تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۸۷۰۶۸
اشاره: هالیوود همواره از ادیان و قومیت‌های مختلف تصاویر منفی ارائه کرده اما مسلمانان بیش از دیگران با شخصیت‌پردازی‌های منفی روبه‌رو شده‌اند که بخشی از علل آن را می‌توان عدم درک صحیح از دین اسلام، فرهنگ مسلمانان و قرآن کریم دانست. امروز هالیوود از سینما به عنوان ابزاری برای تخریب دین اسلام استفاده می‌کند و این موضوع با حمایت مالی صهیونیست‌ها که سردمداران هالیوود هستند با شدت بیشتری نسبت به گذشته دنبال می‌شود.

انتقادهای بسیاری در این‌باره که رسانه‌ها به ویژه سینما و شبکه‌های تلویزیونی تمایل به ایجاد تصاویر الگو مانندی درباره ملیت‌های خاصی از دنیا دارند، مطرح شده است. حقیقت این است که ‌هالیوود همواره ایتالیایی‌ها را مافیایی معرفی کرده، آسیایی‌ها را آب زیرکاه، سیاهپوستان را بد، هندی‌ها را بدرفتار و بی‌ادب، اسپانیایی‌ها را رشوه گیر، آمریکای لاتین‌ها را فروشنده مواد مخدر دانسته و این امر حقیقتی غیرقابل انکار است.
تخریب مسلمانان
در این میان بی‌انصافی و اتهام در حق اسلام و مسلمانان بیش از دیگران بوده است. مسلمانان در فیلم‌های‌ هالیوودی به عنوان افرادی به تصویر کشیده می‌شوند که هواپیما‌ربایی می‌کنند، بمب کار می‌گذارند و آدم می‌کشند و به نوعی مسلمانان را تروریست توصیف می‌کند. این الگو برای اغلب طبقه متوسط طراحی شده نقشی که برای زنان مسلمان همین طبقه طراحی شده نیز تصویر زنی است که از سوی مردان مورد ظلم واقع می‌شود. در این فیلمها با کاراکترهای متمول نیز رو‌به‌رو می‌شویم، متمولان مسلمان در فیلم‌های ‌هالیوودی افرادی چاق و هوسران هستند که نمی‌دانند پول‌های خود را چگونه خرج کنند.
موضع‌گیری‌ها
«جک جی. شاهین» یکی از مخالفان سرشناس این ذهنیت است و آن را در کتاب «عرب تلویزیونی» در سال ۱۹۸۴ درباره رسانه‌های ایالات متحده تبیین کرده است. وی پیش از نگارش این کتاب تصویر اعراب و مسلمانان را در ۱۰۰ برنامه تلویزیونی محبوب طی یک دوره هشت ساله مورد بررسی قرار داد. نتایج به دست آمده شگفت‌انگیز بود. این برنامه‌ها که ۱۵۰ میلیون مخاطب داشت تصویر منفی از مسلمانان به نمایش گذاشته بودند و حتی یک ویژگی و خصیصه خوب به آنها نسبت نداده بودند.
نویسنده پرسیده است آیا تمایزی میان شخصیت‌پردازی سیاهپوستان به عنوان افرادی تنبل، اسپانیایی‌های کثیف و شلخته، یهودیان جاه‌طلب و ایتالیایی‌های مافیایی وجود دارد؟ طی سالهای اخیر چنین موضعگیری‌ها و اعتراضهایی‌ هالیوود را وادار کرده تا هر چند ضعیف و ناقص، اما رویکردهای منطقی‌تری اتخاذ کند.
اعتراض راهکار نیست
تعصب ‌هالیوود علیه مسلمانان امری مشهود است بنابراین نیازی به اثبات این قضیه نیست. واضح است که تنها اعتراض نسبت به این موضوع بدون اتخاذ هیچ نوع اقدامی‌ راه‌حل مناسبی نیست. از آنجا که جهان اسلام سرمایه‌ای در بخش فیلمسازی ندارد نمی‌تواند هنگام متهم کردن‌ هالیوود به ارائه تصاویر منفی از مسلمانان صدایی قانع‌کننده داشته باشد. در تحلیل نهایی، فردی که در فیلم سرمایه گذاری کرده نتیجه را تغییر می‌دهد. این حقیقت که کسانی که در سرمایه‌گذاری سینما، تئاتر، تلویزیون و بخشهای مشابه نقشی ندارد باید بهایی سنگین پرداخت کنند غیرقابل اجتناب است. البته مسلمانان حق دارند بپرسند چرا‌هالیوود همواره ما را به عنوان شخصیت‌ـ های منفی معرفی می‌کند؟
واکنش‌ها
خوشبختانه واکنش‌های شخصیتهای مدنی، منتقدان آکادمی ‌و محافل با وجدان‌ هالیوود را وادار کرده تا موضع خود را تصحیح کند. این تغییر در کتاب شاهین نیز مشخص است. وی در کتاب عربهای بد فیلم‌ها در سال ۲۰۰۱ این اصلاح را تصدیق کرده است. در حالیکه وی پیشتر نگران تصاویر تمام برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌ها بود در این کتاب توجه خود را به فیلم‌های ‌هالیوودی معطوف کرده است. شاهین ۹۰۰ فیلم را مورد بررسی قرار داده و طی آن به ۱۲ ویژگی مثبت از کاراکترهای مسلمان رسیده است در حالی که ۵۰ کاراکتر دیگر در خوب بودن و بد بودن متعادل بوده‌اند.
عدم اطلاع از اسلام
در حقیقت‌ هالیوود و شاید تمام جغرافیای غرب اطلاعات چندانی درباره اسلام و مسلمانان ندارند. برای مثال یکی دانستن اعراب با مسلمانان و برعکس آن یک اشتباه شایع است. در سال ۱۹۹۶ جی لنو کمدین مشهور که در برنامه لری کینگ در سی‌ان‌ان ظاهر شده بود باید به این پرسش پاسخ می‌داد که آیا تاکنون افرادی را مورد تمسخر قرار داده که بلافاصله پشیمان شده باشد و از آنها عذرخواهی کرده باشد؟
وی در پاسخ گفت: درباره ایران چیزی گفتم، پس از واکنش آنها را به گفت‌وگو دعوت کردم، پس از این گفتگو قانع شدم و عذرخواهی کردم. عذرخواهی وی در آن زمان مورد استقبال قرار گرفت اما یکی دانستن ایرانی‌ها با اعراب همچنان باقی ماند. افراد بسیاری در غرب هستند که نمی‌دانند ترک‌ها، مالزیایی‌ها، اندونزیایی‌ها، هندی‌ها و پاکستانی‌ها نیز مسلمان هستند اما عرب نیستند.
درک صحیح اسلام برای ‌هالیوود دشوار است
با خواندن قرآن کریم و احدایث نبوی به سادگی می‌توان دریافت که اسلام دین صلح و عشق است اما به نظر می‌رسد که‌ هالیوود نه دسترسی ساده‌ای به منابع اولیه اسلام دارد و نه تلاش می‌کند که آنها را به درستی تفسیر کند. این ستاد علیه مسلمانان به طور خاص پس از یازدهم سپتامبر آغاز شد و در قالب اسلام هراسی توسعه یافت. حمله آمریکا به عراق تأثیر منفی در‌ هالیوود داشت و آن را از تولید فیلم‌هایی با هدف عینی و دور از تعصب باز داشت.
در این رابطه باید به کتاب "‌هالیوود، پنتاگون و واشنگتن: فیلمها و امنیت ملی از جنگ جهانی دوم تا امروز نوشته ژان میشل والنتین اشاره کرد. والنتین نمونه‌هایی را که نشان‌دهنده روابط نزدیک میان باورهای نادرست و کلیشه‌ای ‌هالیوود و سیاست خارجی آمریکا بوده را فهرست کرده و نشان داده که این آثار چگونه به نحوی سیستماتیک در بسیاری از ژانرها از درام تا کمدی عمل می‌کند. بدین معنا که عادی سازی تعصب و تصاویر منفی ‌هالیوود به واسطه موضوعات سیاسی صورت می‌گیرد. حملات یازدهم سپتامبر و جنگ عراق به خلق مجدد تصاویری از مسلمانان به عنوان تروریست منتهی شد که به نوبه خود توجیهی برای جنگ نامشروع آمریکا در عراق باشد.
تصاویر منفی
با تمام این اوصاف ‌هالیوود نمی‌تواند برای همیشه این استراتژی را مبنی بر توصیف مسلمانان به عنوان تروریست حفظ کند. شاهین که قاطعانه به دنبال این مطلب است سال ۲۰۰۸ کتابی با عنوان؛ گناهکار: حکم‌هالیوود درباره اعراب پس از یازدهم سپتامبر نوشت، چرا که این مسئله زمینه مناسبی برای تحقیقات بیشتر است.
صحنه‌هایی که تصاویر منفی را تقویت می‌کنند به واسطه تکرار در ذهن افراد حک می‌شود اما سرانجام طرف دیگر داستان مشخص خواهد شد. فیلمنامه‌هایی که در گذشته ساخت آنها غیرممکن به نظر می‌رسد اکنون یکی پس از دیگری مورد توجه قرار گرفته‌اند. در این رابطه دو فیلم اخیر خیانتکار و تفسیر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
عذرخواهی هالیوود
رویکردهای متعصبانه نسبت به مسلمانان در گذشته در تعدادی از فیلم‌ها به تصویر کشیده شده اما در این میان یک وقفه وجود داشت. در فیلم بوسه طولانی شب به خیر (۱۹۹۶) سازمان اطلاعات آمریکا نقشه‌ای با حضور اعراب تعیین می‌کند. یکی از اعراب قرار بودن کشته شود و در قسمت بار کامیونی قرار گیرد که قرار بود در کانادا منفجر شود تا تروریست‌های مسلمان مورد اتهام قرار گیرند. وقتی یکی از مأموران حافظه خود را از دست می‌دهد و در طول شکنجه چرایی کار را می‌پرسد این پاسخ را دریافت می‌کند که در حمله به برجهای دوقلو یکی از شواهد بی‌درنگ سازمان سیا را متهم کرده اما هیچ کس به وی توجه نمی‌کند حتی اگر در حال بازگو کردن حقیقت باشد. منظور از این حمله یازدهم سپتامبر نبوده بلکه حملاتی بوده که در سال ۱۹۹۹ علیه مرکز تجارت جهانی شکل گرفته است. همچنین نمونه‌هایی از این امر را می‌توان در فیلم نقشه پرواز (۲۰۰۵) مورد اشاره قرار داد، مادری که اعراب برای ربودن فرزند خود مورد اتهام قرار می‌دهد اما تا پایان این فیلم وی به حقیقت پی برده و از آنها عذرخواهی می‌کند.