علی صالحآبادی
چهار ماه پیش، هنگامی که فلسطینیها به امید داشتن آینده بهتر و عبور از فقر در انتخابات پارلمانی به جنبش حماس رای دادند، پیشبینی بسیاری از صاحبنظران به دلیل مواضع رادیکالی که جنبش حماس دارد، این بود که اسرائیل و غربیها در برابر این رای مردم فلسطین مقابله خواهند کرد. اتفاقات ماههای اخیر صحت این پیشبینی را به اثبات رساند. در همین مدت غربیها کمکهای مالی خود را قطع، حسابهای بانکی را مسدود کردند. در پی این اقدامات، وضعیت مالی دولت نوپای حماس به گونهای آشفته گردید که این دولت توان پرداخت حقوق کارکنان خود را نیز از دست داد. اسرائیل که پس از 38 سال اشغال غزه سال گذشته بنا به دلایل گوناگون از جمله مقاومت فلسطینیها، فشار افکار بینالمللی و اجرای نقشه راه مجبور شد این منطقه را ترک کرده و به فلسطینیها واگذار کند. در سالگرد عقبنشینی اسرائیل از غزه یک سرباز اسرائیلی از سوی شبه نظامیان وابسته به جنبش حماس ربوده شد. از آن جا که اسرائیلیها ترجیح میدهند تا سربازانشان در مصاف با فلسطینیها کشته شده، اما اسیر نگردند، روبوده شدن سرباز اسرائیلی را بهانه قرار دادند و با استفاده از تاکتیک همیشگیشان که استفاده از مشت آهنین در برابر فلسطینیها است شهر غزه و نوار باریکه آن را از زمین و هوا مورد حمله قرار دادند و تنها نیروگاه برق آن را نیز از کار انداختند.
حاصل ربوده شدن یک سرباز اسرائیلی، ویرانی غزه و دهها کشته و مجروح و از آن مهمتر تخریب مراکز دولتی و مسکونی بود. گفتنی است قبل از این گروگانگیری، اسرائیل تعدادی از وزرا، نمایندگان و اعضای انجمن شهر حماس را در حمله شبانه به اسارت گرفت. ربوده شدن یک سرباز اسرائیلی، واکنش بسیار خشن اسرائیلیها را به دنبال داشت و نکته تامل برانگیز حمایت آمریکا و انگلیس که خود را منادی دفاع از حقوق بشر در جهان از جمله خاورمیانه میدانند، از اقدامات ویرانگرانه اسرائیل در روزهای اخیر است. این دو کشور پا را از دفاع کلامی از اسرائیل فراتر نهاده و قطعنامه شورای امنیت علیه اسرائیل را وتو کردند. پس از این اقدامات، حزب الله را که نیرویی سیاسی، نظامی در لبنان است و از لحاظ فکری با حماس هماهنگی دارد، بر آن داشت تا در اقدامی حیرت انگیز دو سرباز اسرائیلی را به گروگان بگیرد. ارزیابی حزب الله از این گروگانگیری این بود که شرایط مشابه سال 1982 است که حزب الله چند اسرائیلی را به اسارت گرفت و در سال 1985 سه سرباز اسرائیلی را در مقابل 1150 زندانی فلسطینی مبادله کرد.
این جنبش در سال 2004 نیز جنازه 59 رزمنده حزب الله و 436 زندانی فلسطینی را در ازای جسد سه سرباز اسرائیلی و یک تاجر زنده اسرائیلی مبادله کرد. اما این بار اسرائیل از اقدام حزب الله چنان بر آشفت که بیسابقهترین حمله را به جنوب لبنان و شهر بیروت پس از سال 1979 آغاز کرد. حملات باعث تخریب فرودگاه بینالمللی بیروت، چند بندر حاشیه دریای مدیترانه که ارتباط آبی لبنان با دنیا را ممکن میسازد، بمباران 20 کیلومتر آزاد راه دمشق- بیروت، پلهای ارتباطی موجود در لبنان، نیروگاههای برق و دیگر مراکز اقتصادی، تجاری و مسکونی شد. به نظر میرسد اسرائیل فضای موجود بینالمللی را که در رابطه با پرونده هستهای ایران به وجود آمده است از یک سو و حمایت ایران و سوریه از جنبش حزب الله از سوی دیگر به گونهای یافته است که بر اساس آن آنقدر میتواند بر لبنان فشار آورد تا این کشور مجبور شود بر اساس قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل به خلع سلاح کامل حزب الله تن دهد. واقعیتی که در لبنان وجود دارد این است که هر چند فشار نظامی اسرائیلها بسیار سنگین است، اما این فشارها جایگاه حزب الله را که تنها نیرویی است که در حال حاضر در غیاب ارتشهای کشورهای عربی میتواند به صورت محدود شهرکهای اسرائیل نشین را هدف موشکهای دوربرد قرار دهد در افکار عمومی تقویت خواهد کرد، اما به نظر میرسد موقعیت حماس برخلاف حزب الله در شرایطی که فلسطینیها در انتخابات پارلمانی چهار ماه گذشته پیرمردهای جنبش فتح را کنار زدند و به جوانترهای جنبش حماس رای دادند، نزد فلسطینیها به دلیل دشواری که در ماههای اخیر در زندگی آنان به وجود آمده است، تغییر میکند و فلسطینیها بار دیگر به سمت کهنه کارهای جنبش فتح که قبلا به سازش کاری با اسرائیل و آمریکا متهم بودند، گرایش پیدا میکنند.
در واقع به نظر میرسد نگاهها به دکترین یاسر عرفات و جانشین او، محمود عباس، معطوف میشود. پرسش این است که آیا جنبش حماس و حزب الله در گروگان گیری سه سرباز اسرائیلی با در نظر گرفتن قاعده هزینه فایده عمل کردهاند و آیا پیامدهای چنین اقدامی را از قبل پیشبینی نمودهاند. پرسش دیگر این است که برای به گروگان گرفتن سه سرباز اسرائیلی، مردمان لبنان و فلسطین ضرورت دارد این حجم سنگین هزینه را بپردازند.
دیگر این که، هنگامی که شش سال پیش اسرائیلیها با سرافکندگی جنوب لبنان را ترک کردند و همه صاحبنظران خروج اسرائیل از جنوب لبنان و خروج اسرائیلیها از غزه را در راستای اجرای نقشه راه و تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی ارزیابی میکردند، آیا این گروگانگیری زمینه را برای ورود دوباره اسرائیل به جنوب لبنان و به تاخیر انداختن تشکیل دولت مستقل فلسطینی که یاسر عرفات از سال 1994 به دنبال آن بود و اسحاق رابین بر سر امضای آن توسط یهودیهای افراطی ترور شد، آماده نمیکند؟ چنانچه اقدامی بر اساس تفکر سیستمی از سوی سیاستمداران صورت گیرد، بیتردید نتیجه مثبت در بر خواهد داشت. چنین اقدامی با مشورت و بهرهگیری از نظر کارشناسان و متخصصان بر اساس واقعبینی و درک واقعیتهای انجام میگیرد، در مقابل تفکر غیرنظاممند (غیرسیستمی) که نوعا بدون مشورت کافی و آرمانگرایانه و احساسی است در عمل نتیجه مثبت به بار نمیآورد.
مشکل فلسطینیها در شرایط کنونی تمایل کشورهای عربی به مصالحه با اسرائیل و بیتوجهی سازمان ملل به جنایاتی است که اسرائیلیها بیپروا در حق مردم فلسطین انجام میدهند. در چنین شرایطی عقل سیاسی حکم میکند که اتخاذ تصمیم جنگ، گروگانگیری و یا صلح سنجیده و حساب شده باشد تا پیامد آن نه تنها پرهزینه نباشد، بلکه به رفع بحران کمک کند نه این که بر مناقشه 50 ساله اعراب و اسرائیل بیفزاید و از آن مهمتر تشکیل دولت فلسطینی به حاشیه رانده شود.