حنیف غفاری
«محمد حسنین هیکل» روزنامهنگار مصری در خصوص پیروزی ایران در دستیابی به چرخه سوخت هستهای اظهار کرده است: «به اعتقاد من ایرانیها هوشیارانه از فرصتها و برگههای برنده استفاده کردند. وسایل و ابزارهای روانی ایالات متحده آمریکا علیه ایران موفقیتآمیز نبودهاند.»
از سوی دیگر «فیدل کاسترو» در آستانه چهل و پنجمین شکست مفتضحانه آمریکا در خلیج خوکها (1961) اظهار داشته است: «آمریکاییها تصور میکنند که میتوانند علیه ایران جنگ به راه بیاندازند. بدون هیچ شکی آنها در مورد ایران اشتباه میکنند».
از جمع میان اظهارات «محمدحسنین هیکل» و «فیدل کاسترو» که هر دو در فضای فعلی نظام بینالملل ایراد شدهاند به کلید واژه «قدرت ایران» میرسیم. واقعیت امر این است که پس از دستیابی ایران به چرخه سوخت هستهای معادلات و پازلهای غرب در قبال قدرت اول خاورمیانه به طور کلی در هم ریخته است.
تقارن پیروزی هستهای اخیر تهران با شکست متحدان آمریکا همانند «سیلویوبرلوسکونی» در ایتالیا و افول محبوبیت افرادی مانند «تونی بلر» و «دونالد رامسفلد» باعث ایجاد جوی نامتعادل در اردوگاه نومحافظهکاران و تیم همراه آنها شده است.
همان گونه که «محمد حسنین هیکل» اشاره کرده است وسایل و ابزارهای روانی کاخ سفید توانایی تاثیرگذاری بر ایران را ندارند و از بعد میلیتاریستی نیز دقیقا همانطور که کاسترو اشاره کرده است «واشنگتن» به هیچ عنوان قادر به مقابله میلیتاریستی با ایران نیست.
تاکنون کاخ سفید از ابزارهای روانی و نظامی خود به عنوان دو مکمل استفاده کرده است. بدین ترتیب که در مقابله با جریانهای مخالف، واشنگتن بنا بر اقتضای فضای موجود از یکی از آنها استفاده میکرده است. جمهوری خواهان در حال حاضر هر دو ابزار خود را در قبال تهران از دست رفته میبینند در چنین شرایط دشواری ابهام و بر هم ریختن معادلات آمریکا و اروپا در قبال تهران دو پیامد محاسبات غلط کاخ سفید علیه قدرت اول خاورمیانه محسوب میشود. قدرتی که روز به روز شرایط ایدهآلتری نسبت به قبل پیدا میکند.