در حالی که تحولات سرزمینهای اشغالی با پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت ملی توسط آن و نیز پیروزی حزب کادیما در انتخابات رژیم صهیونیستی که به نوعی آغاز دوباره رویاروییهاست، وارد عرصه جدیدی شد، نظامیان رژیم صهیونیستی بار دیگر حملات گستردهای را به مناطق فلسطینی نشین در غزه و کرانه باختری آغاز کرده که در نتیجه آن بسیاری از مناطق فلسطینی تخریب و تعدادی از رهبران گروههای مقاومت به شهادت رسیدهاند.
هر چند که این جنایات از اصول اولیه سیاستمداران تلآویو بوده و انتظار پایبندی به صلح از سوی آنها امری دور از ذهن میباشد، اما در شرایط کنونی و با توجه به تحولات اراضی اشغالی و مواضع بازیگران خارجی در قبال آن، تشدید این جنایات که با تهدید و ترور رهبران مقاومت آغاز شده، در حالی صورت میگیردکه:
1)دولتمردان رژیم صهیونیستی پس از ماهها بحران سیاسی، با برگزاری انتخابات پارلمانی در مسیر تشکیل دولت جدید قرار گرفتهاند. با توجه به اختلافات شدید میان این گروهها از یک سو و ناگزیری کادیما به ائتلاف با سایر احزاب از سوی دیگر و همچنین ضعف داخلی حاکم بر دستگاههای تصمیمگیری که تزلزل داخلی آنها در پی داشته، رژیم صهیونیستی با بحران شدید داخلی مواجه میباشد، لذا در مقطع کنونی با بحران آفرینی در سایر مناطق اراضی اشغالی و حتی عرصه بینالمللی، ضمن انحراف افکار عمومی از بحرانهای داخلی، به رایزنی برای تشکیل دولت جدید مبادرت میورزند در حالی که بخش اصلی این سیاست را همچون گذشته افزایش حملات اراضی اشغالی و کشتار فلسطینیان میدانند که به بهانه پیشگیری از عملیات شهادت طلبانه و ضد صهیونیستی صورت میگیرد.
2- با پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت توسط آن، رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آن که در توطئههای خود علیه حماس شکست خورده بودند، تلاش کرده تا با مانع تراشی برای آغاز فعالیت دولت جدید، اهداف خود را تحقق بخشند. بر این اساس آنها برای عدم اجرای طرحهای دولت حماس چندین گزینه را در پیش گرفتهاند:
اولا معطوف نمودن حماس به تحولات داخلی فلسطین و عدم گرایش آن به تحولات سایر نقاط اراضی اشغالی.
ثانیا کاهش جایگاه مردمی مقاومت و دلسردی افکار عمومی از آینده دولت جدید.
در این راستا از جمله سناریوهای آنها تشدید حملات به غزه و کرانه باختری میباشد که با افزایش ویرانیها و تشدید تدابیر امنیتی که مانع از ورود و خروج کالا و انجام امور افتصادی در این مناطق میگردد، حماس را بیش از پیش با بحران مواجه میسازد که نتیجه آن کاهش مبارزات مسلحانه و گرایش آن به بهبود وضعیت فلسطینیان به عنوان دولت حاکم بر این مناطق میباشد.
3- هر چند رژیم صهیونیستی و فلسطینیان اصلیترین بازیگران صحنه تحولات اراضی اشغالی میباشند اما به دلیل حساسیت تحولات این مناطق و نقش آن در سایر رویدادهای منطقهای بازیگران خارجی بخشی از تحولات اراضی اشغالی را تشکیل میدهند. با توجه به نفوذ رژیم صهیونیستی در میان بسیاری از این بازیگران به ویژه آمریکا و اروپا و کمیته چهار جانبه و متاسفانه سستی جهان عرب و کشورهای اسلامی، این رژیم همواره از هم پیمانان غربی خود برای تحقق اهداف و سرپوش نهادن بر جنایلت خود بهرهبرداری نموده است. با توجه به اهمیت تحولات در سرزمینهای اشغالی به ویژه برای آمریکا به عنوان مجری طرح اصلاحات و صلح خاورمیانه، رژیم صهیونیستی با تشدید حملات به مناطق فلسطینی نشین که با پاسخ موشکی مقاومت همراه بوده سعی دارد تا با اعلام تهدید روند صلح خاورمیانه اولا از سایر کشورها و مجامع جهانی برای پایان دادن به تحرکات خود، امتیازاتی کسب کند، ثانیا با معرفی حماس به عنوان عامل عملکردهای این رژیم، فشارهای جهانی را برای ایجاد تغییر رویه و عملکرد حماس و دولت جدید فلسطین مبنی بر پذیرش مشروعیت رژیم صهیونیستی و از سرگیری آتش بس، افزایش دهد. (در طی سالهای اخیر بارها شارون از این سیاست برای امتیازگیری از جامعه جهانی بهرهبرداری نمود به گونهای که او اجرای صلح خاورمیانه را به همکاری جهانیان با اهداف خود مشروط میکرد.)
4- در طی هفتههای اخیر جهان به ویژه کشورهای اسلامی به صورت یکجانبه در قالب اجلاسها و نشستهای خود از جمله نشست اتحادیه عرب در خارطوم، نسشت سازمان کنفرانس اسلامی جده، ضمن محکوم کردن جنایات و طرحهای رژیم صهیونیستی خواستار پایان اشغالگری و عقب نشینی آن از اراضی اشغالی شدند. این کشورها حمایت خود از حماس و ملت فلسطین را اعلام و تاکید نمودند که در برابر تحریمهای جهانی آنها بر کمکهای مالی و اقتصادی خود میافزایند. این موضعگیریها که برخلاف سیاستهای رژیم صهیونیستی و همپیمانان غرب آن است که همواره سعی دارند تا میان فلسطینیان و جهان اسلام فاصله ایجاد کنند، سبب شده تا آنها سیاستهای خود را سنجش میزان حمایت کشورهای عربی و اسلامی از دولت حماس قرار دهند تا عملکرد خود در قبال آن را براساس این حمایتها تدوین نمایند.
بر این اساس میتوان گفت که در شرایط کنونی رژیم صهیونیستی با افزایش حملات به اراضی اشغالی سعی دارد تا دریابد که آیا حمایت این کشورها از حماس در حد بیانیه و اظهار نظر میباشد یا خیر؟ (متاسفانه عدم اجرای بیانیهها و مواضع کشورهای عربی و اسلامی در قبال فلسطین سبب شده تا رژیم صهیونیستی همچنان به جنایات خود در اراضی اشغالی ادامه دهد بدون آن که مانعی برای خود متصور باشد.)
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت در شرایط کنونی رژیم صهیونیستی که با مشکلات داخلی مواجه است و از سوی دیگر نیز در اجرای سیاست مهار مقاومت ناکام مانده، بار دیگر سیاست سرکوب و جنایت را که ابزاری برای فرار از این بن بستها میباشد، برگزیده است. از این رو مقاومت که این روزها مسوولیت هدایت جامعه را برعهده دارد باید با حفظ وحدت با سایر گروههای مبارز، در برابر این توطئه رژیم صهیونیستی که بخش اصلی آن را تضعیف حماس تشکیل میدهد، مقاوت کرده، چنانکه رهبران آن تاکید کردهاند تا آزادی قدس شریف و تشکیل کشور مستقل فلسطینی به انتفاضه ادامه دهد.