سرزمین عراق به همان اندازه که به خاطر وجود تربت پاک شش امام معصوم، تقدس دارد، به خاطر نشیب و فرازهای تاریخی و حوادث خونین و دهشتناکی که در این سرزمین رخ داده و هنوز رخ میدهد، به نظر میرسد نفرین شده هم هست.
غربت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام در کوفه که در روایات کمیل بن زیاد نخعی از سر به چاه فرو بردنها و در خارج شهر آه و ناله سردادنها مشهود است، مظلومیت امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا که سرخترین فراز تاریخ اسلام را رقم زده، جسر بغداد که شاهد تشییع غریبانه امام موسی بن جعفر علیه السلام بعد از سالها زندانی کشیدن و طعم ستم هارون الرشید را چشیدن بود و پادگان نظامی سامرا که بعد از شهادت امام جواد علیه السلام، دو امام بعد از آنحضرت، امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام را در خود جای داد و عنوان «عسکریین» تا ابد افشاگر چهره خشونتبار خلفای عباسی شد، بازگو کننده فرازهائی شگفتزا از تاریخ عراق هستند.
در چنین سرزمین حادثه خیزی، شنیدن خبر انفجار حرم عسکریین علیهما السلام، شاید چندان دور از انتظار نباشد همانگونه که شنیدن خبر پیدا شدن دهها بدن سربریده در اطراف بغداد و از زیر خاک سر بر آوردن گورهای دستجمعی در بیابانهای جنوب عراق که محصول قساوت بعثیها، سلفیها و تکفیریهاست، چندان دور از انتظار نیست. اینکه شمشیرها، خنجرها، کاردها، گلولهها و مواد منفجرهای که در اختیار عاملان این جنایات است چرا اشغالگران را نشانه نمیروند و برای تأمین استقلال و آزادی عراق بکار گرفته نمیشوند؟ سئوال مهمی است که پاسخ آنرا باید از اعماق تاریخ پررمز و راز عراق بیرون کشید و به کالبد شکافی آن پرداخت. ...
کشوری که امروز «عراق» نامیده میشود، در گذشته عراق عرب، عراقان، عراقین، سواد و سورستان هم نامیده میشد. این کشور که 446/438 کیلومتر مربع وسعت و بیش از 18 میلیون نفر جمعیت دارد و در تاریخ بیش از سایر نامها به «بین النهرین» شهره است، تا قبل از اسلام، قرنها تحت حکومت سلسلههای پادشاهی ایران، یعنی هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان بود.
با طلوع خورشید اسلام در شبه جزیره عربستان، سرزمین بینالنهرین از سلطه ساسانیان خارج شد و به قلمرو حکومت اسلامی پیوست. کوفه و بصره، دو مرکز عمده عراق بودند و در نیمه اول قرن اول هجری، کوفه مرکز حکومت حضرت علی علیه السلام و سپس محل شهادت آن حضرت شد.
هر چند با قدرت گرفن معاویه و روی کار آمدن امویان، خلافت اسلامی به شام منتقل شد و دمشق کنونی مرکز حکومت اسلامی بود، لکن سرزمین عراق بویژه کوفه و بصره به دلیل قیامهای زیادی که در این دو شهر علیه بنیامیه صورت میگرفت همچنان مرکز توجه مسلمانان بود.
در سال 132 هجری، با سقوط امویان، خلافت اسلامی به عباسیان رسید. در دوره بنیعباس، بغداد مرکز خلافت اسلامی شد و از نظر سیاسی و علمی رونق یافت.
بغداد، در دوران حکومت کوتاه امین فرزند هارونالرشید، رقیبی به نام «مرو» پیدا کرد که مدتی مرکز حکومت مأمون فرزند دیگر هارون بود. در اثر اختلاف و رقابت میان این دو برادر، بغداد به دست سپاهیان مأمون سقوط کرد ولی بار دیگر توسط مأمون، مرکز خلافت شد.
بار دیگر بغداد در سال 656 هجری سقوط کرد. اینبار بدست هلاکوخان مغول که به عمر خلافت عباسیان پایان داد.
در سال 790 هجری بغداد برای بار سوم طعم تلخ سقوط را چشید، زمانی که فاتحان مغول مغلوب قوم قرهقویونلو شدند که حوزه نفوذشان از تبریز تا اروند را شامل میشد. این قوم نیز مغلوب قوم «آققویونلو» شدند و آنها نیز در برابر صفویه تسلیم گردیدند و عراق بار دیگر ضمیمه ایران شد.
دولت عثمانی با غلبه بر سپاه ایران، توانست عراق را در سال 1114 هجری ضمیمه قلمرو حکومت خود کند. با فروپاشی عثمانی در جنگ جهانی اول، عراق تحت استعمار و اشغال انگلیس درآمد ولی مردم عراق با قیام معروف سال 1289 (1920 میلادی) به رهبری آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی معروف به میرزای کوچک، مقدمات استقلال کشور خود را فراهم آوردند. این مبارزات تا 1311 هجری ادامه یافت و در این سال عراق از تحت قیمومیت انگلیس خارج شد و رسماً اعلام استقلال کرد اما خاندان فیصل که با هماهنگی انگلیس بر عراق شاهی میکرد با شورشهای زیادی مواجه شد بطوریکه ملک فیصل دوم در سال 1337 در یک کودتای نظامی به رهبری ژنرال عبدالکریم قاسم کشته شد.
با این کودتای نظامی، عراق دستخوش شورشها و کودتاهای خونین شد بطوریکه به کشور کودتاها معروف گردید. در سال 1342 سرهنگ عبدالسلام عارف با یک کودتا عبدالکریم قاسم را سرنگون و اعدام کرد.
عبدالسلام نیز 3سال بعد در یک حادثه هوائی کشته شد و برادرش عبدالرحمان عارف جای او را گرفت. عبدالرحمن نیز در سال 1347 با کودتای حزب بعث به رهبری احمد حسن البکر برکنار شد و عراق به کام دیکتاتوری بعث فرو رفت.
احمد حسن البکر نیز در سال 1358 توسط معاون خود صدام حسین برکنار شد و دوران اختناق شدید و کشتار بیرحمانه مردم عراق توسط صدام تا فروردین سال 1382 ادامه یافت. در این سال، بغداد برای چهارمین بار سقوط کرد و با سرنگونی صدام و حزب بعث، عراق به اشغال نظامی آمریکا در آمد.
انگلیس، ساقدوش آمریکا در دامادی تحمیلی بر عراق بود. به همین جهت باید به این نکته توجه داشت که برخلاف حدود یک قرن قبل، که انگلیس سرزمین عراق را اشغال کرد و آنرا تحت قیومت خود قرار داد، اینبار آمریکا در عراق سلطه یافت و قیم مردم این کشور شد. اهداف عمده آمریکا از اشغال عراق عبارت بودند از:
- در اختیار گرفتن سرزمینی که برخلیج فارس مسلط است به عنوان پایگاهی بسیار مهم و استراتژیک.
- افزایش درصد امنیت رژیم صهیونیستی با روی کار آمدن یک حکومت دارای گرایش به آمریکا یا وامدار به آمریکا.
- در اختیار گرفتن خانه دیگری از جدول خاورمیانه بزرگ که مورد نظر آمریکاست.
- تنگتر کردن محاصره انقلاب اسلامی با تسلط بر عراق بعد از تسلط بر افغانستان، عضویت ترکیه در ناتو و در اختیار داشتن حکومتهای موجود در شیخنشینهای جنوب خلیج فارس.
- آمریکا برای رسیدن به این اهداف، نیازمند ایجاد حکومتی در عراق بود که در اختیار باشد و کمترین شائبه سرکشی و نافرمانی نسبت به این حکومت وجود نداشته باشد. تحولات عراق بعد از سقوط صدام اما بگونهای رقم میخورد که چنین اطمینانی برای آمریکا وجود نداشت. وجود بقایای حزب بعث و به صحنه آمدن سلفیهائی که زخم خورده آمریکا در افغانستان و مصر و اردن بودند از یکطرف و بیداری اسلامی و انقلابی شیعیان عراق که با بهرهگیری از تجربیات معارضین عراقی راه قانونی را برای رسیدن به حقوق خود برگزیده بودند از طرف دیگر،آمریکا را با مشکلاتی جدی مواجه کرد.
سیاستی که آمریکا برای از میان برداشتن این موانع انتخاب کرد، برخلاف ادعاهای رئیس جمهور این کشور «جرج واکر بوش» معروف به «بوش کوچک» که میگفت هدف آمریکا از حمله نظامی به عراق، استقرار دموکراسی در این کشور است، کاملاً غیردموکراتیک بلکه ضد دموکراتیک است. این سیاست، از دو بخش تشکیل میشود، دخالت در انتخابات و اعمال خشونت.
گماشتن ژنرال گارنر به عنوان حاکم نظامی عراق بعد از سقوط صدام و سپس مستقر کردن حکومت کاملاً وابسته دست نشانده «ایاد علاوی» به عنوان دولت انتقالی، بخشهائی از این سیاست بودند. با اینکه «علاوی» مجبور شد در مرحله بعد به اقتضای آراء مردم حکومت موقت را به دکتر ابراهیم جعفری واگذار نماید، آمریکا در انتخاب وزرای کابینه دخالت کرد و در مدت یکسال حکومت این دولت، همواره این دولت را با مشکلات و فشارهائی طاقتفرسا مواجه ساخت.
در آذرماه 1384 انتخابات مجلس عراق براساس قانون اساسی جدید این کشور برگزار شد شیعیان به عنوان اکثریت دو سومی ملت عراق در یک ائتلاف که به ائتلاف یکپارچه معروف شد بیش از نیمی از 275 کرسی مجلس را تصاحب کردند و ابراهیم جعفری را برای تشکیل اولین دولت قانونی غیرموقت درنظر گرفتند اما آمریکا با این تصمیم مخالفت کرد و بعد از آنکه چهار ماه تشکیل دولت را به تأخیر انداخت، سرانجام ابراهیم جعفری وادار به کنارهگیری شد، اقدامی که در واقع به معنی عقبنشینی ائتلاف یکپارچه شیعیان در برابر فشارهای آمریکا بود.
این عقبنشینی، نتیجه محاسباتی بود که اقدامات آمریکا در طول چهار ماه از برگزاری انتخابات مجلس عراق زمینه آنرا فراهم ساخته بود. این اقدامات را آمریکا در قالب همان سیاست ضددموکراتیک در دو شاخه موازی صورت داد، یکی دخالت در انتخابات و دیگری اعمال خشونت.
آمریکا سرمایه گذاری سنگین برای پیروز نمودن مهرههای خود در انتخابات مجلس عراق بعمل آورد ولی علیرغم این سرمایهگذاری، ائتلاف یکپارچه به پیروزی چشمگیری رسید و اکثریت را بدست آورد. اکثریت کسب شده توسط ائتلاف یکپارچه به دو معنی بود. یکی اینکه بیشترین کرسی مجلس عراق توسط این ائتلاف که متعلق به شیعیان است تصاحب شد و دیگر اینکه این ائتلاف توانست اکثریت مطلق کرسیهای مجلس را بدست آورد. نادیده گرفتن حق قانونی شیعیان توسط آمریکا و کاهش دادن تعداد کرسیهای آنها با بهانه تراشیهای مختلف و از اکثریت انداختن آنها در مجلس، اقدام خصمانهای بود که موجب شد راه برای فشارهای بعدی باز شود. آمریکا با همین بهانهتراشیها و نه تأخیر انداختن اعلام نتایج انتخابات مجلس و دستکاری در نتایج، کرسیهای ائتلاف یکپارچه را از 138 به 128 کاهش داد و خارج ساختن 10 کرسی از دست شیعیان، محکمترین ضربه را به شیعیان عراق در این مرحله حساس و تاریخی وارد ساخت. اگر در آن مرحله، ائتلاف یکپارچه در برابر این حقکشی میایستاد در مرحله بعد مجبور به عقب نشینی نمیشد.
بعد از وارد آوردن این ضربه، آمریکا از سایر گروهای رقیب یک ائتلاف تشکیل داد و با هماهنگ ساختن اهل سنت، اکراد و شیعیان خارج از ائتلاف (گروه علاوی) توانست شیعیان را در تنگنا قرار دهد. در این مرحله بود که شیعیان علیرغم انتخاب دکتر ابراهیم جعفری به عنوان فرد پیشنهادی اکثریت ملت عراق برای نخستوزیری، دچار مشکل شدند. آمریکا خواستههائی از قبیل تحمیل چند وزیر برای وزارتخانههای کلیدی از قبیل نفت، کشور، دفاع، خارجه و شورای امنیت ملی داشت که ابراهیم جعفری حاضر نشد زیر بار آنها برود. آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ائتلاف یکپارچه و شخص ابراهیم جعفری، ائتلاف رقبای آنها را که از مجموع 275 کرسی تعداد 147 کرسی را در اختیار دارند به رخ کشید و جداگانه به هر یک از رقبای عضو این ائتلاف نیز دستور داد بر شیعیان فشار وارد آورند تا ابراهیم جعفری وادار به پذیرش خواستههای آمریکا شود و یا کنار برود.
دکتر ابراهیم جعفری در طول چهار ماه بعد از انتخابات بارها آمریکا را بخاطر فشارهائی که بر او برای تحمیل خواستههای خود وارد میکند سرزنش کرد. وی بارها خطاب به بوش گفت اجازه ندارد برای تحمیل اراده خود بر عراق تلاش کند. در همین حال، دولتمردان آمریکائی و انگلیسی از وزیر دفاع و معاون رئیس جمهور آمریکا گرفته تا نخست وزیر انگلیس و وزرای خارجه این دو کشور طی سفرهای متعدد تلاش کردند خواستههای واشنگتن را بر جعفری و شیعیان تحمیل کنند ولی کاری از پیش نبردند.
توسل به تروریسم در قالب انفجار حرم مطهر عسکریین علیهما السلام در سامرا،کشتار شیعیان در بغداد و حله و مسیب و بصره و سایر شهرها و ایجاد فضای رعب و وحشت، گام بعدی آمریکائی ها برای وادار ساختن شیعیان به تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن بود. تهدید به شروع جنگ داخلی، حربه دیگری بود که آمریکائیها از آن استفاده کردند و تا حدود زیادی توانستند به هدف خود نزدیک شوند.
جلوگیری از جنگ داخلی، مهمترین توجیه ائتلاف یکپارچه برای عقبنشینی در برابر فشار آمریکا و کنار گذاشتن ابراهیم جعفری بود. البته روشن است که این سازش و عقب نشینی نه تنها در این زمینه مشکلی را حل نکرده بلکه آمریکا و همپیمانانش با توجه به تجربهای که در این مرحله کسب کردهاند از این پس برای تحمیل خواستههای بعدی خود نیز از همین حربه استفاده خواهند نمود. موضوعاتی از قبیل تعیین وزرا، تعیین تکلیف کرکوک، شناسائی رژیم صهیونیستی، پیاده شدن احکام اسلامی، حضور اشغالگران در عراق و بسیاری مسائل دیگر هنوز در دستور کار قرار دارند و قطعاً آمریکا در مراحل بعدی نیز از حربه تهدید جنگ داخلی برای تحمیل خواستههای خود در این زمینهها بهرهبرداری خواهد کرد.
در عملیات تروریستی انفجار حرم مطهری مطهر عسکریین علیهما السلام که صبح سوم اسفند ماه 1384 صورت گرفت، بر اساس اظهارات مقامات عراقی تعداد 20 تروریست شرکت داشتند. آنها طی 10 ساعت عملیات فشرده 215 کیلوگرم خرج موشکهای زمین به زمین را در نقاط مختلف حرم مطهر جاسازی کردند. مقدار 9 کیلوگرم از این مواد منفجره در گوشههای ضریح مهطر، 8 کیلوگرم در داخل صحن، 2 کیلو در دیوارهای حرم، 3 کیلو برای قدمگاه امام زمان علیه السلام و مقداری در بالای قبر امامین عسکریین علیهما السلام جاسازی شده بود. تروریستها در ساعت 8 شب وارد حرم شد و بعد از آنکه عملیات جاسازی مواد انفجاری را در شرایطی که حرم خالی از زائران بود به پایان رساندند، ساعت 6 صبح شهر سامرا را ترک کردند.
مروری بر جزئیات این علمیات، به روشنی نشان میدهد اولاً 20 تروریستی که مرتکب این جنایت شدهاند افراد تعلیم دیده بودند، ثانیاً با فراهم شدن مقدمات و محاسبات لازم به این عملیات مبادرت ورزیدند، ثالثاً منطقه توسط نیروهای اشغالگر برای آنها کاملاً امن شده بود و رابعاً تروریستها هماهنگیهای لازم را با اشغالگران در مورد اهداف و نتیجهگیری از این جنایت بعمل آورده بودند. به عبارت روشنتر، جنایت انفجار حرم عسکریین علیهما السلام با برنامهریزی آمریکا صورت گرفته و عاملان این جنایت، با آمریکا همدست بودهاند.
متأسفانه در جهان تشیع، غیر از ابراز تأسف و محکوم ساختن این جنایت اقدام دیگری صورت نگرفت. در طرف مقابل، آمریکا توانست با این جنایت و کشتارهای بیرحمانه شیعیان عراق در بغداد، کاظمین، حله، مسیب و ایجاد فضای رعب و وحشت در مناطق مختلف عراق، رهبران سیاسی شیعیان را وادار به عقبنشینی در زمینه نخست وزیر پیشنهادی خود کند کما اینکه قبلاً نیز با کاهش 10 کرسی از سهمیه بدست آمده ائتلاف یکپارچه توانست شیعیان را از اکثریت مطلق در مجلس عراق محروم نماید.
آنچه اکنون مهم است اینست که با توجه به وضعیت پیش آمده و تجاوز اشغالگران و تروریستها از خطوط قرمز شیعیان عراق، هیچ تضمینی برای جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی توسط این جنایتکاران در آینده برای دستیابی به سایر خواستههایشان وجود ندارد. آنها رهبران شیعیان را به جنگ داخلی درصورت عدم تمکین در برابر خواسته آمریکا در ماجرای انتخاب نخست وزیر تهدید کردند. همین تهدید میتواند حربهای در دست اشغالگران برای تحمیل وزرای دولت و سایر مطالبات نامشروع آمریکا و تروریستها باشد. آیا کوتاهی در دفاع از حریم ائمه علیهم السلام، شیعیان را به مشکلات بیشتر مبتلا نخواهد کرد؟ آیا قرار است عراق همچنان نفرین شده باقی بماند؟