تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۸۶۴۰۷

در هفته یی که یک سر آن در ماه مارس بود و سر دیگر آن در آوریل، به طور همزمان یا با فاصله یک روزه سه کنفرانس و نشست بزرگ بین المللی با حضور رهبران و مقامات ارشد کشورهای تاثیرگذار جهان درخصوص مسائل مهم برگزار شد. شاید همزمانی این نشست ها در وهله اول ناشی از برنامه ریزی و موعد دوره یی آنان و بدون ارتباط با یکدیگر به حساب آید ولی تاثیر انکارناپذیر مباحث هر سه نشست با همدیگر نشان می دهد که دوران بررسی انتزاعی نسبت به بحران های بین المللی پایان یافته است. کنفرانس افغانستان در لاهه و در آخرین روز مارس با شرکت وزرای امور خارجه و نمایندگان بیش از 90 کشور و سازمان بین المللی اهمیت بحران افغانستان و تلاش های جدید برای تدوین استراتژی نوین و بسامان کردن این منطقه ژئوپولتیکی نابسامان را گوشزد کرد.
یک روز بعد کنفرانس جی 20 با حضور رهبران و مقامات اقتصادی 20 قدرت بزرگ اقتصاد جهانی برای برون رفت از بحران اقتصادی در لندن کار خود را آغاز کرد و به جهت هراس از ناکامی و تشدید آن، نمایندگان سه جناح آنگلوساکسون (امریکا - بریتانیا)، اروپایی (فرانسه - آلمان) و غول های در حال توسعه (چین - هند) در پایان این اجلاس یک روزه با توافقات حداقلی خود، بازارهای مالی را به طور موقت خشنود ساختند. کنفرانس پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که با شرکت 28 کشور عضو در روزهای 3 و 4 آوریل در استراسبورگ (فرانسه) و بادن بادن (آلمان) به مناسبت شصتمین سالگرد تاسیس این پیمان نظامی برگزار شد شاید اختتامیه این مهمانی های بزرگ باشد که ضمن تایید درهم تنیدگی مباحث مربوطه، ضعف ها و دشواری های گذار از بن بست های موجود را بیش از پیش نمایان ساخته است.
اولویت بحران افغانستان، بحران اقتصادی، تنش بین روسیه - ناتو، تعریف نوین از ماهیت و نقش ناتو، امنیت بین المللی، محیط زیست، بحران هسته یی ایران و صلح خاورمیانه هرچند به ظاهر هر کدام موضوع جداگانه یی می تواند به حساب آید ولی همگی اجزایی از یک کل واحد هستند که در یک ارتباط ارگانیکی قرار دارند. تا زمانی که جامعه جهانی و ناتو به تعریف جامع و دگرگون شده جدیدی از موضوع افغانستان نرسیده اند هیچ تحول مثبتی در چارچوب این گره کور بین المللی رخ نخواهد داد. تا وقتی تجدیدنظر اساسی در نظام کاپیتالیستی و مرحله نئولیبرالیستی آن انجام نگرفته است تمام این بسته های حمایتی یا قوانین نظارتی نقش مسکن هایی را دارند که درد بیمار را تنها تسکین می دهد بدون اینکه آن را درمان کند. تا هنگامی که ناتو به نقش ژاندارم جهانی و مداخله جویانه خود در محیط جدید بین المللی و گسترش تهاجم گونه به سمت شرق ادامه می دهد افکار عمومی در سطح بین المللی و به خصوص خاورمیانه و همچنین سیستم قدرت در مسکو و پکن آن را دشمنی با خویش فرض کرده و بن بست های این پیمان نظامی را پایانی نخواهد بود.
در گذشته گفته می شد «تمام راه ها به رم ختم می شود» ولی این ضرب المثل دیگر واقعیت ندارد و می توان گفت فعلاً «تمام راه ها به یک سیاهچاله ناشناخته ختم می شود» که بحران های افغانستان، عراق، فلسطین، پاکستان، کره شمالی، تروریسم بین المللی، امنیت جمعی و تجارت مواد مخدر بعد ژئوپولتیک آن و سقوط اقتصاد جهانی و رکود حاکم بر قوی ترین اقتصادهای جهانی ابعاد ژئواکونومیک آن را تشکیل می دهد. طی برگزاری این سه نشست مهم تنها واقعیت وجودی آن و ناکارآمدی مکانیسم های قبلی به اثبات رسید ولی اینکه برگزارکنندگان این اجلاس ها به کلید حل این معضلات هم رسیده باشند با توجه به جمع بندی مباحث و توافقات آن چندان خوشبینانه به نظر نمی رسد. در خصوص بحران افغانستان دستاورد بزرگ تجدیدنظر در نگرش به این معضل و ارتباط دیالکتیکی آن با وضعیت پاکستان بود که می تواند آغازی برای یک رویکرد واقعی و عینی باشد،هرچند که تاکید زیاد پرزیدنت «باراک اوباما» بر افزایش نیروها در افغانستان و معامله با طالبان میانه رو برای حل این معضل می تواند نتیجه عکس به همراه داشته باشد. در مورد بحران اقتصاد جهانی نیز دستاوردهای نشست جی 20 بیشتر به تعارفات دیپلماتیک و پذیرش ملغمه یی از راهکارها برای اجتناب از چالش های بیشتر بوده است، چنانچه به تعبیر روزنامه اومانیته «در این نشست آتش افروزان خود لباس آتش نشانان را پوشیده بودند».
شاید سختی کار در استراسبورگ و بادن بادن بیشتر خود را نشان دهد:جایی که قرار است استراتژی تازه ناتو مورد بحث قرار گیرد، روابط با روسیه در فردای پس از جنگ قفقاز بازنگری شود و حضور یا افزایش نیروهای نظامی دقیقاً در زمانی که قانون «احوال شخصیه » که توسط «حامد کرزی» رئیس جمهوری افغانستان امضا شده است و به تعبیری نقض آشکار حقوق زنان یا رسمیت قانون تجاوز جنسی به زنان است، مطرح خواهد بود. پیمان ناتو و نیروهای امریکایی در افغانستان فعلاً ابتکار عمل را به جنگجویان طالبان واگذار کرده اند و معاملاتی که از آن سخن گفته می شود دقیقاً تمکین به خواست های ارتجاعی طالبان برای نقض حقوق بشر و سلب آزادی های مدنی است که نمونه بارز آن توافق دولت پاکستان با طالبان این کشور در دره سوات است که این منطقه را به درون سیاهچاله قرون وسطایی پرتاب کرده است. تزریق 1100 میلیارد دلار به اقتصاد بین المللی از جمله 750 میلیارد آن به صندوق بین المللی پول (نهادی که با سیاست های اشتباه خود یکی از اصلی ترین مسببان بحران اقتصاد جهانی است) ریختن پول مالیات دهندگان به سطل آشغال است. تمام آن تصمیماتی که طی این نشست ها گرفته شده اقدامات اورژانسی برای برون رفت از مرحله حاد بحران است در حالی که اساس موضوع بسیار عمیق تر از آن است که به طور مثال بحران اقتصاد جهانی در یک کنفرانس یک روزه قابل حل یا دستیابی به راه حل باشد. این سه نشست در صورتی که اراده مثبتی برای تعامل و همکاری همه جانبه نگر بین مذاکره کنندگان وجود داشته باشد تنها می تواند «گام برداشتن در مسیر درست» تلقی شود و آینده نشان می دهد بروز بحران های کنونی چون بحران اقتصادی دهه 30 میلادی به فاشیسم ختم می شود یا «جهانی دیگر ممکن است» را محقق خواهد کرد.