تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۸۹۱۱۶
چالش‌های احزاب در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه

هر چه به زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 2007 فرانسه نزدیک می‌شویم، مسایل و مشکلات احزاب و شخصیت‌های سیاسی این کشور نمود بیشتری پیدا می‌کند.
به گزارش ایرنا یکی از مسایلی که از یکی دو سال پیش در رسانه‌های فرانسه بازتاب یافته و نظر تحلیلگران سیاسی را به خود جلب کرده، وضعیت کنونی احزاب سیاسی و مسایل درونی آنان است.
بر اساس اخبار منتشره و تحلیل‌های موجود یکی از مهمترین مسایلی که احزاب بزرگ راست و چپ این کشور با آن رو برو هستند، مساله غیبت شهروندان در انتخابات است، مساله‌ای که در انتخابات ابعاد رسانه‌ای گسترده پیدا کرده و مسئولان امر از دولتی گرفته تا حزبی، نسبت به آن هشدار می‌دهند.
در حقیقت دمکراسی نه فقط آرای ریخته شده به صندوق که میزان کمی و کیفیت آن نیز هست.
برخلاف عقیده برخی صاحبنظران سیاسی که همان آرای خارج شده از صندوق را برای تحقق یک انتخابات دموکراتیک کافی می‌دانند، بسیاری از ناظران و صاحب نظران سیاسی بر این تصورند که میزان کم آرای ریخته شده هر چند که تکلیف برنده انتخابات را روشن می‌کند، نمی‌تواند برای مشروعیت یک انتخابات و پرونده آن کافی باشد.
«غیبت» احزاب در انتخابات به یکی از مشکلات اساسی انتخابات‌های فرانسه در هر دولتی بدل شده است و تحلیلگران هر باره پیشنهادهایی برای افزایش میزان مشارکت مردم در انتخابات و فعال کردن هواداران احزاب می‌دهند.
یکی از مسایل اساسی احزاب فرانسه در سال‌های اخیر که بی‌ارتباط با مساله غیبت انتخاباتی نیست، مساله عضوگیری احزاب است.
این مساله که در حقیقت رگ حیاتی هر حزب سیاسی در فرانسه است، گاه به دلیل بی‌اعتنایی مردم به امور سیاسی، خود به معضلی جدید بدل می‌شود.
این مساله از آن حیث اساسی است که هر حزب سیاسی بسته به تعداد اعضای خود و میزان آرایی که می‌تواند در هر انتخابات برداشت کند از یا امکانات و بودجه دولتی برخوردار می‌شود و می‌تواند راه را برای دستیابی به قدرت هموار سازد.
کاهش میزان کمی مشارکت هر حزب در امور، به معنی کاهش هواداران و به تعبیر دیگر به معنای کاهش میزان محبوبیت اجتماعی و یا مقبولیت آنهاست.
از این روی رهبران احزاب سیاسی همواره تلاش می‌کنند تا با فعال کردن هواداران و تحریک آنان به فعالیت سیاسی، آنان را وارد فضایی کنند که می‌تواند حزب را در نظرگاه عمومی اعتلا بخشیده و به آن جایگاهی مناسب‌تر بدهد.
صحنه مشارکت سیاسی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپای غربی دیدنی است، مردم می‌دانند که برای دفاع از سرنوشت خود باید به عضویت حزب درآیند، این فقط حزب و برنامه‌های ارایه شده آن است که می‌تواند آرمان هر فرانسوی را در انتخابات تضمین کند.
از همین روی همه نیک می‌دانند که عدم مشارکت حزبی به این معنا است که سرنوشت کشور را به دست افرادی بسپارند که در انتخاب آنها هیچ نقشی نداشته و یا از ابزار نظارت بر آنها خود را محروم سازند.
هر حزب نیز در زمان بیرون بودن از دایره قدرت، کمیته‌های مربوط به خود یا دولت را در سایه خود دارد و اعضای هر حزب به ویژه احزاب فراگیر می‌دانند که در زمان مناسب با دستگاه‌های اجرایی آینده کشور و مسئولان آن در ارتباط خواهند بود.
حزب سوسیالیست فرانسه با همین تمایل عمومی فقط در عرض یک ماه توانسته بود 60 هزار عضو را جذب و برای آنان کارت عضویت صادر کند. این افراد تازه وارد نیز هر یک با شش ماه حضور و سابقه در حزب می‌توانند در رای گیری‌های درون حزبی شرکت کرده و با انتخاب فرد منتخب برای انتخابات ریاست جمهوری بطور عملی تاثیر خود را بر جهت گیری احزاب بگذارند.
چپ‌ها در حزب سوسیالیست‌، امروزه می‌دانند که نباید به راست‌ها اجازه دهند بیش از این (دوازده سال) قدرت اجرایی کشور را در دست داشته باشند.
به ویژه جهت گیری‌های امروز در این حزب برای ممانعت از قدرت‌گیری «نیکولا سارکوزی» رییس حزب حاکم فرانسه «یو. ام. پ» است که از نظر آنان خشن‌ترین آدمی است که ممکن است آرمان‌های سوسیالیست‌ها را پیش از این بر باد دهد.
هر یک از اعضا، خود در برگزاری نشست‌های منطقه‌ای، چسباندن تراکت‌ها و اعلامیه‌های حزبی و تبلیغاتی و سایر فعالیت‌های حزبی مشارکت می‌کنند.
سوسیالیست‌های فرانسه امروز به همین دلیل وضعیت خوبی در عضوگیری دارند و از بیلان کاری انتقاد آمیز راست‌ها کمال استفاده را کرده و مردم را برای یک جهت گیری ضد راست آماده می‌سازند.
در مناطقی از فرانسه که بطور سنتی به یک حزب تعلق دارند تلاش حزب مخالف در عضوگیری افزایش یافته و آنان سعی دارند تا قدرت منطقه‌ای را از دست رقیب بربایند، تصرف شهرداری‌ها یکی از مهمترین اهدافی است که هر حزب در سر دارد.
در درون حزب سوسیالیست شخصیت‌های متعددی آماده نامزدی انتخابات ریاست جمهوری هستند، «دومینیک استروس کان»، «لوران فابیوس»، «لیونل ژوسپن»، «فرانسوا اولاند» رهبر این حزب و خانم «سگولن روایال» همسر او مطرح‌ترین نامزد کنونی هستند که هر یک طرفداران خود را دارند.
انتخاب هر یک از آنان جدای از علاقه شخصی افراد حزب، در مقطعی می‌تواند تصمیم کلی حزب و انتخاب نامزد واحد باشد.
نه تنها حزب سوسیالیست فرانسه که سایر احزاب نیز به اعضا به عنوان ذخایر حزبی نگاه و تلاش می‌کنند تا در تجمیع و سازماندهی آنان بیشترین توفیق را داشته باشند.
تاکتیک‌های شخصی نامزدها نیز می‌تواند بسته به وضعیت آنان متفاوت باشد، به عنوان مثال فردی چون روایال به دلایل متعددی از جمله جوانی، زن بودن و ترکیب ظاهری (موجی از نهضت زنانه در احزاب سوسیالیست و چپ دنیا براه افتاده که پیروزی هر یک در کشوری برای دیگران امید بخش بوده است) مدیریت موفق منطقه‌ای وی در استان پواتو شارانت و نزدیکی به رهبری حزب و سابقه اجرایی برای او توانسته مزیت‌هایی بیافریند.
لیونل ژوسپن نخست وزیر پیشین فرانسه که پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری گذشته اعلام بازنشستگی کرده بود، بار دیگر به صحنه آمده و برای کرسی ریاست جمهوری آینده تلاش بسیاری می‌کند. تجربه ژوسپن و محبوبیت چهره او بار دیگر طرفداران او را می‌تواند بسیج کند.
لوران فابیوس چهره دیگر حزب سوسیالیست فرانسه که گرچه رهبری حزب دیگر حزب سوسیالیست فرانسه که گرچه رهبری حزب را در دست ندارد ولی با سوابق اجرایی قوی در میدان است با انتقادهای تند و پخته از دولت بار دیگر هواداران سوسیالیست خود را برای کارزار انتخاباتی آماده می‌کند.
جک لانگ وزیر فرهنگ پیشین فرانسه نیز چهره محبوبی دارد و امروزه برای هواداران خود از جذابیت لازم برای ورود به الیزه بر خوردار است.
دیگران همچون دومینیک استروس کان وزیر سابق فرانسه که وبلاگی شخصی نیز دارد با ورود به صحنه انتخابات رنگ دیگری به فضای انتخاباتی این حزب داده و به نظر می‌رسد از جدی‌ترین نامزدهای حزبی است.
هر یک از این نامزدها برنامه خاص خود را البته با اهداف مشترک حزبی ارایه می‌دهند و هواداران خود را بیش از پیش به مشارکت در امر انتخابات فرا می‌خوانند.
گرایش‌های رهبران حزبی در هر استان نیز مهم است و هر نامزد سوسیالیست که در هر یک از استان‌ها طرفدارانی دارد، می‌تواند با نزدیکی دوباره به آن استان فشار به مجمع عمومی حزب را برای طرح خود افزایش داده و حزب را در نتیجه گیری برای معرفی نامزد واحد نزدیک سازد.
نطق‌های نامزدها حساب شده است و با توجه به حساسیت‌های هر حزب برنامه‌های نامزدها را تبیین می‌کند. در برخی موارد چون نطق روایال که در ماه‌های اخیر جنجال برانگیز بود، می‌توان تاکتیک مقطعی را نیز مشاهده کرد، گرچه همیشه این مواضع نوظهور نمی‌تواند همه به ویژه رهبران حزب را راضی کند.
ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که با توجه به همه شاخص‌های موجود روایال در صدر است و هواداران شهرستانی نیز برای استنشاق هوای تازه از نامزدهای شناخته شده‌تر و یا کهنه‌کار کمی فاصله گرفته و به سوی چهره‌ای جدیدتر چون روایال می‌شتابند.
محورهای نطق وی از معنای تعهد سیاسی گرفته تا نبرد سخت جنبش کارگری، مبارزه برای حقوق زنان، تغییرات جدید و تعهدات نو سیاسی، انسان را یاد مبارزات حزبی و انتخاباتی بلر در انگلستان می‌اندازد، مبارزه‌ای که باید هر چه زودتر به مشاهده منافع سیاسی آن توسط مردم ختم شود.
مدیریت استان پواتو شارانت در سال‌های اخیر به روایال فرصت داده تا از نزدیک با مردم تماس داشته و نیز در تحولات استانی بیشترین قدرت مانور خود را به نمایش گذارد. این استان پایگاه حزبی ژان پیر رافرن نخست وزیر سابق نیز هست.
بهره گیری از اینترنت یکی از راهکارهای موثر برای احزاب سیاسی است و هر حزب سعی می‌کند تا با استفاده از ابزار نوین انتخاباتی از شیوه‌های کلاسیک فاصله بگیرد.
راه اندازی وبلاگ که بسیار ارزان و قابل دسترس است، به نامزدها فرصت داده تا با ارتباط مستقیم با هواداران خود تریبونی مستقل برای خود راه اندازی کرده و مسایل و علایق شخصی را با هواداران خود در میان گذارند.
مقامات حزبی فرانسه معتقدند نباید و نمی‌توان این فرصت را از دست داد و باید از اینترنت و سایر فناوری‌های ارتباطی بیشترین استفاده را برد.
به همین ترتیب «اس. ام. اس»های تلفن همراه نیز در خدمت تبلیغات حزبی در آمده است.
در این کار البته امروز حزب راست پیشتاز بوده است و سوسیالیست‌ها نگرانی خود را از مشارکت حزبی مجازی و رای دادن اعضای راست روی اینترنت پنهان نکرده‌اند.
«فلتس» مسئول توسعه عضویت حزب سوسیالیست فرانسه معتقد است که باید بر روی لایه‌های مختلف اجتماعی کار کرد و با تلاش بر روی فعال کردن بخش‌ها دورتر و روستاها تلاش ‌می‌کند تا این حزب را از انزوای اجتماعی در آورده و آن را به نمادی جذاب برای مشارکت سیاسی نشان دهد.
به علاوه یک تقسیم بندی بر روی اعضا مسن و قدیمی و اعضای جوان نشان ‌می‌دهد که این حزب تمایل زیادی برای جذب جوانان دارد و می‌کوشد تا با انتقال جذابیت‌های نسل قدیمی به اعضای جوان و لایه‌های جوانتر شعارهای گذشته را بازسازی کرده و مناسب نیاز روز باز تولید کند.
مهمترین بخش این کار، شناسایی علایق جوانان بر روی اینترنت و فضاهای مجازی است، در این مرحله او معتقد است که باید از طرح پرسش مستقیم در مورد نامزد برتر خودداری کنیم، چرا که به نظر او آمارهای مختلف نشان می‌دهد که روایال از همه پیش است، به اعتقاد فلتس این کار را باید برای آخرین روزهای نزدیک به انتخابات گذاشت.
چپ‌های تندرو نیز چون کمونیست‌ها و یا حزب مبارزه کارگری به رهبری خانم «آرلت لاکیه» در ابعاد کوچکتر مشغول همین مبارزه‌اند. نامزدهایی که از این گرایش تاکنون به صحنه آمده‌اند چون لاگیه، بزانسونو، ژوزه بووه، ژرژ بوفه، فرانسین باوه، که جناح کمونیست، تروتسکیت‌ها را نمایندگی می‌کنند همچنان مشغول طرح شعارهای ضد لیبرال هستند.
رویدادهای بین‌المللی در زمینه جهانی سازی، حرکت فوق لیبرال دولت راست حاکم در دفاع از سرمایه داری و مسایل درونی اتحادیه اروپا بهانه‌های انتخاباتی آنها را کامل کرده و برای هواداران آنها شعارهای جذاب می‌سازد.
به علاوه چپ‌ها از شکست راست‌ها در جریان رفراندوم قانون اساسی کمال بهره‌برداری را در بسیج کردن هواداران خود می‌کنند و امیدوارند بتوانند این تجربه را در انتخابات ریاست جمهوری نیز تکرار کنند.
شکست راست‌ها البته به همین مورد محدود نمی‌شود، در دست داشتن قدرت اجرایی توسط راست‌ها این امکان را به چپ‌ها داده است تا با دقت هر چه بیشتر دولت راست را زیر ذره بین گذاشته و مشکلات آن را برای مردم برجسته سازند.
تلاش ‌ماه‌های اخیر «ژاک شیراک» رییس جمهوری فرانسه برای ایجاد وحدت ملی بین سران حزبی و ملی این کشور تاکنون ناموفق بوده است.
شکست‌های مداوم راست‌های فرانسه که اکنون قدرت را در دولت در دست دارند و پرونده بانک «کلی یراستریم» آنان را تا آستانه شکست در انتخابات آینده این کشور پیش برده است.
این مسایل و نیز اختلاف در میان رهبری راست و نیروی نوظهور سارکوزی خود بر بحران راست‌ها افزوده است.
تجربه نشان می‌دهد که مردم فرانسه از چهره‌های تکراری می‌گریزند، خاطره «شارل دوگل» قهرمان ملی این کشور هنوز از یاد نرفته که با همه زحمات و فداکاری‌ها برای آزادی مردم فرانسه، مردم این کشور چگونه او را بدرقه کردند.
سارکوزی وزیر کشور و رییس حزب حاکم فرانسه می‌کوشد با جوانگرایی، چهره‌ای نو از راست‌ها نشان دهد ولی در این زمینه چپ‌ها بیشتر از راست حاکم توانسته‌اند هواداران جدید برای خود پیدا کنند.
راست‌ها نیز که از زمان انتخابات شهرداری پاریس در ماه‌های گذشته وارد فضای جدی انتخاباتی شده‌اند، با تشویق هواداران و اعضا به رقابتی وسیع و گسترده با احزاب مخالف خود دست زده‌اند.
بحث بر سر افزایش آرا و جلب اعضای جدید در بین احزاب فرانسه به جلب خارجیان نیز تسری پیدا کرده است.
سارکوزی و حزب حامی وی می‌خواهند با گسترش حق رای به خارجیان مقیم (دارای کارت اقامت دهساله) این انتخابات را هر چه بیشتر باشکوه کرده و تعداد بیشتری را به پای صندوق‌های رای بکشانند ولی از سوی دیگر بحرانی که امروزه در مورد اخراج خارجیان مهاجر در فرانسه در گرفته است، راست فرانسه را تهدید می‌کند.
سوسیالیست‌ها از همین بهانه استفاده کرده و با یک حمایت سیاسی از مهاجرین و اتباع خارجی مقیم فرانسه در حال اخراج و شوراندن مردم علیه راست‌ها در حال استفاده از همین شعارهای سارکوزی بوده و تلاش می‌کنند تا تناقض‌شعارهای سارکوزی و حزب راست را به مردم نشان دهند.
هنوز معلوم نیست شعاری که سارکوزی برای افزایش آرای شرکت کنندگان در انتخابات با قانونی کردن حق رای خارجیان سر داده با بحرانی که امروز علیه او راه افتاده بتواند نتیجه خوبی به بار آورد.