیت هسته‌یی ما شده بودند. یک روز بعد نیز وزیر امور خارجه روسیه نیز نامه‌ای شبیه به آن را برای وزیر امور خارجه ارسال کرد. به هرحال تصمیم گرفته شد که من از سه وزیر امور خارجه اروپایی دعوت کنم که به تهران بیایند و با آن‌ها مذاکره کنم. ما مذاکره سه، چهار ساعته داشتیم و ما به آن‌ها اعلام کردیم که قطعنامه را نمی‌پذیریم، تعلیق کامل را نمی‌پذیریم، بخشی از تعلیق را می‌پذیریم آن‌هم داوطلبانه و نه به حکم قطعنامه. صرفا برای اعتماد سازی و مدت زمان تعلیق هم به عهده ما خواهد بود. در مصاحبه مطبوعاتی پس از آن جلسه نیز اعلام کردم که زمان تعلیق به عهده ما خواهد بود. کار که ما کردیم این بود که نطنز را ما تعلیق کردیم و اصفهان را ادامه دادیم. زیرا در اصفهان ما هنوز به نتیجه نرسیده بودیم و هنوز در حال نصب تجهیزات بودیم.
ما در سال 1382سه شیفت کار کردیم و درسال 1383 در اصفهان به نتیجه رسیدیم و توانستیم UF6 را تولید کنیم. تعلیق ساخت سانتریفیوژ را ما قبول نکردیم و آن را ادامه دادیم. چون تعداد سانتریفیوژ ما کم بود و نیاز به تعداد زیادی داشتیم. درعین حال اروپایی‌ها قول قطعی دادند که در مقابل آمریکا خواهند ایستاد و به هیچ عنوان نگذارند این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود. هم‌چنین قرار شد ما با هم همکاری کنیم و در این همکاری از یک طرف ما به آن‌ها اطمینان بدهیم که به دنبال سلاح هسته‌یی نیستیم و آن‌ها هم متقابلا کمک کنند که در آژانس پرونده هسته‌یی به حل و فصل نهایی برسد.
به هرصورت این توافق فراز و نشیب فراوانی داشت. در نهایت ما با اروپایی‌ها به یک توافق و چارچوبی رسیدیم. ما این چارچوب را در فروردین 1384 به اروپایی‌ها تحویل دادیم. این یک طرح چند مرحله‌ای بود که ابتدا U.C.F اصفهان فعال می‌شد و بعد از چند ماه یک سایت کوچک در نطنز فعالیت خود را آغاز می‌کرد. در مرحله سوم ما به سه هزار سانتریفیوژ می‌رسیدیم و در مرحله چهارم 64 هزار سانتریفیوژ فعال می‌شدند. این طرحی بود که اجرای مرحله آن برای یک‌سال تنظیم شده بود.
اروپایی‌ها این طرح را به عنوان طرحی که مورد مذاکره قرار بگیرد پذیرفتند، اما از قبول آن در آن جلسه امتناع کردند، مخصوصا در مورد تعداد سانتریفوژها بحث داشتند. اگر بیاد داشته باشید در فروردین 1384 خبرگزاری رویترز خبری را مخابره کرد و گفت که اروپایی‌ها حاضرند با ایران توافق کنند که 500 سانتریفیوژ در ایران فعال شود. البته در جلسات، مقامات اروپایی می‌گفتند که 1000 سانتریفیوژ بیش‌تر نباشد، و بحث‌هایی از این قبیل داشتیم. در نهایت در خرداد سال 1384 در ژنو با وزیران امور خارجه و سولانا جلسه‌ای داشتیم. چون اعلام کرده بودیم U.C.F اصفهان به زودی شروع به فعالیت خواهد کرد. در این جلسه آن‌ها به ما گفتند که شما دو ماه صبر کنید تا ما یک طرح کامل به شما بدهیم؛ و ما هم گفتیم اگر در طرح پیشنهادی شما بحث غنی‌سازی نباشد ما پیشاپیش می‌گوییم که آن طرح را رد خواهیم کرد.
اروپایی‌ها اواخر تیر یا اوایل مردادماه طرحی را به ما دادند که موضوعات مختلفی در آن مطرح شده اما بحث غنی‌سازی نبود و از ما خواسته شده بود که تعلیق را هم‌چنان ادامه بدهیم.
بنابراین ما طرح پیشنهادی آن‌ها را رد کردیم و من نامه تندی هم به سه وزیر اروپایی نوشتم. یک جمله آن این بود که طرح شما توهین به ملت ایران است و ما به هیچ عنوان آن را نمی‌پذیریم و اصفهان نیز به زودی فعال خواهد شد. و خبر فعالیت قریب الوقوع U.C.F اصفهان را هم در نامه‌ای به آژانس اطلاع دادیم.
وزیران اروپایی پیغام دادند که کمی صبر کنید تا جلسه دیگری با هم بگذاریم. البته من نپذیرفتم ولی کارشناسان ما به اروپا رفتند و با آن‌ها مذاکره کردند. حرف آن‌ها این بود که چون زمان انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است، مهلت بدهید تا ببینیم که دولت بعدی شما کیست. البته بیش‌تر بریتانیا به دنبال این بحث بود، ولی آلمان و فرانسه آماده بودند که با ما برسر طرحی به توافق برسند. آن‌ها می‌گفتند که صبر کنید در شهریورماه به توافق خواهیم رسید. اما به هرصورت ما فعالیت تاسیسات اصفهان را مجددا در مردادماه آغاز کردیم.
البته بعد از آن که دولت تغییر کرد مدیریت این بخش هم تغییر کرد. بعد از آن بود که قطعنامه تندی از سوی شورای حکام آژانس صادر شد و سپس در مقطع بعدی مساله، پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع و روند صدور قطعنامه‌های شورای امنیت شروع شد. البته از این طرف هم نطنز فعال شد، اول 164 سانتریفیوژ و بعد تا سه هزار سانتریفیوژ فعال شد. بعد هم بیش‌تر.
*سوال: آیا تصمیم‌های اتخاذ شده، تصمیم‌های نظام بود یا تصمیم‌ بخش مدیریتی پرونده هسته‌یی بود که شما و دولت عهده‌دار آن بودید؟
**پاسخ: در بحث هسته‌یی دولت چندان دخالتی نداشت. تصمیم‌گیری در پرونده هسته‌یی چند لایه داشت. یک لایه کارشناسی بود که کارشناسان با هم بحث فنی می‌کردند. این تصمیم‌های کارشناسی به جلسه‌ای می‌آمد که من و جمعی از وزیران و برخی از شخصیت‌های دیگر در آن حضور داشتند. تصمیم‌های جلسه کارشناسی در این جمع مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت و بعد نتیجه این جلسه به جلسه سران نظام تقدیم می‌شد. در جلسه سران که مقام معظم رهبری، سران سه قوه و دیگران حضور داشتند تصمیم نهایی اتخاذ می‌شد. البته خود من هم در این جلسه حضور داشتم. همه تصمیم‌های مهم در جلسه سران اتخاذ می‌شد و ما تنها مجری این تصمیم‌ها بوده‌ایم. گاهی اوقات ممکن بود که ما براساس بررسی‌های کارشناسی پیشنهاداتی داشتیم. اما تصویب تصمیم‌های مهم صرفا در جلسه سران نظام بوده است.
*سوال: یعنی بحث تعلیق که امروز بحث‌های زیادی را به همراه داشته است، یعنی حاصل خرد جمعی نظام بوده است؟
**پاسخ: بله قطعا حاصل خرد جمعی نظام بوده است. صورت جلسه‌ نشست سران نظام وجود دارد. حتی تصمیم‌های مهم صرفا شفاهی نبوده و کتبی موارد وجود دارد.
توجه داشته باشید که چنین تصمیم‌های مهمی را هیچ‌گاه فرد نمی‌تواند در کشور اتخاذ کند. همه تصمیم‌های اتخاذ شده و اقدام‌های انجام شده تصمیم جمعی سران نظام بوده است. البته خوب در آن زمان هم بحث‌هایی بود که بعضی به ما می‌گفتند اروپایی‌های می‌گویند اگر به توافق نرسیم پروند به شورای امنیت سازمان ملل خواهد رفت، شما توجه نکنید. حرف اروپایی‌ها صرفا بلوف سیاسی است. هیچ‌گاه پرونده ما به شورای امنیت نخواهد رفت. حتی این بحث‌ها در روزنامه‌ها هم منعکس شد. حتی سرمقاله‌ای تحت عنوان "بلوف سیاسی" هم در یک روزنامه‌ کثیرالانتشار آن زمان منتشر شد.
اما همان زمان من معتقد بودم که اگر ما حساب شده در این‌باره عمل نکنیم، احتمال این که این پرونده به شورای امنیت برود قویا" وجود دارد و بلوف نیست. اما عده‌ای هم بودند که می‌گفتند، پرونده ما به شورای امنیت نخواهد رفت. ما هم آرزو می‌کردیم که چنین نشود و البته من هم دیگر در آن زمان در خصوص پرونده هسته‌یی مسوولیتی نداشتم. البته باز هم تصمیم‌ها در جلسه سران بحث می‌شد و من هم در جلسه سران حضور داشتم ولی مسوولیت اجرایی به عهده دیگران بود.
به هرصورت امیدوارم بتوانیم غنی‌سازی را انجام بدهیم چون واقعا زحمت زیادی برای آن کشیده شده است. من از روز اول و آغاز این فعالیت در جریان آن بوده‌ام که مربوط به بیش از 20 سال پیش است. در جریان تمام مراحل مختلف آن بوده‌ام. دولت‌های متعدد برای آن زحمات زیادی کشیده‌اند و واقعا کار بسیار بزرگی است. من امید دارم که هم بتوانیم غنی‌سازی را ادامه بدهیم و به نقطه مطلوبی برسانیم که بتوانیم سوخت یک نیروگاه را خودمان تولید کنیم. و ان‌شاء‌الله در آینده بتوانیم حتی نیروگاه هسته‌یی را هم خودمان بسازیم. نقطه دومی هم که باید به آن دست یافت آن است که بتوانیم پرونده خود را از شورای امنیت خارج کنیم و اجازه ندهیم که کشور دچار فشاری شود که به طریقی به زندگی مردم برگردد و مردم تحت فشار قرار نگیرند.