تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۸۸۸۳۵

علی علوی
سال 85 را جریان دوم خرداد برای حضور موثر در عرصه سیاسی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی با 7 گام تعریف کرده است. این جریان که در برگیرنده جبهه دموکراسی‌خواهی با محوریت حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب، اعتماد ملی با محوریت کروبی، مجمع روحانیون مبارز با محوریت خاتمی، جبهه اعتدال و توسعه با محوریت کارگزاران سازندگی و سایر احزاب دیگر را در بر می‌گیرد در 8 سال گذشته از دوم خرداد 76 تا سوم تیرماه 1384مسئولیت قوه مجریه (دولت)، قوه مقننه (مجلس ششم) و شوراهای اسلامی شهر و روستا را به صورت مطلق در اختیار داشت که سنگرهای در اختیار را یکی پس از دستگیری از دست داد و نتوانست اعتماد مردم را جلب کند و در انتخابات اخیر همواره با شکست روبرو شده است. اما سال 85 را با هدف «بازگشت به قدرت» با «طی 7 گام» تعریف کرده است که بشرح زیر می‌باشد:
گام اول: روز شمار وعده‌های دولت: در گام نخست نقد وعده‌های دولت نهم و عملکرد آن قرار دارد برابر اخبار واصله گروهی ماموریت یافته‌اند که نه تنها از سوم تیرماه 84 (پیروزی دکتر احمدی‌نژاد) بلکه از دوران رقابت انتخابات شعارها و وعده‌هایی که جریان اصولگرا و بالاخص نامزد پیروز آن ارائه کرده‌اند را با عنوان «روز شمار وعده‌های دولت» را مورد بررسی و نقد قرار دهند. تا بدین بهانه علاوه بر آنکه بر مطالبات مردم بیفزاید، نواقص را برجسته کنند، خدمات انجام شده را کوچک و حقیر بشمارند. این گام همچنین دربرگیرنده این هدف محوری است که اثبات کند دولت نهم نتوانسته‌اند «پول نفت را سر سفره مردم بیاورد.»
گام دوم: ایجاد اختلاف در میان اصولگرایان: واقعیت آن است که جریان اصولگرا که حد فاصل لیبرالیسم و تحجر و واپسگرایی است در درون خانواده بزرگ خود از لایه‌های متعددی شکل گرفته است از اصولگرای محافظه‌کار- سنتی تا اصولگرای تحول‌خواه را می‌توان دو جلوه از جریان اصولگرا برشمرد. این جریان نه در مبانی بلکه در روش‌ها، تاکتیک‌ها، سناریوها و گزینه‌های انتخاباتی با هم اختلاف سلیقه و نظر دارند که تلاش‌هایی برای سازماندهی نوین جریان اصولگرا و وحدت این مجموعه در حال انجام است. اما جریان دوم خرداد که بزرگترین تهدید برای خود را «وحدت و انسجام اصولگرایان» ‌می‌داند تلاش سازمان یافته‌ای را برای ایجاد اختلاف و دامن زدن به شکاف میان اصولگرایان را از ماه‌ها قبل آغاز که این اقدام با جدیت و شتاب در سال 85 با ایجاد تقابل و صف‌آرایی میان مجلس و دولت، شورای اسلامی شهر تهران با شهرداری آبادگران با ایثارگران، برخی لایه‌های اصولگرایان با دولت و... دنبال خواهد شد. که نمونه بارز آن مصاحبه شرق با یکی از چهره‌های شاخص و سرشناس اصولگرا در آغازین روزهای سال نو و دامن زدن به اختلافات در آن مصاحبه را می‌توان برشمرد.
گام سوم: خیزش برای بازگشت به قدرت: انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نقطه عطفی برای دوم خرداد است. چرا که پس از پیروزی قاطع در خرداد 76 در انتخابات ریاست جمهوری در سایه تئوری فتح سنگر به سنگر این جریان توانست اکثریت قاطعی از شوراهای اسلامی شهر و روستا را از آن خود کند که زمینه‌ساز پیروزی‌های بعدی آنها گشت. از سوی دیگر شوراهای دوره دوم سرآغاز شکست‌های زنجیره‌ای دوم خرداد شد. اینک سومین دوره انتخابات شوراها به زعم دوم خرداد نقطه اتکایی برای خیزش دوباره به نهاد مهم و موثر شوراها و شهرداری تعریف شده است. حضور فعال، پرهیز از ارائه لیست و فهرست‌های انتخاباتی متعدد و تمرکز بر ائتلاف گسترده با یک لیست با هدف پیروزی در انتخابات شوراها از اهداف کلیدی دوم خرداد است.
گام چهارم: حضور فعال در انتخابات خبرگان رهبری: جریان دوم خرداد برای برهم زدن ترکیب کنونی مجلس خبرگان و راهیایی نیروهای موردنظر خود از سالیان گذشته برنامه‌ریزی کرده است و تلاش دارد که در سایه شعار جوان‌گرایی و لزوم پاسخگو بودن مجلس خبرگان سلسله نقدهایی را علیه مجلس خبرگان با هدف در اختیار گرفتن فضای افکار عمومی و معرفی کاندیداهای مورد نظر دنبال کند.
البته این وظیفه را عمدتا کاندیداهایی که احتمال عدم احراز صلاحیت آنان وجود دارد برعهده خواهند گرفت تا «نامزدهای خاص» با «چراغ خاموش» وارد مجلس شوند و آنگاه برنامه‌های مورد نظر را عملی کنند.
گام پنجم: ایجاد وحدت در دوم خرداد: جریان دوم خرداد آنقدر متنوع، متکثر و متضاد است که فقط در شرایط اضطرار و خاص امکان ایجاد وحدت از سوی آنها سراغ می‌رود. فضاسازی برای شرایط اضطراری در تخصص مدیران عملیات روانی دوم خرداد است. آنان پس از دوم خرداد 76 «رقیب عمده دوم خرداد یا همان جریان اصولگرا» را دشمن مشترک خود تعریف کردند و برای دور نگه داشتن رقیب از قدرت به «ائتلاف اضطراری» تن دادند. اما به هنگام حاکمیت در قدرت معلوم گشت مبانی اختلافات این جریان به چه میزان گسترده است اما بنظر می‌رسد هدف محوری «بازگشت به قدرت» برای تئوریسین‌های جنگ روانی آنقدر اهمیت داشته باشد که باز هم «دشمن فرضی» ایجاد کنند و همه جریانات ریز و درشت دوم خردادی را برای وحدت و ارائه لیست انتخاباتی مشترک فرا خواندند.
گام ششم: جلب اعتماد افکار عمومی: باز تعریف گفتمان اصلاح‌طلبی، توجه به مقدسات، برجسته‌سازی مطالبات مردم، پرهیز از اتخاذ مواضع رادیکالی و هنجارشکنانه ولو به صورت موقت، باز تعریف مناسبات خود با روحانیت، مراجع عظام، توجه ویژه به ایثارگران را می‌توان از نکات مورد توجه جریان دوم خرداد برای جلب اعتماد افکار عمومی برشمرد.
گام هفتم: کسب وجاهت بین‌المللی: جریان دوم خرداد چون گذشته تلاش می‌کند در ظاهر خود را طرفدار صلح، حقوق بشر، دموکراسی، آزادی و جریان مقابل را به دروغ طرفدار خشونت، جنگ و ... معرفی کند. تشکیل بنیاد بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها، تداوم سفرهای خارجی مقامات دولت قبل، حضور در پارلمان‌ها و کنگره‌های کشورهای غربی و ایراد سخنرانی و خطابه، یادداشت نویسی در مطبوعات مشهور غربی از طریق برخی فراریان از ملت و پناهنده شده نزد بیگانگان، فعال‌سازی سیاست‌ها، خبرگزاری‌ها و وبلاگ‌ها و نوع موضع‌گیری در جریان پرونده هسته‌ای ایران و ... را می‌توان از جمله سازوکارهای کسب وجاهت بین‌المللی جریان دوم خرداد برشمرد. آیا جریان دوم خرداد قادر خواهد بود که 7 گام را در سال 85 عملی سازد برای پاسخ به این پرسش 365 روز باید پشت سر گذاشت.