تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۸۶۹۸۸

چیرگی تازیان مسلمان بر ایران و آغاز اسلامی شدن این سرزمین که باید آن را یکی از مهم ترین حوادث تاریخ جهان و پایان عصر باستانی ایران خواند ، مولود عوامل مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است که هنوز همه آنها به درستی موردبحث و تحقیق و تحلیل همه جانبه قرار نگرفته ، و شاید هم نمی تواند قرار گیرد . چه‌، باید گفت که تقریباً تمام اطلاعات کنونی ما درباره فتوح و نفوذ اسلام درایران متکی بر منابعی است که توسط مسلمانان ، اعم از عرب و ایرانی ، از دیدگاهی غالباً جانبدارانه نسبت به فاتحان نوشته شده است . فقدان منابع مقابل ـ چه اصلاً نوشته نشده ، چه از میان رفته باشد ـ مانع مقایسه روایات منابع اسلامی با اخبار و روایتی است که حوادث فتوح و روند گسترش اسلام در ایران را از دیدگاهی مخالف مورخان عصر اسلامی گردآورده ، یا می توانسته است گردآورد .
هم از این روست که امروز تعیین میزان درستی یا نادرستی انبوه روایاتی که در این ابواب ، وجود دارد ، بیشتر از راه مقایسه آنها در منابع مختلف عصر اسلامی ، دقت در جزئیات ظاهراً بی اهمیتی که در این روایات آمده ، توجه به نتایج مسلم بعضی حوادث که منابع درباره مقدمات و علل و عوامل آن مبالغه کرده ، یا سکوت در پیش گرفته اند و یا سخن برضد هم رانده اند ، و سرانجام اطلاع بر احوال کلی جهان آن روزگار ، دست می دهد . با اینهمه ، امروز می دانیم که اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در آخرین سالهای دولت ساسانی به گونه ای بود که تحولی اساسی را اجتناب ناپذیر می کرد و بی گمان ایرانیان هم از هر تحول بنیادینی استقبال می کردند .
جدایی و بیگانگی طبقات جامعه ایران از یکدیگر ، اختلافهای دینی و سرکوب شدید مخالفان دین رسمی دولت ، حرص و فساد موبدان و مداخله آنها در همه شئون ، فرسودگی دولت 400 ساله ساسانی خاصه پس از پیکارهای دراز و پر خرج و بی حاصل با روم ، ضعف شدید دستگاه دولت که پس از خسرو دوم در مدتی اندک بیش از 10 تن بر تخت نشستند، و اختلاف و نزاع امرا و اشراف ایرانی ، و از آن سوی حمله های سریع تازیان تیزرو پرشور که سختی معیشت در عربستان و وعده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به چیرگی آنان بر خسروان و قیصران که بی گفت و گو انگیزه هایی نیرومند برای تهاجم بود ، همه از جمله عواملی به شمار می آید که راه مسلمانان را به سوی ایران و غلبه بر آن هموار کرد تا بخش اعظم قلمرو دولتی دیرپا را از غرب به شرق و از جنوب به شمال در طی حدود 3 دهه در نوردند . اما بررسی فرایند نفوذ و گسترش اسلام در ایران بی گمان منوط است به ارائه طرحی کلی و موجز از نقشه سیاسی منطقه و تحولاتی که در سده 7 م بر اثر جنگهای ایران و روم و سقوط آل منذر به سقوط ساسانیان و چیرگی مسلمانان انجامید . همچنین عرضه تصویری از گسترش اسلام درایران که با لشکرکشی تازیان مسلمان به این سرزمین آغاز شد ، بدون نگاهی به تاریخ این فتح که از خلال آن نکات مهمی درباره چگونگی نفوذ اسلام و گروش بدان به دست می آید ، میسر نخواهد بود.
در عصر ساسانی از قرن 3 م به تدریج مهاجرنشینها و پادگانهای ایرانی که غالباً توسط بعضی از خاندانهای اشراف اداره می شد ، در بین النهرین پدید آمد که به ایجاد یک خط دفاعی ایرانی به شکل پادگان شهرهایی چون عین التمر ، قادسیه ، حیره ، انبار ، سنجار، تکریت ، به اردشیر و کسکر ، و نیز واحه هایی موسوم به عیون الطف انجامید. اما مهم‌ترین عامل حفظ نفوذ و سلطه ساسانیان بر سواحل جنوبی فرات تا بادیه الشام و شرق و شمال شرقی عربستان ، دولت عرب دست نشانده ایران در حیره ، یعنی آل منذر و نیز بعضی قبایل تابع مانند شاخه هایی از بنی تغلب و ربیعه و طی و ایاد بود که سد محکمی در برابر هجوم بدویان عرب و کوششهای رومیان برای نفوذ به قلمرو غربی ایران به شمار می‌رفت . در جنوب ، غیر از بحرین که مستقیماً توسط ایرانیان اداره می شد و قبایل عبدالقیس و بنوبکر آنجا تابع ایران بودند ، یمن نیز از مراکز عمده نفوذ ایران در شبه جزیره عربی بود و « ابناء » یا ایرانیان آن دیار در تاریخ این منطقه از ایام چیرگی حبشیان تا اوایل عصر اسلامی و داستان رده و فتح ایران نقش مهمی داشتند.
در اواخر قرن 6 و آغاز قرن 7 م چند واقعه بزرگ ، اوضاع منطقه را دستخوش تغییر کرد. نخست در داخل ایران طغیانهایی بر ضد خسرو پرویز از سوی بهرام چوبین و بندویه و بسطام رخ داد و با آنکه سرکوب شد و خسرو به ویژه به یاری رومیان بر اوضاع تسلط یافت ، ولی جاه طلبی نابخردانه خسرو در حمله گسترده ای که برضد رومیان تدارک دید و سوریه ، فلسطین ، مصر ، ارمنستان و آسیای صغیر را تصرف کرد ، دولت ساسانی را به سراشیب ضعف افکند . چه او به رغم این پیروزیها بر د‌ولت مسیحی روم که در همان ایام بر مسلمانان گران افتاد و انعکاس آن و پیش بینی تغییر اوضاع را در قرآن کریم ( روم /30/1 ـ (8 می توان دید ، در برابر هراکلیتوس تاب نیاورد و تا تیسفون عقب نشست. حادثه مهم دیگری که در خلال این احوال رخ داد ، انقراض دولت آل منذر در حیره، و حبس و قتل نعمان بن منذر آخرین فرمانروای آن به دست خسروپرویز بود که سرانجام به جنگ ایرانیان و بنی شیبان در ذوقار انجامید و اینان به کمک بعضی از قبایل عرب هم پیمان ایران ، سپاه ایرانیان را در هم شکستند . این پیروزی که باید میان سالهای 604 تا 610م رخ داده باشد ، چنان تازیان را به وجد آورد و روح حماسه در آنها دمید که در وصف آن افسانه ها سرودند و آن را از مهم ترین «‌ایام‌» خود دانستند.
این واقعه همچنین افسانه قدرت و سطوت ایرانیان را در پیش عربها فرو ریخت و باعث تحریک و تشویق آنان به حملات پراکنده بعدی شد که پس از انقراض آل منذر مانعی بر سر راه این تهاجمات نمی دیدند . سپس روایتی هم از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) آوردند که فرمود عرب در ذوقار داد خود از ایرانیان ستاند. افزون بر آن هجوم اقوام نیمه وحشی شرق و شمال به ایران ، طاعون سال 628م و طغیان بزرگ دجله و خسارتهای هنگفت آن از اسباب ضعف دولت ساسانی در آخرین سالهای آن بود .
در این ایام چند سالی بود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در مدینه مستقر شده ، و اسلام به تدریج بالهای خود را بر شبه جزیره می گسترانید . پس از صلح حدیبیه ، خسرو پرویز هم از جمله فرمانروایانی بود که پیامبر به اسلام دعوتشان کرد ، اما خسرو پاسخی درشت داد و باذان امیر ایرانی یمن را گفت به حجاز برود و پیامبر را به نزد او فرستد ؛ اما چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) خبر مرگ خسرو را به باذان فرستاد ، این امیر و ایرانیان یمن اسلام آوردند‌؛ اما ایرانیان بحرین به اطاعت و تأدیه جزیه گردن نهادند. گفته اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) باذان را بر حکومت یمن ابقا کرد و پس از مرگ او نیز ایرانیانی چون عامربن شهر و شهربن باذان و فیروز دیلمی و دادویه حکومت یافتند.
به هر حال ، پس از مرگ خسرو ایران یکسره در ورطه آشوب افتاد ، نتایج شکستهای نظامی خسرو و ناخشنودیهای داخلی ناشی از تعقیب و سرکوب و سخت گیری که موبدان بر مردم خاصه مزدکیان و مانویان و مسیحیان اعمال می کردند ، اینک آشکار می شد ، قتل عام شاهزادگان توسط شیرویه نیز بر این نابسامانیها افزود و کسی نمانده بود تا امور را به نظم آورد. در این میان بعضی از قبایل عرب در مرزهای جنوب غربی و سواد به آبادیهای ایرانی حمله می بردند و به تدریج تهاجمات خود را گسترده می کردند. جنگهای ردّه و داستان خروج اسود و مسیلمه از همین ایام آغاز شد که گذشته از مداخله نومسلمانان ایرانی یمن در آن ، بدان سبب که مقدمه توجه مسلمانان به مرزهای جنوب و جنوب غربی ایران گردید، در این بررسی مهم می نماید . در خلال این طغیانها و جنگها ، ایرانیان یمن وفاداری خود را نسبت به دین جدید نشان دادند و عامل مهم سرکوب اسود و مرتدان طرفدار مسیلمه شدند. از آن سوی خالد بن ولید چون کار مرتدان یمامه را به پایان برد ، از طرف ابوبکر مأمور عراق شد . نیز گفته اند که به مدینه رفت و از آنجا به دستور خلیفه روانه عراق گردید. اما به درستی دانسته نیست که چرا خالد مأمور جنگ در این ناحیه شد . شاید بتوان گفت از آنجا که هدف پیشوایان دولت نوبنیاد اسلامی متحد گردانیدن همه تازیان زیرپرچم اسلام ، و سرکوب مخالفان و مرتدان بود که تا حدود ایران کشیده شده بودند ، و این معنی به ناچار با منافع دولت ایران در این منطقه برمی خورد ، خلیفه با گسیل خالد بدانجا پیشدستی کرد .
از آن سوی سرکوب بعضی از قبایل طرفدار ایران چون بنی حنیفه در ایام رده ، فرصت بیشتری به اعراب بنی شیبان و بنی عجل برای حمله به قلمرو ایران می داد و در این میان مثنی بن حارثه رئیس بنی شیبان کامیابی و شهرت بیشتری یافت و همو بود که از ابوبکر خواست که به او رسماً اجازه دهد تا بر قلمرو ایران در سواد حمله کند . بدین گونه بود که خلیفه نیز خالد را بدانجا فرستاد و به مثنی گفت از او اطاعت کند. درباره این وقایع و نیز اولین نقاطی که مورد هجوم خالد و مثنی و دیگر فرماندهان عرب قرار گرفت ، روایات گوناگون و متناقضی وجود دارد . به هرحال ، خالد در قدم نخست با سران آبادیهای سواد چون بانقیا و باروسما و آلیس صلح کرد . و قبیصه بن ایاس طایی و اشراف حیره هم به صلح و پرداخت جزیه گردن نهادند. خالد از آن پس در پیکار ذات السلاسل مرزبان حقیر را شکست داد و ابله را تصرف کرد ، اما برای تسخیر همه حیره مجبور به جنگ شد و برای دستیابی بر آنجا در چند رویارویی دیگر ایرانیان و اعراب مسیحی هم پیمان آنان را شکست داد. فتح حیره و گریز آزادبه مرزبان آنجا ، و نیز شکست ایرانیان به فرماندهی فرخ بنداد کلید تصرف شهرهای شمالی و غربی حیره بود. دهقان‌های این مناطق به تدریج با خالد صلح کردند و جزیه بر گردن گرفتند ، بدان شرط که بر املاک خود بمانند و املاک خسروان را به مسلمانان دهند‌‌.
پس از این بود که خالد مرزبانان و سران ایرانی مداین را به اسلام خواند و در پی آن عین التمر را گرفت . اسیرانی که خالد پس از این واقعه به مدینه فرستاد ، گویا اولین گروه ایرانیانی بودند که به حجاز برده شدند. پدران چند تن از مشاهیر اسلام چون سیرین پدر محمدبن سیرین ، یسار نیای محمد بن اسحاق ، و نصیر پدر موسی بن نصیر هم در اینجا اسیر شدند. به هر حال، چند جنگ دیگر رخ داد و تازیان همه جا پیش می آمدند ، تا آنکه خالد به دستور عمر بن خطاب مأمور شام شد. اما در مدینه عمر به زحمت لشکری فراهم آورد و به فرماندهی ابوعبید بن مسعود روانه حدود ایران کرد. در این میان رستم فرخزاد که رشته کارهای ایران را به نیابت از پوران در دست داشت ، لشکر آراست و دهقانان سواد را به شورش بر تازیان فراخواند . اما سپاه ایران و این شورشها کاری از پیش نبرد و ابوعبید و مثنی همچنان پیش می‌آمدند تا در ساحل شرقی فرات در محلی به نام قس الناطف ، طی پیکاری که به نبرد جسر معروف شد ، تازیان به سختی شکست خوردند و ابوعبید کشته شد.
(‌رمضان 13 ق‌) و ایرانیان بیشتر متصرفات مسلمانان را بازستاندند ، اما بیش از این نتوانستند از این پیروزی بهره برداری کنند . از آن سوی عمر تا مدتها از عراق سخن نگفت تا سرانجام جرید بن عبداللـه بجلی را فرستاد و او همراه با مثنی پس از جبران شکست پیشین در بویب ( یوم النضیله ) دوباره همه مناطق پیشین را گرفتند و در منطقه میان حیره و کسکر به تاخت و تاز پرداختند. در این زمان یزگرد در ایران به تخت نشسته‌، و کارها اندکی سامان یافته بود . عمر که می خواست به تن خویش به عراق آید ، سرانجام سعد بن ابی وقاص را فرستاد . در این میان مثنی درگذشت و سعد در قادسیه اردوزد و نمایندگانی به نزد یزدگرد و به روایتی به سوی رستم فرخزاد فرستاد که لشکر آراسته بود. این نمایندگان ، ایرانیان را به جنگ ،یا اسلام ، یا جزیه دعوت کردند ، اما کار به جنگ کشید. گفته‌اند رستم می کوشید از فرماندهی کناره گیرد ، یا کار به گونه ای پیش رود که به جنگ نیازی نیفتد، اما یزگرد اصرار بر جنگ کرد و رستم به ناچار در ساباط اردو زد. گفته اند که او نسبت به سرانجام این پیکار بدبین و ناامید بود .
در جنگ قادسیه که در شمار سپاهیان ایران و نیز در تاریخ وقوع آن میان روایات اختلاف و تناقض هست ، ایرانیان به سختی شکست خوردند و رستم کشته شد و مسلمانان روی به مداین نهادند و در سرزمینهای میان دجله و فرات به تاخت و تاز پرداختند . جالب آنکه به دستور عمر دهقانان و اتباع ایشان در سواد امان یافتند و بر املاک خود ماندند و جزیه بر گردن گرفتند و این معنی از عوامل مهم گروش آنان به اسلام شد . به هر حال ، مسلمانان پس از تسخیر بهرسیر به داخل مداین راه یافتند و آنجا را تصرف کردند. از جمله عوامل شکست قادسیه ، گذشته از اختلافهای داخلی ایرانیان و ناامیدی رستم فرخزاد ، رعبی را که تازیان در دلها افکنده بودند و خاصه خبر شکست رومیان در برموک و کناره گیری غالب مردم و دهقانان سواد از جنگ با تازیان را باید ذکر کرد که به همین سبب املاکشان جزو غنایم محسوب نگردید . سقوط مداین و گریز یزدگرد ، آغاز ورود اسلام به سرزمین اصلی ایران است که بسیاری مناطق آن به صلح و بسیاری به جنگ گشوده شد و اسلام در میان ایرانیان راه یافت . پس از قادسیه ، نبرد جلولا و تسخیر حلوان پیش آمد . در تسخیر حلوان ایرانیان نیز مداخله داشتند ، چه قعقاع بن عمر پس از تصرف آنجا ، قباد خراسانی را که از هویتش اطلاعی نداریم ، به امارت گماشت.
پس از این وقایع اوضاع آرام گرفت ، زیرا عمر فتح سواد را کافی می دانست و خواهان پیشروی نبود ؛ تا آنکه واقعه ای غیر منتظره دوباره آتش جنگ را روشن کرد و به فتح سرزمین اصلی ایران انجامید . علاء بن حضر‌می که به نام جویی و رقابت با سعد برخاسته بود ، بی اذن خلیفه از بحرین آمد و برق آسا از راه خوزستان به اصطخر فارس رسید . در اینجا ایرانیان بر او حمله برده ، و راه بازگشت را بریدند . عقبه بن غزوان به دستور عمر به نجات او آمد. هرمزان که پس از قادسیه ،با عنوان حاکم فارس و خوزستان در آن دیار مشغول گردآوری مال و مرد بود ، حملاتی تدارک دید ، ولی کاری از پیش نبرد و تازیان با تسخیر رامهرمز و شوشتر ، هرمزان را نیز گرفته ، به مدینه فرستادند. این واقعه در 17 یا 20 ق اتفاق افتاد. پس از آن فتح شوش و جندیشاپور و توج به جنگ و صلح دست داد تا آنکه شکست شهرک مرزبان فارس ، بخش مهمی از منطقه را به دست مسلمانان افکند. نیز گفته اند که همین معنی سبب شد ایرانیان در نهاوند گردآیند. اما این جنگ نیز مؤثر نیفتاد و با آنکه نعمان بن مقرن فرمانده عرب کشته شد ، ایرانیان به سختی شکست خوردند.          ادامه دارد ...