حسین رویوران
روز پنجشنبه گفتوگوی گروههای سیاسی مختلف فلسطینی در قاهره برای آشتی ملی آغاز شد و براساس آخرین اخبار فتح و حماس برای تشکیل حکومت وحدت ملی به توافق رسیدند. صرفنظر از این توافق آشتی ملی فلسطینی نه تنها به چند علت ضرورت دارد که به دلایل کاملا سیاسی حائز اولویت است:
1ـ همه حوادث فلسطین بدون در نظر گرفتن منشأ و یا حقانیت آنها ثابت کرد که برخورد حذفی در این صحنه کارساز نیست و به علت پایگاه اجتماعی هر کدام از گروهها و احزاب سیاسی قادر به یکسره کردن شرایط سیاسی نیست و این واقعیت، گفتوگو برای آشتی ملی و نیز جایگزین کردن تفاهم به جای برخورد حذفی را یک ضرورت ملی میسازد. در جنگ 22 روزه رژیم غاصب اسرائیل از بالاترین میزان آتش برای حذف حماس از صحنه بهره برد ولی این رژیم نتوانست اهداف خود را تحقق ببخشید و جنبش حماس نیز نشان داد که یک جریان ریشهداری است که هیچ کس قادر به ریشهکن کردن آن نیست و این واقعیت ایجاب میکند گروههای فلسطینی براساس نیازهای جامعشان یکدیگر را به رسمیت شناخته و در جهت تحقق آنها با یکدیگر آشتی کنند.
2ـ ساختار کنونی جامعه فلسطینی به علت دودستگی سیاسی به ویژه فلج شده است و با توجه به نیازها و اولویتهای سیاسی به ویژه بازسازی نوار جنگزده غزه، آشتی تنها راهی برای کمک به جامعه فلسطینی است. در حال حاضر کشورهای بسیاری آمادگی خود را برای بازسازی غزه اعلام کرده و در آینده نزدیک اجلاس شرمالشیخ برای بازسازی غزه برگزار خواهد شد و بدون یکسرهسازی مرجع رسمی در صحنه فلسطین انتقال این کمکها و تحقق هدف بازسازی غزه امکانپذیر نخواهد بود در حال حاضر کشورهای غربی و برخی از کشورهای عربی حاضر به تعامل با حماس و هنیه نیستند و ابومازن رئیس دولت خودگردان را تنها مرجع رسمی فلسطینی میدانند و این در حالی است که آقای محمود عباس در غزه حامیت ندارد.
3ـ بازسازی غزه در حال حاضر یک اولویت است و جامعه غزه که در جنگ 22 روزه قهرمانانه ایستادگی کردند با بازسازی اولویتی در جهت حفظ و استمرار مقاومت است و جنبش حماس به عنوان نیروهای پیشتاز مقاومت باید تا جایی که ممکن و در جهت حفظ مقاومت است کمک کند تا بازسازی غزه صورت گیرد و در جامعه مقاومت و مقاومین خدایناکرده سرخوردگی ایجاد نگردد. دولت آقای محمود عباس نیز نیاز دارد تا در فرآیند بازسازی حضور جدی داشته باشد و از آن کسب مشروعیت کند.
4ـ دودستگی سیاسی در جامعه فلسطینی پدیده خوبی نیست و قطعا دشمن از آن سوءاستفاده میکند و به بهانه دودستگی از بسیاری از بایدها شانه خالی میکند برای توجیه سیاستهای جنایتکارانه و تجاوزکارانه خود «نبود طرف واحد فلسطینی» را دستآویز قرار میدهد. یکپارچهسازی صحنه فلسطینی زمینه تکروی را از بین میبرد و فعالیت دسته جمعی را افزایش میدهد. همچنین حضور متکثر نیروهای فلسطینی در سنگر واحد کمکی است تا نیروهای مختلف با سلایق گوناگون سیاسی در فضای متفاوتی نطق خود را مطرح سازند و طرفی که میتواند از طریق انتخابات اکثریت جامعه را جذب کند با مشروعیت اهداف مردم را پیش ببرد در حالی که دودستگی کنونی برخی از نیروهای سیاسی را آزاد و از هرگونه قید و بند به سمت گفتوگو با دشمن میکشاند و این شرایط پراکندگی قطعا به آرمان فلسطین ضربه میزند در شرایطی که تکثر و ناهمگونی منضبط در چارچوب آشتی و مصالحه ملی مانع از تکروی و خدایناکرده ضربه زدن به آرمان فلسطین خواهد بود.