تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۸۷۳۱۵

نویسنده: جواد ماه‌زاده
مرد شماره دو القاعده در پیامى که به تازگی در وب سایت مربوط به شبکه‌ القاعده منتشر شده، ضمن تاکید بر تداوم مقاومت در غزه در برابر اسرائیل، از افغانستان خواسته است به حضور اشغالگران در این کشور و حرکت به سمت آمریکاگرایی پایان دهد.
ایمن الظواهری، آل سعود و رییس ‌جمهور یمن را عاملان و بردگان آمریکا خوانده و گفته است: "آل سعود و على عبدالله صالح رییس‌جمهور یمن مذهب خود را به آمریکا فروخته‌اند." این باور چندان تازه نیست و پیش از این نیز توسط بنیادگرایان القاعده اعلام می شد و به تهدیدهایی علیه آنان که بی تفاوتی و انفعال را در مقابل آمریکا اتخاذ می کنند منجر شده بود.
مرد شماره دو القاعده هم‌چنین با اشاره به افغانستان و سخنان حامد کرزاى، رییس‌جمهور این کشور و پیام دوستى وى در کنفرانس مونیخ افزوده است: پیام دوستى کرزاى به طالبان میانه‌رو که هیچ ارتباطى با القاعده ندارند شبیه تلاش‌هاى قبلى و مضحک عربستان سعودى براى میانجى‌گرى بین طالبان و رییس‌جمهور افغاستان بود.
اما چرا بنیادگرایی اسلامی بیش و پیش از هر چیز به آمریکاستیزی و اسرائیل ستیزی منتهی می شود؟ باید گفت بنیادگرایی گرایشی انقلابی است و بیش از اندیشه بر دایره تقابل و منازعه می گردد. بنیادگرایی بر امواج دشمن ستیزی مستقر است و موج که فروکش کند، آن نیز یا ناپدید و فراموش می شود و یا با موجی دیگر از راه می رسد و باز فرو می رود.
بنیادگرایی اندیشه ای برای استقرار ندارد و مادامی که رویکرد انقلابی و دشمن بیرونی (خواه عینی و خواه انتزاعی) اش موجود باشد، گفتمان خود را تکثیر می کند؛ گفتمانی جنگ طلبانه، دشمن تراش و انقلابی. این چنین است که الظواهری در پیام صوتی خود خطاب به فلسطینى‌هاى نوار غزه می گوید: "نبرد خود را ادامه دهید و به آتش‌بس با اسراییل تن ندهید. حامیان عرب اسراییل درصدد هستند که مردم غزه را مجبور به پذیرفتن آتش‌بس کنند."
بنیادگرایی از سرچشمه ایدئولوژی می نوشد و نسبتی با تنوع آرا ندارد. معتقدان به این نحله سیاسی و مذهبی به معنی واقعی کلمه تمامیت خواه و یکسان اندیش اند. در نظر آنان مخالفت با بنیادگرایی دینی مخالفت با عین دین است؛ چرا که غیر خود را بر مدار خطا و اشتباه می خوانند و تنها آرمان و باور خویش را مایه نجات ابناء بشر می پندارند.
ایدئولوژیست ها می خواهند دنیا را تغییر دهند و آن را زیرورو کنند. آنها متر و معیار عدالت و انسانیت و شرافت را نزد خود می دانند و تنها خویش را اصلاحگر کژی ها و ناراستی های عالم فرض می کنند. ایمن الظواهرى مطابق همین اصل حامد کرزای رئیس دولت افغانستان را خطاب قرار می دهد و او را از خطا و اشتباه برحذر می دارد و از وی می خواهد که فریب آمریکایی ها را نخورد.
او همچنین گفته است: "از حماس مى‌خواهم به جنگ مقدس خود براى آزادى فلسطینى‌ها و همه‌ کشورهاى عربى پایان ندهد."
وقتی ایدئولوژی محوران رادیکال یا همان بنیادگرایان، توانایی تغییر مسیر دنیا را در خود نمی بینند و در برابر چشمان خویش فروریزی هویت و ارزش هایشان را نظاره می کنند، ناچار راه خشونت در پیش می گیرند تا آنچه را انحراف و مایه فروپاشی ارزش های مدنظر خود می دانند به نابودی بکشانند و همگان را به مقاومت در برابر آن دعوت کنند.
مرد شماره‌ دو القاعده به میانجى‌گرى مصر بین اسرائیل و حماس اشاره کرده و درخصوص مذاکرات آتش‌بس گفته است: این مذاکرات خیانتى بیش نیست. باید توجه داشت که حتى یک سانتى‌ متر از خاک فلسطین نباید در اشغال باشد.
او این گونه مذاکرات را بخشى از اهداف کشورهاى عربى هم ‌پیمان با اسراییل می داند و می گوید: بعضى از این کشورها سوگند خورده‌ اند که مسلمانان واقعى را تضعیف کنند.
ظواهرى به سومالى نیز پرداخته و گفته است: مبارزان الشباب در سومالى به پیشرفت‌هاى قابل توجهى دست یافته‌اند. دولت‌ کنونى سومالى هم‌ پیمان آمریکاست و مبارزات علیه دولت شیخ شریف شیخ احمد باید ادامه یابد.
می گویند عامل وحدت بخش در ایدئولوژی یا دشمن است یا نفرت و هر چه هست مدارا و مراوده در آن راه ندارد. نظام های ایدئولوژیکی نظام هایی تکلیفی هستند که تکلیف همه چیز در آن روشن است و همه یا دوست آن اند و یا دشمن آن. آنها که به ایدئولوژی پایبندند، پیرو خطاب می شوند و آنان که ایدئولوژی را برنمی تابند ملحد و گمراه لقب می گیرند. القاعده به پیروی از همین منش، تنها راه مقابله با جهانگیری سیاست های آمریکا و مقبولیت آن نزد افکار عمومی را ایجاد تحرکات تخریبی و خشونت طلبانه و اخلال در مسیر آرام و حرکت بطئی دموکراسی ها در نقاط مختلف می داند.