نسرین وزیری
مجلس هفتم که دو سال پیش، کم تجربه و تازه به دوران رسیده بود، امروز رشید شده و به میانه عمر خود رسیده است. جنس مذاکرات مجلس تغییر کرده و اگر چه هنوز گهگاه از مسائلی همچون تفاوت صبحانه نمایندگان و کادر اداری مجلس و سطلهای الکترونیکی خارجی، مطالبی مطرح میشود ولی دیگر همچون روزهای نخستین، قریب به یک روز کاری نمایندگان صرف اموری همچون دریافت یا عدم دریافت خانه و ماشین اعطایی مجلس نمیشود. گذر دو ساله عمر سرد و گرمهای بسیاری را به نمایندگان هفتم چشانده و آنها را پخته کرده است.
مجلسی که به واسطه نحوه شکل گیریاش، به گمان برخی از اصحاب سیاست قرار بود مجلس فرمایشی باشد که بخواند آنچه را برایش نوشتهاند؛ در مقاطعی نشان داد که اینگونه نیست. تقاضای مکرر نمایندگان برای اینکه در جریان آخرین امور پرونده هستهای کشور باشند- اگر چه به گفته خودشان چندان وقعی به این تقاضا گذارده نشده است – شاهد این مدعا است. آنها بارها گفتهاند که به جای گزارشات استطلاعی مسوولان مربوط اعم از وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی- که معمولا از کانال رسانهها به آنها ابلاغ میشود و نه در جلسات غیرعلنی و غیررسمی مجلس- میخواهند نقشی مشورتی در این زمینه داشته باشند و به عنوان نمایندگان عامه مردم، سهمی در اتخاذ تصمیمات نهایی داشته باشند.
نوع مواجهه مجلس اصولگرای هفتم با دولت همگرا با آن نیز از دیگر مواردی است که در رد فرمایشی بودن این مجلس بدان استفاده میشود. مواجههای که بر تمامی پیش بینیها مبنی بر همخوانی و تطابق صددرصدی مجلس هفتم و دولت نهم خط بطلان کشید و خط مرزهای پنهان محافظه کاران به واسطه چنگاندازی ایشان بر قدرت و تلاش برای کسب سهم بیشتری از آن را نمایان نمود. پافشاری طیفی از نمایندگان مجلس (ائتلاف نانوشتهای میان اقلیت، وفاق و نومحافظه کاران آبادگرانی) بر موضع لزوم برخورداری از تجربه تخصص- اگر چه چندان عاری از مواضع سیاسی نبود- تک تازیهای دولت جدید را شکست. با به درازا کشیده شدن تکمیل ترکیب کابینه تا سه ماه، نخستین ساز مخالف مجلس در برابر دولت کوک شد. آهنگ مخالفتهای مجلس در برابر اقدامات غیرکارشناسی دولت در بررسی لایحه بودجه، ضرب گرفت. اختلافات داخلی میان نمایندگان بر سرچگونگی حمایت از دولت- مبنی بر توافق صددرصدی با هر آنچه که دولت میخواهد یا اصلاح مطالبات و برنامههای آن – نیز بالا گرفت و نطقها و تذکرات بسیاری را نمایندگان خطاب به یکدیگر ایراد کردند و درآن همدیگر را به نادیده گرفتن منافع ملی، بیپناه رهاکردن رئیس جمهور منتخب و… متهم نمودند. این اختلاف دیدگاهها در صندلیهای فروتر مجلس باقی نماند و به صندلیهای فراتر – جایگاه هیات رئیسه- نیز کشیده شد. حداد عادل همچنان که در نخستین روز کاری مجلس هفتم گفته بود آمده است که پیام رسان امید و وحدت باشد؛ گویی عهد اخوتی با دولت نهم بسته باشد، به لزوم اتحاد آن اصرار بسیار دارد. رئیس مجلس اخیرا چندین بار از سوی نمایندگان مجلس به وکیل الدولگی متهم شده و در هر جلسه علنی از او خواسته میشود که در حفظ شان و جایگاه مجلس و نمایندگان کوشا باشد. همین تاکیدات بسیار نمایندگان بر این امر است که بند 11 ماده 23 آیین نامه داخلی مجلس را به معروفترین بند آییننامه تبدیل کرده است.
نکته جالب توجه آنکه نمایندگان از هر یک از دو منظر که وارد این بحث میشوند به پیام ده مادهای استناد میکنند. نمایندگانی که معتقد به حمایت از هر آنچه دولت می خواهد، هستند به استناد ماده 4 آن پیام – هر گفتار و کرداری در مجلس که به فرسایش نظام و برافروختن چالشهای جناحی بینجامد، همبستگی ملی را سست میکند- و نمایندگانی که معتقد به حمایت از دولت به واسطه اصلاح زیاده خواهیهای آن هستند به استناد ماده 8 آن پیام – استقلال نمایندگان و شخصیت متین و استوار آنان، مورد انتظار همه موکلان است.
اختلاف نظرهای نمایندگان با اعضای هیات رئیسه به همین جا ختم نشد. آنانکه اغلب عملکرد رئیس مجلس را به معلمی در کلاس درس در قبال دانشآموزان تشبیه کرده و متذکر میشدند که مجلس مدرسه نیست؛ بالاخره به استناد ماده 25 آیین نامه داخلی مجلس که به استیضاح هیات رئیسه در صورت اعتراض به کیفیت اداره جلسات و نحوه ایفای وظایف رئیس یا سایر اعضای هیات رئیسه اشاره دارد، طرح استیضاح آنان را گردآوری کردند. پس از کش و قوسهای بسیار بر سر جمعآوری امضای این درخواست میان هیات رئیسه و نمایندگان معترض، بالاخره قرار بر رسیدگی به این تقاضا شد. اما آنچنان که فحوای اخبار برآمد، این اعتراض به جایی نرسید و حتی استقرار اعضای کنونی هیات رئیسه (شخص رئیس مجلس و نواب وی) را نیز استحکام بخشید.
انتقاد دیگری نیز میان نمایندگان خطاب به یکدیگر مطرح است. انتقادی که یک سر آن اقلیت مجلس است و طرف مقابل، طیف اکثریت. ایراد فراکسیون خط امام (ره) که در موقعیت اقلیت مجلس هفتم است به فراکسیون اصولگرایان (اکثریت) آن است که آیا آنان به واقع مجلس را آنگونه که خواسته مدرس بود و آنها داعیه پیرویاش را دارند، اداره میکنند؟ آیا این است غایت آن شعارهای در بدو شکلگیری مجلس؟
طرح این پرسش که به واقع مجلس هفتم طی 2 سال عمر خود چه کار ایجابی کرده است این روزها قوت گرفته. چرا که داعیههای طیف اکثریت مجلس مبنی بر ایستادگی در قبال برخی عملکردهای دولت از سوی طیف مقابل به کارهای سلبی تعبیر میشود و ایجابی. علاوه بر این مواردی نیز که گاهی از سوی جناح اکثریت مجلس به عنوان دستاورد از آن یاد میشود؟ آنچنان که باید، دستاورد محسوب نمیشوند. مثلا طرح مد و لباس که انرژی و زمان زیادی هم صرف آن شده است، هنوز با این پرسش روبرو است که چه کاربردی در فضای عمومی جامعه خواهد داشت؟ چه زمینه و بستر اجرایی برای آن وجود دارد؟ یا طرح لغو کلیه اقدامات داوطلبانه دولت در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت؛ در صورت باز گردانده شدن این پرونده از آن شورا، چه کارکردی خواهد یافت؟…
با تمام اینها امروز که نمایندگان دو سالگی مجلس هفتم را به جشن نشستهاند؛ برایشان آرزوی خیر داریم که از دو سال باقی مانده عمر خود، پیش از آنکه خورشید عمر این مجلس غروب کند، استفاده بهینه بیشتری کنند. همتتان بلند. تلاششان مستدام.