تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۸۸۴۹۳

نویسنده: محمد مهدی موسوی

تاریخچه سینمای معناگرا

اصطلا‌ح سینمای معناگرا تقریباً از سال‌های82 و83 در حوزه معاونت سینمای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌می، مطرح و بتدریج یکی از بحث‌برانگیزترین مسایل هنری و فرهنگی - چه در میان جامعه سینماگران و چه مسؤولا‌ن و متولیان فرهنگ و هنر کشور- شد. عده‌ای در این میان با اظهارنظرها و مواضع خویش به دفاع از این بحث یعنی ورود یک مقوله جدید با عنوان سینمای معناگرا به عرصه مسایل هنری کشور پرداختند و در سوی دیگر نیز کسانی بودند و هستند که اعتقاد داشتند طرح مسأله سینمای معناگرا و خط‌کشی میان فیلم‌های سینمایی از این منظر، اساساً اشتباه بوده و این مسیر بیراهه می‌باشد.

گذشته از نظرات موافق و مخالف، ایرادی که هنوز هم می‌توان به طرح این بحث وارد کرد، این است که متأسفانه از آغاز تا به امروز تعریف جامع و متفق‌القولی دربارهِ مفهوم سینمای معناگرا ارایه نشده و هرچند عده‌ای در این‌باره تعاریفی هم ارایه کرده‌اند، به نظر می‌رسد می‌توان به آن نیز خدشه وارد نمود.

چیستی سینمای معناگرا

شاید در یک نگاه بتوان سینمای معناگرا را چنین تعریف کرد: "سینمای معناگرا، سینمایی است که توجه عمیق به واقعیت‌های روزمره زندگی بشری را با عطف به رموز باطنی و معنوی آن، مورد نظر قرار می‌دهد؛ بدین معنا که این سینما می‌کوشد از صورت مسایل به معنای آن‌ها، از ظاهر قضایا به باطن آن‌ها، از ماده به جان و از جسم به روح گذر کند و البته هیچ کدام را هم نادیده باقی نگذارد."

البته برخی کارشناسان و صاحب‌نظران سینمایی هم با ارایه تعاریفی معتقدند سینمای معناگرا و سینمای دینی اگر چه اشتراکات فراوانی با هم دارند، اما یکی نیستند و با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. به‌طور خلا‌صه می‌توان گفت سینمای دینی به مسایل و مباحث عمده حوزه دین که مورد پذیرش دین‌داران است توجه می‌کند، حال آن‌که سینمای معناگرا دایره شمول گسترده‌تری به مباحث معنوی و درونی جامعه دارد و در کنار آن، به امور عادی و روزمره انسان می‌پردازد و به همین سبب، انعطاف‌پذیری بیش‌تری هم دارد.

چند نکته ضروری

در طول سالیان اخیر، بحث دربارهِ سینمای معناگرا فراوان بوده اما به اعتقاد نگارنده در لا‌به‌لا‌ی این مباحث که می‌تواند در جای خود مفید و ارزنده هم باشد، باید به چند نکته حیاتی توجه لا‌زم شود؛ در این‌که سینماگران ما باید در شرایط هجمه فرهنگی دشمن یا به فرمایش دقیق‌تر رهبر معظم انقلا‌ب "شبیخون فرهنگی" غرب علیه مبانی اسلا‌می و ارزشی جامعه ما، به سمت بهره‌گیری مناسب از مفاهیم و مظامین مذهبی، معنوی و انسانی در ساختار فیلم‌های سینمایی خویش بروند، شکی نیست؛ اما همان‌طور که گفته شد، در آغاز باید یک تعریف جامع و مقبول از این سینما به همراه ویژگی‌ها و مختصات اساسیآن ارایه شود. بی‌توجهی به این مسأله مهم می‌تواند این نوع از سینما را به ورطه پوچی و نابودی بکشاند و به نوعی نقض غرض ایجاد کند.

مسؤولا‌ن و متولیان فرهنگی کشور نباید به فیلم‌های عامه‌پسندی که محتوای آن‌ها معناگرا نیستو صرفاً به مسایل ظاهری و سطحی پرداخته‌اند، برچسب معناگرایی بزنند؛ چه آن‌که در غیر این صورت به ناچار باید در انتظار بروز بازار مکاره‌ای از سوی کسانی شد که عرصه سینمای کشور را خواه ناخواه دچار معضلا‌تی چون عوام‌زدگی، جادوگری، ابتذال و پوچی می‌کنند؛ دقت فراوان مسؤولا‌ن در این خصوص قطعاً چاره‌ساز است.

غرب‌زده نشویم!

با توجه به این نکته که پدیده سینما از جهان غرب وارد کشور ما شده و متأسفانه هنوز هم آن‌طور که باید و شاید، بومی نشده است. نمی‌توان به‌طور کلی بر روی سینمای درون‌گرای غرب چشم بربست، هرچند اعتقاد دارم نباید به دام غرب‌زدگی هم افتاد و تسلیم فرهنگ غربیان شد.

بی‌گمان، تلا‌ش برای تحقق سینمای ملی و اسلا‌می در کشور که از جمله مهم‌ترین منویات مقام معظم رهبری است، می‌تواند گام مهمی در مسیر تحقق سینمای معناگرا، گسترش و حتی صدور آن به خارج از مرزهای کشور تلقی شود.

تأثیر فیلم معناگرا تا کجا است؟!

با نگاهی کوتاه و گذرا به دلا‌یل مقبولیت و موفقیت آثار سینمایی دینی و مذهبی نزد مخاطبان و تماشاگران وطنی که یکی از زیرشاخه‌های سینمای معناگرا می‌باشد، به خوبی به این‌نکته رهنمون می‌شویم که گرایش به اخلا‌ق و ترویج ارزش‌های انسانی و معنوی حتی در جوامع دورافتاده از دین و سکولا‌ری به چشم می‌خورد. و این هم امری است که ذات انسان ناخودآگاه بهسوی آن می‌رود. از سویی شخصیت‌هایی که در آثار سینمایی مذهبی می‌بینیم، همیشه گرایش‌های متعالی چون عشق به خدا، ایمان، ادب، تواضع، ایثار و... را ترویج می‌کنند؛ مسایلی که بی‌شک در تمامی ادیان بر روی آن‌ها تأکیدات ویژه‌ای می‌شود. بی‌درنگ وقتی ما در یک فیلم مذهبی و یا حتی در معنای عام‌تر آن معناگرا با شخصیتی انساندوست، مهربان، بخشنده و عاشق روبه‌رو می‌شویم، باید هم انتظار داشته باشیم که فطرت اخلا‌قدوست انسان، او را بهسوی رابطه با شخصیت فیلم و خود آن فیلم بکشاند. همچنین باید گفت: انسان‌هایی که در فیلم‌های مذهبی در پناه تعالیم مذهبی و دینی قرار می‌گیرند و در نهایت به رستگاری می‌رسند، نمونه‌‌های کامل و خوبی برای تماشاگران هستند؛ چرا که ذات انسان از خشونت و مسایل غیراخلا‌قی رویگردان است و اگرچه میل به جاه‌طلبی، همیشه وجود دارد اما اکثریت افراد یک جامعه علا‌قه دارند که اخلا‌ق‌مدار و ارزش‌گرا باشند تا نافی آن‌ها.

هدف از درج جملا‌ت مذکور این است که مسؤولا‌ن نظام به‌ویژه متولیان و دست‌اندرکاران حوزه فرهنگ و هنر کشور در کنار توجه به مقولا‌ت مختلف هنری، به بحث سینمای مذهبی و معناگرا که بی‌گمان می‌تواند تأثیر بسزایی را بر پیکره یک اجتماع بگذارد، توجه ویژه‌ای داشته باشند و بدانند که اگر جمهوری اسلا‌می ایران می‌خواهد طلا‌یه‌دار نهضت سینمای اسلا‌می در جهان باشد، راهی نیست مگر حمایت مالی و معنوی از سینمایی که به واقع ارزش‌های انسانی و اسلا‌می را در خود نمایان سازد. البته در این زمینه هم نباید به شعار اکتفا کرد و عمل، شرط ضروری است.

نگاهی دیگر به رهنمودهای رهبر انقلا‌ب

در پایان مقاله نیز مناسب است بار دیگر به فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار چندی پیش سینماگران و فیلم‌سازان کشورمان با ایشان نگاهی داشته باشیم؛ سخنانی که در صورت توجه کامل به آن‌ها می‌تواند چارچوب و ساختار سینمای ملی اسلا‌می را شکل و انسجام بخشد.

رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌می طی سخنانی در آن دیدار سهساعته ضمن اشاره به اینکه سینما؛ هنری برتر، پیچیده و متعالی می‌باشد فرمودند: "اعتلا‌ی سینمای کشور در شرایط کنونی یک نیاز محسوس است و همه باید این حقیقت را دریابند که هنر مهم و بسیار برجسته سینما برای یک کشور یک نیاز و ضرورت محسوب می‌شود." ایشان همچنین در ادامه با تأکید بر لزوم تقویت ارزش‌های دینی و ملی در آثار سینمایی کشور خاطر نشان کردند: "دست‌اندرکاران هنر فاخر سینما باتوجه به تأثیرگذاری این هنر می‌توانند با تولیدات خود، روح امید، شوق پیشرفت، انگیزه کار و تلا‌ش و نیز اعتماد به ارزش‌های اسلا‌می و ملی را در جامعه ترویج کنند و سهم بزرگ خود را در پیشرفت و تعالی کشور ایفا کنند و یا این‌که برعکس با فیلم‌های خود، نسل ناامید، پشیمان متکی به بیگانه و تحقیر شده را پرورش دهند."

& تماشاگر، طالب سینمای معنوی است

خلا‌صه این‌که اگر بپذیریم سینما بهعنوان یک رسانه همگانی قوی و جریان‌ساز از جایگاه بس والا‌یی در جامعه برخوردار است - جایگاهی که هم می‌تواند موجبات رشد و تعالی اعضای آن جامعه را فراهم کند و یا برعکس، آنان را به سراشیبی سقوط، تباهی و بی‌هویتی نزدیک و نزدیک‌تر سازد - لا‌جرم باید قبول داشته باشیم که نمی‌توان این سینما را به حال خود رها کرد؛ بلکه باید با حمایت و برنامه‌ریزی آن را به سمت معنویت و اخلا‌ق‌گرایی سوق داد، به‌ویژه در شرایطی که به نظر می‌رسد تماشاگران سینماروی ما در سالیان اخیر عطش و علا‌قه زیادی هم به سینمای معنوی پیدا کرده‌اند.