تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۸۸۳۹۲

پروفسور حمید مولانا

آیا دولت آمریکا و خانم «کاندالیزا رایس» وزیر خارجه با دعوت از ایران برای مذاکره درباره عراق، به واقعیت برگشته است؟ آیا می‌شود به دولت «جرج‌بوش» اعتماد کرد؟ مبارزه علیه سیاست خصمانه دولت بوش مقابل ایران، توسط برخی از اعضای کنگره آمریکا شدت گرفته است. بیانات سناتور «راس فین گولد» در کمیته حقوقی سنای آمریکا درباره استفاده از اختیارات کنگره جهت خاتمه دادن به جنگ عراق و تقدیم طرح الحاقی توسط او به سنا برای جلوگیری از تصویب لایحه هزینه‌های جنگ عراق، دو قوه مقننه و مجریه آمریکا را در مقابل هم قرار داده است.

به طور کلی رقابت برای سیاستگذاری امور خارجی، از موقعی که حزب دموکرات در انتخابات اخیر کنگره آمریکا بر جمهوریخواهان پیروز شد، بین کنگره و کاخ سفید افزایش یافته است. گرچه مطابق قانون اساسی، سیاستگذاری در امور خارجی از وظایف ریاست جمهوری است، ولی نظارت بر امور بین‌المللی و سیاست خارجی دولت آمریکا، به ویژه اعلام جنگ، از وظایف خاص و ویژه کنگره آمریکا است. قانون اساسی آمریکا هم چنین به رئیس‌جمهور اجازه می‌دهد هر طرح تصویبی کنگره را که به مصلحت نظام تشخیص نمی‌دهد، «وتو» یا رد کند و در این صورت، تصویب مجدد و قانونی آن توسط کنگره احتیاج به دو سوم آراء هر دو مجلس نمایندگان و سنا دارد. در حال حاضر اعضای حزب دموکرات این اکثریت بزرگ و قاطع را در کنگره ندارند  هر گونه طرح در مورد تقلیل بودجه جنگ، ممکن است با وتوی بوش مواجه شود. در حقیقت، در نوع دموکراسی آمریکا یک فرد یعنی شخص رئیس‌جمهور، به تنهایی می‌تواند تصمیماتی را که در ایران به عهده شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام است، اتخاذ نماید! مسافرت اخیر «نانسی پلوسی» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و همراهانش از جمله رئیس کمیته امور بین‌المللی کنگره به سوریه، نمونه این رقابت داخلی بین کنگره (قوه مقننه) و کاخ سفید (قوه مجریه) در موضوعات مربوط به سیاست خارجی آمریکا به ویژه جنگ عراق است. در این مورد، «نانسی پلوسی» همانند یک نخست‌وزیر و رئیس کمیته امور بین‌المللی هم مانند یک وزیر خارجه، مقابل دولت بوش عمل می‌کردند.

از طرف دیگر، عده‌ای از اعضای کنگره آمریکا، از جمله «جان مورتا» و «پیت دفازیو» به همراه «جیم وب» و «چاگ هگل» از مجلس سنا به دولت بوش فشار می‌آورند که هیچ تصمیم نظامی علیه ایران را بدون اجازه کنگره اتخاذ نکند. به موازات آن، برخی از سازمان‌های غیردولتی آمریکا مانند «عملیات صلح‌آمیز»، «وحدت برای صلح و عدالت» و «پزشکان برای عدالت اجتماعی» نیز هر گونه اقدام نظامی علیه ایران را محکوم کردند.

با این وجود، ‌بی‌قانونی بودن و غیر منطقی بودن یک عمل و تصمیم هر چند که عواقب خطرناک و صدمه‌آور داشته باشد، کاملا دلیل این نیست که دولت بوش از اقدام به آن عاجز بوده و از آن خودداری کند. گرچه بسیاری از مطبوعات و رسانه‌های آمریکا، و عده زیادی از ژنرال‌ها و اعضای موثر کنگره از هر گونه اقدام نظامی دولت بوش علیه ایران انتقاد کرده و با آن مخالفت دارند و اینگونه عملیات خصمانه را سیاستی احمقانه می‌شمارند، ‌ولی چند تن از نامزدهای حزب دموکرات که خود را برای مبارزات انتخاباتی آینده ریاست جمهوری آماده می‌کنند، مقابل اظهارات و تهدیدهای نظامی بوش علیه ایران، سکوت اختیار کرده و حاضر نیستند علیه سیاست‌های کنونی جمهوریخواهان و بوش درباره ایران موضع‌گیری کنند.

سناتور «هیلاری کلینتون» (همسر رئیس‌جمهور سابق آمریکا) که خود را برای ریاست جمهوری آینده نامزد کرده است، در تاریخ اول فوریه (بهمن) در کنفرانس «کمیته امور عمومی آمریکا ـ اسرائیل» موسوم به «آیپک» که بزرگترین گروه فشار صهیونیست‌ها در ایالات متحده آمریکا است، اظهار داشت: هیچ نقشه‌ای را درباره ایران نمی‌توان نادیده گرفت و سیاست ایالات متحده باید روشن و بدون تردید و قاطعانه باشد. سناتور «باراک اوباما» نامزد دیگر حزب دموکرات، ‌که سیاه‌پوست آفریقایی تبار است، در سخنرانی 2 مارس (12 اسفند) خود برای همین صهیونیست‌ها، حرف‌های «هیلاری کلینتون» را تکرار کرده و گفت: بسیار خطرناک است که تسلیحات اتمی در دست یک گروه رادیکال مذهبی «ایران» باشد و گرچه ما نباید اختیار اقدام نظامی خود را کنار بگذاریم، دیپلماسی پایدار همراه با تحریم اقتصادی باید ابزار اصلی ما در جلوگیری از توسعه و ساخت تسلیحات اتمی توسط ایران باشد. «جان ادواردز» نامزد دیگر حزب دموکرات برای ریاست جمهوری نیز حتی از «هیلاری کلینتون» و «باراک اوباما» جلوتر افتاده و چند ماه قبلی طی کنفرانسی در اسرائیل اظهار داشت: مردم آمریکا را می‌توان درباره آنچه در مورد ایران نیاز به عمل باشد، آموزش داد. به عبارت دیگر، رئیس‌جمهور و دستگاه آمریکا می‌تواند افکار عمومی آمریکا را علیه ایران بسیج کند.شاورین سیاست خارجی ایران و این سه نامزد انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا چه کسانی هستند؟ اطلاعاتی مربوط به ایران و خاورمیانه و دنیای اسلام را این سه نامزد انتخاباتی از کجا جمع‌آوری می‌کنند؟ آیا مردم آمریکا آگاه هستند که این دیدگاه‌ها چندان تفاوتی با دیدگاه بوش و معاون او «دیک چینی» ندارد؟ آیا این نامزدهای انتخاباتی از ضررهایی که می‌تواند به مبارزات انتخاباتی آنها در مواجهه با جمهوریخواهان برسد آگاه هستند؟ یا اینکه این اظهارات فقط برای خشنودی گروه صهیونیست و جلب حمایت و آرای آنها طراحی و ادا شده است؟ در این صورت، چه نقشی جمعیت ده میلیونی مسلمان آمریکا و مهاجرین قریب به یک میلیون ایرانی می‌توانند در این مورد ایفا کنند؟ یک چیز مسلم است، ایران برای اولین بار در سه دهه اخیر می‌تواند در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا و نتیجه آن موثر باشد.

جالب اینکه، به نظر می‌رسد ژنرال‌ها و سران نظامی آمریکا در مقایسه با نامزدهای ریاست جمهوری آن کشور، مواضع و عقاید مستقل‌تری را دارا هستند. در خبری که چندی پیش در روزنامه «تایمز» لندن منتشر شده و از طریق شبکه تلویزیونی «سی.ان.ان» نیز گزارش داده شده آمده است: «اگر کاخ سفید تصمیم به حمله نظامی به ایران را داشته باشد، ‌برخی از سران و فرماندهان ارشد نظامی آمریکا حاضرند استعفاء بدهند.»

تصنیف‌خوانی سناتور «جان مک‌کین» این هفته در یک برنامه موزیکال و تفریحی، سخن‌پراکنی رادیو و تلویزیون درباره «بمباران ایران» نشان داد که این نامزد ریاست جمهوری که جمهوریخواه می‌باشد، ‌تا چه اندازه با احساسات جنگ‌طلبی خود حاضر است با آتش‌بازی کند. در کشوری که اکنون 69 در صد مردم آن علیه جنگ عراق و سیاست‌های بوش هستند، ‌در حقیقت سناتور «مک کین» با این اظهارات احمقانه و گستاخانه، به عدم صلاحیت خود مهر زده است.

توجه داشته باشید که این اولین بار در طول تاریخ آمریکا است که یک زن (هیلاری کلینتون) و یک سپاه پوست (سناتور باراک اوباما) در بین نامزدهای اصلی ریاست جمهوری قرار دارند و هر دو از دموکراتها هستند. سناتور «مک‌کین» از ایالت «آریزونا» و «رودی جویانی» شهردار سابق نیویورک، دو نامزد از حزب جمهوریخواهان هستند که هر دو طرفدار ادامه جنگ و اشغال عراق بوده عقیده دارند که پیروزی نظامی با فرستادن هر چه بیشتر سربازان آمریکایی به آن سرزمین، برای آمریکا میسر است.