تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۸۷۳۹۰

گزارش از روح‌الله قاسمیان
شعار علیه مقدسات شیعه در روز میلاد پیامبر اکرم(ص ) و سکوت دولت

در زمستان سال 1385 سران قبایل پاراچنار در جلسه ای با حضور نماینده ناتو افغانستان و پاکستان اعلام کرده بودند که به هیچ وجه اجازه عبور کاروان های طالبان به سمت افغانستان را نخواهند داد در سال 86 پاراچنار عبور کاروان های طالبان از پاکستان به سمت افغانستان آغاز شد. آنها از منطقه « چپری » (ورودی کرم ایجنسی ) تا حومه شهر پاراچنار را طی می کردند و وارد افغانستان می شدند.
دولت نیز در قبال عبور طالبان از این منطقه هیچ مسئولیتی را قبول نمی کرد و مقامات محلی اعلام می کردند که « ما هیچ کاری نمی توانیم بکنیم زیرا این افراد از اسلام آباد حمایت می شوند » و این همان زمانی بود که شیعیان متوجه عمق فاجعه شدند و خود را برای رویارویی با حوادث بعدی آماده کردند.
سه ماه بعد از اظهارات فرماندار پیشین مبنی بر تغییر نقشه پاراچنار و یک ماه بعد از اظهارات حکمران ایالت سرحد مبنی بر مواجهه پاراچنار با طوفان ها و سیل های سهمگین تر و ویرانگرتر در آوریل سال 2007 مناطق مختلف پاراچنار نا امن شد و از اردیبهشت ماه 86 درگیری ها آغاز شد .
تروریست های تندرودر این منطقه با شیطنت دولت در راهپیمایی 12 ربیع الاول روز میلاد حضرت محمد پیامبر اکرم (ص ) علیه مقدسات شیعه از جمله شهادت امام حسین و عاشورا و در حمایت از یزید و یزیدیت شعار دادند و حضرت امیرالمومنین علی علی علیه السلام و معاویه را برادر خواندند. « مرده باد شهادت حسین زنده باد یزیدیت » از جمله شعارهای آنها بود.
شیعیان در واکنش به این اقدام با مراجعه به نماینده سیاسی دولت (فرماندار منطقه ) خواستار دستگیری عاملین این ماجرا شدند اما آنها دستگیر نشدند و حتی انجمن حسینی پاراچنار با اعتراض از دولت خواست تا 17 ربیع الاول موضع خود را اعلام کند و به شیعیان جواب دهد که واکنش مقامات دولتی در این خصوص منفی بود و هیچ برخوردی با مسببین صورت نگرفت .
در روز 17 ربیع الاول همه شیعیان و برخی علما اهل تسنن از مناطق مختلف در حسینیه مرکزی شهر پاراچنار اجتماع کرده بودند . 17 ربیع الاول از سوی شیعیان به عنوان روز میلاد رسول الله (ص ) و امام صادق (ع ) و آخرین روز هفته وحدت برگزار می شد و آنها یک مفتی سنی را نیز از کراچی برای سخنرانی در این مراسم باشکوه دعوت کرده بودند اما در حالی که مراسم ادامه داشت عده ای از شیعیان از زعما خود خواستند که موضع دولت را در قبال شعارهای افراطیون علیه مقدسات شیعه به اطلاع عموم برسانند زیرا 17 ربیع الاول آخرین روز ضرب الاجلی بود که شیعیان به دولت داده بودند.
اما آنها پاسخی برای جوانان خود نداشتند بنا بر این با دست خالی از حسینیه بیرون رفتند و خواستند که در مقابل مسجد افراطی ها شعار بدهند اما نیروهای وزیرستانی ارتش که در مسجد مستقر بودند به سوی آنها تیراندازی کردند و وهابی های تروریست نیز که از قبل برای جنگ آماده بودند حمله را به شکل آتش سلاح های سبک و نیمه سنگین به حسینیه مسجد حوزه علمیه و مناطق مسکونی شیعیان آغاز کردند و تعدادی از شیعیان نیز به آنها پاسخ دادند و درگیری هایی (که هنوز نیز بصورت پراگنده ادامه دارد) آغاز شد.
شخصی بنام « عید نظر » که سرکرده این جریان بود در همان درگیری های اولیه به شدت مجروح شد اما ارتش پاکستان فورا او را با یک بالگرد به راولپندی انتقال دادند و او احتمالا در بیمارستان ارتش تحت درمان قرار گرفت .
بهرحال این درگیری به مدت یک هفته ادامه یافت ; شیعیان در این ماجرا نیز با هوشیاری عمل می کردند چون به توطئه آنها آگاه بودند بعد از این درگیری تمامی راه های منتهی به شهرهای پاکستانی تا مدت یک ماه بسته بوده و منطقه در محاصره قرار داست . پس از آن نیز راههای منتهی به شهر مسدود بود و حملاتی به افراد بی دفاع صورت می گرفت . در این درگیری ها 63 تن از شیعیان شهید شدند و اولین بار 11 تن از شیعیان توسط تروریست ها سر بریده شدند .
بعد از برقراری آتش بس در منطقه شیطنت های زیادی برای آغاز مجدد جنگ از سوی تروریست های مرموز صورت گرفت که بدین شرح می باشد :
گروهک منحله تروریستی سپاه صحابه ایالت سرحد (که بر اساس قانون حق تجمع و گردهمایی نداشت ) بعد از اجلاس سالانه خود در پیشاور اعلام کرد که در جنگ بعدی از همه نیروهایی جهادی کشمیر و افغانستان (که تجربه جنگ با ارتش های قوی دنیا را دارند) علیه پاراچناری ها استفاده خواهد شد و به شیعیان پاراچنار درسی فراموش ناشدنی داده خواهد شد!
یکی از عناصر تروریستی وابسته به دولت « سرگرد مست گل » (که در سال های قبل در کشمیر موجبات نکبت و بدبختی را برای مسلمانان آنجا فراهم کرده بود و یکی از مکان های مقدس کشمیر به نام « چرار شریف » را به آتش کشیده و در نزد افراطی های پاکستانی به عنوان « فاتح چرار شریف » شهرت یافته بود) نیز به پیشاور آمده و طی یک کنفرانس مطبوعاتی با اشاره به آنچه وی « کارنامه جهادی می خواند » از وارد شدن به اصطلاح مجاهدین کشمیری در جنگ بعدی علیه شیعیان پاراچنار خبر داد و نسبت به عواقب رفتار شیعیان که جانانه از دین و خانه و ناموس خود دفاع کرده بودند هشدار داد.
این اقدامات و اظهارات تروریست ها نشان می داد که جنگ پایان نیافته و پاراچنار هنوز باید منتظر تغییر نقشه منطقه خود باشد! بدنبال این مسائل اتفاقاتی تا جنگ نوامبر رخ داد که خلاصه آن بدین شرح می باشد :
در این مدت تروریست ها سه نفر از شیعیان پاراچنار را که در اداره پلیس هنگو خدمت می کردند با خودرو زیر گرفته و به شهادت رساندند.
اتفاق دیگر حمله انتحاری به شیعیان پاراچنار بود که در روز 13 مرداد 1383 در بازاری به نام « عیدگاه مارکت » صورت گرفت که 12 نفر در آن شهید و ده ها نفر دیگر مجروح شدند. بعدا مشخص شد که این حمله با نظر موافق معاون فرماندار پاراچنار صورت گرفته بود; عامل این حمله نیز شناسایی شد اما دولت اقدامی در راستای ایجاد آرامش به عمل نیاورد و کسی دستگیر نشد.
یک عضو پاراچناری پرسنل شبه نظامیان وابسته به ارتش در وزیرستان جنوبی با فجیع ترین وضع ممکن و با دستان بسته توسط عده ای سربریده شد در حالی که افراد مسلح در اطراف محل شهادت وی شعارهای الله اکبر سر می دادند. « سی دی » این اقدام وحشیانه به سراسر مناطق شیعه نشین فرستاده شد.
تروریست های گرگ صفت یک عضو پاراچناری پرسنل پلیس هنگو به نام « سید امجد حسین » را از کنار پاسگاه پلیس در شهر دوآبه ربوده و سر بریدند « لائق حسین » و « امجد حسین » کسانی بودند که با عنوان جهاد توسط تروریست های مدعی جهاد به شهادت رسیدند.
جنگ تمام عیار 25 آبان 1386 و شهادت 75 تن از شیعیان
سید امجد حسین در اواسط ماه نوامبر به شهادت رسید و در روز 15 نوامبر تعدادی از وهابی ها بر سر مسائل ناموسی با یک دیگر درگیر شدند که در نتیجه آن سه نفر از آنها مجروح شد و این درگیری را به شیعیان نسبت دادند; بنا براین در روز 25 آبان تمامی مغازه ها و فروشگاه های اهل تسنن در شهر تعطیل بود. شیعیان این مسئله را به مقامات محلی یادآور شدند و از آغاز جنگی دیگر اظهار نگرانی کردند ولی دولتمردان توجهی نکردند و نزدیکی های ظهر آن روز حملات وسیعی علیه مناطق مسکونی و حسینیه ها و مساجد شیعه آغاز شد.
قابل توجه است که همانگونه که در جنگ اول بیش از 500 نفر از اعضای القاعده در شهر پاراچنار مستقر شده بودند که تقریبا همه آنها در آن جنگ به هلاکت رسیدند در این جنگ نیز تعداد بیشتری از اعضای القاعده و به اصطلاح جهادی های کشمیری و پاکستانی با پوشش های گوناگون به این شهر آمده بودند و در مسجد و چند باب هتل و منازل تروریست ها مستقر شده بودند که آنها نیز در این شهر به هلاکت رسیدند و سرانشان به وسیله بالگردهای ارتش به اسلام آباد انتقال یافتند و بقیه در منطقه نظامی در گورهای دسته جمعی به خاک سپرده شدند.
به هر حال جنگ در تاریخ 25 آبان مجددا با شدت تمام آغاز شد و به کل منطقه قبایلی پاراچنار سرایت کرد . این درگیری همه جانبه بیش از 50 روز ادامه یافت دست کم 75 تن از شیعیان در این مدت شهید و صدها نفر نیز زخمی شدند . در این مدت جنگ در منطقه پیوار نیز آغاز شد. در همین زمان محاصره پاراچنار نیز تشدید شد و رفت و آمد به سایر شهرها غیرممکن گردید.
در این مدت تحولات مهمی نیز در سراسر پاکستان روی داد.
بی نظیربوتو نیز در 6 دیماه در یک حمله مشکوک تروریستی جان باخت و انتخاباتی که قرار بود در ژانویه برگزار شود به 29 بهمن موکول شد.
در این روزها مبارزات انتخاباتی احزاب سیاسی مانند سایر مناطق پاکستان در پاراچنار نیز آغاز شد در حالی که انتظار نمی رفت مردم پاراچنار با وجود پشت سر نهادن جنگ و محاصره همه جانبه و مشکلات اقتصادی موجود به مسئله انتخابات توجه کنند اما برخلاف دیگر مناطق قبائلی در این منطقه مبارزات انتخاباتی به نحو مطلوبی ادامه یافت .
حمله انتحاری بهمن 1386 و تشدید محاصره
دشمن با استفاده از مبارزات انتخاباتی و غفلت مردم از تدابیر امنیتی لازم یک خودروی حامل مواد منفجره را در یک تجمع انتخاباتی در همان محل قبلی یعنی « عیدگاه مارکت » منفجر کردند که در این انفجار بیش از 60 نفر از شیعیان شهید و صدها نفر مجروح شدند .
بعد از این حمله درگیری های دیگری در پاراچنار روی داد و البته خشونت طلبان و تروریست ها بعد از این درگیری ها در شهر پاراچنار کاملا " شکست خوردند و باقیمانده ها با کمک ارتش از این منطقه خارج شدند.
نکته قابل ذکر این است که خانواده و زنان و کودکان اهل تسنن بعد از این حوادث تا مدتی در پناه شیعیان بودند و شیعیان بعد از آن آنها را به نیروهای دولتی تحویل دادند و شاهدان عینی گفتند که نیروهای دولتی به گونه ای با این خانواده ها رفتار کرده بودند که آنها فریاد بر می آوردند و می گفتند « ما را به شیعیان برگردانید که آنها برادران ما هستند و ما را مانند اعضای خانواده هایشان حفظ می کنند! » .
بعد از این درگیری ها طالبان با همکاری مخفیانه دولتمردان از ورود مواد غذایی مواد دارویی و بهداشتی و ابزارآلات پزشکی و سوخت جلوگیری کردند.
در این ایام بود که تروریست ها در ورودی شهرستان کرم ایجنسی و در روستای چپری سه دستگاه نفتکش درحال سوخت رسانی به شیعیان را (در حالی که اسکورت نیروهای دولتی را نیز به همراه داشتند) توقیف نموده و خدمه و سربازان دولتی را (که شیعه بودند و دستور درگیری با تروریستها را نداشتند) ربودند.
اجساد قطعه قطعه شده شش نفر از آنها به شیعیان تحویل داده شد و شش نفر دیگر نیز درحالی به شیعیان بازگردانده شدند که به شدت مجروح بودند و از سوی دیگر شیعیان هشت نفر از اسیران طالبان را صحیح و سالم به میانجیگران تحویل دادند.
این حادثه زمانی روی داد که میانجی گران (مامور دولت در ظاهر) می خواستند برای ایجاد صلح در بین طرفین به تبادل اسرا بپردازد اما شیعیان در قبال اسیران زنده اجساد عزیزانشان را دریافت کردند که این امر باعث نارضایتی و خشم شیعیان شد.
در تیر ماه 1387 چند تن از تروریست ها در منطقه « شلوزان » چهار نفر از جوانان شیعه را در مراسم عروسی هدف آتش قرار داده و به شهادت رساندند و روز بعد از آن تروریست های زندانی در شهر صده با تبانی مقامات دولتی دروازه مرکزی زندان را شکستند و در مسیر کاروان سوخت و مواد غذایی که از پیشاور عازم پاراچنار بود کمین کردند.
این کاروان شامل 23 دستگاه کامیون و نفتکش متعلق به شیعیان بود و تعداد زیادی از نیروهای دولتی نیز با آنها در حال حرکت بودند اما همین که کاروان به روستایی به نام « پیر قیوم » رسید از سوی تروریست ها مورد حمله قرار گرفت . 9 دستگاه از کامیون های مذکور بدون توجه به دستور توقف تروریست ها خود را به مناطق شیعه نشین رساندند و 13 دستگاه کامیون به دام افتادند . نیروهای دولتی اما در آنجا مورد استقبال تروریست ها قرار گرفتند و طبق برنامه تعیین شده محل را ترک کردند . جمعا 20 نفر از شیعیان در این کامیون ها بودند . تروریستها بعد از غارت کامیون ها آنها را به آتش کشیدند و شش نفر از سرنشینان این کامیون ها نیز زنده زنده در کامیون ها سوختند. هشت نفر از شیعیان به محل نامعلومی انتقال داده شدند که اجساد قطعه قطعه شده آنها چند روز بعد به شیعیان تحویل داده شد و بقیه افراد با ترفندهای مختلف از محل فرار کردند . اگرچه گزارش های اولیه حاکی از آن بود که 20 نفر از شیعیان در آتش کینه وهابی ها سوخته اند.
همانگونه که اشاره شد نیروهای دولتی هیچگونه واکنشی در برابر تروریست ها از خود نشان ندادند و کاملا آشکار بود که این برنامه از قبل با همدستی مقامات دولتی و نظامی طراحی شده بود.
تشدید محاصره و گروگان‌گیری از شیعیان
محاصره منطقه کار را به جایی رسانده بود که زندگی عادی مردم با مشکلات فراوانی مواجه بود; پاراچنار در محاصره کامل قرار داشت و مواد غذایی که گهگاهی از افغانستان وارد پاراچنار می شد با قیمت های بسیارگران در اختیار شیعیان قرار می گرفت مثلا " یک کیسه آرد که 2000 روپیه قیمت داشت با مبلغ 8000 هزار روپیه در اختیار شیعیان قرار می گرفت روغن برنج و مواد دارویی اصلا " یافت نمی شد و عده ای از مردم از نبود مواد دارویی جان خود را از دست دادند عده بسیار زیادی از کارگران کاملا بیکار شدند و وضعیت بسیار وخیمی بر این منطقه حاکم بود که این وضعیت همچنان ادامه دارد.
محاصره و درگیری از اردیبهشت 86 شروع شد و تا آذر ماه 87 ادامه داشت و این محاصره که دسامبر تا فوریه شکسته شده بود و رفت و آمد شیعیان به سایر شهر در جریان بود و با وجود حملات تروریستی متعدد به شیعیان پاراچنار در بین راه پاراچنار به پیشاور و حمله انتحاری به حسینیه پاراچناری ها در پیشاور و ربوده شدن افراد زیادی از پاراچناری با هدف دریافت غرامت مردم به رفت و آمد خود ادامه می دادند اما تروریست ها در بهمن ماه 1387 2 نفر را قبل از ورود به منطقه کرم ایجنسی شهید کرده و 3 نفر را ربودند و روز بعد نیز آنها یک مینی بوس حامل 12 مسافر شیعه را ربودند و یک نفر از آنها را ـ که خود را از مینی بوس بیرون پرت کرده بود ـ به شهادت رساندند و از آن روز به بعد محاصره منطقه از سر گرفته شده و مسافرین شیعه با عبور از استان های مختلف افغانستان خود را به پیشاور می رسانند.
از آن زمان تاکنون شیعیان زیادی گروگان گرفته شده اند فشارهای زیادی علیه مردم وارد می شود باج گیری از آنها هنوز ادامه دارد نیروهای طالبان در این منطقه به طور کامل خودکامگی می کنند و دولت پاکستان نه فقط اقدامی جدی علیه آنها به عمل نمی آورد بلکه به شیعیان پاراچنار اعلام کرده است که « از رو در رویی با طالبان ناتوان است و البته اگر شیعیان بخواهند دولت آماده است تسلیحات مورد نیاز را در اختیارشان قرار دهد! » .
به هر حال از اردیبهشت 1386 تاکنون بیش از 614 نفر در پاراچنار در مدت این دو سال شهید شده اند و بیش از سه هزار نفر زخمی شده اند و چندین نفر هم اسیر شده اند.
در درگیری آخر در ماه رمضان گذشته در منطقه « باغ زئی » تعداد زیادی از تروریست ها فرار کردند و 32 پایگاه نظامی آنها هم به تصرف شیعیان درآمد و شخصی بنام « ابواللیث اللیبی » مرد شماره چهار القاعده در این منطقه کشته شد و دولت پاکستان وی را با بالگرد ارتش به وزیرستان منتقل کرد و آن منطقه را نیز بمباران کرده و به آمریکایی ها اعلام کرد که ابواللیث را وزیرستان کشته است !.
می توانیم بگوییم درگیری در پاراچنار جنگ صهیونیست و مزدورانش علیه شیعیان است و در این راستا از هر دولتی که در پاکستان در راس قرار بگیرد استفاده می کنند.
کوچ اجباری شیعیان از پاراچنار
در این مدت در پاراچنار مردمی که اهل جنگ بودند به مقابله پرداختند آنهایی که فقیر و مستضعف هستند بیکار مانده اند و بسیاری از آنها به شهرهای پیشاور لاهور کویته و پنجاب و بسیاری از کارگران به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت کرده اند تا بتوانند حداقل روزگار عادی خانواده های خودشان را اداره کنند.
تروریست ها هنگامی که فردی را می ربایند پول هنگفتی را به عنوان غرامت در برابر آزادی او مطالبه می کنند و بسیاری از خانواده ها مجبور می شوند منزل و زمین خود را بفروشند و پس از این اقدام هم هیچ راهی برای زندگی در این منطقه ندارند و این احتمال وجود دارد که از مجبور به مهاجرت می شوند.
آدم ربایی در واقع برای در تنگنا قرار دادن شیعیان است زیرا آنها اولا دیگر احساس امنیت نمی کنند و ثانیا با پرداخت غرامت اقتصادشان تباه می شود و از سوی دیگر تروریستها با پول دریافتی از شیعیان به خرید تسلیحات می پردازند و خود را برای حملات بعدی علیه این منطقه آماده می کنند.
از طرف دیگر ارتش پاکستان هم که آمریکا به نوعی در آن نفوذ دارد به نوعی از این تروریست ها حمایت کرده و می کند.
دولت های پاکستان هم همگی با این عوامل همراه و همدست بوده اند. به طور مثال در دوره ضیاالحق ارتش پاکستان جلسه ای به ریاست سرتیپ « امتیاز » برگزار شد که در آنجا مطرح شد که دو گروه « شیعه » و « سندی » دشمن پاکستان هستند و ما باید با آنها مبارزه کنیم دولت اعلام کرد که شیعیان و مردم استقلال طلب ایالت سند دشمن امنیت پاکستان هستند و باید آنها را از بین ببریم و این درگیری های امروز هم در ادامه همان سیاست ها است .
در پایان می توان گفت که وحدت اسلامی یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بوده و استراتژی این نظام اسلامی و شیعیان جهان تعیین گردید و از آن زمان به بعد در شبه قاره به ویژه پاکستان هم این موضوع از سوی شیعیان پیگیری شد و هنگامی که استکبار احساس کرد این حرکت منافعش را تهدید می کند ایجاد موانع را آغاز کرد و گروه های تروریستی یکی پس از دیگری تاسیس شدند و سیاست ایجاد تنش و فتنه انگیزی میان شیعه و سنی را دنبال کردند و با نام اسلام و حتی جهاد علیه شیعیان وارد عمل شدند و خود را اهل تسنن معرفی می کنند.
اما با این حال شیعیان پاکستان با هوشیاری کامل و آگاهی از توطئه دشمنانشان در بسیاری از مناطق نه تنها با اهل تسنن درگیر نمی شوند بلکه در شادی ها و غم در کنار یکدیگرند و با حفظ وحدت اسلامی میان خود توطئه دشمنان را به خوبی خنثی کرده اند.
و اما کلام آخر
به طور کلی اهداف طالبان وهابی ها و حامیان آنها آمریکا برخی دولت های ضد شیعه منطقه از فشار بر شیعیان و کشتار آنها در منطقه استراتژیک پاراچنار به شرح ذیل است :
1 ـ تضعیف شیعه و متوقف کردن روند پیشرفت این منطقه شیعه نشین و سرسبز و زیبا که هم از لحاظ طبیعی زیباترین و آبادترین است و هم از نظر سطح سواد و حضور در عرصه های گوناگون کشور در بین مناطق قبائلی بی نظیر است .
2 ـ ایجاد اختلاف در بین شیعیان پاراچنار و قبائل دیگر . در نتیجه این اقدامات که هم اینک عبور شیعیان از مناطق قبائلی غیر شیعه غیر ممکن است و در صورتی که بخواهند از این مناطق عبور کنند و شناسائی شوند احتمال زنده ماندنشان به شدت ضعیف خواهد بود.
3 ـ تخلیه شیعیان از منطقه پاراچنار و کوچاندن آنها به دیگر مناطق پاکستان ; در واقع هدف اصلی پنهانی این موضوع تشکیل کشور پشتوستان و تجزیه کشورهای افغانستان ایران و پاکستان است که گام اول این طرح تخلیه شیعیان از منطقه پاراچنار است ; زیرا طرح تاسیس کشوری به نام پختونستان یا پشتونستان با هدف ایجاد یک پایگاه قابل اعتماد آمریکا در منطقه پیگیری می شود و برای شیعیان جایی در این پایگاه آمریکایی وجود ندارد.
3 ـ ایجاد پایگاه آمریکا در منطقه استراتژیک همجوار پاراچنار; و یا خود پاراچنار . برای این امر هم مجاورت شیعیان برای آنها مفید نیست و به اعتقاد آنها شیعیان نوعی تهدید بالقوه محسوب می شوند و باید کوچ کنند.
4 ـ تسویه حساب آمریکا باالقاعده به قیمت جان و مال و امنیت شیعیان ; آنها معتقدند که طالبان باید به شیعیان حمله کنند و در واکنش به آنها شیعیان هم به مقابله با آنها بپردازند و خود آمریکا نیز از این مساله سود کند چرا که در ظاهر این دولت برای نابودی طالبان در افغانستان حضور دارد.
5 ـ در واقع القاعده و طالبان مثل دو لبه قیچی قصد دارند شیعیان را قیچی کنند; از یک طرف طالبان والقاعده در رفتارهای خود نشان داده اند هر زمانی که بخواهند می توانند با آمریکا کنار بیایند و از طرف دیگر آمریکا هم در طول 8 سال مبارزه با آنها نه تنها القاعده و طالبان را ریشه کن نکرده بلکه به گسترش و رشد آنها نیز کمک کرده است حتی در طول حضور خود در عراق و افغانستان هیچ ضربه محکمی بر پیکر آنها وارد نکرده و مانند یک مترسک از آنها استفاده می کنند حتی اخیرا هم در افغانستان بحث مذاکره با طالبان را به رسمیت شناخته اند.
6 ـ آمریکا با این کار محاصره ایران را تقویت می کند و ارتباط ایران را با همسایگانش قطع و گام های موثری برای تحکیم قدرت خود در منطقه برمی دارد.
به عبارت دیگر آمریکا با حضور در افغانستان و پاکستان نفوذ خود را در اطراف چین هم مستحکم تر کرده ضمن اینکه از تمامی مخالفین جمهوری اسلامی ایران در این کشورها حمایت می کند و نیروهای شورشی و گروه های تروریستی مانند « جندالله سپاه صحابه و طالبان » را نیز تقویت می کند و یک گام به سناریوی « حضور در میان رقابت های برتر منطقه » نزدیک تر شده است .
7 ـ ذخایر عظیم هسته ای و انبارهای اتمی پاکستان در ایالت سرحد بنا شده است و مواد خام اورانیوم غنی شده در این منطقه به وفور یافت می شود بنابراین آمریکا با حضور در این منطقه در واقع سناریوی « کنترل پاکستان اتمی » را عملی خواهد کرد که هم برای ایران و هم برای چین که نزدیک این منطقه است تهدید محسوب می شود.
8 ـ آمریکا با حضور در افغانستان و تحریک طالبان برای کوچاندن شیعیان از مناطق قبایلی پاراچنار و ایالت سرحد در واقع خنجری بر پشت مردم منطقه کاشته است . اگر آمریکا در افغانستان و ایالت سرحد در شمال غرب پاکستان مسلط شود می تواند شکافی را در بین پنج کشور هسته ای ایجاد کند.
در واقع میان روسیه چین پاکستان هند و ایران پایگاهی ایجاد کرده که به راحتی می تواند برای این پنج قدرت تهدیدی بالقوه باشد.