تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۸۷۵۲۶
بررسى پرونده سیاست خارجى ایران در عراق در سال 87

مراد ویسى
پرونده عراق مثال متفاوتى از سیاست خارجى ایران است. در حالى که روندسیاست خارجى دولت به طور عام مورد انتقاد کارشناسان سیاست خارجى و روابط بین الملل کشور است اما کمتر کسى تردید دارد که نظام در پرونده عراق موفق عملکرده است.
پرونده عراق مثال متفاوتى از سیاست خارجى ایران است. در حالى که روندسیاست خارجى دولت به طور عام مورد انتقاد کارشناسان سیاست خارجى و روابط بین الملل کشور است اما کمتر کسى تردید دارد که نظام در پرونده عراق موفق عملکرده است،به پنج دلیل وشاخص:
1- تحقق بخش عمده اى اهداف و منافع ایران در عراق (که منطبق با اهداف ملى و خارجى عراقى ها نیز هست)
2-نگرش مثبت قاطبه سران و مسولان ارشد وتصمیم گیرندگان عراقى به ایران (و وزن اندک منتقدان ایران در ساختار حکومتى عراق) و بى سابقه ترین حجم آمد و شدهاى مسولان ایران و عراق به ویژه در سال 87 نسبت به سطح آمد و شدهاى عراق با هر کشور دیگرى در منطقه و جهان:
3-مقایسه جایگاه ایران در عراق با جایگاه رقبا ى منطقه اى: (خشم عمیق برخى کشورهاى منطقه ازنفوذ منطقه اى ایران)
4-مقایسه نفوذ و جایگاه ایران و امریکا در عراق ( اشغال امریکایى، اقتدار ایرانى)
5-نگرش مثبت اکثریت مردم عراق به ایران وسطح بى سابقه آمد و شد هاى مردمى بین دو کشور.بى سابقه ترین حجم آمد و شد زیارتى بین دو ملت جهان از نجف و کربلا و کاظمین و سامرا به قم ومشهدو بالعکس وبى سابقه ترین حجم تردد بین کردهاى عراق و کردهاى ایران نسبت به تردد متقابل طرفین با کردهاى ساکن در کشورهاى همسایه.
در واقع موفقیت نظام در پرونده عراق را با 5 پارامترساده اما محورى مى توان سنجید. براى براى بررسى میزان موفقیت و عدم موفقیت سیاست ایران در قبال عراق لازم نیست همانند بررسى هاى سالیانه معمول تمام رویدادها و تحولات بین دو کشور درسال 87 را یک به یک بررسى کرد وآنها را مصداق موفقیت یا عدم موفقیت گرفت، زیرا هم حجم این مصادیق به قدرى گسترده است که فقط به تطویل کلام منجر مى شود و هم خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل:
1-تحقق بخش عمده اى اهداف و منافع ایران در عراق (که منطبق با اهداف ملى و خارجى عراقى ها نیز هست): شامل
الف- تثبیت و استقرار دولت دوست ایران در بغداد که عمده مسولان و تصمیم گیران آن از دوستان سنتى و تاریخى ایران در دوران مبارزه علیه صدام هستند.
ب-رفع خطر تاریخى توسعه طلبى ارضى زمامداران عراق علیه مرزها و تمامیت ارضى ایران (اگر چه برخى کارشناسان معتقدند کهاین خطر کاهش یافته وبه کلى رفع نشده و اظهارات مقامات عراقى را درباره قرارداد 1975 سندیت مدعاى خود قرار مى دهند اما کمتر کسى است که با مقایسه دوران صدام و وضعیت کنونى به تغییر این وضعیت به نفع منافع و امنیت ملى ایران شهادت ندهد)
ج-نفوذ اقتصادى قابل ملاحظه شرکت هاى ایرانى در بازار صادرات و واردات عراق. گرچه این نیز نوز جاى بسیار دارد)
د-فراهم شدن امکان توسعه استان هاى مرزى همچوار با عراق(خوزستان ، ایلام ، کرمانشاه ،کردستان و آذربایجان غربى)از طریق تجارت مرزى گسترده کنونى با عراق بویژه آنکه صنعت کمتر تمایل به استقرار در مرز دارد و کشاورزى این مناطق نیز به دلیل مسائلى نظیر آلوده بودن برخى از اراضى به مین هنوز رشد کافى خود را نداشته است.
2-نگرش مثبت قاطبه سران و مسولان ارشد وتصمیم گیرندگان عراقى به ایران (و وزن اندک منتقدان ایران در ساختار حکومتى عراق) و بى سابقه ترین حجم آمد و شدهاى مسولان ایران و عراق به ویژه در سال 87 نسبت به سطح آمد و شدهاى عراق با هر کشور دیگرى در منطقه و جهان: دید و بازدیدهاى متوالى طالبانى و مالکى و حکیم و بارزانى و زیبارى و هاشمى رفسنجانى و احمدى نژاد و متکى و ولایتى از تهران و بغداد، نشانگر دوران جدیدى از روابط ایران و عراق است.ماه گذشته هنوز یک ماه از سفر ولایتى و متکى به بغداد نگذشته بود و درست چند روز پس از بازدید طالبانى از تهران، آقاى هاشمى نیز به عراق رفت و سپس طالبانى دوباره در آخر هفته براى شرکت در اجلاس سران اکو به تهران آمد.
بارزانى و طالبانى به عنوان سران کردها و حکیم، جعفرى، مالکى، چلبى و عبدالمهدى به عنوان سران شیعیان و مشهدانى و حاجم الحسنى از برجستگان عرب سنى بارها به تهران آمده و در بالاترین سطح میزبانى شده اند و به دیدار مسوولان طراز اول ایران رفته اند و در مقابل مقامات ارشد ایران در بالاترین سطح تشریفات و احترام در بغداد و اربیل میزبانى شده و مى شوند. هفته و ماهى را نمى توان یافت که مسوولان ارشد ایران و عراق از بغداد و تهران بازدید نکنند، اما سال 87 اوج آمدوشدهاى مقامات ارشد ایرانى و عراقى و نماد اوج گیرى مناسبات تحول یافته تهران و بغداد بود.
این در حالى است که وزن منتقدین ایران در عراق و حتى بین خود مردم و مسولان عراقى رو به کاهش است و نه مردم در انتخابات به آنها راى مى دهند و نه نقش جدى در تصمیمات حکومتى دارند. بعثى ها و جریانات ضدایرانى در عراق به طور جدى از گسترش روابط ایران و عراق نگران هستند. این احساس نیز طبیعى است زیرا بعثى ها و جریانات ضد ایرانى با حذف صدام و حکومت بعث، قدرت را از دست داده اند و راى مردم عراق نیز در انتخابات پنج سال اخیر عراق با آنان نبوده است. مکانیسم انتخابات و در اقلیت بودن جریانات بعثى و ضدایرانى در انتخابات متوالى باعث شده این جریانات از رسیدن به اهداف خود از طریق مکانیسم هایى نظیر انتخابات مایوس شده و درصدد تبلیغات و جنگ روانى علیه ایران برآیند.
سطح و حجم ملاقات هاى آقاى هاشمى در سفر اخیر ایشان به عراق را مى توان نمادى از اقتدار، محبوبیت و قدرت تدبیر ایران و جایگاه ایران در عراق دانست. ملاقات با مسوولان شوراى ریاست جمهورى عراق (دو ملاقات و یک کنفرانس خبرى با طالبانى رئیس جمهورى و دیدار با عادل عبدالمهدى معاون رئیس جمهورى) دولت و کابینه عراق (دیدار با نورى مالکى نخست وریر کنونى، برهم صالح معاون نخست وزیر و تعدادى از وزرا)، قوه مقننه (خالد عطیه نایب رئیس مجلس و شمارى از روساى فراکسیون ها و کمیسیون ها)، مقامات پیشین (ابراهیم جعفرى نخست وزیر سابق و ابراهیم بحرالعلوم وزیر نفت پیشین)، رهبران احزاب (حکیم و رهبران مجلس اعلاو برخى دیگر از احزاب)، مراجع چهارگانه تقلید (حضرات آیت الله سیستانى، محمدسعید حکیم، بشیر نجفى و اسحاق فیاض) و علماى ارشد (آیات و حجج اسلام بحرالعلوم، خالصى، قپانچى و...)، دیدارهاى مردمى در کاطمین، سامرا، کربلاو نجف و در مجموع شش روز سفر فشرده و ملاقات ها و جلسات متعدد هم نشانه تحول در روابط ایران و عراق بود و هم قدرت نمایى بى نظیر ایران و عراق جدید.
3-مقایسه جایگاه ایران در عراق با جایگاه رقبا ى منطقه اى: (خشم عمیق برخى کشورهاى منطقه ازنفوذ منطقه اى ایران) پس از سقوط صدام و پس از تشکیل و شروع به کار شوراى حکومتى انتقالى به عنوان جانشین حکومت بعث، ایران در بین کشورهاى همسایه عراق اولین کشورى بود که شوراى حکومتى عراق را به رسمیت شناخت. ایران پس از مدت کوتاهى ضمن ارتقاى روابط دیپلماتیک از سطح کاردار به سطح سفیر، سفیر جدید خود را به عراق اعزام کرد و سفیر عراق را در تهران پذیرفت. این مساله از آن جهت داراى اهمیت است که بسیارى از کشورهاى عربى و همسایه عراق حاضر به اعزام سفیر خود به عراق جدید نشده بودند.
4-مقایسه نفوذ و جایگاه مردمى ایران در عراق و جایگاه قدرت هایى چون امریکا( اشغال امریکایى، اقتدار ایرانى) مقایسه سفر مقامات ایرانى و امریکایى به عراق از جمله سفر چندماه قبل بوش و سفر اخیر آقاى هاشمى نشان از تفاوت فاحش بین دو مقوله نفوذ اشغالگران و اقتدارایران در عراق مى دهد. سفر مقامات ارشد امریکایى به عراق با وجود 142 هزار سرباز امریکایى و ده ها هزار نیروى امنیتى این کشور در عراق، مخفیانه و بدون اعلام قبلى صورت مى گیرد اما سفر مقامات ارشد ایران با اعلام قبلى و حتى با اعلام جدول ملاقات ها در روزهاى بعد صورت مى گیرد و در حالى که دیدار مقامات امریکایى محدود به منطقه امنیتى سبز بوده است، مقامات ایرانى به طور گسترده به اماکن عمومى مى روند و در حالى که بوش با نفرت خبرنگار عراقى و پرتاب لنگه کفش استقبال مى شود، مقامات ایرانى از شدت استقبال مردمى قادر به حرکت عادى در اماکن عمومى نیستند.
5-نگرش مثبت اکثریت مردم عراق به ایران وسطح بى سابقه آمد و شد هاى مردمى بین دو کشور.بى سابقه ترین حجم آمد و شد زیارتى بین دو ملت جهان از نجف و کربلا و کاظمین و سامرا به قم ومشهدو بالعکس هم اکنون در جریان است وبى سابقه ترین حجم ترددبین کردهاى عراق و کردهاى ایران نسبت به تردد متقابل طرفین با کردهاى ساکن در کشورهاى همسایه نیز در حالى در جریان است که دیدگاه انتقادى برخى عربها و دیدگاه منفى بعثى ها و بقایاى حکومت پیشینرا تحت الشعاع قرار مى دهد.