عابدین پاپی: در جامعه شاید بتوان موضوعی را به عنوان بیکاری پنهان عنوان نمود که مفهوم آن عبارت است از عدم استفاده از نیروهای کارآمد و متخصص و یا کارآمد و متخصصی که دانش آنها مرتبط با مکان اعمال نمیشود و در یک سیستم اداری و یا غیراداری در ظاهر نشان دهنده کار میباشند اما در واقع با توجه به تناقض شغلی که با آن تشکیلات دارند نه تنها نقش سازندهای را ایفا نمیکنند، بلکه مشکلات فراوانی برای آن سیستم و کل جامعه نیز به وجود میآورند و این امر یکی از مشکلات ریشهای سازمانها، اداره، تشکیلات دولتی و غیردولتی به شمار میرود.
متاسفانه تا به امروز تحولاتی در این زمینه جهت پیشبرد در کار به نحو احسن و اکمل انجام نشده است. از طرفی با توجه به فرهنگ شهری و سکونت مردم در شهر این امر روز به روز اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد و از آنجایی که امروزه ما با دنیایی سر و کار داریم که هر لحظه به سمت جلو در حرکت است لذا به خاطر اینکه از قافله عقب نمانیم باید برای حل این معضل فرا روی چارهای اندیشیده شود، البته این موضوع تنها مختص به کشور و یا شهر و دیار ما نمیشود بلکه به صورت نسبی کم و بیش آحاد جامعه جهانی با آن روبرو هستند.
این مساله حیاتی که گاهی به صورت مسکن وار و بدون دوام و نه ریشهای و پایدار رفع میشود، نشان دهنده توجه غیر مانای مسئولان امر به این قضیه مهم است و تا زمانی که این مریضی به قول عامیانه سرپایی مداوا شود و برای اینکه بیماری باری به هر جهت خاموش شود، هر بار با مسکنی که او را آرام نماییم، همین آش و همین کاسه است و در نهایت عوارض منفی داروهای مسکن خود را به صورت بسیار قوی و البته ویرانگر و کشنده نشان خواهند داد. راقم این سطور به عنوان کسی که او هم احساس میکند در شخصیت یک شهروند میبایست در قبال این معضل بیتفاوت نباشد نکاتی را که به نظر میرسد و میتوانند مفید باشند به عنوان علل و نیز راهکار فراروی مسئولان مربوطه و البته همه مسئولان و مدیران و دست اندرکاران و گردانندگان جامعه اسلامی ما قرار میدهد.
البته هر نظر مرتبطی چنانچه در دایره توجه قرار گیرد بیتردید تاثیر خود را بر جای خواهد گذاشت.
1) از لحاظ قانونی و تخصصی مساله مدنظر مربوط به شهرداری است که شهرداری با توجه به برنامهریزی و دادن طرحهای مناسب بایستی با این مشکل و مشکلاتی از این قبیل مبارزه نماید. راهکارهای درست و معین را برای آن پیاده و مساله را به صورت ریشهای حل و فصل نماید.
2) در طول تاریخ بیشتر طراحان و متخصصان به روش ساختاری انجام وظیفه نمودهاند و بیشتر این افراد برای تسکین موقعیت و منافع خود در مقطع زمانی خود به امورات پرداختهاند که روش سطحی هیچ دردی را از کار دوا نکرده و نخواهد کرد.
3) وقتی در بطن مدیریتهای کشور در یک منظر واقع بینانه بنگریم با مشکلاتی در درون این مدیریتها برخورد میکنیم که به علت ندادن کار به کاردان است و با نگاهی به پیکره و چارچوب ادارهها این موضوع مسجل و نمایان است به طوری که افرادی که در این ادارهها انجام وظیفه مینمایند دارای تعهد و تخصص نیستند که در اکثر آنها از مدیر گرفته تا کارمند جزو آن اداره مشمول حال این قضیه میباشند که این نوع روش کاری به جز مشکلات و معضلات در زمینههای مدیریتی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... چیزی را نمیتواند در بر داشته باشد.
4) متاسفانه در کشور بیشتر به سمت مسائل تقلیدی در حرکت و بدان اهمیت داده میشود و با تقلید کورکورانه مسائل را دنبال میکنیم و نبست به انجام کارهای تحقیقی ضعیف عمل کردهایم که با این حال سالهاست دود آن نیز به چشم خودمان رفته و خواهد رفت که بایستی به طور منظم و اساسی در مساله بازنگری دقیق شود.
5) بحران مدیریت فیزیکی از دلایل اصلی به شمار میآید، مدیران به دنبال بستر سازی آنچنانی نبوده و نیستند و اغلب ادارهها از کارهای بوروکراسی و تعیین شده تبعیت مینمایند که همیشه تکراری است به قول سیزیف دانشمند افسانهای یونان این جوامع مانند کارگری میمانند که از صبح تا شام یک سنگ را بالای کوه میبرد و مجددا آن را پایین میاندازد جالب اینجاست که این کارگر همان سنگ را بالا و پایین میکند که این مثال در خصوص جامعه ما به خصوص مدیران اجرایی کاملا صدق میکند.
6) برنامههای پوسیده و سنتی که سالها تدوین شده است نیز یکی از دلایلی است که سرمنشا کلیه کارهای ما قرار گرفته که این برنامهها نیز با توجه به دنیای مدرن جوابگو نیستند و مدیران نیز بر اساس همین برنامهها حرکت و به پیش میروند که متاسفانه بازتابی را در جهت رفع مشکلات جامعه به روش چشم گیری نداشته است و به تعبیر این برنامهها به روز نیستند.
7) استفاده و بهره برداری از افراد متخصص و کاردان در برون، در شهرداری کرج و سایر شهرهای کشور و تغییر و تحول در نوع مدیریت در درون یعنی جایگزین کردن افراد متخصص و مهندس در زمینههای معماری که این امر یکی از پایههای فرهنگی ما در شهر و شهرسازی به شمار میآید و باید بدان توجه خاص شود.
8) حذف و ابطال کردن برنامههای قدیمی و قبلی و جایگزین کردن برنامههای جدید که جوابگوی روحیات و خواستههای امروز باشد، چون با توجه به دنیای تکنولوژی و فناوری و جوامع نوپایی که در آن قرار گرفتهاند (جوامع صنعتی) نیاز به برنامههای مدون و جدید جهت پیشبرد و رسیدن به اهداف در بطن این جوامع میباشد و از طرفی هزینههای هنگفتی که مسئولان در حوزه شهرداریها و سایر ادارهها انجام میشود باید برای رضایت شهروندان باشد که این اوامر نیز برنامههای جدیدی را میطلبد.
9) استفاده از تواناییهای افراد لایق و تفویض اختیارات مناسب در همان زمینههای کاری و تحول در سیستم داخلی به طوری که باعث اجحاف و بیعدالتی نشود.
10) تشکیل شوراهای اداری، دعوت از افراد متخصص در اقصی نقاط کشور و اخذ جلسات شهرداریها با شوراهای شهر در کلیه شهرستانها و استخراج نمودن دیدگاههایی که میتواند به این مشکلات خاتمه دهد و تشکیل سمینارها و همایشهای کاربری و حذف فستیوالها در جهت رفع این معضل شده به نحوی که هزینه برگزاری این همایشها و نشستها خود باری بر بارها نیفزاید.
11)دعوت از افراد متخصص از داخل و در صورت لزوم در خارج از کشور و تامین مالی این افراد و خواستن کار مفید از این افراد.
12) استفاده درست از بودجههای تصویب شده که برای انجام امورات شهری در نظر گرفته میشود و دادن کار را به افراد کاردان و موثق در مرحله اجرایی که از اهمیت ویژهای برخوردار است و عدم استفاده از افراد غیر متخصص که با توجه به بررسیهایی که به عمل آمده افراد متعددی به عنوان پیمانکار شهرداری معرفی میکند که توان کار را ندارند و مشکلاتی از این قبیل را ایجاد مینمایند و در سایر کارها نیز این موارد کاملا به چشم میخورد.
13) با توجه به اینکه در هر کشوری به شهر سازی جهت ارتقا و گسترش فرهنگ آن اهمیت میدهد و از طرفی رکن رکین هر کشوری را شهرداریها ایفا میکنند که با این حال نیاز به مدیران مجرب و متخصص و به تعبیری تکنوکرات میباشد.
14) توجه جدی به تشویق و توبیخ مدیران اجرایی به طوری که این کار باعث میشود تا مدیران اجرایی نسبت به کار ملزم شوند و در ارتقای سطح کاری عزم بیشتری را به کار گیرند.
15) با همه این تفاصیل به نظر میرسد عمدهترین مشکل در این رهگذر آن است که مدیران اهل کار به معنای اعم کلمه اولا تعداد آنها اندک است دوم اینکه در بسیاری از مواقع خودکامه و خود رای عمل میکنند. سوم مدیران قویتر و کارآمدتر از خود را نمیپذیرند و یا سد راه آنها میشوند و چهارم به ظواهر امر توجه میشود نه به واقعیتها با این توضیح که یک فرد تحصیل کرده غیر کارا بر یک فرد مجرب و متخصص ترجیج داده میشود یعنی در کثیری از مواقع آنانی که مدرکی در دست دارند یا چند صباحی در دانشگاهی درس خواندهاند بر آنان که سالها در کوران کار و تلاش قرار داشتهاند و یا به تعبیری در کوره کار پخته شدهاند و تجربه گرانقدری اندوختهاند ترجیح داده میشوند.
جان کلام آنکه اگر وجدان کاری در جامعه ما به نحو مطلوبی جای پایی باز کند و توجه به واقعیتها و همین طور تواناییهای افراد و مدیران و مسئولان نمود پیدا کند گامهای اساسی در رفع این معضل برداشته خواهد شد و اگر شعار ما بر این باشد که کارها را به کاردان و کارکن بسپاریم تحت هر شرایطی و در هر موقعیتی قطعا توفیق در همه حال همراهمان خواهد بود و در روند رو به رشد فرهنگ مردم نیز گامی اساسی و حیاتی خواهد بود.