تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۸۸۹۵۳

رئوف پیشدار، روزنامه‌نگار
خطایی از سر تغافل در هفته نامه «ایران جمعه» و نه روزنامه سراسری «ایران»، هفته گذشته موجب رنجش خاطر بسیاری از هموطنان آذری زبان شد و به دنبال آن حوادثی در برخی مناطق آذری نشین کشور رخ داد که نیازمند دقیق تحلیل ابعادی است که در زمانی مناسب باید به آن پرداخته شود. به چند اعتبار و دلیل و نیز بزرگ شدن در میان هموطنان آذری زبان که من را مفتخر به آشنایی با فرهنگ و دقت‌ها و ظرایف فرهنگی آنها ساخته است، بر خود لازم دانستم تا این یادداشت را بنویسم و همگان را دعوت کنم تا به آنچه رخ داد با تأملی شایسته که «تدبیر» می‌بایست اساس آن می‌بود و باید باشد، بپردازند.
1-روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بسیار دقیق و ظریف است و روزنامه‌نگار به این اعتبار که محصول فکر و اندیشه او در اختیار عموم مردم قرار می‌گیرد، می‌بایست تمام این ظرایف و دقایق را که محدود نیز نمی‌باشند، شناخته و در پدید آوردن محصول فکری خود مورد لحاظ قرار دهد. عوامل بسیاری می‌تواند در مسیر کار، این توجه را مورد تاثیر قرار دهند که در دو دسته عوامل درون و برون سازمانی تقسیم می شوند و دو عامل زمان و درک و برداشت انسان که به هر حال محدود است، از جمله آن عوامل شمرده می شوند. یک روزنامه حاصل کار شماری محدود از انسان‌هاست که در یک فاصله زمانی محدودتر می‌کوشند مجموعه‌ای اطلاعاتی را برای پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی و ارتباطی مخاطبان خود انتشار دهند و این کار روزانه هر روز با اضطراب‌ها و استرس‌های بسیار و همیشگی‌اش آنقدر تکرار می‌شود که به قول بزرگی «کمتر روزنامه‌نگاری دیده شد که به سن بازنشستگی رسیده باشد.» محدودیت زمانی، تنوع دیدگاه‌ها و سلایق که همه باید در چارچوب‌ها خلاصه محدود شوند، شاید در ظاهر کاری فقط سخت به نظر آید اما در واقع کاری است شاق و خردکننده که چون کننده آن انسان و ظرفیت‌های در همه حال محدود اوست، امکان خطا را افزایش می‌دهد که چاپ سهوی و در عین حال غیر حرفه‌ای طنزی تصویری مورد بحث در هفته‌نامه «ایران جمعه» مصداق آن هست که در فرهنگ روزنامه‌نویس‌ها یک «گاف» دانسته می‌شود.
2-روزی که طنز تصویری مورد اعتراض در صفحه کودکان «ایران جمعه» با شمارگان کاملا محدود به چاپ رسید، شاید از جمله اولین افرادی بودم که برداشت خودم را از غفلت صورت گرفته در چاپ آن به مدیر مسوول «ایران» منعکس کردم. واکنش او صریح بود و همان‌طور که انتظار داشتم بلافاصله با چاپ توضیحی در صفحه اول روزنامه سراسری «ایران» از سهو رخ داده صمیمانه و صادقانه عذرخواهی کرد و وعده داد که آن را جبران کند. حتم دارم اگر بعضی اظهارات بیشتر با مایه سیاسی می‌گذاشت و مجال می داد و کمی تحمل عمومی بالا بود و شکیبایی و خویشتنداری پیشه می‌شد تا دشمنان نتوانند آب را بیشتر گل‌آلود کنند، یقینا این پوزش خواهی به گوش هموطنان آذری می‌رسید و اتفاقاتی نمی‌افتد که هیچ ایرانی بهره ای از آن نخواهد برد و قطعا عوامل و دست هایی که به کمین چنین سهوهایی نشسته‌اند تا از آن به نفع خود بهره‌برداری کنند، بیشتر ناکام می شدند.
3- انتظار بجا و منطقی، همراهی برخی عناصر دارای عنوان بود که می توانستند این ناخرسندی‌ها را به غایت محدود نمایند که متاسفانه نه تنها اینچنین نکردند که با بعضی اظهار نظرهای بی‌موقع و موضعگیری‌های ناهنگام و ناوارد، باز به تنها برداشت‌های ناصواب را تایید کردند که اعتراض‌های منطقی را به نفرت و خشم مبدل ساختند و هر یک به سهم خود آتش را شعله‌ورتر نمودند، حال آنکه انتظار بود همه می‌کوشیدند تا سخن صریح و اعتذار آلود «ایران» به گوش‌های دل آزردگان می رسید، نه آنکه دلی های بیشتری آزرده و به خشم درآید.
4- آن اقدام (چاپ طنز تصویری) به هیچ روی شایسته دفاع نیست و عقل جمعی اصحاب «ایران» بارها اقرار کرده است (و اصحاب رسانه نیز حتما آن را تایید خواهد کرد) اما هیچ صاحب انصافی باور نمی‌کند که چنان اقدامی پای در نوعی سوء نیت داشته باشد و حتما از رسانه‌ای که همواره منادی آداب‌دانی بوده و همیشه پروای منافع ملی را داشته، تصویر روزنامه‌ای موهن، بی مبالات و ناآشنا با مصالح عمومی در ذهن ترسیم نخواهند کرد. در شرایط خطیر بین‌المللی که کشور ما با تهدیدها توطئه‌های پرشمار رو در روست و هر یک از رسانه‌ها سهمی ارزشمند در این رویایی دارند، با اغماض نسبت به این خطای سهوی آن، به نظر می‌رسد که توقیف آن تا همین جا کفایت کند و وقت آن است همگان به سهم خویش کمک کنیم تا «ایران» بتواند اعتذار صمیمانه خود را به سمع و نظر معترضین برساند و خطای صورت گرفته را با فعالیت‌های حرفه‌ای جبران نماید که البته این امر نافی مسوولیت نهاد محترم قضا در ادامه تحقیقاتش نیست.