امام در مقاطع مختلف بارها خطر تحجر و تحجرگرایی و انسانهای مقدسمآب را گوشزد کرده و تندترین جملات و حملات را علیه آنان دارند و در دستهبندی خاص خود آنان را به عنوان مخالفین اسلام ناب محمدی(ص) و مروجان اسلام آمریکایی یاد کرده و خواستار مقابله با آنان شدهاند. با عنایت به آثار حضرت امام درباره این موضوع به صورت اجمالی به مواضع ایشان در چهار مقطع تاریخی اشاره میکنیم.
گفتار اول: مقطع تاریخی 1343 ـ1321
نخستین موضع آشکار و رسمی حضرت امام در قبال تحجر و تحجرگرایی در سال 1322 با تالیف کتاب کشفاسرار بود. در این کتاب که در زمان کوتاهی به نگارش درآمد حضرت امام به دفاع از اسلام اصیل و عقاید مذهبی به صورت عقلانی فلسفی و نقلی (حدیثی و قرآنی) پرداخته است. به عقاید متحجرانه و برداشتهای غلط و افراطی وهابیت پاسخ داده و اشکالات مطرح شده آنان و کتب «اسرار هزار ساله» حکمیزاده را به تفصیل تشریح و با استدلال جواب دادهاند.
گفتار دوم: مقطع تاریخی 1357 ـ1342
پس از رحلت آیتالله بروجردی رویارویی و مبارزه حضرت امام با قشریگری و کجاندیشی علنیتر و گستردهتر شد. از حالت خصوصی و درون حوزوی خارج و عمومیت پیدا کرد و به شکلهای مختلف و در جبهههای متفاوت نمود پیدا کرد.
با شروع نهضت حضرت امام و مبارزه رژیم شاه چهره نفاق و دورویی عافیتطلبان و مقدسین رفتهرفته روشن گردید. خمودگرایان و جمودگرایان در برابر امام و یارانش صف کشیدند و او را تا سر حد تکفیر مورد طعن قرار دادند. لکن ایشان در جبهه بیرونی ـ مبارزه با طاغوت زمان ـ و جبهه درونی ـ مبارزه با مقدسنماها و متحجران حوزههای علمیه با کمال شجاعت مبارزه نمودند تا در افکار عمومی جماعت مقدسنما که مردم را از داخل حوزههای علمیه از اسلام و اصلاحات اجتماعی باز میدارند اصلاح یا طرد شوند. آخوندهای درباری که دین به دنیا میفروشند از این لباس خارج و طرد شوند. حضرت امام هنگامی که در نجف اشرف تشریف داشتند در مباحث درس ولایت فقیه خود چنین میفرمودند:
بعضی در حوزهها به گوش هم میخوانند که این کارها (مبارزه با رژیم پهلوی و تشکیل حکومت) از ما ساخته نیست. ما فقط باید دعا کنیم و مسئله بگوییم.
حضرت امام در عکسالعمل به این تفکر سادهلوحانه و کجاندیش آنها را دعوت میکند که:
«این افسردگی را از خود دور کنید... در معرفی اسلام جدیت به خرج دهید و تصمیم به تشکیل حکومت اسلامی بگیرید... دست به دست مردم مبارز و آزادیخواه بدهید. حکومت اسلامی قطعا برقرار خواهد شد. به خودتان اعتماد داشته باشید. »
«اینها افکار جماعتی است که به مقدسین معروفاند و در حقیقت «مقدسنما» هستند نه مقدس. باید افکار آنها را اصلاح کنیم و تکلیف خود را با آنها معلوم سازیم چون اینها مانع اصلاحات و نهضت ما هستند و دست ما را بستهاند.»
نهضت اسلامی
ایشان اوضاع را در اوایل نهضت اسلامی در دهه 40 و 50 چنین توصیف میکنند:
«اوضاع مثل امروز نبود هر کس صد درصد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدسنماها از میدان به در میرفت، ترویج تفکر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و پوست نمیتوان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی میدهد و از همه شکنندهتر شعار گمراهکننده حکومت قبل از ظهور امام زمان(ع)» باطل است و هزاران «ان قلت» دیگر مشکلات بزرگ و جانفسرایی بودند که نمیشد با نهضت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت.»
« از آن طرف هم علمای اسلام را که دنبال این بودند که اسلام را ترویج بکنند اینها را هم اتهامات بر آنها زدند که: اینها یک مردمی هستند کهنهپرست. اینها یک مردمی هستند که دربار یا قوههای سرمایهدار اینها را گماشتهاند اینجا. برای اینکه مردم را خواب کنند و سرمایهدارها کارهایشان را انجام بدهند. اینها مردم را همهاش دعوت میکنند به اینکه ساکت باشید هر کس به شما ظلم کرد ساکت باشید هر که مال شما را برد حرف نزنید؛ و اینها یک دسته هستند که مردم را خواب کردهانند و میکنند آرام میکنند که وقتی که آن اشخاصی که از خارج میخواهند اموال اینها را ببرند آنها آسوده ببرند و دیگر کسی حرف نزند خود آنهایی که میخواستند اموال شما را ببرند این تبلیغات را میکردند. یکجوری شد که در یک زمانی خود داخله ایران هم باور کرده بود این مسائل را»
گفتار سوم : مقطع تاریخی 1363 ـ1357
پس از پیروزی انقلاب اسلامینیز پرونده قشر متحجر و مقدسمآب باز بود.
اگر به تاریخ اول انقلاب توجه نماییم خواهیم دید که در مقاطع مختلف گروه متحجران و مقدسین در برابر هر نوع برداشت نو و نگرش جدید موضعگیری میکردند. اما وقایع سالهای 57 تا 63 به ویژه مسائل مربوط به لیبرالها و جبهه ملی ترورها و اقدامات خشونتآمیز گروهکها آغاز جنگ تحمیلی و دیگر اتفاقات باعث شد که بیشتر انرژی و توان امام و مسئولان انقلاب و نظام نوپای اسلامی در برخورد با این جریانات و اصلاح این امور قرار گیرد و برای مدتی برخورد با مساله تحجر و تحجرگرایی تا حدودی مسکوت بماند. جریان تحجر و تحجرگرایی از این موقعیت و فرصت به دست آمده کمال استفاده را برده و بدون اینکه به مشکلات عدیده کشور و نظام توجه داشته باشند و یا در حل آنها همراهی نمایند سعی نمودند در جای جای کشور حضور یافته و در پستهای مهم دولتی رسوخ و نفوذ کنند و به صورت خزنده خود را مطرح نمایند. لکن حضرت امام با کمال بیداری و هوشیاری نسبت به کجاندیشی و خطر وجود نفوذ آنان هشدار داده و سعی میکردند در حد ضرورت چهره آنان را افشا نمایند. در این مقطع تاریخی حضرت امام در تنویر افکار عمومی نسبت به قشر متحجر چنین میفرمایند: «ما میدانیم که ابرقدرتها و حکومتهای وابسته به آنان با اسلام شاهنشاهی و ملکی مخالف نیستند بلکه بی شک آنها را تایید نیز میکنند. اسلامی که به وسیله ایادی ابلیسی خود و جهال بصورت عالم عرضه شود ـ که علمای اسلام و مسلمانان نباید در امور سیاسی و اجتماعی مسلمین دخالت کنند و نباید در امور مسلمانان اهتمام نمایند و حکم واضح عقل موافق با قرآن را نادیده گرفته و حدیث مجاری الامور بید العلما بالله را ضعیف و سخن شریف و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا. و دیگر احادیث از این قبیل را بی مبنا یا به تاویل کشانند ـ صددرصد مورد تایید آنان است. چه بهتر که دست علمای متعهد و مسلمانان بیدار را این درباریان روحانی نما و بازیخوردگان غافل از سیاستبازی شیاطین ببندند و راه را برای چپاول و سلطه قدرتها باز کنند. آنان از اسلامی که موید آنهاست چه باک دارند از اسلام علی بن ابیطالب ـ علیه صلواهالله و سلامه ـ میترسند.