تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۸۸۲۷۰
اشاره: با بررسی تفکر دکتر محمود احمدی نژاد می­توان چنین گفت که وی در شرایطی در تطابق کامل با خط امام (ره) حرکت کرده که بسیاری از مدعیان کنونی ،علی­رغم ادعاهای ظاهری تناسب چندانی با خط امام (ره) ندارند و در برخی مواضع، در مقابل روش و منش امام (ره) عمل کرده‌­اند. مقدمه: یکی از معیارها و شاخص­هایی که رییس­ جمهوری اسلامی ایران باید از آن برخوردار باشد اعتقاد و التزام به آرمان­ها و اندیشه­‌ها و مواضع سیاسی و اجتماعیِ بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) است. نظام مقدس جمهوری اسلامی با همه ارکان وجودی آن، هرگز هویت و جهتی مستقل از تفکر اسلامی و انقلابیِ بنیانگذار خود نداشته و ندارد و لذا نمی­توان کسی را بر کرسی مدیریت اجرایی کشور مشاهده کرد که پیام­های دینی و سیاسی و جهانی ایشان را درک نکرده، یا در توجه به آنها سستی به خرج می­دهد. امام راحل (ره)، اسلام­شناس و فقیهی بزرگ، عارفی سالک و سیاستمداری تیزبین و ژرف­اندیش بود که می­توان و بایستی با دقت و تدبر در مجموعه نقطه­ نظرات و مواضع و عملکردهای گوناگون وی، نموداری رسم کرد و خط­ مشی روشن و نظام‌­مندی از آنها استتناج نموده و مبنای عمل اجتماعی قرار داد. ما به این خط­مشی، اصطلاحاً «خط امام (ره)» می­گوییم. در واقع، خط امام (ره)، خط حرکت انقلاب اسلامی به سوی تحقق آرمان­های ملی و جهانی خود است؛ هم­چنان­که مقام معظم رهبری (مد ظله) خلف صالح و پیرو راستین خط امام (ره)، در این باره می­فرمایند: «ما همان سیاست­هایی را که امام بزرگوار با الهام از متن اسلام و قرآن، به انقلاب اسلامی و به ملت­ ایران تعلیم داد و آن خطی را که او ترسیم کرد، دنبال می­کنیم و علاج گرفتاری­ها و مشکلات خودمان را در دنبال کردن این راه می­دانیم؛ درست نقطه مقابل آن­چه که دشمنان اسلام قصد دارند آن را در ذهن­ها جا بیندازند و در فضای ذهنی اعلام کنند».[1] حال اگر در فضای سیاسی و انتخاباتی کاوش کنیم گروه­ها و افرادی را می­بینیم که به صرفِ ادعایِ «در کنار امام (ره) بودن» و یا ادعای «حمایت امام (ره) از فلان فعالیت اجرایی­شان»، از خط امام (ره) دم می­زنند و از مقایسه و تطبیق همه­جانبه و قاعده­مندِ خود با شاخص­ها و موازین «خط امام (ره)» دوری می­جویند. اینها در نظر و عمل از باب «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» و به لطایف­الحیل هرمنوتیکی، برخی از نظرات و مواضع امام (ره) را که می­تواند در راستای منافع حزبی­شان قرار گیرد مورد پذیرش قرار داده و آن­چه را که نمی­پسندند وا می­گذارند. به نظر می­رسد راه منصفانه و علمی این است که در تفسیر اندیشه‌­های امام راحل (ره) با یک نگاه روشمند و «کل­نگر»، همه مکتوبات و سخنرانی­ها و برخوردها و رفتارهای ایشان را به مثابه یک نظام فکری و رفتاری اسلامی ملاحظه کرد و از تحمیل پندارها و باورهای خویش، به اندیشه­­های وی و تحریف آن خودداری نمود. در چنین فضایی است که درک خط امام (ره) و مشاهده آن راه روشن، سهل و دست­یافتنی خواهد شد.

شاخص­های «خط امام (ره)»
در یک نگاه گذرا می­توان گفت که امام (ره) دارای چند ویژگی مهم و اساسی بودند که به ایشان امتیاز ویژه­ای در جهان امروز بخشیده بود و پیروان حقیقی خط امام (ره) بایستی این درس­ها را بیاموزند و این ویژگی­ها را در وجود خود به وجود آورند و پرورش دهند تا بتوانند در خط امام باشند:
الف ـ اسلام­خواهی در همه عرصه­های حیات: ویژگی نخست و محوریِ بنیانگذار انقلاب اسلامی، اعتقاد به اسلام به عنوان راه نجات بشر از بدبختی­ها، و الگوی نوینِ زندگی فردی و اجتماعی است. امام (ره) می­فرماید:
«ما گواه از خرد داریم بر این­که قانون اسلام امروز هم برای تمام بشر، قانون است و باید همه بر آن به ناچار گردن نهند».[2]
از نگاه ایشان، اسلام در سرپرستی بشر در همه عرصه­های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و علمی در سطح ملی و بین­المللی، برنامه دارد[3] و راه ارزش و ضد ارزش را مشخص کرده و بنیان دست­یابی انسان به کمال را در همه صحنه­ها بنا گذاشته است. امام (ره) با چنین رویکردی است که معتقدند:
«حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت، نشان­دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است. فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است».[4]
با این سخن، سکولارها، غرب­گرایان و گروه­هایی که فریب حیله­ها و تزورهای فرهنگ حاکم بر جهان را خورده­اند و مبانی اسلام حکومت دینی را مورد خدشه قرار می­دهند و به دنبال استفاده از الگوهای غیردینی در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و کارشناسی هستند، نمی­توانند در خط امام (ره) باشند و ایشان را خرج تفکرات التقاطی خود کنند. خط امام (ره)، خط اعتقاد به دین حداکثری و فقه حکومتی است؛ نه خط باور به دین حداقل و اسلام منزوی و غیرحکومتی.
ب ـ استکبارستیزی و نفی ظلم در جهان: ویژگی دیگر امام (ره)، نفی خودباختگی و سازش با طاغوت و استکبار، و توصیه به ادامه مبارزه تا رفع فتنه از جهان بود. امام (ره) می­گفت:
«ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین­الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است . ما می­گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم».[5] «من به صراحت اعلام می­کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیاء هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه­گذاری می­کند و دلیل هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصولِ تصاحبِ قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه­طلبی و فزون­طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد».[6]
بر همین اساس، حضرت امام (ره) توصیه می­کنند که:
«باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این، شدنی است؛ چرا که بسیج، تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته­های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد».[7]
علت این مقابله با شرق و غرب آن است که از نگاه امام (ره)، دشمنان اسلام، ما را جز با عدول از همه هویت­ها و ارزش­های معنوی و الهی­مان تحمل نمی­کنند و به گفته قرآن کریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با مسلمانان بر نمی­دارند مگر این­که آنها را از دینشان برگردانند.[8] لذا ما باید راه مبارزه با ستمگران را بدون کوچک­ترین چشمداشتی به مبارزان راه حق انتقال دهیم که مسلماً محصول صدور این تجربه­ها، جز شکوفه­های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت­های دربند نخواهد بود. به خصوص امام راحل (ره)، آمریکا را دشمن شمار? یکِ مردم محروم و مستضعف جهان می­خواند و نسبت به سلطه و سیطره این رژیم جنایتکار بر مردم مظلوم جهان هشدار می­دهد.[9] و موازین خودساخته بین­المللی را هم حافظ منافع همین دول استکباری از جمله آمریکا می­داند.[10] که باید برای آن فکری کرد.
با توجه به این خصلت امام (ره)، اگر احزاب سیاسی و شخصیت­های وابسته به آنها، فریب جذابیت­های علمی و صنعتی غرب را بخورند و به جای «تبری»، استراتژی سازش با کفار را در پیش بگیرند و در پی آن نباشند که متناسب با زمان و مکان، به نفی سلطه غرب بر جهان و استیفای حقوق مستضعفان و محرومان بپردازند و بسیج بزرگ ضد استکباری در جهان به وجود آورند، هرگز نمی­توانند خط امامی باشند.
ج ـ مردم­دوستی مردم­باوری: ویژگی دیگر امام (ره)، اعتقاد راسخ ایشان به مشارکت مردم در اداره جامعه اسلامی بود. یکی از ویژگی­های قانون اساسی به عنوان مبنای کار جمهوری اسلامی که مورد تأیید امام (ره) و محصول تلاش ایشان بود، اهتمام به نقش مردم در جامعه، و بها دادن به حق آنها در تعیین سرنوشت عمومی­شان می­باشد. به تعبیر مقام معظم رهبری (مدظله)، «هنر بزرگ امام بزرگوار در این بود که به جای آن نظام فاسد، یک نظام سیاسی در این کشور برقرار کرد که به جای بی­اعتنایی به مردم، عشق به مردم بر آن حاکم است».[11] سخن امام (ره) در اهمیت انتخابات، مجلس شورای اسلامی، و تأکیدات ایشان درباره تکیه حکومت به مردم، همگی از اهمیت نقش مردم از نگاه ایشان حکایت دارد. بنابراین، لازمه خط امامی بودن، عشق به مردم و خدمت به آنها و اعتقاد به نقش مردم در پیشبرد حرکت جامعه اسلامی است؛ نه این­که بکوشیم تا همواره مردم را به نفع تفکرات خود تفسیر کنیم و خواسته­های دینی و ملی آنها را به سود خود تحریف نماییم.
احمدی­‌نژاد و خط امام (ره)
با بررسی و واکاوی شخصیت و تفکر و سابقه دکتر محمود احمدی نژاد می­توان چنین گفت که جهت حرکت وی در تطابق کامل با خط امام (ره) قرار دارد و بسیاری از مدعیان کنونی ، علی­رغم ادعاهای ظاهری تناسب چندانی با خط امام (ره) ندارند و در برخی مواضع، در مقابل روش و منش امام (ره) عمل کرده­اند. مطابق با شاخصه­های خط امام (ره)، دکتر محمود احمدی­نژاد معتقد است: اسلام، دینی کامل و جامع، و مکتبی جهانشمول است که می­خواهد همه ملت­ها و کشورها را به نقطه موعود برساند[12] و راه سعادت را در همه عرصه­های فردی و اجتماعی و علمی به روی آنها بگشاید. در نگاه وی، انقلاب اسلامی نیز یک حرکت معمولی و محدود به زمان و مکان خاص نیست، بلکه انقلاب اسلامی، تداوم عاشورا و دنباله نهضت انبیاست.[13] ما انقلاب کردیم که معادلات جاریِ حاکم بر جهان را تغییر داده و طرحی نو دراندازیم.[14] بنابراین، انقلاب اسلامی، متعلق به همه بشریت است که به ایجاد نظام جدید الهی و انسانی برای همه بشر می­اندیشد.[15] در دیدگاه دکتر محمود احمدی­نژاد به دنبال انقلاب اسلامی باید به تدریج بساط نظام سلطه و صهیونیسم در جهان برچیده شود و این، امری که کم کم در حال آشکار شدن است. «نظام سلطه رو به اضمحلال است. قدرت­های مادی که پله­های ترقی را به سرعت طی کرده­اند، امروز به سرعت در حال فرود آمدن از آن پله­ها هستند».[16] مردم­دوستی و مردم­مداری دکتر احمدی نژاد و تلاش طاقت­فرسای او در خدمت به مردم هم امری است که اکنون زبانزد عام و خاص و نیازی به توضیح ندارد. پس، با نگاهی اجمالی به اندیشه و عمل آقای دکتر محمود احمدی­نژاد و تطبیق آن به شاخصه­های «خط امام (ره)» می­توان گفت که ایشان در خط امام (ره) قرار دارد؛ هم­چنان­که در پیروی از ولی­فقیه زمان ، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی) نیز کارنامه درخشانی در ولایت­پذیری از خود به جای گذاشته است. در پایان قابل ذکر است که حرکت در خط امام (ره) هرگز به معنای انجماد فکری نیست بلکه به معنای استخراج اصول و مبانی ایشان، و پی­جویی آن در شرایط امروز و تطبیق آن به حوادث و پدیده­های نوظهور است. به طور مثال، مبارزه با آمریکای مستکبر و جنایتکار از اصول خط امام (ره) است اما در شرایط خاصی می­توان در انجام این مبارزه، تاکتیک­های جدیدی به کار گرفت تا دشمن را بیش از گذشته به انفعال کشاند. اما روشن است که خط امام (ره) هرگز نمی­تواند به سازش با آمریکای مستکبر کنونی رأی دهد.