اسدالله افشار
بیتالمقدس در دست مسلمانان
... پس از فتح مسالمت آمیز «اورسالم» یا «ایلپا» به وسیله نیروهای اسلامی، به حکم قداستی که قرآن مجید درباره این سرزمین قائل شده و آنجا را پر برکت نامیده بود و به علت آنکه نخستین قبله مسلمانان در آنجا قرار داشت؛ مسلمانان نام آن شهر را «بیت المقدس گذاشتند»
هنگامی که مسلمانان امور بیت المقدس را در دست گرفتند، این شهر ویرانه ای بیش نبود. ایرانیان در طول تصرف آن از 614 تا 728 میلادی، ویرانی هایی در سراسر شهر به وجود آوردند و حتی معابد و کلیساهای مسیحیان نیز از خرابی بی نصیب نماندند ولی با ورود مسلمانان، آبادی کامل شهر آغاز گشت و بر روی ویرانه های یک معبد قدیمی که صدها سال بود به حالت زباله دانی در آمده بود، مسجد کوچکی ساخته شد که بعدها تجدید ساختمان گردید.
مسیحیان هم که از آزادی های همه جانبه در سایه حکومت اسلامی برخوردار شده بودند، همدوش مسلمانان به تعمیر خرابی های «کلیسای قیامت» و «کلیسای عذرا» پرداختند و بدین ترتیب می توان بیت المقدس را یک شهر تجدید بنا شده در دوران اسلامی نامید.
در سال 75 هجری، خلیفه وقت ساختمان مسجد اقصی را تجدید و تکمیل نمود و تا آنجا با مسیحیان خوشرفتاری کرد که آنان را در ساختمان مسجد شرکت داد.
«عبدالله طاهر» نماینده حکومت «مامون» در شام و مصر، به تزئین مسجدالسخره اقدام نمود و حتی کتیبه های مربوط به آن دوران، هنوز در دیوارها و سقف آنجا جلوه گر است، در آن قرون بیت المقدس، به عنوان جزئی از قلمرو شام و فلسطین در اختیار «عباسیان» بود تا آنکه «فاطمیان» بر آنجا چیره شدند.
بعد از این مدت «آلب ارسلان سلجوقی» بر فلسطین مستولی شد و تقریبا پس از چهار قرن و نیم، بار دیگر بیت المقدس به دست ایرانیان افتاد، ولی طولی نکشید که در اثر سوء سیاست فرمانداران سلجوقی، ساکنین بیت المقدس همراه دیگر مردم شام و فلسطین به «فاطمیان» مصر پناه آوردند.
فاطمی ها که اختیاردار بیت المقدس شده بودند، به علت ضعف و انحطاط داخلی، نتوانستند در مقابل تجاوز خارجی مقاومت به خرج دهند، «پاپ اوربن سوم» با مساعدت معنوی «پترس» راهب «جنگ مقدسی» را بر ضد مسلمانان برانگیخت و در ماه ژانویه 1099 میلادی، لشکرکشی از «غرب» مسیحی به سوی بیت المقدس آغاز گردید.
جنگهای صلیبی
«آلبرماله» و «ژوال ایزاک» در تاریخ عمومی خود می نویسند: مقصود از اردو کشی های مسیحیان در طی قرون 11 و 12 و 13 نجات بیت المقدس و تربت عیسی از دست مسلمانان بود. پاپ اوربن دوم با حضور جمع کثیری از روحانیون و امنای دین! نصاری را دعوت نمود که اسلحه بردارند و تربت عیسی را نجات دهند. پاپ در مرکز و جنوب فرانسه به گردش پرداخته مردم را به جنگ ترغیب می کرد و ضمنا به عموم اساقفه نامه نوشت و آنها را دعوت نمود که برای جنگ «صلیب» به وعظ پردازند و دیگران را نیز به وعظ وادارند و وعده داد که هر کس در اردوکشی شرکت کند، آمرزیده خواهد شد.
روز حرکت قشون صلیب به حکم پاپ اعلام گردید. گویی تمام اروپا از جا کنده شد. عده افراد قشون به یک میلیون نفر می رسید ولی مرد جنگی بیش از سیصد هزار نفر نبود. قشون صلیب سه سال بعد از تاریخ حرکت به بیت المقدس رسید. در این موقع بیش از چهل هزار نفر از افراد قشون باقی نمانده و بقیه در راه تلف شده بودند.
تشنگی باقیمانده افراد را تهدید می کرد، لذا دیوانه وار حمله کردند وارد شهر شدند و خونریزی سختی برپا کردند، گودفرو آدوبویون، به پاپ نوشت: «اگر می خواهید بدانید با دشمنانی که در بیت المقدس به دست ما افتادند چه معامله شد، همین قدر بدانید که کسان ما، در رواق سلیمان و در معبد، در لجه ای از خون مسلمانان می تاختند و خون تا زانوی مرکب می رسیده فقط ده هزار مسلمان در معبد 4 قتل عام شد و هر کس در آنجا راه می رفت تا بندپایش را خون می گرفت ... از کفار (مراد مسلمانان است) هیچ کس جان سالم به در نبرد و حتی زنان و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند: پس از کشتار نوبت به غارت رسید و کسان ما چون از خونریزی سیر شدند، به خانه ها ریختند و هر چه به دستشان افتاد غارت کردند ...» (1)
پس از یکماه محاصره، صلیبی ها توانستند بیت المقدس را اشغال کنند (492) هجری - ژوئیه 1099 م) و پس از اشغال آن، چنان که از قول مورخان غربی خواندید به وحشیانه ترین اعمال دست زدند.
در این جنگ مقدس !!! که به دستور مستقیم پاپ، پدران روحانی برپا شده بود صدها هزار مسیحی ساده دل در طول راه از تشنگی و گرسنگی تلف شدند، و 70 هزار مسلمان مقیم شهر قتل عام گشتند و یهودیان، نیز از کشتار و آزار و آتش مسیحیان بی بهره نماندند و تنها عامل این بدبختی ها در آن تاریخ، این بود که زمامداران کشورهای اسلامی به علت اختلافات داخلی و انحطاط اخلاقی نتوانستند در مقابل هجوم نیروهای متجاوز، عکس العمل مهمی از خود نشان دهند (2.)
مدتی تسلط جابرانه مسیحیان ادامه یافت و در این مدت، نه مسلمانان و نه یهودیان از هیچ گونه آزادی برخوردار نبودند تا آنکه در ماه جمادی الثانی سال 583 هـ- (1187 م) صلاح الدین ایوبی برای نجات بیت المقدس اردوکشی نمود و آنجا را به محاصره انداخت و درست پس از یک هفته محاصره بیت المقدس را تصرف نمود. اما او مانند صلیبی ها رفتار نکرد و از هرگونه اعمال خشونت آمیز و کشت و کشتاری، خودداری نمود و به مسیحیان اجازه داد که یا به شهرهای خود برگردند و یا آزادانه در آنجا زندگی کنند. او به مسلمانان اجازه نداد که به معابد مسیحیان اهانتی روا بدارند ولی مساجدی را که صلیبیان تغییرشان داده بودند، به صورت نخستین درآورد.
اشغال مجدد بیتالمقدس
«فردریک دوم» امپراتور آلمان به دستور پاپ «هونوریوس سوم» به نیروهای مسیحیان بسیج داد تا بیت المقدس را از نو از دست مسلمانان خارج سازند، زیرا پس از مرگ صلاح الدین، اختلافات موجود در بلاد اسلامی پیروزی صلیبی ها را ممکن ساخته بود.
در سال 625 هـ- (سپتامبر 1228 م) فردریک دوم بسوی مصر رهسپار شد و «کامل» پادشاه مصر، طی قراردادی که با امپراتور آلمان بست، بیت المقدس را به صلیبی ها تحویل داد، به شرط آنکه مسجد اقصی و قبه السخره، در دست مسلمانان باقی بماند و فرماندار دهات اطراف از مسلمانان انتخا ب گردد.
این سازش مورد رضایت مسلمانان و صلیبی ها قرار نگرفت و در زمان حکومت صالح ایوبی پسر «کامل ایوبی» صلیبی ها نیروهای جدیدی برای اشغال کامل و همه جانبه بیت المقدس فرستادند ولی نیروهای مسلمانان مردانه جنگیدند و در سال 642 هـ - (1244 م ) بیت المقدس را از سیطره صلیبی ها خارج ساختند و به ساکنان آن اجازه دادند که در کمال آزادی ، در کنار مردم مسلمان زندگی کنند.
... از سال 1517 میلادی بیت المقدس تحت اداره حکومت عثمانی درآمد و همچنان در دست آنان قرار داشت تا آنکه در 1917 میلادی 1337 هجری، امپریالیسم انگلیس با همکاری نیروهای متفقین و سربازان «انقلاب عربی» آنجا را تصرف کردند.
بدین ترتیب از سال 15 تا 1337 هجری، جز در مدت تقریبا یک قرن ، مدت دوازده قرن و نیم اداره بیت المقدس با مسلمانان بود و پیروان مذاهب گوناگون از آزادی زیارت و رفت و آمد در آن شهر ، برخوردار بودند.
پی نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.