تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۸۸۷۴۶

بخش سیاسی داخلی
"این سخن گراهام فولر نویسنده کتاب قبله عالم ژئوپلتیک ایران است:
ایرانیان در این احساس نیرومند غرور غوطه‌ می‌خورند که ایران دارای یکی از کهن‌ترین فرهنگ‌های جهان است که سابقه آن به پیش از بنیانگذار امپراطوری هخامنشی در قرن ششم قبل از میلاد- نخستین امپراطوری شناخته شده جهان در تاریخ- یعنی کورش کبیر می‌رسد، هر ایرانی می‌داند که ایران از حدود سه هزار سال پیش تاکنون وجود داشته است، این شخصیت تاریخی عمیقا ریشه‌دار است."
اما با نگاهی مختصر به تاریخ کشورمان مشاهده می‌کنیم که این احساس برتری فرهنگی به کرات توسط بیگانگان درهم شکسته شده است. ایران به رغم موجودیت طولانی خود به عنوان یک کشور و یک ملت در طول تاریخ، همواره مورد تعرض خارجیان قرار گرفته است و این تعرضات احساس یگانگی ملی و حاکمیت بر مقدورات ملی را خدشه‌دار نموده است. موارد متعدد به تصرف درآمدن ایران از دو هزار سال قبل با حمله اسکندر آغاز و سپس مغولهای چنگیزخان و تیمور، سپاهیان سلجوقی و سرانجام سلطه بریتانیا و روسیه و اشغال ایران در سال 1907 در جریان جنگ جهانی اول و تکرار آن در جنگ جهانی دوم این غرور ملی را به کرات درهم شکسته است و این احساس ریشه‌دار فرهنگی همواره در مقابل احساس مخرب عدم امنیت و حقارت ناشی از ناتوانی تاریخی حکومت‌ها در اعمال حاکمیت بر سرنوشت خویش قرار گرفته است.
دامهای زیرکانه امپریالیسم اروپایی در قرن نوزدهم و رقابت دو امپراطوری بزرگ بریتانیا و روسیه و اعمال سلطه آنان بر ساختار حکومتی ایران در آستانه قرن بیستم این احساس را در ایرانیان به وجود آورده بود که در پشت کلیه رویدادها دست بیگانگان نهفته است و بخصوص این تصور وجود داشت که در پشت کلیه رویدادهای این منطقه دست انگلیسیها حضور دارد و بر تمام واقعیات روزمره سیطره کامل دارند. حتی در ایران امروز هم افکار عمومی بسیاری از مردم و بخصوص نسل قدیم امروز، انگلستان به عنوان استاد اندرزهای ماکیاولی شناخته می‌شود زیرا که مداخلات انگلستان و روسیه را در ظهور و سقوط بسیاری از پادشاهان ضعیف ایران در قرن نوزدهم و اخلال آنان در نخستین تجارب حکومت پارلمانی در دوره مشروطه و شکست ملی شدن صنعت نفت به دست آمریکا و انگلستان را تجربه کرده‌اند، به همین دلایل بر این باور استوارند که بدون عامل خارجی امکان انجام هیچ کاری وجود ندارد.
هنگامی که در مشروطه دوم (1332-1320) زیر فشار جنبش ملی و مردمی ایران صنعت نفت ملی اعلام شد و آخرین پادشاه ایران از کشور گریخت مردم ایران بر خود بالیدند و احساس غرور کردند اما با مداخلات آشکار ایالات متحده و انگلستان بار دیگر در سال 1332 (1953) استبداد داخلی با حمایت استکبار خارجی بر مردم ایران مستولی شد و غرور ملی ایرانیان بار دیگر درهم شکسته شده و این انگاره را در ذهن مردم تداعی کرد که خارجیان همواره سرنوشت این ملت را رقم خواهند زد.
انقلاب شکوهمند اسلامی 1357 (1978-م)، ملت ایران را به هویت خویش رجعت داد و انگاره "همه چیز در دست خارجیان است" را در ذهن و روح ملت ایران درهم شکست و غرور ملی آنان را بارور نمود اما استکبار جهانی و در راس آن رهبران ایالات متحده از آن بیم دارند که موقعیت بی‌مانند تاریخی خود را که همچون آهن‌ربا کارشناسان نخبه، منابع طبیعی و سرمایه‌های مالی جهان را به سوی خود جذب می‌کنند برای همیشه از دست بدهند. آنان می‌کوشند تا موقعیت انحصاری اقتصاد ایالات متحده و نقش دلار به عنوان ارز تعیین کننده جهانی را با خشونت و در سایه برتری نظامی خود در آینده نیز حفظ کنند.
آمریکا منطقه خاورمیانه به ویژه خلیج‌فارس را بی‌پروا به بهترین اهرم ژئواستراتژیک سلطه‌گری در برابر دیگر کشورها و قطب‌های جهان تبدیل کرده است و می‌کوشد بر همه منابع نفتی فراوان این منطقه چه با هدف به دست آوردن نفت ارزان و چه با هدف داشتن حربه‌ای ژئواستراتژیک در برابر دیگران چنگ‌ اندازد و این کنترل را همیشگی کند.
برخوردهای آمریکا با انقلاب اسلامی در طول سه دهه گذشته و مقابله با هرگونه پیشرفت علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران در راستای حفظ این سلطه هژمونیک بر جهان است که تا قبل از فروپاشی شوروی سابق با "شیوه جذاب زندگی آمریکایی" و پس از آن با افشای چهره کریه خود با "شیوه جنگ آمریکایی" به دنبال حفظ هژمونی خود در تمام زمینه‌ها به ویژه در سیاست و فرهنگ است.
دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای امروز یکی از نقاط عطف در تاریخ مبارزات ملت ایران برای دستیابی به استقلال و آزادی و رهایی از سلطه خارجی است اگر آنگاه که صنعت نفت ایران ملی اعلام شد، به دست توانای جوانان آن روز ملت سپرده می‌شد و سلطه خارجی بار دیگر استبداد داخلی را بر سرنوشت مردم حاکم نمی‌کرد و با تشکیل کنسرسیوم اروپایی- آمریکایی نفت، ثروت و منابع خدادادی این مرز و بوم به غارت نمی‌رفت و غرور ملی مردم ایران پایمال قدرتهای استکباری و خودباختگی و ضعف استبداد داخلی در مقابل آنان نمی‌شد، ملت ایران در حیات سیاسی و اقتصادی خود تاکنون گامهای بلندی برداشته بود. امروز نیز فتح قله‌های علم و دانش و تکنولوژی به ویژه دستیابی جوانان خلاق و مومن به فناوری هسته‌ای و بخصوص چرخه سوخت هسته‌ای با تکیه بر استعداد و خودباوری و تلاش و کوشش و استقامت در برابر کارشکنی‌های دشمنان خارجی و یاس و وادادگی دوستان داخلی، خود یکی از غرورآفرینی‌هایی است که بار دیگر ملت ایران را در فراز و نشیب حیات سیاسی و اقتصادی خود بالنده و شاداب به سوی آینده‌ای درخشان به پیش می‌برد و به دست جوانان ایران اسلامی بر ته مانده‌های انگاره "همه چیز به دست خارجی است" خط بطلان کشیده می‌شود و این رسوبات ذهنی را فرو می‌ریزد و توسعه پایدار و آبادانی ایران اسلامی را نوید می‌دهد و رایحه خوش غرور ملی بار دیگر در فضای میهن پراکنده می‌شود و ملی شدن صنعت هسته‌ای، ملی شدن صنعت نفت را در اذهان مردم ایران اسلامی تداعی می‌کند.