محمد پهلوانی
تصمیم غیر منتظره دولت مبنی بر عدم تغییر ساعت رسمی کشور که به دلیل تعطیلی پانزده روزه مطبوعات در حاشیه امن قرار گرفته بود، در نخستین روزهای کاری مطبوعات به سوژهای قابل توجه تبدیل شد. مضافا این که محملی شد برای تصفیه حسابهای سیاسی که ریشه در حماسه سوم تیر ملت رشید ایران دارد. هر چند شخصیتهای مختلفی، در جناحهای سیاسی کشور، اعم از مجلسیان و زیر مجموعههای دولت، پیرامون نکات مثبت یا منفی این مصوبه، اظهاراتی بیان کردهاند. اما اصلاحاتیان با طمطراق دیگری علیه دولت، تخصیصا شخص رییسجمهور محترم جناب آقای دکتر احمدینژاد تاختند. الفاظ و عباراتی را علیه آقای دکتر احمدینژاد برگزیدند که اگر یک هزارم این عبارات در مورد رییسجمهور اسبق مورد حمایت اصلاحاتیان به کار میرفت صحرای محشری به پا میشد که آن سرش ناپیدا بود از باب مشت نمونه خروار به چند نمونه از این قبیل حملات غیر منطقی علیه جناب آقای احمدینژاد اشاره میشود. آقای دکتر احمد پورنجاتی نماینده مجلس ششم: "این تصمیم به ظاهر ساده یکی از مهمترین مصداقهای "متفاوت بودن" این دولت با دولتهای پیشین است. اشتباه نکنید. مقصودم این نیست که چون آقای احمدینژاد به لحاظ اهتمام و اعتنای بیشتری که به شعائر دینی و مذهبی دارد و برای اوقات شرعی انجام فرائض حرمت خاصی قائل است و از منظری فایدهگرایانه به پایگاه اجتماعی حامیان خویش عنایت ویژهای دارد، چنین تصمیم متفاوتی را گرفته است... این قلم، هیچ تفسیر و تاویلی برای این رویکرد دولت نهم جز اعتقاد و اصالت بخشی متعصبانه و افراطی به نفس "متفاوت غایی" نسبت به سیاستها و تصمیمات دولتهای گذشته نیافته است."(1)
سرمقاله آفتاب یزد: "نگارنده گمان میکند برخی مسئولان دولتی دچار سوء برداشتی نسبت به عبارت" نوآوری" شدهاند. تاکید مکرر رییس دولت و... در خصوص متفاوت بودن دولت جدید با دولتهای گذشته، ظاهرا این توهم را ایجاد نموده است که لغو هر یک از تصمیمات دولتهای گذشته، نوآوری مثبت است و استدلالهای زیادی برای آن ضرورت ندارد." (2)
مطبوعاتی که دائما شعارشان (دقت کنید فقط شعارشان) دفاع از آگاه بودن مردم در تمام شئون است، اظهارات غیر مسوولانه و شاید خود ساخته مطبوعاتی (به مثابه رسوایی ستون تلفنهای طابق النعل بالنعل دو روزنامه دوم خردادی آفتاب یزد و اعتماد که در اواخر سال 84 عالمگیر شد) را تیتر کردند و در اظهارات به اصطلاح کارشناسانه خود از آن علیه دولت بهره جستند. همانگونه مانور بر روی تکذیبیه آن و کذب محض بودن آن انجام ندادند. (3) دبیر شورای اطلاعرسانی دولت میگوید چنین میگوید: "در مجموع، تغییر ساعت رسمی حدود یک درصد در مصرف انرژی سرانه کشور صرفهجویی داشته است و بحث صرفهجویی 300 میلیارد تومانی که امروز مطرح میشود، کذب محض است."(4)
در این مدت، به جای آن که تحلیلهای علمی و منطقی صورت پذیرد، اصلاحاتیان در مقالههایشان جریان تغییر ساعت را معطوف به اختلافات سیاسی کردند و همانند زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 1384، سعی کردند پای مسایل عقیدتی و مذهبی را به میان آوردند و تلویحا یا صراحتا جناب آقای احمدینژاد را افراطی و متعصب نشان دهند. (5) همچنین تلاش کردند التزام عملی خودشان به سیاه نمایی آینده کشور را که به زعم آنان، ثمره تصمیمات دولت مردان امروز است، در این مصوبه نیز نشان دهند. (6)
مطبوعات منتقد، آن قدر شتابزده بودند که نکند لحظهای از هجوم علیه تصمیمات دولت عقب بمانند که در چنین مطالب خود و تناقضهایی که میان اظهارات به اصطلاح کارشناسانه وجود دارد دقت لازم را مبذول نداشتهاند، هر چند که این نوع عملکرد، سنت دیرینه برخی روزنامههای دوم خردادی است (عنایت داشته باشید به تلفنهای مشترک مردمی در روزنامه آفتاب یزد و اعتماد، که بخشی از تلفنهای به اصطلاح مردمی، به ترتیب و عین هم و علیه دولت بود).
روزنامه شرق(7) با اشاره به آشفتگیهای کلاس درس بر اثر عدم تغییر ساعت رسمی کشور به نقل از یکی از معلمین مینویسد: "... در نتیجه، روز درسی امروز مثل همیشه [دقت کنید: مثل همیشه] از ساعت 8 صبح شروع شد." و در بخش دیگر به نقل از کارشناس آموزش و پرورش چنین مینویسد: "قبل از این مصوبه، همه مدارس ساعت 7 تا هفت و پانزده دقیقه، زنگ خود را به صدا در میآوردند و دانشآموزان برای اجرای مراسم صبحگاهی صف میبستند و شروع به کار رسمی کلاسها ساعت 7 و 30 دقیقه بود [دقت کنید: 7و 30 دقیقه] و دیگر نیازی به مصوبه هیات دولت و بخشنامه سازمان آموزش و پرورش و اعلام آن از طریق رسانهها نبود." در بخش دیگر روزنامه شرق (8) مطالبی که در ذیل نوشتار "سرگردانی دانشآموزان "به نقل از فرشاد، دانشآموز دوم راهنمایی آورده است: [فرشاد] دیروز، خواب آلود به مدرسه رفت) آیا واقعا بعد از تقریبا 14 روز از تعطیلات نوروز، علت خواب آلود بودن فرشاد) انشاءالله که فرضی نباشد) به علت مصوبه دولت است؟!!!
صرف نظر از تمام این بیمهریها نسبت به ملت و دولت برخاسته از متن ملت، مصوبه دولت مبنی بر عدم تغییر ساعت رسمی کشور از مزایای بسیاری برخوردار است و این مصوبه حاکی از تیزبینی و حاکمیت عقل و تدبیر و تخصص بر بدنه دولت نهم است. دولتمردانی که صرفا تخصصی توام با روحیه انقلابی به مسایل داخلی و خارجی مینگرند و به صرف این که مصوبه یا امری از قدمت برخوردار است یا در کشورهای دیگر بدان شیوه عمل میشود، مصالح و منافع ملت و کشور را به مذبحی که ثمره عدم جسارت یا انفعال آنان در برابر فرهنگ حاکم جهانی است یا فقدان نگاه کارشناسانه است، نمیبرند. چند نمونه از فوائد تصمیم دولت مبنی بر عدم تغییر ساعت رسمی چنین است: "27% کاهش ترافیک در ساعت اوج و 19% افزایش سرعت متوسط جابجایی." (9) "اگر همراه این عدم تغییر ساعت رسمی کشور، دیگر اقداماتی که قرار است در تکلمه این طرح صورت گیرد از قبیل تغییر ساعت حضور کار در بانگها و... در تهران، 2500 میلیارد تومان صرفهجویی "سوخت"(10) خواهیم داشت. البته انتقادی جدی به شیوه اطلاعرسانی دولت در آن موقعیت زمانی، تخصیصا نوع بیان سخنگوی دولت جناب آقای دکتر الهام وارد است و ایشان باید ضمن ابلاغ مساله، دلایل آن را نیز به وضوح بیان میکردند.