تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۸۹۰۰۷

امیر علی ابوالفتح، روزنامه نگار و کارشناس امور بین‌الملل
سرانجام ماجرای تهران و واشینگتن در مساله برنامه‌های هسته‌ای ایران به کجا خواهد انجامید؟این سوالی است که نه تنها همگان در ایران و آمریکا به دنبال پاسخ آن هستند، بلکه تقریباً در سرتاسر جهان با دقت دنبال می‌شود. آیا دو طرف آنچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کنند که جنگ میان آنان اجتناب ناپذیر خواهد شد؟ آیا ایران در نهایت در مسیر لیبی گام خواهد گذاشت و تسلیم فشارها خواهد شد؟ آیا مذاکرات چند جانبه،‌آنگونه که در موضوع هسته‌ای کره شمالی در جریان است برای برنامه‌های هسته‌ای ایران تکرار خواهد شد؟ و یا اینکه الگوی جدیدی از تخاصم و تعامل میان طرف‌های ذی‌نفع در مساله هسته‌ای ایران شکل خواهد گرفت؟ بی‌تردید پاسخ به هر یک از این سوالات منوط به تحولات آتی است.
با نگاهی به آنچه که در یک ماه گذشته حول مساله هسته‌ای ایران دور زده است، می‌توان دو تغییر در مواضع آمریکا و دو تغییر در مواضع ایران را رصد کرد. این تحولات از یکسو بوی جنگ می‌دهند و از سوی دیگر چشم‌انداز صلح را به تصویر می‌کشند.
در ایالات متحده آمریکا شاهد دو حرکت موازی با یکدیگر هستیم. تا پیش از گزارش پرونده هسته‌ای یاران به شورای امنیت سازمان ملل متحد تصور عمومی این بود که ایالات متحده بلافاصله پس طرح موضوع،‌ مکانیسم تحریم‌ها علیه تهران را به کار خواهد بست.
در داخل ایران، ارجاع پرونده با تحریم و برخورد مترادف شده بود. دورخیز آمریکایی‌ها از دو سال قبل نشان می‌داد که شرایط برای اتخاذ یک سیاست سخت‌گیرانه علیه تهران در شورای امنیت کاملا مهیا است.
اما 3 هفته کشمکش میان آمریکا، فرانسه و بریتانیا از یکسو و روسیه و چین از سوی دیگر نشان داد که واشینگتن برای پیشبرد اهداف خود حتی در شورای امنیت سازمان ملل راه همواری را پیش روی ندارد. روس‌ها با هرگونه بیانیه‌ای که زمینه را برای اعمال تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران مهیا کند، مخالف هستند. به همین دلیل نیز یک بیانیه معتدل شده که با خواست آمریکایی‌ها فاصله زیادی دارد، به تصویب شورای امنیت رسید.
از آنجا که آمریکایی‌ها در حال حاضر تمایل ندارند بر سر برنامه‌های هسته‌ای ایران راه پر جنجال دور زدن شورای امنیت، آنگونه که در ماجرای عراق اتفاق افتاد را طی کنند، شاهد نوعی نرمش در مواضع واشینگتن هستیم که فعلاً در موضوع مناسبات ایران و آمریکا تجلی یافته است.
لیکن ناکامی ایالات متحده در جلب فوری نظر اعضای شورای امنیت برای «تنبیه» جمهوری اسلامی ایران تنها یک روی سکه تغییرات در مواضع واشینگتن تلقی می‌شود. به موازات این روند، مدافعان «تغییر رژیم» در داخل هیات حاکمه آمریکا به تدریج در حال غلبه یافتن بر مدافعان «تغییر رفتار» جمهوری اسلامی ایران هستند. اکنون نشانه‌های زیادی به چشم می‌خورد که آمریکایی‌ها «رفع خطر ایران هسته‌ای» را نه در توقف فعالیت‌های غنی سازی اورانیوم و یا در ماجرای پروتکل هسته‌ای از جانب ایران، بلکه در تغییر ماهیت اسلامی، انقلابی و ضد آمریکایی جمهوری اسلامی جست و جو می‌کنند.
در این صورت یک برخورد نظامی میان طرفین به بهانه مساله هسته‌ای اجتناب ناپذیر خواهد بود. به همین دلیل چهره‌های شاخص جناح نئومحافظه‌کاران آمریکایی از جمله جان بولتون سفیر ایالات متحده در سازمان ملل هشدار داده که در صورت واکنش نرم شورای امنیت با مساله هسته‌ای ایران، واشینگتن راساً وارد عمل خواهد شد.
ناامیدی از جلب حمایت قاطع جامعه جهانی از برخورد با ایران و تقویت موقعیت مذاکره و صلح دو حرکت موازی با یکدیگر درآمریکا هستند که شاید برآیند نهایی این دو نیرو بر یکدیگر، جهت‌گیری سیاسیت خارجی آمریکا در مقابل ایران را شکل دهد.
در جمهوری اسلامی ایران نیز روندی مشابه در حال شکل‌گیری است.
تهران در ماه‌های اخیراً با صراحت اعلام داشته که تحقیقات هسته‌ای خط قرمز جمهوری اسلامی ایران است و این کشور تحت هیچ فشار سیاسی و تبلیغاتی از این حق صرف نظر نخواهدکرد.
اما به موازات تاکیدات جمهوری اسلامی ایران بر حق غیرقابل گذشت فناوری صلح آمیز هسته‌ای، تهران در 3 هفته اخیر نوعی تعامل کامل با جامعه جهانی را با هدف جلب اعتماد عمومی به نمایش گذاشته است. بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای از ایران بازدید به عمل آورده‌اند. مدیر کل آژانس، محمد البرادعی در راه سفر به تهران قرار داد.
ایران طرح جدیدی مبنی بر تشکیل یک کنسرسیوم چهار جانبه هسته‌ای مرکب از روسیه، فرانسه، آلمان و جمهوری اسلامی ایران را ارائه کرده است و سرانجام اینکه تهران با انجام مذاکره با ایالات متحده در خصوص عراق موافقت کرده است. اگرچه مواضع رسمی دو طرف بیانگر آن است که مذاکرات آتی ایران و آمریکا صرفاً در مورد آینده عراق است، اما نباید تردید کرد که نتایج این مذاکرات بر روند پرونده هسته‌ای ایران تاثیر خواهد گذاشت.
اتخاذ مواضع قدرتمندانه به همراه نمایش توان دفاعی و همچنین اتخاذ روش‌های مسالمت آمیز گفت‌وگو با طرفین ماجرا از جمله آمریکا دو حرکت موازی در ایران است که برآیند آن می‌تواند دیدگاه نهایی ایران در زمینه پرونده هسته‌ای را مشخص کند. حال در این شرایط، تحقق کدام یک از سناریوهای مطرح شده در ابتدای نوشتار به واقعیت نزدیکتر است؟