ماشاءالله آجودانی
تا پیش از نهضت مشروطیت، در دوران استبداد قاجار هیچ زمینهای برای پیدایی و تشکل سیاسی وجود نداشت. نیروی متشکل سیاسی غیر- روحانی که بتواند نقش اپوزیسیون دولت و در معنای عام آن حکومت را به عهده بگیرد، در میان نبود. چنین نقشی عملا به عهده روحانیون بود. تقسیم قدرت اجتماعی دو سو داشت، یا در حطیه اقتدار دین بود، یا در حیطه اقتدار سلطنت که در معنای عام از آن به دولت تعبیر میشد. از نهادها و سازمانهای کارآمد جامعه مدنی خبری نبود. به همین جهت از شاه و صدراعظم و وزرایش به روسای و از مراجع و مجتهدان به روسای ملت تعبیر میشد. ملت در معنای شریعت، دین و آیین و گاه در معنای پیروان دین و آیین، و دولت در معنای سلطنت، حکومت و عوامل آن.
دستگاه قضایی، ثبت املاک و قراردادها و رسیدگی به مرافعات حقوقی و صدور احکام مربوط به آن، در اختیار روسای ملت یعنی روحانیون و حکومت سیاسی از آن دولت. محکمههای عرفی عملا فاقد قدرت لازم بودند. نظام مالیاتی هم بردو نوع بود. روحانیون مالیات شرعی را دریافت میکردند و دولتیان مالیات عرفی را. مداخله هر یک در قلمرو قدرت دیگری باعث کشمکشها، درگیریها و اضطراب اجتماعی میشد.
اگر چنین ساختاری از تقسیم قدرت سیاسی و اجتماعی و مهمتر از آن اگر چنین مفهومی از دولت و ملت به درستی شناخته نگردد، در درک تحولات تاریخ این دوره و درک یکی از مهمترین وجوه علل اختلاف بین ملت (دین) و دولت (سلطنت) و سردمداران آنها، دچار مشکل خواهیم شد.
کلمه امت به معنی مردمان به کار میرفت و وقتی به دین و آیین و شریعتشان نظر داشتند از آنان به ملت یاد میکردند، مثل ملت مجوس، یهود و نصاری یا مسلمان. این مفهوم از ملت تا انقلاب مشروطه و حتی چند سال پس از آن نیز، در بسیاری از نوشتهها و رسالات این دوره، مفهوم مسلط کلمه ملت بوده است.
شیخ ابراهیمی زنجانی در گزارش ارزندهاش درباره آغاز انقلاب مشروطه و در بحث انتقادیای که از دولت و ملت در دوره استبداد قاجار به دست میدهد، به حد و حدود و کاربرد عام مفهوم تاریخی این دو کلمه: دولت و ملت، چنین اشاره میکند: بدبختانه دولت ایران به واسطه فاجعه استبداد، عبارت بود از دو نفر شاه و صدر اعظم، و نفوذ زنان و خلوتیان و چند نفر درباریان وملت هم عبارت بود از روسا و آقایان علما که به هر وسیله اسم و شهرتی پیدا نموده و ملجا شده بودند. در تبیین این سخن مینویسد: عوام و عموم مردم از حقوق خود آگاه نبودند. سرنوشت زندگانی آنها در دست دیگران بود. به نام اعتقاد دینی هر چه علما میگفتند و امر مینمودند، بیچون و چرا قبول میکردند، میگوید: کاش اختلاف دولت و ملت، یعنی درباریان و آخوندها، در سرترتیب اداره مملکت و نفع ملت و بقا استقلال آن بود. اختلاف بر سر این است که یک مشت رعیت بدبخت را ... دولتیان بیشتر بخورند یا ملاها.
این مفهوم از ملت و ملازمت آن با معنای شریعت، دین و توسعا پیروان دین، و این مفهوم از دول، در کاربرد اصطلاحی آن، به معنای سلطنت و قدرت حکومت، اصلیترین و اساسیترین مفهومی است که در تاریخ دوران اسلامی، از این دو کلمه استنباط میشده است. چنین مفهومی، مفهوم مسلط دو واژه ملت و دولت تا آغاز پیدایی اندیشه قانون خواهی و مشروطه خواهی هم بود. حتی در جریان نهضت مشروطیت و اندکی پس از اعلام مشروطیت، در بسیاری از نوشتهها مفهوم مسلط این دو واژه همان مفهومی است که پیش از آن در تاریخ ایران از آن استنباط میشد.
برای نمونه چنان که میبینید در نوشته آشتیانی به شاه، از علما صریحا به عنوان روسای دین و ملت یعنی شریعت و پیروان شریعت یاد شده است.
میرزای شیرازی در یکی از تلگرافهای خود، بر سر همین ماجرای تنباکو، به ناصرالدین شاه مینویسد: کدام مفسده با اختلاف قوانین ملت شریعت و عدم استقلال سلطنت و تفرقه کلیه رعیت و یاس آنها از مراحم ملوکانه برابری میکند؟ کاری کنید که سبب شادی و امید رعیت گردد و هم منافی با قوانین ملت و استقلال دولت نباشد.
نکته مهم این که هم در نوشته آشتیانی و هم در تلگراف آیت ا... شیرازی، وقتی از عموم رعایا و یا کلیه رعیت سخن میرود، منظور، همه مردم است که از نظر سیاسی تابع دولتاند. چه مسلمان و چه غیرمسلمان، این همان مفهومی است که در تحول تدریجی معنای کلمه ملت و کاربرد آن به جای (nation)، تدریجا به مفهوم ملت افزوده شد.
به عبارت دیگر مردم به عنوان رعیت تابع دولتاند و به عنوا ملت تابع مجتهدان و علمای دیناند. ولی روشنفکران تلاش کردند از ابتدا مفهوم ملت را به همان معنی امروزی به کار برند و از معنای سنتی آن خارج سازند. برای نمونه آقاخان کرمانی در اواخر حکومت ناصرالدین شاه، منظوهای در انتقاد از او و اوضاع سیاسی ایران سرود که گرچه فاقد ارزش ادبی است، اما از لحاظ سیاسی و شیوهای که در پرداخت منظومه خود به کار گرفته است، واجد اهمیت بسیار است. من در جایی دیگر از این منظومه، هم به لحاظ فرم و هم از جهت محتوا، به عنوان نخستین نمونه و طلیعه شعر مشروطه یاد کردهام. این منظومه اندکی بیش از یک قرن پیش سروده شده است. یک قرن پیش، او از حقوق بشر سخن میگوید، و ملت را به خواندن آنها و آگاهی از حقوق سیاسی و اجتماعیشان دعوت میکند. با این بیان:
کنون ای مرا ملت هوشمند
چرایید در چاه غفلت نژند؟
برآیید و بینید کار شگفت
به آسان توانید گیتی گرفت
ولی تا شناسید از خیر و شر
ببایست خواندن حقوق بشر
که تا خود بدانید ز آیین و راه
بد و نیک گیتی نباشد زشاه
اگر آگهیتان رسد کم و بیش
ببینید هر چیز در دست خویش
همه نیک بختی و بیچارگی
به دست شما هست یکبارگی