تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۸۸۹۹۷
اشاره: شکست انتخابات ریاست جمهوری فرصتی را فراهم کرد که اصلاح طلبان به احزاب برگردند و فعالیت حزبی را فعال‌تر از گذشته دنبال کنند. پیش از انتخابات ریاست جمهوری بحث جبهه‌های فراگیر و ائتلاف بر برخی محورها مطرح شد. احزاب اصلاح طلب اما امسال با دو انتخابات رو به رو هستند که آزمون مجددی برای آنان است. درباره وضعیت احزاب و فعالیت اصلاح طلبان گفت‌وگویی را با علی صالح‌آبادی عضو حزب و مدیر مسوول روزنامه همبستگی و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی انجام داده‌ایم؛ او معتقد است انتخابات شوراها می‌تواند بازی دو مینویی برای اصلاح طلبان باشد و پیروزی‌های بعدی را به ارمغان بیاورد. او همچنین معتقد است در کشورهای جهان سوم به دلیل عدم وجود احزاب قدرتمند، افرادی که انگیزه‌های آرمانی و مشارکت جویانه دارند در قوای مقننه، مجریه و قضاییه جذب می‌شوند و اکنون با توجه به اینکه که اصلاح طلبانی که در قوای مجریه و مقننه بودند کنار گذاشته شده‌اند فرصتی فراهم شده است تا به فعالیت‌ بیشتر در احزاب بپردازند.

*آرایش نیروهای سیاسی در سال جدید چگونه خواهد بود؟
** با توجه به شکست‌های اصلاح طلبان و همچنین موتلفه و متحدان فکری آنان از آبادگران، این تشکل‌ها جدی‌تر و با واقع‌گرایی بیشتری در صحنه حاضر خواهند شد. اما در اردوگاه‌ اصلاح طلبان با توجه به اینکه هنوز شکست خود را آسیب شناسی نکرده‌اند امکان پیش‌بینی ائتلاف مشکل است.
ائتلاف در شرایطی شکل می‌گیرد که تقابل و تعارض جدی باشد و به هر میزان که مسائل کلان کشور به مخاطره بیفتد امکان ائتلاف گروه‌های ریشه‌دار بیشتر است.
*نحوه حضور اصلاح طلبان در انتخابات خبرگان و شوراها چگونه خواهد بود؟
**در انتخابات خبرگان طبیعتا سردمداری باید با روحانیون باشد و در این زمینه مجمع روحانیون و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و برخی مراجع تقلید باید میداندار باشند. گروه‌های دیگر هم می‌توانند پشت سرآنان حرکت کنند و یا می‌توانند میدان را برای آنان خالی بگذارند تا در میدانی که یک طرف آنان مجمع روحانیون و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و در طرف دیگر جامعه روحانیت و جامعه مدرسین حوزه علمیه باشند رقابت‌های انتخاباتی شکل بگیرد.
اما در انتخابات شوراها اصلاح طلبان می‌توانند از جایی که شکست‌شان آغاز شد پیروزی را آغاز کنند. مانند بازی دو مینو پیروزی اگر از اینجا آغاز شود به انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بعدی امتداد پیدا می‌کند.
اگر قانون عوض نشود و انتخابات بی‌طرفانه برگزار شود و همچنین مانند انتخابات مجلس هفتم موانعی پیش نیاید اصلاح طلبان شانس زیادی برای پیروزی دارند، چرا که اگر عملکرد آقای احمدی نژاد و قالیباف ارزیابی شود مشخص می‌شود که مشکلات شهر تهران در طول سال‌های اخیر نه تنها حل نشده بلکه شاهد نابودی کلان شهر تهران هستیم.
اگر این نکات برای مردم تشریح شود طبیعتا این بار به صحنه می‌آیند و به کسانی رأی خواهند داد که وضعیت را بهتر از گذشته کنند.
*قبل از انتخابات ریاست جمهوری برخی گروه‌های اصلاح طلب بحث تشکیل جبهه‌های فراگیر را مطرح کردند از دیدگاه شما چشم‌انداز تشکیل این جبهه‌ها چگونه است؟
**روحیه فعالیت جمعی در میان ما ایرانیان ضعیف است و وقتی که در همین خرده تشکل‌ها هم اختلاف وجود دارد چشم‌انداز ساماندهی این تشکل‌ها در قالب جبهه مثبت نیست. کارهای جبهه‌ای در کشور ما هم تاکنون می‌توان گفت جبهه ملی در شکل دهی مجلس و تجمعات علیه شاه تا حدودی موفق بوده است اما در نهایت آن جبهه هم به دلایل اختلافات داخلی موفق نشد. جبهه مشارکت برای اولین بار بحث فعالیت جبهه‌ای در بین اصلاح طلبان را مطرح کرد اما در نهایت موفق نشد و جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر هم سرنوشتی بدتر از جبهه مشارکت و جبهه مشارکت و جبهه ملی خواهد داشت.
*نظام حزبی مطلوب در ایران با به وجود آمدن احزاب متعدد بهتر محقق می‌شود یا احزاب محدود قدرتمند؟

**اگر ما دو حزب قدرتمند داشته باشیم بهتر از احزاب فراوان اما بی‌تاثیر است اما در هر حال اگر موفق نشویم باید این تشکل‌های خرد را تقویت کنیم تا با گذشت زمان به احزاب قوی برسیم.
*انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به تعبیر برخی تحلیگران حزبی‌ترین انتخابات بود اما در نهایتا فردی پیروز شد که از سوی احزاب قوی حمایت نمی‌شد آیا این به معنای ضعف احزاب است؟
**اگر ما آرای مرحله اول را در نظر بگیریم با بررسی آرای آقایان هاشمی، کروبی، معین و مهرعلیزداده مشخص می‌شد و که اکثریت جامعه با اصلاح طلبان و شبه اصلاح طلبان همراه بودند اما خطای احزاب و تشکل‌ها در دو نکته بود یکی اینکه شعارهای تکراری 8 سال گذشته را مطرح کردند و توجهشان به معیشت مردم و آنچه زندگی را بر مردم روان می‌کند نبود و خطای استراتژیک دیگر این بود که همه نامزدهای اصلاح طلب تا پایان انتخابات ایستادند و رأی‌ها شکسته شد. سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت باید در می‌یافتند که فضا آنگونه نیست که نامزد آنان رئیس جمهور شود بنابراین بهتر بود که کاندیدای این دو گروه به نفع آقای کروبی کنار می‌رفتند.
اما درست است جریانی که پیروز شد غیرحزبی بود اما به این معنا نیست که آقای احمدی نژاد فردی رأی آورد بلکه جریانی ایدئولوژیک، دینی و حکومتی قدرتمندی با سازماندهی قوی از آن حمایت می‌کرد.
در این طرف هم چون تفرقه وجود داشت رأی‌ها شکست و ماجرا به نفع احمدی نژاد رقم خورد.