تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۸۷۷۴۵
محسن صادقی اشاره: اعلام حضور محمد خاتمی در انتخابات، روزهای پرمشغله‌ای را برای وزیر کشور دولت خاتمی و عضو ارشد مجمع روحانیون رقم زده است. برای همین این روزها دفتر موسوی‌لاری میزبان افرادی است که در زمان وی استانی را اداره می‌کردند و یا فرماندار شهرستانی بودند. همین رفت و آمدها بیانگر این نکته بود که ستادهای انتخاباتی خاتمی به صورت جدی در تکاپوی فراهم آوردن شرایط مناسب برای حضور قدرتمندتر رئیس بنیاد باران هستند. در این میان فرماندار اسبق زابل در روزی که احمدی‌نژاد قصد حضور در جمع مردم یزد را داشت از من درخواست کرد که در روزنامه به نقل از وی بیاورم که در سیستان و بلوچستان فقط 500 نفر به استقبال احمدی‌نژاد آمدند. جدای از این، نماینده مردم لار در مجلس اول در سخنان خود تاکید ویژه‌ای به حسنه بودن رابطه خود با میرحسین داشت و آغاز آشنایی خود را با آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی مربوط به همان زمان می‌دانست. موسوی‌لاری با ته لهجه شیرازی به تمامی سوالات‌مان پاسخ گفت حتی سوالاتی که پس از اتمام مصاحبه و به صورت خودمانی و البته خصوصی از وی پرسیده شد.

*حضور آقای خاتمی در انتخابات چه تاثیری در جریان اصلاحات خواهد گذاشت؟
**بحث حضور آقای خاتمی در عرصه انتخابات به چند ماه پیش برمی‌گردد از اول هم پیش‌بینی می‌شد که اگر آقای خاتمی در انتخابات حضور پیدا کند حتما جریان انتخابت به سمت دوقطبی شدن پیش می‌رود دلیل آن هم روشن است و آن مقبولیتی است که ایشان در سطح ملی و در سطح دیگی در میان اصلاح‌طلبان دارد بنابراین علی‌الاصول با آمدن آقای خاتمی کاندیدای اصلی و محوری جریان اصلاح‌طلب آقای خاتمی خواهد بود. جریان مقابل هم علی‌رغم اختلاف سلایق و دیدگاه‌ها که ممکن است آنها را به گرایش‌های مختلفی تقسیم کند وقتی رقیبشان چهره‌‌ای مثل آقای خاتمی باشد قاعدتا سعی می‌کنند با یک هماهنگی بیشتری وارد عرصه رقابت شوند بنابراین آمدن آقای خاتمی از یک طرف سبب اجماع اصلاح‌طلبان می‌شود و از طرف دیگر موجب همگرایی جریان اصولگرا و نهایتا دوقطبی شدن انتخابات.
*نظر آقای کروبی به عنوان رهبر یکی از طیف‌های اصلاحات بر تکثیر کاندیداهاست و معتقد است اصلاح‌طلبان باید با چند کاندیدا در انتخابات حضور پیدا می‌کنند، البته وی تکثر را چون سبب شفاف شدن مرزبندی‌ها تلقی می‌کند، برخلاف دیدگاه‌هایی مثل شما مثبت می‌داند، فکر نمی‌کنید همین اختلاف دیدگاه‌ها در نهایت سبب حضور متکثر اصلاح‌طلبان در انتخابات شود؟
**قبول دارم که این دو دیدگاه متفاوت است اما برداشت من این است که در نهایت جریان اصلاحات به کاندیدای واحد می‌رسد؛ بنده معتقدم وقتی که فضا انتخاباتی شود و جریان عمومی جامعه به سمت کاندیدای مطرح تمایل نشان دهد، دیگر کاندیداها هم سعی می‌کنند واقعیت‌ها را آن‌گونه که هست ببینند و حقیقت را درک کنند. نفس بودن کاندیداهای مختلف در ابتدای امر شاید همین باشد که شما می‌گویید و بالاخره سلیقه‌های مختلفی مطرح می‌شود ولی در میدان نهایی و به تعبیری در مراحل فینال من معتقدم که جریان‌های مختلف به این نتیجه می‌رسند که اگر تشتت آرا باشد دچار شکست خواهند شد. نمونه این شکست انتخابات نهم بود که من عامل اصلی ناکامی جریان اصلاحات را در این انتخابات حضور چند کاندیدا از این جریان می‌‌دانم. اگر آن زمان جریان اصلاحات روی یک نفر به تفاهم می‌رسید قاعدتا شرایط به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. بنابراین اگر اسامی فعالیت‌ها این باشد که افرادمختلفی خود را عرضه کنند و در مرحله نهایی که گرایش مردم مشخص شود روی یک نفر به تفاهم برسند این می‌تواند مفید باشد. من عقیده دارم زمان به ما بسیاری از قضایا را واقعی‌تر از حدس و گمان‌های امروزی نشان می‌دهد و هیچ عجله‌ای نداریم. یک ماه دیگر، بیست روز دیگر، هنگامی که کاندیداها با مردم در جلسات و سفرهای استانی صحبت کنند و تجمع‌ها و میتینگ‌ها برگزار شود خود به خود معلوم می‌‌شود چه کسی در بین مردم با اقبال بیشتری روبه‌رو است.
ولی اگر این اختلا‌ف‌نظر ادامه پیدا کند و این تعدد کاندیداها تا مرحله ثبت‌نام و ورود به مرحله تبلیغات رسمی ادامه پیدا کند، آن را پسندیده نمی‌دانم. نه جریان اصولگرا و نه جریان اصلاح‌طلب این کار ر برای خودشان مطلوب نمی‌دانند. به همین دلیل است که آنها تمام تلاش خود را می‌کنند تا برای پیروزی در انتخابات به وحدت برسند و در نتیجه این تلاش‌ها معتقدم هم اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان با یک کاندیدا در انتخابات حضور پیدا می‌کنند، منظور من از یک کاندیدا یعنی یک کاندیدای محوری که نمایندگی کلیت یک جریان را برعهده داشته باشد.
حال ممکن است افراد دیگری هم در حاشیه وجود داشته باشند. آنها دیگر به عنوان کاندیدای اصلی تلقی نمی‌شوند. به همین دلیل این احتمال می‌رود اجماع صددرصدی صورت نگیرد، ولی اجماع بالای 90 ـ 80 درصد دور از انتظار نیست.
*شیوه دستیابی به میزان محبوبیت از طریق برگزاری سفرهای استانی و میتینگ‌‌های انتخاباتی همان شیوه‌ای است که آقای کروبی و طرفدارانشان معتقدند در قالب ایده شورای حکمیت از سوی حزب اعتماد ملی ارائه شده بود و آنان می‌گفتند، برخی از اصلاح‌طلبان از آن استقبال نکردند و حتی یک اراده‌‌ای بود که این طرح عملی نشود.
**این اصلاح‌طلبان یعنی چه کسانی؟ مثلا آقای مهندس موسوی که یک ماه بعد از آن قضیه وارد عرصه شده و اصلا فرصتی پیدا نکرده تا بگوید من این ایده را قبول دارم یا نه این طرح را از عملی شدن باز داشته است.
*منظور آقای کروبی مشخصا کسانی است که در آن جلسات به نمایندگی از حزب و گروه متبوع خودشان شرکت می‌کردند.
**من در آن جلسات نبودم که بگویم دقیقا چه اتفاقاتی افتاد ولی در نهایت ما یک اصل را پذیرفتیم گه در انتخابات حضور فعال داشته باشیم و حتما هم پیروز شویم. این اصل را آقای کروبی، آقای خاتمی و بقیه دوستانی که در جریان اصلاحات فعال هستند قبول دارند.
*آقای کروبی معتقد است، اگر جریان اصلاحات در انتخابات آتی شکست خورد همین شکست سبب پویایی این جریان می‌شود. چون توجهات به سمت آسیب‌شناسی این جریان سوق پیدا می‌کند و با رفع نقاط ضعف می‌توان در آینده جریان منسجم‌تری را شکل داد.
**ما همین الان حاضریم که این آسیب‌شناسی صورت بگیرد همه چیزها را الان بگوییم تا به صورت واقعی معلوم شود نقاط ضعف کجا بود. در کنار آن تلاش کنیم که رای بیاوریم. این مطلوب‌تر است یا اینکه ما بیاییم فقط انتخابات را گرم نگه داریم؟
*آقای کروبی همان‌گونه که خودشان اظهار داشتند برای پیروزی در انتخابات شرکت می‌کنند، اما معتقدند، در روند بررسی میان اصلاحات و آسیب‌شناسی این جریان حرف‌های ناگفته‌ای وجود دارد که به خیر و صلاح جریان اصلاحات نیست.
**ایرادی ندارد ما الان همین آسیب‌شناسی‌ها را انجام دهیم با قوت و قدرت هم در انتخابات حاضر شویم و رای هم بیاوریم. دیدگاه ما این است که حتما با نگاه به گذشته و بررسی نقطه‌های ضعف و قدرت خود و رقیبمان حضور فعال و جدی در عرصه انتخابات داشته باشیم و کشور را آن‌گونه که فکر می‌کنیم به مصلحت نظام و مرد است اداره کنی.
*چرا مجمع روحانیون در انتخابات سال 84 علی‌رغم دبیر ملی آقای کروبی و حمایت اغلب اعضا از ایشان در ابتدای فعالیت‌های انتخاباتی بعدها به 3 دسته تقسیم شدند؟
**چگونه به 3 دسته تقسیم شدند، این 3 دسته چه کسانی بودند؟
*عده‌ای از آقای رفسنجانی، برخی از آقای معین و عده‌ای هم از آقای کروبی حمایت کردند.
**من چنین چیزی نشنیده‌ام. مجمع روحانیون رسما از آقای کروبی حمایت کرد.
*شخص آقای کروبی بارها به انتقاد از برخی اعضای مجمع روحانیون بر این 3 دستگی تاکید کرده‌اند.
**بالاخره مجمع یک تشکل است و دبیر تشکل مجمع روحانیون هم آن زمان آقای کروبی بود و از ایشان نیز حمایت شد و هیچ گروه و فردی به نام مجمع روحانیون از کاندیداهای دیگر حمایت نکرد.
*در این انتخابات هم از آقای کروبی حمایت می‌کنید؟
**نه! قطعا از آقای خاتمی حمایت خواهیم کرد.
*چرا آقای خاتمی با توجه به حساسیت گروه‌های اصلاح‌طلب مبنی بر اعلام موضع انتخاباتی خود، دهه دوم بهمن ماه را انتخاب کرد؟
**به نظر من زمان مناسب برای اعلام نهایی کاندیدای محوری اصلاح‌طلبان سه ماهه پایانی سال است و این را به 2 دلیل ذکر می‌کنم اول به تجربه سال 75 برمی‌گردد که آقای خاتمی در آن زمان هم، بهمن ماه اعلام حضور کرد و دوم از این نظر که 3 ماه پایانی سال فرصت مناسبی است برای همه کسانی که در معرض کاندیداتوری هستند و می‌خواهند به تدریج مطرح بشوند چون این زمان شرایط اولیه را برای رسیدن کاندیدای نهایی فراهم می‌آورد. در کل به نظر بنده زمانی که آقای خاتمی اعلام کاندیداتوری کردند،‌ نه دیر شده بود و نه زود بود.
*شما در حایل سه ماه پایان سال را زمان مناسبی برای اعلام کاندیداتوری «کاندیدای محوری اصلاح‌طلبان» می‌دانید که آقای کروبی در مهر ماه حضور خود را در انتخابات اعلام کرده بودند و از سوی دیگر احتمال حضور آقای میرحسین موسوی نیز در همین برهه وجود دارد اگر آقای موسوی اعلام حضور کنند شرایط اصلاح‌‌طلبان چگونه رقم خواهد خورد؟
**آقای مهندس موسوی معتقد است که اداره روند فعلی کشور نامطلوب است و به نفع نظام نیست. بنابراین تغییر وضعیت موجود و رسیدن به نقطه‌ای که مطلوب‌تر از آنچه در امروز است، برای‌ آقای موسوی یک اصل است. آقای موسوی حضورشان در عرصه برای تبیین دیدگاه‌ها و نشان دادن نقاط قوت کشور برای فردای بهتر است و برای همین من معتقد هستم ایشان در عرصه انتخابات حضور دارد و از طریق سخنرانی‌ها، مصاحبه و... این حضور را ملموس‌تر می‌‌کند. اما من تا به حال نشنیده‌ام که آقای موسوی فعال شدن در زمینه انتخابات را لزوما به معنای کاندیداتوری خودشان معرفی کنند. ایشان هیچگاه صحبت از کاندیداتوری خود به میان نیاوردند بلکه گفته‌اند فعال می‌شوم. اینگونه نه کاندیداتوری خود را نفی کرده‌اند و نه اعلام کرده‌اند که می‌خواهم بیایم. ایشان تا به این لحظه به آن چیزی که گفته وفادار مانده و آن هم فعال شدن و ارائه دیدگاه‌ها بود که به نظر من آقای موسوی به خوبی توانسته‌اند آن چیزی که هدف‌گیری کرده‌اند را تا اینجا پیش ببرند.
*رفتار آقای خاتمی و طرفدارانش در قبال کاندیداتوری میرحسین چه خواهد بود، با توجه به این نکته که خاتمی بارها اعلام کرد «ترجیح من حضور آقای موسوی در انتخابات است»؟
**این یک احتمال است، ولی این احتمال در مقابل یک احتمال قوی‌تر که هم آقای خاتمی روی آن تاکید دارد و هم دیگران و هم خود آقای موسوی به آن توجه دارد، قرار گرفته و آن این است که بنا نیست حضور آقای خاتمی و موسوی در عرصه انتخابات در رقابت تعریف بشود. حتما اگر آقای موسوی و خاتمی تصمیم به حضور قطعی تا مرحله نهایی انتخابات را در ذهن داشته باشند، همان‌گونه که آقای خاتمی بارها گفتند، این رقابت صورت نخواهد گرفت و یکی از این دو باقی خواهند ماند. ولی من معتقدم که آقای خاتمی آمده‌اند در صحنه و حضور پیدا کرده‌اند. با حضور آقای خاتمی بخشی از آن چیزی که آقای موسوی به عنوان یک عنصر سیاسی باسابقه و باتجربه ارزشمند در جست‌وجوی آن بودند محقق کردند؛ یعنی حضور آقای خاتمی می‌تواند آینده بهتری را ترسیم بکند و قاعدتا اگر آقای موسوی احساس بکند که این حضور تامین‌کننده نظر اوست توجیهی برای حضور شخصی نمی‌بیند، ولی آن چیزی که قطعا من به شما اطمینان می‌دهم این است که آقای موسوی و خاتمی با همدیگر در انتخابات حضور نخواهند داشت.
*رفتارشناسی آقای موسوی و اطرافیانش نشان می‌دهد که ایشان خواهان تاثیرگذاری در انتخابات هستند و حتی پس از انتخابات نیز روند تاثیرگذاری خود را در جریان اصلاحات حفظ کنند و به صورت کلی یک پالایشی را در جریان اصلاحات به وجود بیاورند. به نظر شما عدم حضور آقای موسوی در انتخابات می‌تواند چنین اهدافی را برای ایشان محقق کند؟
**من نظرات شخصی خودم را اینجا بیان می‌کنم برای خودم بدون هیچ‌گونه تردیدی این مسأله را به عنوان واقعیت متجلی است که نه آقای خاتمی و نه آقای موسوی هوس رئیس‌جمهورشدن نه داشتند و نه دارند. من آقای مهندس موسوی را از دوره اول مجلس می‌شناسم و تا به همین الان آقای موسوی حضورش در انتخابات به خاطر تغییر در شرایط نامطلوب موجود است. اگر در چنین شرایطی با حضور شخصیت دیگری این نگرانی‌ها برطرف بشود و حداقل‌‌هایی که ایشان بخواهد محقق بشود به طور قطع و یقین آقای مهندس موسوی هوس به دست گرفتن قدرت ندارد با این حال نکته‌ای که شما به آن اشاره کردید حتما موردنظر آقای موسوی هست. بالاخره آقای مهندس موسوی قرائتی از جریان‌های سیاسی درون جامعه دارد که متفاوت با خیلی‌های دیگر است آقای مهندس موسوی انسانی است با سابقه اداره کشور در دوران سخت دفاع مقدس. این آدم وقتی پا به عرصه می‌گذارد حتما خواهان آن است مجموعه‌ای که می‌توانند از فرصت‌های موجود حداکثر استفاده را کنند و ظرفیت‌ها را همان‌گونه که شایسته است بشناسند و از آن بهره‌برداری بکنند، آنها در راس کار قرار بگیرند. من باید اینجا نکته‌ای را یادآوری کنم که قطعا آقای مهندس موسوی جزو نزدیک‌ترین افراد به آقای خاتمی از نظر فکری است و در دوره هشت ساله مدیریت آقای خاتمی نیز میرحسین موسوی همواره به آقای خاتمی چه در شوراهایی که وجود داشت، مثل شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و چه مشاور عالی مشورت می‌داد و نظرات و دیدگاه‌هایش را به آقای خاتمی منتقل می‌کرد و من می‌دیدم که آقای خاتم ی برای نظرات آقای موسوی به عنوان یک فرد باتجربه و کسی که نظرات مشورتی خود را بی‌شائبه ارائه می‌کرد و شائبه خودخواهی در آن نبود، احترام خاصی قائل بود. مهندس موسوی اگر جایی نقد می‌کرد به این معنا بود که این نقد به خاطر خودش نیست و صلاح مملکت را در نظر دارد، برای همین توجه ویژه به آن می‌شد. مطمئنا اگر آقای خاتمی مدیریت اجرایی کشور را به دست بگیرد آقای مهندس موسوی از ارائه نظرات و مشورت‌های خود ابایی نخواهد کرد و حتما هم آقای خاتمی، نظرات آقای موسوی را چه در گزینش نیروها؛ چه در روند فعالیت‌های اجرایی مورد توجه و اثر قرار خواهند داد.
*شما یک لیست از تعارف مختلف را در مدح آقای موسوی به کار بردید، اما رفتار یک طیف از حامیان آقای خاتمی با میرحسین رفتار متناسبی با این تعریف نبود. حتی پس از آنکه آقای خاتمی بدون هماهنگی برخی از دوستان خود اعلام کردند یا من می‌آیم یا میرحسین، انتقادهای بسیار شدیدی به ایشان شد و حتی در بنیاد باران نیز استنطاق شد که چرا بدون هماهنگی این جمله را عنوان کردی و میرحسین را به عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی اصلاح‌طلبان مطرح کردی؟ اخبار زیادی هم از جلسات همین افراد و نحوه سخن گفتن آنان با میرحسین موسوی در سایت‌ها منتشر شده است. آیا واقعا کلیت طیف حامیان آقای خاتمی با این دیدگاه شما به میرحسین موافقند و یا نه. زمانی که ایشان بخواهند در سبد رای آقای خاتمی قرار بگیرد و تاثیرگذاری ایشان منتج به تقویت اقبال عمومی به آقای خاتمی بشود، موافق کاندیداتوری میرحسین می‌شوند؟
**این سخنانی که من گفتم و می‌گویم صحبت‌های عبدالواحد موسوی‌لاری است. من به نمایندگی از خودم صحبت می‌کنم. برداشت من این است، عموم طرفداران و دوستان و نزدیکان آقای خاتمی، مهندس موسوی را به عنوان یک چهره برجسته صاحبنام با گرایش اصلاح‌طلبی می‌شناسند و طرفدار حضور ایشان در انتخابات هستند.
*چه نوع حضوری؟
**هر نوع حضوری.
*حتی کاندیداتوری؟
**بله! حتی کاندیداتوری. آقای خاتمی تا لحظه آخر هم تلاش کرد که آقای مهندس موسوی حضور خودش را در انتخابات اعلام کند، اما مهندس موسوی عذرخواهی کردند و گفتند که من در مقطع فعلی نمی‌توانم بگویم هستم یا نه و موکول کردند به زمان دیگری با این حال من معتقدم طیف اصلاح‌طلب اولویت‌شان آقای خاتمی است و اگر ایشان در انتخابات حضور پیدا نکنند آقای میرحسین.
*یک نظریه این است که آقای خاتمی تبلیغات خود را برای حضور در انتخابات آغاز می‌کند، اما در روزهای پایانی به نفع میرحسن موسوی کنار می‌کشد، نظر شما چیست؟
**هدف اصلی اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات پیروزی و تغییر وضعیت موجود است؛ بنابراین آنچه برای اصلاح‌طلبان در این مرحله مهم تلقی می‌شود این موضوع است که کاندیدایی به نمایندگی از این جریان در انتخابات شرکت کند که زمینه رای اطمینان‌بخشی داشته باشد. من فکر می‌کنم در حال حاضر آقای خاتمی بیشترین اقبال را در بین اصلاح‌طلبان دارد. علی‌رغم این که نظر شخصی ایشان این نیست که به هر قیمتی به قدرت برسد اما برای تغییر وضعیت موجود مطمئنا از تمام ظرفیت‌های قانونی استفاده خواهد کرد.
*آیا شما معتقد هستید میرحسین در انتخابات کاندیدا نمی‌شود؟
**من معتقد هستم ایشان در صحنه حضور دارند و تاکید می‌کنم آقای میرحسین و خاتمی در مرحله نهایی توأمان حضور نمی‌یابند.
*پس این احتمال وجود دارد که آقای خاتمی به نفع آقای میرحسین موسوی کنار برود؟
**در عالم امکان همه چیز را قابل تحقق است ولی در عرف سیاسی با توضیحاتی که من دادم و با توجه به اقبال مردم به آقای خاتمی من فکر می‌کنم همه اصلاح‌طلبان روی آقای خاتمی بیشترین تکیه را خواهند داشت.
*اگر بخواهید یک کلمه به این سوال من پاسخ دهید چه جوابی می‌دهید؟ به عنوان یک فعال سیاسی معتقد هستید آقای موسوی کاندیدا می‌شود یا خیر؟
**آقای مهندس موسوی حضور فعال و موثر در عرصه انتخابات را به عنوان یک مبنا انتخاب کردند. این اصل فراتر از کاندیدا شدن یا نشدن است.