تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۸۷۳۵۷
7 سال پس از یدالله سحابی

دکتر یدالله سحابی حدود یک قرن از اوایل دوران مشروطیت تا اواخر دوران اصلاحات در سرزمین ما زندگی کرد. زندگی 97 ساله سحابی یک زندگی چند ساحت یا به عبارتی »رنگین کمانی« بود. اما ساحت و رنگ های این رنگین کمان در هم ادغام بودند.خلاف رویکردهای کنونی که حوزه تفکر و روشنفکری را در مقابل حوزه سیاست و عمل سیاسی قرار می دهند و یا حوزه مدنی را در برابر حوزه سیاسی می دانند یا حوزه تفکر و اندیشیدن را در برابر حوزه برنامه ای فکر کردن می نهند، حوزه های عمل سحابی در هم تنیده و در هم تلفیق شده بودند.
دکتر سحابی در حوزه های مختلفی فعال بوده است. او در برخی حوزه ها در حد یک فرد برجسته و در برخی هم به عنوان یک فرد مطرح، حضور داشته است. ایشان در حوزه تحصیلی و آکادمیک در مدرسه دارالفنون و مدرسه دارالمعلمین که به مسوولیت ابوالحسن خان فروغی بود و نقش بسیار موثر و فرهنگ سازی در دوران معاصر ایران داشته است، تحصیل کرده بود. او در دهه 30 در اروپا تحصیل می کند و بعد از بازگشت به ایران از اولین اساتید زمین شناسی ایران می باشد. برخی او را بنیانگذار رشته زمین شناسی عمومی در دانشگاه می دانند. سحابی در همین زمینه تالیفاتی نیز هم چون، زمین شناسی عمومی، سنگ شناسی (سنگ های رسوبی) دارد. ایشان یک جزوه تحلیلی درخصوص سد لار (زمین شناسی و بهره برداری). در سال 63 منتشر کرده است در این جزوه، سحابی یک تحلیل مستدل علمی درخصوص نادرست بودن احداث سد لار ارائه می دهد. او در سمیناری در همین خصوص در وزارت نیرو حضور می یابد و نظراتی اصلاحی در خصوص سد لار بیان می کند. از دکتر سحابی در این حوزه به عنوان یک چهره ماندگار نیز تجلیل به عمل آمده است.
در حوزه مدنی سحابی، همکاری نزدیکی با آموزش و پرورش در دهه 20 داشته است. او در خصوص تربیت معلمان دینی برای مدارس، طرح هایی را ارائه داده و بعد از تصویب عملیاتی می کند. سحابی از موسسین شرکت انتشار و از موسسین موسسه فرهنگی اخلاق در سال 1335 است. او دبیرستان کمال را از سال 37 تا 39 راه اندازی می کند. سحابی همچنین دبیرستان پسرانه کوثر را در سال 1368 راه اندازی می کند. سحابی در همین حوزه موقوفه ای برای دانش آموزان بی بضاعت اختصاص می دهد. او تلاش هایی را برای تاسیس دبیرستان دخترانه انجام می دهد که عمر ایشان کفاف نمی دهد. آقای صاحب الزمانی در یادنامه دکتر سحابی که توسط بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان منتشر شده است به تفصیل به شرح اقدامات سحابی در حوزه آموزش و پرورش پرداخته است.
بعد از انقلاب سحابی در مجلس در زمانی که طرح حذف مدارس ملی مطرح بوده است، در مخالفت سخن می گوید . در این حوزه ما می توانیم رویکرد سحابی و همفکرانش را با نمونه »حزب رفاه« در ترکیه قیاس کنیم که جدای از رویکرد سیاسی و دینی در حوزه مدنی هم حضور فعال دارند. این تشابه البته در حوزه فکری، به طرز جدی تر وجود دارد.
در حوزه نظری همچنین می توان تشابه فراوانی میان تفکر سحابی و بازرگان و اندیشه پروتستانیسم در اروپا مشاهده کرد، من در مطالبی که در خصوص مهندس بازرگان نوشته ام به طور مفصلی اجزا و استدلالات این تشابه را آورده ام. سحابی به کار زیاد و مصرف کم معتقد بوده است و از سویی از دین تلاش این دنیایی را نیز مستفاد می کرد. این تلاش البته نه در جهت رفاه شخصی بلکه در راستای رفاه عمومی بوده است. او در زندگی شخصی بسیار مقتصد بود و این نگاه اغراق آمیز نیز بوده است. در حوزه دینی، اثر اصلی و معروف سحابی، بحث او روی خلقت انسان و موضوع تکامل است که هم در دهه 30 و هم بعدها در زندانی که در دهه 40 داشته اند، نطفه های اولیه ذهنی خود را تکامل می دهند، سحابی در کتاب خود خلقت دفعی را از دیدگاه قرآن رد می کند و معتقد است در قرآن هم فرآیند تکامل پذیرفته شده است. ایشان کتاب های قرآن و تکامل، خلقت انسان در بیان قرآن را در دهه های مختلف در این خصوص منتشر می کنند.
در حوزه سیاست، در دوره جوانی و میانسالگی با نهضت ملی همکاری می کنند، سحابی در همین حوزه جمعیت دفاع از انتخابات آزاد را در سال 1332 تاسیس می کند و بعد از کودتا به همکاری با نهضت مقاومت ملی می پردازد.
سحابی نامه معروف اعتراضی به انتخابات مجلس هشتم و اعتراض به کنسرسیوم نفتی را امضا می کند و جزو اساتید دانشگاهی است که به دلیل امضای این نامه از دانشگاه تهران اخراج می شود. سحابی در دهه 40 به همراه مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی نهضت آزادی ایران را تاسیس می کند و به همین دلیل به همراه این دوستان و سایر پایه گذاران نهضت آزادی، محاکمه و به حبس و تبعید محکوم می شود. و به مدت 4 سال زندان و تبعید را تحمل می کنند، یک هفته بعد از آزادی سحابی دکتر محمدمصدق فوت می کند و سحابی به همراه جمعی از یاران مصدق به احمدآباد می رود و مسوولیت غسل کفن و دفن دکتر مصدق را برعهده داشته است. دکتر سحابی در دهه 50 در تاسیس جمعیت ایرانی در دفاع از آزادی و حقوق بشر مشارکت داشته است و در آستانه پیروزی انقلاب در کمیته تنظیم اعتصابات حضور داشته است. سحابی در شورای انقلاب نیز عضو بوده و در دولت موقت مسوولیت طرح های انقلاب را برعهده داشته است. سحابی در مجلس اول نیز نماینده مردم شده و نقطه چین عمل سیاسی او بعد از مجلس اول تا زمان فوت در سال 1381ادامه داشته است. او در سال های آخر عمر و عصازنان و در حالت کهولت جسمی در اعتراض به بازداشت نیروهای ملی و مذهبی ونهضت آزادی به مجلس شورای اسلامی می رود. با این تشریح از زندگی رنگین کمانی سحابی، اگر بخواهیم تحلیلی از زندگی او در دوره های مختلف داشته باشیم باید به سخن »ماکس وبر« توجه کنیم، ماکس وبر در اجرای کنش انسانی 4 مورد را بر می شمرد که 2 مورد آن »کنش معطوف به نتیجه« و »کنش معطوف به ارزش« است. بررسی این کنش ها در نحوه کنش سیاسی دکتر سحابی بسیار مهم است. در حال حاضر و به خصوص در دوران پس از اصلاحات ما با فضای فکری مواجه هستیم که سیاست را صرفا در رابطه با قدرت تحلیل و تعریف می کند و »اسلام سیاسی« نیز بیشتر به عنوان اسلام معطوف به قدرت و اسلام بنیادگرا مطرح می شود. در ادبیات جهانی هم بعد از پیروزی انقلاب ایران و به خصوص بعد از رشد بنیادگرایی در جهان اسلام، اسلام سیاسی با اسلام بنیادگرا همسان دانسته می شود. این تحلیل یک تحلیل گذرا و توریستی از اسلام سیاسی است، برخی نویسندگان غربی و پژوهشگران وطنی نیز با تحلیل از راه دور و تلسکوپی و بدون اطلاع از انواع اسلام سیاسی، آن را در اسلام بنیادگرا خلاصه کرده و اسلام سیاسی را به اسلامی معطوف به قدرت و بر علیه جهانی که بر ضد خود تصور می کند تقلیل می دهند. اما ما با نوع دیگری از اسلام سیاسی روبه رو هستیم که نمونه جهانی آن در ترکیه و مالزی حضور دارد و نمونه ایرانی آن را می توان در نسل دکتر یدالله سحابی و مهندس بازرگان و در اندیشه های سیاسی متاثر از دکتر علی شریعتی و نو شریعتی گرایان مشاهده کرد. سحابی به همراه بازرگان و طالقانی 3 سمبل از اندیشه ای است که سیاست را معطوف به دستیابی به قدرت به هر قیمت نمی داند. قدرت به هر قیمتی که پس از انقلاب در تئوری مصلحت، پررنگ شد. در تفکر سحابی تئوری سیاسی معطوف به اخلاق و ارزش است. رفتار سیاسی او و مهندس بازرگان نشان می دهد که می توان معطوف به ارزش هایی مشخص، سیاست ورزی کرد و هرگاه امکان تحقیق این ارزش ها در قدرت وجود داشت در آن ساختار باقی ماند و هر آن امکان تحقق ارزش ها از میان رفت، می توان بدون جنگ سیاسی و بدون تقلیل ارزش ها از قدرت فاصله گرفت در این حوزه رفتار سیاسی سحابی را می توان نوعی »عقلانیت معطوف به ارزش« ارزیابی کرد. »از زوایه دیگری نیز می توان به این رفتار سیاسی نگاه کرد.«
سحابی و یارانش برخلاف عده ای که کار روشنفکری را در تناقض با کار سیاسی می بینند، خندقی میان این دو حوزه حفر نمی کند. در واقع در رویکرد سحابی، با توجه به سابقه تاریخی، نقطه اتصال سیاست و روشنفکری همان عقلانیت معطوف به ارزش است.
در اینجاست که روشنفکری و سیاست می تواند به هم پیوند بخورد. در نگاه وسیع تر و در بررسی زندگی سحابی که در ابتدا آمد ،می توان تقابل هایی را دید که تبدیل به تعامل شده اند »سیاست و فرهنگ«، »سیاست و آکادمی«، »آکادمی و جامعه«،»سیاست و ارزش« همچنین در تفکر او می توان تعامل میان آرمان و برنامه قابل تحقق را دید. ما در نسل دهه 50 نوعی آرمان گرایی می بینیم که بیش از حرکت روی زمین، در ابرها حرکت می کند. ما در دکتر سحابی، بازرگان و طالقانی تلفیقی از ارزش و برنامه را می توانیم مشاهده کنیم. در اندیشه و عمل سحابی می توان هم بر ارزش ها و آرمان ها باقی ماند و هم مدرسه نهاد و حزب ساخت و نماینده مجلس شد. با عمیق تر شدن در رفتار سحابی از منظر دینی، باید به این نکته توجه کرد که یک نوع تقابل میان عبادت و فروتنی در حوزه دینی وجود دارد. سحابی میان عبادت و فروتنی هم، تعامل ایجاد کرد. پروس رسول در انجیل عهد جدید به آفت شناسی شریعت می پردازد. او مهم ترین آفت شریعت محوری را غرور و تکبر می داند.یعنی کسانی که فکر می کنند با عبادت فراوان، سوگلی خداوند می شوند این دیدگاه به تدریج غرور و تکبر می آفریند در حالی که علی (ع) در نهج البلاغه کار کرد عبادت را از میان بردن تکبر انسان می داند.مهندس عزت الله سحابی در یکی از سالگردهای پدرش نقل کرد که پدرم به عبادت های طولانی، نماز شب خواندن و روزه گرفتن های دوماهه معروف بود. این اما یک امر شخصی و موردی بود میان پدرم و خدایش و آنچه مهم بود انعکاس این عبادت در رفتار و سلوک او در خلایق بود چراکه عبادت گرایی و شریعت گرایی سحابی به غرور، تکبر و خود را خواص و دیگران را عوام تصور کردن منجر نشد که هیچ، به فروتنی و حتی خود کوچک بینی منجر شد. یکی دیگر از دیالکتیک های محقق در شخصیت سحابی این بود که اخلاق گرایی او به بی جهتی، خودگرایی و بی مسوولیتی اجتماعی و خنثی شدن منجر نشد. ما مشاهده می کنیم که بسیاری از معلمان اخلاق معمولادر جهت گیری های سیاسی خود باری به هر جهت، خنثی یا بی طرف هستند. اخلاق گرایی، فروتنی و عبادت گرایی سحابی مورد تایید تمام طیف های فکری بود.
در مرگ او مقام رهبری آیت الله خامنه ای در پیامی از شخصیت او تجلیل به عمل آورد. دکتر حدادعادل در یادنامه سحابی با تاکید بر مرزبندی سیاسی او را تجلیل کرد. محمدعلی عمویی که از مارکسیست های معروف ایران هستند از زندگی فردی و سلوک اخلاقی او تجلیل بسیاری کرده اند. دیالکتیک دیگری که در سحابی بود و شاید به طنز بتوان آن را بیان کرد آن بود که سحابی هم ایرانی بود، هم به نظم اعتقاد داشت. او خلاف روحیه غیرمنضبط ایرانی، بر نظم تاکید عملی فراوان داشت کسانی که با سحابی در مدارس کار کرده اند یا یار حزبی او بوده اند از انضباط سخت گیرانه سحابی یاد کرده اند و به واقع در فضای سیاسی و روشنفکری ایرانی که بی انضباطی معضلی است که بر طبق آن افراد حتی ساعت ها و روزهای جلسات خود را فراموش می کنند اخلاق سحابی درس آموز است.
تلاش برای تلفیق دین و علم، یکی دیگر از رویکردهای اثرگذار سحابی است. نسل سحابی همچنان در جامعه ما حضور دارد. یکی از پارادیم های حاضر در نواندیشی ایران بر همین مبنا تلاش برای تلفیق علم و دین است. کتاب های سحابی و بازرگان، سمبل این پارادایم حاضر در ایران هستند. در این رابطه بحث های فراوانی صورت گرفته است. از جمله در مورد تفسیر سحابی از خلقت انسان در قرآن بحثی میان او و مرحوم علامه طباطبایی وجود داشته است. امروزه اما با عطف توجه مجدد به مناظره سحابی و طباطبایی باید بپذیریم که در مجموع نقدهای علامه طباطبایی به آرای سحابی تا حد بالایی وارد است. از یک نگاه بیرونی اگر بخواهیم در مواردی که قرآن برخورد اسطوره کرده است، برداشت علمی بکنیم دچار تکلیف خواهیم شد. بنابراین از دیدگاه من دیالکتیک میان علم و متون مقدس خلاف دیالکتیک های قبلی امروزه راهگشا نیست. اما ارتباط میان علم و متن مقدس اگر غنی سازی شود و به شکل ارتباط برقرار کردن میان دین و علم درآید قابل رشد است. به تصریح خود قرآن در سوره ابراهیم آیه 4 انبیا به لسان قوم سخن گفته اند و در واقع متون مقدس به زبان فرهنگ زمانه خود بیان شده اند.
می توان میان علم به معنای یک امر تجربی و دین به معنای یک امر وجودی ارتباط برقرار کرد. علم با روش شناسی خاص خود، به نوعی به دنبال تشریح و تبیین جهان است. و دین، رویکردی است که جهان را معنادار می بیند. شناخت علمی یک انسان جستجوگر که به دنبال معنای جهان می گردد، می تواند با دینداری همسایه شود و راه را به یک فلسفه دینی بگشاید. از این نگاه معتقدم یاران سحابی و بازرگان همچنان در حلقه برقراری نسبت میان متن مقدس و علم باقی مانده اند.
محمد ترکمان در یادنامه سحابی اشاره می کند که دکتر سحابی در قسمت شمال شرقی ایران برنامه حفر 5 چاه را داده بوده است بعد از حفر، یکی از این چاه ها به آب نمی رسد و دکتر سحابی می گوید که احتمالادر جایی که دقیقا گفته است چاه حفر نشده است. این مواجهه انجام می شود و مشخص می شود که چاه بی آب در محلی دورتر از نقطه موردنظر سحابی حفر شده بوده است. در حفاری از محل دقیق موردنظر سحابی چاه پنجم نیز به آب می رسد. اگر این مثال را سمبولیزه کنیم باید بگویم چاه های حفر شده در فضای روشنفکری ایرانی که به آب نرسیده است، به دلیل عدم رعایت دیالکتیک ها و تلفیق های موردنظر سحابی بوده است اگر از آرمان های ذهنی تقابل ساز فاصله گیریم و بپذیریم که می توان میان »سیاست و تفکر« و »سیاست و ارزش« و آرمان براساس عقلانیت معطوف به ارزش، ارتباط ایجاد کرد. اگر بپذیریم که می توان میان »آکادمی و سیاست«، »آکادمی و جامعه»، »عبادت و فروتنی«، »اخلاق فردی و مسوولیت اجتماعی«، »دین و علم« تلفیق ایجاد کرد.چاه های حفر شده توسط روشنفکران ایرانی در حوزه های مختلف سیاسی، دینی و فکری به آب آبادساز خواهد رسید.