مهران قاسمی
ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی در گفتوگویی با هفته نامه تایم ضمن تکرار اتهامات واهی این رژیم نسبت به ایران تصریح کرد که حاضر نیست این رژیم را در نوک پیکان مقابله با ایران قرار دهد.
سیاستمدار اسرائیلی در مورد احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران در سخنانی که در جای جای آن ردپای هراس مشاهده میشود، افزود: به عنوان شخصی که باید تصمیم بگیرد تصور نمیکنم که تلآویو خط مقدم برخورد با ایران قرار بگیرد. وی در ادامه با تکرار اتهاماتی واهی علیه جمهوری اسلامی، ایران را تهدیدی برای تمامی کشورهای جهان خوانده و میافزاید: امیدوارم ایالات متحده و اروپا با اتخاذ استراتژی هماهنگ و اعمال آن، خطر دستیابی ایران به تسلیحات غیرمتعارف را از بین ببرند. نخست وزیر اسرائیل در ادامه باز هم تکرار میکند تصور اینکه اسرائیل سردمدار برخورد با ایران بوده یا اولین کشور باشد که به برخورد نظامی با تهران روی بیاورد ناشی از نوعی درک اشتباه از شرایط است.
اولمرت در ادامه به روابط «احساسی» خود و بوش اشاره کرده و میگوید: من تاکنون با او سه بار صحبت کردهام. پیوند عاطفی قویای میان ما برقرار است و تصور میکنم این رابطه از زمانی شکل گرفته است که من در جریان سفر نخست او به بیتالمقدس میزبان او بودم. سیاستمدار اسرائیلی سپس با لحنی تملقآمیز ادامه میدهد: او میداند من تا چه حد به او علاقهمندم. من او را درک میکنم و او هم مرا درک میکند. من به شدت بر روی درک و همکاری او حساب میکنم و تصور میکنم اعتماد و تفاهم میان ما فوقالعاده است. بوش در تاریخ به عنوان مردی که بیش از هر کس جرات و شجاعت تغییر خاورمیانه را داشت، شناخته میشود.
رهبر حزب کادیما در ادامه به تجاوز آمریکا به عراق اشاره کرده و از آن به عنوان حادثهای مهم و سرنوشت ساز یاد میکند. اولمرت میگوید: تصمیم رئیس جمهوری برای سرنگونی صدام بر زندگی ما در اسرائیل، اردن و سایر نقاط خاورمیانه تاثیر به سزایی گذاشت. حس ماموریتی که بوش در مورد جنگ با ترور احساس میکند، فوقالعاده است. هنگامی که من از دید یک اسرائیلی نگاه میکنم، متحد طبیعی که برای خود برمیگزینم، بوش خواهد بود.
اولمرت در مورد طرح عقب نشینی از کرانه غربی و گسترش آن پیش از زمان شارون میگوید: من مطمئن نیستم کسانی که اکنون در مورد شارون و اندیشههای وی صحبت میکنند، واقعاً قادر به پیشبینی اقدامات او در شرایط فعلی باشند. هنگامی که شارون دچار حادثه شد، حماس در قدرت نبود و امکان مذاکره میان اسرائیل و تشکیلات خودگردان کاملاً متفاوت بود.
دل بستن به روشهای قدیمی با تمسک به عباراتی چون «اگر شارون بود، چنین میکرد» در وضعیت فعلی اشتباه است. اکنون باید بیندیشیم که چه میتوانیم بکنیم و چه باید بکنیم. مطمئن هستم اگر او هم شاهد این تحولات بود، رویه خود را تغییر میداد.
رهبر لیکود در مورد مخالفت شهرک نشینها با این طرح میگوید: در درون شهرکنشینان نیز بسیاری به این باور رسیدهاند که زمان ترسیم مرزها فرار رسیده است. اگر همه چیز منطقی و با حساسیت لازم صورت بگیرد؛ آنگاه میتوان مانع برانگیختن واکنشهای عاطفی شد.
اما آیا مرزهای تعیین شده در پایان فرآیند عقبنشینی مرزهای دائمی رژیم صهیونیستی خواهند بود؟ اولمرت در پاسخ با لحنی دو پهلو میگوید: البته برای مدت زمان معینی! هر چند این روزها به مرزهای نهایی بسیار نزدیک هستند. ایده اصلی این است که تا حد امکان خود را از جمعیت فزاینده فلسطینیها جدا کنیم و همزمان به جمعیت فزاینده فلسطینیها جدا کنیم و همزمان به فلسطینیها هم این امکان را بدهیم که در درون مرزهای خود گامهای لازم را برای ایجاد و توسعه کشور مستقل فلسطینی، در مجاورت اسرائیل بردارند. مرزهای اسرائیل که من در صدد ترسیم آنها هستم به مرزهای سیاسی بسیار نزدیک خواهند بود. در نهایت هم میتوان برای برخی تعدیلات، مذاکره کرد تا با ترسیم مرزها صلحی پایدار هم حاصل شود.
نخست وزیر اسرائیل اما در مورد احتمال مذاکره با حماس و تداوم مذاکرات پیشین میگوید: تنها تغییر لحن حماس کافی نیست. آنها باید سبک زندگی خود را تغییر دهند. آنها باید تمام ذهنیت خود را در مورد وجود اسرائیل تغییر دهند. مساله بسیار فراتر از تغییر لحن است. فکر میکنید اگر اسماعیل هنیه فردا لحن خود را عوض کند، مساله تغییر میکند؟ به هیچ وجه. او یک بنیادگرای واقعی است. بنابراین من چندان نسبت به تغییرات ناگهانی خوشبین نیستم.
حماس مدتی پیش هشدار داده بود که در صورت تداوم وضعیت فعلی و محدودیت کمکهای بینالمللی و قطع آنها از سوی آمریکا، بحرانی انسانی در سرزمینهای تحت اختیار تشکیلات خودگردان اجتناب ناپذیر است. اولمرت در مورد سقوط جامعه فلسطینی میگوید: ما خواهان این امر نیستم و بنابراین بدون هیچ وقفهای وارد عمل میشویم و از آن جلوگیری میکنیم. این مساله جدا از اختلافات ما با دولت حماس است. ما راهی برای کمک به مردم فلسطین خواهیم یافت و کمکها را به روشهای مناسب در اختیار مردم قرار میدهیم. لزومی ندارد همه کارها از طریق تشکیلات خودگردان صورت بگیرد. سازمانها و نهادهای غیردولتی میتوانند این مسوولیت را عهدهدار شوند. من هم اکنون در حال مذاکره با مشاورین هستم.
سیاستمدار اسرائیلی اما در مورد 50 میلیون دلار تعرفه و مالیات متعلق به فلسطینیان که اسرائیل از استرداد آن خودداری میکند، با لحنی متفاوت میگوید: نباید انتظار داشته باشید این پول را در اختیار دولت فلسطین قرار دهیم. این دولت، تروریست است و این پول ممکن است برای حمایت از حزبالله یا بن لادن مصرف شود. هیچ کس نمیداند این پول چگونه صرف خواهد شد. به هر حال اگر هم بخواهیم این پول را آزاد کنیم، آن را به دولت فلسطین نخواهیم داد.
رهبر لیکود که پس از حمله قلبی و بیهوشی شارون، کفالت نخستوزیری و سپس نخستوزیری را در دست گرفته در مورد اینکه آیا تاکنون با وی ملاقات داشته، میگوید: من به دیدار شارون نرفتم. با پزشکان او صحبت میکنم، اما به دیدار او نرفتم چرا که می خواهم او را در اوج در خاطر داشته باشم، نه زمانی که سالخورده و بیمار در بستر افتاده است، هنوز میخواهم زمانی را که قرار بود برای سه ساعت و در جریان عمل جراحی، نخستوزیر «فعال» شوم به یاد آورم. به شوخی خطاب به او گفتم: من هیچ تصمیمی در این سه ساعت نمیگیرم فقط تمام اعضای کابینه را عوض میکنم. او را بغل کرده و گفتم که کشور به او نیاز دارد و در انتظار شنیدن صدای او پس از عمل جراحی و رهایی از بار مسوولیت هستم. میخواهم این صحنه را به خاطر داشته باشم.
اولمرت اما در مورد فرصت استثنایی که به او روی کرده است، میگوید: من 33 سال کردم تا به این موقعیت رسیدم. هرگز نظر و ایدهام را مخفی نکردم و طی سه دهه گذشته در تمامی نزاعهای سیاسی در صف نخست بودم. اکنون هم جایی هستم که باید باشم. این تنها یک تصادف نبود. شاید 6-5 تن دیگر با درک سیاسی لازم برای احراز این پست وجود داشتند. من تمام عمرم را صرف آماده شدن برای این لحظه گذراندهام. همیشه میدانستم که روزی مسوولیت را در بالاترین سطح آن به دست خواهم آورد و باید خودم را آماده کنم. دیر یا زود به این پست دست مییافتم.