تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۸۷۹۵۷

نبرد وعده صادق/59/ «دکتر طلال عتریسی»:
قبل از جنگ 33 روزه، وضعیت سیاسی و امنیتی سخت و پیچیده سوریه تا حد سقوط این کشور پیش رفته بود. برای اولین بار افرادی در سوریه از تغییر نظام صحبت کردند و اختلافات سوریه امریکا افزایش یافت و به حد بحرانی بی سابقه در چند سال اخیر رسید.
ایالات متحده همچنان بر شروط خود برای رفع فشارها از سوریه تأکید می‌کرد از جمله: جلوگیری از نفوذ تروریستها از طریق مرزهای این کشور به عراق، تعطیلی دفاتر سازمان های فلسطینی در دمشق و خلع سلاح شبه نظامیان در لبنان حتی پس از صدور قطعنامه 1559 شورای امنیت و خروج سوریه از لبنان. سوریه پس از متهم شدن به ترور رفیق حریری در فضایی از محدودیت‌های رسانه‌ای و سیاسی به سر می‌برد و در روابطش با محور عربستان و مصر که بر تسریع در خروج نیروهای سوریه از لبنان اصرار داشتند شکافها و اختلاف‌هایی به وجود آمد. پس از آنکه سوریه حضور نظامی مستقیم خود در لبنان و مدیریت حیات سیاسی این کشور را از دست داد از نفوذ منطقه‌ای آن نیز کاسته شد.
سوریه پس از تضعیف هم پیمانی سنتی‌اش با اعراب به هم پیمان دیگر خود یعنی ایران نزدیکتر شد. در شرایطی که فشارهای منطقه ای و نیز فشار فرانسه بر سوریه شدت گرفته بود پیروزی جنبش حماس در انتخابات فلسطین فضای باز محدودی در برابر این کشور ایجاد کرد؛ لذا به رغم عدم استقبال سایر کشورهای عربی از پیروزی حماس دمشق از آنها برای حضور در این کشور دعوت کرد.
بنابراین جنگ علیه لبنان با هدف اصلی از بین بردن حزب الله، برای سوریه جز ضرر «تضعیف هم پیمانی قوی» معنای دیگری نداشت و این به دشمنان دمشق اجازه می داد آن را بیشتر تهدید کنند و تحت فشار قرار دهند . اما پس از اینکه این هم پیمان پیروز از جنگ خارج شد بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، یک روز پس از آتش بس (15 آگوست 2006) طی سخنانی اتهام های شدیدی به نیروهای سیاسی لبنانی مخالف رژیم سوریه وارد و آنها را «دست پرورده اسراییل» توصیف کرد. همین طور بر ضد رژیم‌های عربی (مصر، عربستان و اردن) که جنگ را تأیید و بر ضد حزب الله موضع گیری کرده بودند داد سخن داد. طبیعی بود که سوریه احساس کند گذرگاه سیاسی و نظامی خطرناکی را پشت سر گذاشته است زیرا با شکست حزب الله در این جنگ به احتمال زیاد ارتش اسراییل به سمت سوریه سرازیر می شد و سوریه می بایست بهای حمایت‌های سیاسی و نظامی خود را از حزب الله می پرداخت. به همین علت پس از جنگ، رهبری سوریه احساس می‌کرد که نه تنها در این پیروزی بلکه در اقدام برای تحقق آن نیز شریک بوده است و عملکردش پس از جنگ نیز بر اساس همین احساس بود.
کافی است تنها به یادآوری سخنان دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد محوریت نقش سوریه برای حل بحران لبنان دیدار وزیر خارجه اسپانیا از این کشور و درخواست مشارکت دادن سوریه در هرگونه راه حلی و نیز درخواست‌های اسراییلیها برای مذاکره با سوریه بپردازیم و اینگونه نتیجه بگیریم که سوریه با قدرت هرچه بیشتر از این جنگ خارج شد. همین طور محور ایران و سوریه هماهنگ تر از گذشته شد و نقش آن بیش از پیش مورد پذیرش و اقرار قرار گرفت.