تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۸۹۰۹۹
بررسی جایگاه رسانه‌ای رادیو و کارکرد آن در ایران

گزارش از : پروانه بندپی
مقدمه رادیویی!
تاثیر رسانه‌ای مانند "رادیو" را در زندگی مردم نمی‌توان نادیده گرفت. اگرچه بسیاری از افراد، انس و الفتی با این رسانه‌ ندارند و بود و نبود آن، تاثیری بر روند زندگی آنها نمی‌گذارد، اما در زندگی برخی دیگر، رادیو یکی از عناصر مهم شمرده می‌شود؛ به طوری که بدون تلویزیون می‌توانند اوقات خود را بگذرانند، اما بدون رادیو به دشواری. در تاکسی، آرایشگاه، سوپر مارکت‌ها، پارک، و حتی در مزرعه و به هنگام کشاورزی، سوار بر یکی از موج‌های رادیویی لحظاتی چند از زمین و زمان یکنواخت و زندگی روزمره و حتی از خود، جدا می‌شوی و برای مدتی کوتاه به آرامش خاطر می‌رسی و در عین حال آن چیزی را که می‌خواهی نیز می‌شنوی. و این یعنی توانایی و نقش بالنده و ارزنده "رادیو" و فرهنگ سازی و متنوع ساختن لحظات زندگی و پربارتر کردن آن. پس بیاییم با فضای رادیو و مسائل مربوط به آن بیشتر آشنا شویم.
از واژه تا صدا
دکتر "محمدرضا ترکی"، در کتاب "از واژه تا صدا" می‌گوید: رادیو برای من به قول امروزی‌ها یک نوستالژی است. رادیو و ادبیات برای آدم‌های گوناگون، مفاهیم و کاربردهای متفاوتی دارند، اما برای من، رادیو یک کتاب شنیداری و کتاب، یک رادیوی مکتوب است.
به عقیده وی رادیو یکی از فرهنگی‌ترین رسانه‌های موجود و از نجیب‌ترین و دوست داشتنی‌ترین آنهاست. یکی از بهترین امکاناتی است که می‌تواند در خدمت مقولات فرهنگی قرار گیرد.
"م،ملازاده" معتقد است که رادیو هنوز درجایگاه خود قرار دارد. دلیل او این است که بزرگ‌ترین خبرگزاری‌ها هم هنوز از رادیو به عنوان منبعی برای اطلاع رسانی استفاده می‌کنند. ملازاده می‌گوید: رادیو هم ارزان است و هم قابل حمل و نقل در همه جا. از طرفی برای دریافت پیام از رادیو تنها نیاز به فعال بودن حس شنوایی داریم. اینترنت هر چقدر هم که فراگیر شده باشد، حتی در کشورهای توسعه یافته هم باز هنوز مورد استفاده همگان قرار ندارد. اما رادیو این طور نیست. نه فقط مورد استفاده عموم قرار می‌گیرد، که در هر حالتی نیز قابل گوش دادن است. حتی در حال رانندگی یا زیر دوش حمام و یا حتی در حال استراحت و آماده شدن برای خوابیدن.
"شبنم. ب" می‌گوید: شاید رادیو نسبت به گذشته زیاد نقش‌آفرین نباشد، اما با توجه به ارزان بودن و آسانی استفاده از آن، همچنان یکی از وسایل ارتباط جمعی مهمی است که طرفداران خود را دارد.
"شاهد احمدی" نیز معتقد است: همان طور که گوش کردن به رادیو موجب منسوخ شدن روزنامه خوانی نشد، تماشای تلویزیون و اینترنت هم موجب کمرنگ شدن نقش رادیو نشده است. به گفته وی، رادیو بی‌دردسرترین وسیله برای آگاه شدن از نظرها، انتقادها و تحلیل‌های منتقدان سیاسی است.
اما همه سخن، این نیست. اینها نظرهای افرادی است که با رادیو زندگی می‌کنند و در کنار آن به آرامش تاریخی می‌رسند؛ چرا که انس و محبت اغلب اینان با رادیو دلیلی نوستالژیکی دارد. رادیو پل ارتباط این افراد با خاطرات‌شان در گذشته‌ای نه چندان دور است. رادیو در چند سال گذشته برای آنها یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین رسانه‌های ارتباط جمعی محسوب می‌شده است.
در سال 1321 که ایران در تصرف متفقین بود، استفاده از رادیو در خودروهای سواری شخصی برای مدتی ممنوع شد، زیرا مردم از حضور اشغالگران ناخشنود بودند و همچنان از آلمان‌ها که اینک از کشور اخراج شده بودند، طرفداری می‌کردند.
مدتی نیز در دوران رضاشاه به دلیل گسترده نبودن امکانات رادیو نسبت به حالا و نیز برای کنترل دارندگان رادیو، اداره شهربانی (نیروی انتظامی وقت) برای متقاضیان رادیو مجوز صادر می‌کرد و آنها باید مراحل قانونی را طی می‌کردند تا بتواند یک دستگاه از آن را در خانه خود داشته باشند. رسانه‌ای که مردم برای داشتن یک دستگاه از آن، خود را به آب و آتش می‌زدند، رسانه‌ای که حکومت برای حفظ جایگاه خود، این گونه آن را زیر نظر داشت، رسانه‌ای که آن قدر مورد علاقه مردم بود که روز خود را با آن به شب می‌رساندند و شب در کنار آن به آرامش می‌رسیدند؛ امروز چه جایگاهی در بین اقشار گوناگون مردم دارد؟ آیا توانسته نقش آفرینی پررنگ خود را مثل گذشته حفظ کند یا آنکه رسانه‌های پرزرق و برق دیگر همچون رقیبانی سرسخت، آن را از میدان به در کرده و جای آن را گرفته‌اند؟...
تصویر؛ رقیب سرسخت رادیو
رادیو تا اواخر دهه 40، رسانه مسلط ایران بود. به گفته کارشناسان، با ورود تدریجی تلویزیون، حوالی دهه 60، از تعداد مخاطبان رادیو بسیار کاسته شد. این جعبه جادویی که تا دیروز در قلب بسیاری از مردم آشیان داشت و در واقع یکی از اعضای خانواده به شمار می‌رفت و چون عنصری جدانشدنی چنان به زندگی آنها پیوسته و گره خورده بود که حتی به هنگام کار، سر سفره غذا و شب هنگام کنار بستر نیز همدم و همراه آنان بود؛ آیا امروز نیز همچنان قدرت جادویی خود را حفظ کرده است؟ آیا وجود تلویزیون و اینترنت نتوانسته سحر این جعبه 66 ساله را باطل کند و جایگزین آن شود؟
در حالی که بسیاری از دست اندرکاران رادیو معتقدند عصر رادیو تمام شده و این رسانه در روزگار ما دیگر نقش کمتری در ارتباط با مردم بازی می‌کند، برخی دیگر از آنها تلاش دارند که رادیو را در بین رسانه‌های جمعی، وسیله‌ای اثرگذار و مهم معرفی کنند.
به عقیده افراد اخیر، اگرچه فرصتی باید تا رادیو بتواند قدم‌های مؤثرتری در آینده بردارد تا جایگاه اصلی و اساسی خود را باز یابد، اما در حال حاضر هم جایگاه خود را در حوزه‌های گوناگونی چون خبر، تحلیل و سرگرمی دارد.
دکتر "حسن خجسته"، معاون صدای جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: چرا باید برای آینده رادیو نگران باشیم؟ هر رسانه ماهیتی دارد و همه جوامع به همه ظرفیت رسانه‌ها نیازمندند؛ به همین دلیل هیچ رسانه‌ای به طور کامل نمی‌تواند جایگزین رسانه‌ای دیگر شود.
دکتر خجسته معتقد است: ما باید ذات رادیو را بشناسیم. کارکرد عمده تلویزیون در عصر حاضر، کارکرد تفریحی. سرگرمی آن است؛ در حالی که کارکرد اصلی رادیو، اطلاع رسانی و آموزش است. به گفته وی اگرچه حوزه مخاطبان رادیو محدودتر از حوزه مخاطبان تلویزیون است، اما اگر رادیو به خوبی مورد بهره‌برداری قرا گیرد، تاثیرات خوبی بر مخاطبانش خواهد گذاشت.
دکتر "شهرام گیل‌آبادی" مدیر شبکه "رادیو جوان" نیز معتقد است: وقتی که یک رسانه، امتیاز ویژه‌ای دارد و می‌تواند تصورات، حیطه تفریحی و مقتضیات دیداری و شنیداری مخاطب را مهیا کند، مخاطب ترجیح می‌دهد که به سوی آن برود تا تمام نیازهایش برآورده شود، مگر آنکه مزیت خاصی در رسانه‌ای مثل رادیو وجود داشته باشد که با وجود تمام محدودیت‌هایش، مخاطب از آن فاصله نگیرد.
به گفته دکتر گیل‌آبادی، مزیت رادیو در ویژگی‌هایی است که رادیو از آن برخوردار است و رسانه‌ای مانند تلویزیون آن را ندارد ویژگی‌هایی مانند ارزان بودن، قابلیت انتقال، در دسترس‌تر بودن، سرعت عمل در اطلاع رسانی، به هم نزدن تمرکز فرد در هنگامی که همزمان با گوش دادن به رادیو کارهای دیگر خود را نیز انجام می‌دهد، و نیز آزاد گذاشتن نیروی خیال مخاطب در تجسم فضاها و صحنه‌ها.
مدیر شبکه جوان می‌افزاید: این ویژگی‌ها اجازه نمی‌دهد که رادیو جایگاه خود را به طور کامل از دست بدهد و از زندگی مردم حذف شود.
"دکتر محمدعلی الستی"، عضو هیئت علمی دانشکده روان شناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد نیز با بیان اینکه رادیو در جامعه ما هرگز جایگاه خود را از دست نخواهد داد، این چنین توضیح می‌دهد: صنعت چاپ خیلی دیر به کشور ما آمد؛ یعنی حدوداً 400 سال پس از کشف گوتنبرگ، در حالی که رسانه‌ای مثل رادیو فقط بعد از 20 سال که فعالیتش را در غرب آغاز کرد، به ایران وارد شد.
به گفته دکتر الستی به دلیل دیر آمدن صنعت چاپ و زود آمدن رادیو، مردم ما فرصت کتبی شدن پیدا نکردند و عادات شفاهی با غلبه بیشتری در آنها شکل گرفت. برخلاف غربی‌ها که زیربنای فرهنگی‌شان کتبی است و رادیو فقط مردم را به سمت فرهنگی شفاهی هدایت کرد. وی می‌گوید: به همین دلیل است که مردم ما از شنیدن یک سخنرانی خوب بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند تا خواندن یک مقاله زیبا بنابراین با توجه به غلبه فرهنگ شفاهی در ایران، رادیو می‌تواند کارکردهای ویژه‌ای در این زمینه داشته باشد و پیدا شدن رسانه‌های دیگر نیز نمی‌تواند نقش و کارکرد آن را کمرنگ سازد.
دکتر خجسته، معاون صدا نیز در کتاب "درآمدی بر جامعه ‌شناسی رادیو" می‌گوید: رادیوی ما نه آن گونه که برخی می‌گویند رسانه‌ای کم پوشش و بی‌تاثیر است و نه آن طور که برخی به غلط می‌پندارند، مهم‌ترین و تنها رسانه جمعی است.
به گفته وی، در گذشته رادیو خیلی خوب می‌توانست نیازهای اساسی مخاطبان را برآورده کند، اما حالا که تلویزیون آمده و پاسخگویی به اغلب نیازها را به خود اختصاص داده، رادیو دیگر مثل گذشته نمی‌تواند تمام نیازهای افراد را برآورده کند.
دکتر خجسته در ادامه چنین متذکر می‌شود:‌ ما به این دلیل که یکی از کم مطالعه‌ترین کشورهای دنیاییم، فرهنگ شفاهی در جامعه ما بر دیگر فرهنگ‌ها برتری دارد؛ بنابراین رادیو اگر بخواهد، می‌تواند با احساس مسئولیت بیشتر خلأ ناشی از کمبود مطالعه در جامعه را پر کند و با انتقال اطلاعات عمیق‌تر به مردم، جایگاه خود را در بین دیگر وسایل ارتباط جمعی ارتقا دهد.
نگاهی به تاریخچه تولد رادیو رادیو در جهان
رادیو در قرن 20پدیدار شد و بدون تردید بر نظرها، رفتارها و اندیشه‌ها اثر گذاشت. در سال 1860 میلادی یک فیزیکدان اسکاتلندی، نظریه امواج الکترو مغناطیسی را برای اولین بار عرضه کرد. در سال 1887 "هنریشن هرتز" مهندس و فیزیکدان آلمانی موفق شد از نوسانات الکترونیکی برای انتقال امواج از محلی به محل دیگر بدون سیم استفاده کند. و سرانجام دانشمندی روسی، موجی را با دستگاهی شبیه دستگاه هرتز اختراع کرد و آنتن را به وجود آورد و به این ترتیب او یک دستگاه تلگراف "مورس" را ایجاد کرد. در عین حال اولین کسی که متوجه شد می‌توان از بی‌سیم به عنوان یک وسیله ارتباطی استفاده کرد، "مارکونی" ایتالیایی بود که بعدها به نام مخترع رادیو معروف شد. مارکونی در سال 1901در تکمیل اختراع خود موفق شد علائم بی‌سیم را از یک طرف اقیانوس اطلس به آن سوی دیگر بفرستد. و بدین ترتیب، در سال 1910 برای اولین بار صدای موسیقی و آواز اپرا در سراسر آمریکای شمالی شنیده شد. تاریخ شروع بهره‌برداری عمومی از رادیو نیز در سال 1920 رقم خورد.
رادیو در ایران
تاسیس رادیو در ایران با تلگراف بی‌سیم ارتباط داشت. در سال 1303 شمسی، مقدمات استفاده از بی‌سیم توسط وزارت جنگ فراهم گردید و از سال 1311 نیز موسسات بی‌سیم توسعه پیدا کردند که در نهایت منجر به ایجاد و تاسیس رادیو شد. و بالاخره در چهارم اردیبهشت 1319 اولین فرستنده رادیویی در ایران در محل بی‌سیم در جاده قدیم شمیران مورد بهره‌برداری قرار گرفت.
توجه به نیازهای مخاطب
تهیه برنامه‌های رادیویی و توجه به صدا، عوامل موجود در استودیو، برآوردهای مالی و فنی، توجه به نوع موسیقی به کار گرفته شده و ... تنها یک سوی سکه در ساخت برنامه‌های رادیویی است. طرف دیگر قضیه، توجه به مخاطب و شناختن نوع نیازهای اوست. برآورده نکردن ضروری‌ترین این نیازها بالطبع مانع جذب مخاطبان بیشتر می‌شود و امکان از دست رفتن مخاطلبان فعلی آن را هم افزایش می‌دهد.
"افراد معمولاً به رسانه‌ای بیشتر وابسته‌اند که بتواند تعداد بیشتری از نیازها را برآورده سازد، نه رسانه‌ای که فقط چند نیاز معدود را رفع کند؛ بنابراین اگر فردی بتواند رسانه‌ای را پیدا کند که در یک زمان توانسته باشد چند عملکرد متفاوت اما مطابق با خواسته‌های او را انجام دهد، در این صورت از آن رسانه بیشتر استفاده خواهد کرد." این مطلب، گفته "استفن لیتل جان" است که دکتر خجسته آن را در کتاب خود (درآمدی بر جامعه شناسی رادیو) عنوان کرده است.
به عقیده دکتر خجسته نیز برای ساخت برنامه‌های رادیویی باید نیاز مخاطبان را حتماً مورد توجه قرار داد. وی می‌گوید: شناخت توقعات واقعی موجود در جامعه کار آسانی نیست، اما به این دلیل نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد.
وی می‌افزاید: مثلاًَ بخش بیشتر اطلاعات "رادیو پیام" یا "رادیو تهران"؛ مسائل مربوط به اوضاع ترافیک این شهر بزرگ است که هم مورد نیاز مردم است و هم آنها را به سوی خود جذب می‌کند؛ اما مسأله‌ای مانند ترافیک را در رادیوهای استانی چگونه باید ارزیابی کرد؟ مثلاً آیا در استان یزد، اهمیت مسائل ترافیکی مانند اهمیت مسائل و اخبار هواشناسی در آن استان است؟ وی خود در پاسخ به این پرسش چنین ادامه می‌دهد: اگر برنامه سازان در رسانه‌های این نوع استان‌ها به پخش اطلاعات ترافیکی یا هواشناسی بپردازند، چون به احتیاجات و ضروری‌های زندگی مخاطب مربوط نیست و هیچ نقشی در تایید و تثبیت قواعد و هنجارهای رسمی یا عرفی ندارد؛ در نتیجه موجب جذب مخاطب نیز نخواهد شد.
شناسایی گروه‌های مختلف اجتماعی که نمی‌توانند به راحتی از رسانه‌های دیگر استفاده کنند، بسیار مهم است؛ مثل زنان خانه‌دار، رانندگان، علاقه‌مندان به موسیقی و ... قشرهایی از این قبیل.
دکتر شهرام گیل‌آبادی، مدیر شبکه رادیو جوان نیز بر این عقیده است که پیش از ساخت هر برنامه‌ای در رادیو باید از طریق نظرسنجی‌ها و آمارگیری‌های لازم نیازهای مخاطب را شناخت و در رفع آنها کوشید.
به گفته دکتر گیل‌آبادی، در گذشته، رادیو به تنهایی جای تمام رسانه‌ها را پر می‌کرد؛ چون هم افق زندگی‌ها محدودتر از حالا بود و هم هیچ رسانه‌ای گسترش الان را نیافته بود. یک مادر بود و یک پدر و یک رادیو. بنابراین طبیعی است اگر رادیو در نزد قدیمی‌ترها بیشتر جایگاه نوستالژیک دارد.
اما اگر امروز رادیو بخواهد قدمی فراتر از القای حس نوستالژیکی بردارد و اجازه ندهد که از بین رسانه‌های دیگر به کلی حذف شود، باید در رابطه با ماهیت و عملکرد خود دست به نوعی "بازتعریف" بزند.
مثلاً بگوید: در شرایط کنونی بهتر است در اندیشه گسترش موسیقی در رادیو باشیم. به این ترتیب نقش رادیو نسبت به سال‌های گذشته همواره تغییر می‌کند.
به نظر دکتر گیل‌آبادی، کاربرد رادیو در هر کشور و در هر فرهنگ مغایر با دیگر کشورها و فرهنگ‌هاست؛ زیرا جنس نیازها گاه با یکدیگر متفاوتند. از اینرو برنامه سازان رادیو باید کارکردهای آن را بر اساس همان فرهنگ کشور خودشان تعریف کنند.
وی می‌گوید: مثلاً کارکرد رادیو در ژاپن که کشوری زلزله‌خیز است، بیشتر اطلاع رسانی درباره این موضوع است یا در اروپا که تغییرات جوی بسیار سریع صورت می‌گیرد، رادیو معمولاً در فاصله‌های کوتاه راجع به وضعیت هوا اطلاع‌رسانی می‌کند و هشدارهای لازم را به مردم می‌دهد. در آفریقای جنوبی رادیو بیشتر برای آموزش کاربرد دارد.
این مسئول در ادامه می‌گوید: کارکرد رادیو در ایران در بازتعریف جدیدش، سرعت هر چه بیشتر آن در اطلاع رسانی است و اگر چنین باز تعریف‌هایی در آن صورت نگیرد، از مردم عقب می‌ماند و جایگاه خود را از دست می‌دهد.
از صدا تا تصویر
از صدا تا تصویر، فاصله‌ای نیست؛ تنها به اندازه فاصله گوش تا چشم؛ به اندازه فاصله قاب پنجره‌ای تا تنفس هوای تازه سپیده دم در آن سوی قاب. با این همه، دنیای صدا کجا و دنیای تصویر کجا؟
رادیو تنها با "صدا" و فقط از راه گوش، روحت را چنان می‌نوازد و تو را از زمین و هر چه در آن است چنان دور می‌کند که باور نمی‌کنی روزی "مرگ" آن فرا برسد.
اگر چه بسیاری از کارشناسان و مسئولان نسبت به حفظ قدرت رادیو در ایران مانند گذشته خوش‌بین نیستند و از تنزل جایگاه این رسانه هراسان و نگرانند، اما با تدابیر کارشناسانه و طرح برنامه‌های درازمدت و تمرکز بیشتر بر روز شناخت نیازهای مخاطبان، رسیدن به فناوری‌های برتر و روش‌های اطلاع‌رسانی مدرن‌تر، حتی نباید چنین تصوری را به ذهن راه داد.
اگر مردم آفریقای جنوبی به دلیل فقر مادی به رادیو روی می‌آورند و در برخی دیگر از کشورها به دلایل گوناگون، دسترسی به رسانه‌های دیگر به دشواری امکان‌پذیر است؛ در ایران اما چنین مشکلات و موانعی وجود ندارد. بنابراین اگر رادیو جایگاه خود را به آسانی از دست بدهد، به دشواری آن را بازخواهد یافت.
رادیو در برخی از کشورهای اروپایی و آمریکایی از چنان جایگاه والایی برخوردار است که اصطلاحاً کمیت تلویزیون و اینترنت در برابر آن هنوز می‌لنگد. 67 یا 68 درصد از مردم آلمان هنوز از هواخواهان جدی و ثابت رادیو هستند، بدون آنکه نشانی از فقر در کشور آنها به عنوان عامل این رویکرد دیده شود.
در ایران نیز به دلیل غلبه فرهنگ شفاهی بر فرهنگ کتبی در زندگی مردم و نیرومندتر بودن قوه شنیداری آنها، رادیو هنوز مجال خوبی برای بارورتر ساختن خود و بی‌نیازتر کردن مخاطبان خود دارد. این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که به هر حال، مخاطب بخشی جداناپذیر از رادیو است که اگر به او توجه نشود، رادیو نیز ناقص و ناکام خواهد ماند. حال آنکه گفته‌اند: ‌تنها صداست که می‌ماند!