تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۸۷۳۶۴

عباس عبدی
توزیع سیب زمینی در سطح کشور به پدیده جدیدی تبدیل شده و می طلبد که بیش از این درباره آن کنکاش شود، شاید از این راه سرنخ هایی به دست آید. اگر چند نکته زیر روشن شود، ابعاد مساله تا حدی شکافته می شود. منابع مالی تهیه این سیب زمینی ها از کجاست؟
چرا سیب زمینی و نه مثلاپیاز توزیع شده است؟! فروشندگان سیب زمینی ها چه کسانی هستند؟ شیوه ها و زمان توزیع چگونه است؟ این کار چه رابطه ای با اصلاح الگوی مصرف دارد؟ سیب زمینی های توزیعی چه کیفیتی دارند و سرنوشت آنها پس از توزیع چه شده و چه خواهد شد؟ و... ملاحظه می کنید که قضیه به این سادگی ها نیست.
از منابع مالی شروع می کنیم. آن طور که پیداست سیب زمینی ها در اکثر نقاط کشور توزیع شده اند اما از آنجا که آمار و ارقام درستی درباره میزان و قیمت خرید آن ارائه نشده است (و حتی اگر هم ارائه شود کسی نیست که این ادعاها را تایید یا رد کند) بنابراین نمی توان در این باره نظری قطعی داد. با وجود این اگر فقط به ازای هر ایرانی مثلا5 کیلو سیب زمینی را با قیمت مثلا130 تومان (این رقم را شنیده ام) خریده باشند به طور متوسط به ازای هر فرد کشور حدود 650 تومان هزینه خرید شده است و این رقم در کل کشور برابر 45 میلیارد تومان می شود که اهل حساب می دانند در خوشبینانه ترین حالت که نه قیمت خرید بالاتر حساب شود و نه وزن کمتر محاسبه شود، حداقل حدود 20 درصد این رقم (یعنی حدود 9 میلیارد تومان) نصیب افراد حاضر در صحنه می شود. اما مشکل اصلی در این است که حساب و کتاب این رقم کجاست؟
طبعا وقتی که بودجه تبدیل به کتابچه ای شود که فقط چند صفحه باشد و در جیب هر ایرانی قرار گیرد، جابه جایی این ارقام در آن کار ساده ای است و مجلس فعلی هم قادر به پیگیری دقیق این ماجرا نخواهد بود.
همه می دانند که سال گذشته سیب زمینی فراوان بود و پیاز کم. الان قیمت پیاز چند برابر سیب زمینی است و مردم به پیاز نیازمندترند اما اگر قصد خدمت به مردم و مصرف کنندگان است چرا در این شرایط سیب زمینی توزیع می شود؟
فکر می کنم، همه متوجه ماجرا شده اید. کسانی که سیب زمینی را خریداری و انبار کرده اند تا با قیمت مناسب و بالاتر آن را بفروشند در اسفند ماه متوجه قضیه شدند و طبعا لابی های لازم را برای فروش این حجم از سیب زمینی آغاز کردند. بخش عمده ای از این سیب زمینی ها کهنه است بنابراین جوانه زده است.
حتی سیب زمینی های مغازه ها هم که از شرایط نگهداری خوبی برخوردار بوده اند، عمدتا جوانه زده اند بنابراین فاقد کیفیت لازم هستند و بیش از این قابل انبارداری نزد دلالان محترم نبوده است و باید برای آنها فکر می شد که شد!
طبعا وقتی سیب زمینی مفت و مجانی توزیع شود، هر کس به هر میزان آن را می گیرد و در آپارتمان نیز قادر به نگهداری درست آن نیست بنابراین در کمتر از یکی دو هفته، جوانه ها بزرگ تر شده و باید سیب زمینی ها را به سطل آشغال سپرد یا اگر در روستا هستند، خوراک دام کنند. پس بیش از چند کیلوی آن قابلیت مصرف نخواهد داشت.
اگر قرار است که امسال الگوی مصرف اصلاح شود با این کار عجیب که کاملاهم بی سر و صدا انجام شد حتی دیگران را متهم به جعل خبر دروغ در این اقدام کردند، الگوی مصرف از ابتدای سال نه تنها اصلاح نشد بلکه با اتلاف سیب زمینی ها بیش از گذشته تخریب شده است. ظاهرا تنها منفعت توزیع سیب زمینی مجانی، جلب و تحبیب قلوب خلق الله بوده است، هرچه باشد در فصل انتخابات هستیم و حاتم بخشی از بودجه عمومی برای جلب نظر مردم یا گروه هایی خاص رواج دارد.
در مساله دار بودن این اقدام همین بس که بدون سر و صدا و انتشار رسمی خبر انجام شده است، در حالی که دولت معمولابرای کارهای نکرده خود هم تبلیغات وسیع راه می اندازد، چرا برای این کار چراغ خاموش حرکت کرد؟
اگر نهاد نظارتی متعهد و قدرتمند و مستقلی در کشور وجود داشت به سهولت می توانست پیگیری و اعلان کند که چه مقدار سیب زمینی و به چه قیمتی و از چه کسانی و از سوی کدام بخش های دولتی خریداری شده و مجوز این خریدها و حساب و کتاب آنها و نیز مجوز توزیع مجانی آنها از کجا آمده و شیوه های توزیع چگونه بوده و چه اثراتی بر فرهنگ عمومی جامعه به جا گذاشته است و این سیب زمینی ها در منازل مردم و احیانا جاهای دیگر با چه سرنوشتی مواجه شده اند؟
از آنجا که چنین نهادی وارد میدان نمی شود، پاسخ به این پرسش ها نیز به زمان دیگری موکول خواهد شد.