تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۸۹۱۴۷
گفت‌وگو با دکتر فریدون سحابی
هاشم باروتی مقدمه: چهار سال از درگذشت مرحوم دکتر یدا... سحابی، پدر علم زمین شناسی ایران و سیاستمدار فرهیخته و دیندار ایرانی می‌گذرد. دکتر سحابی، یاور و همرزم مهندس مهدی بازرگان از جمله کسانی بود که سعی در آشتی بین علم و دین داشت و در این مسیر تلاش‌های بسیاری نمود که از جمله می‌توان به کتاب خلقت انسان در قرآن او اشاره کرد. در همین راستا گفت و گویی با فریدون سحابی فرزند سوم مرحوم ید ا... سحابی انجام گرفته است که آن را می‌خوانید. دکتر فریدون سحابی در سال 1316 در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را که متاثر از پدر بوده را در رشته زمین شناسی در دانشگاه تهران به پایان رسانیده و برای تکمیل مدارج علمی خود را تا مقطع دکترای اکتشاف نفت در دانشگاه لندن به ادامه تحصیل پرداخته است. وی پس از مراجعت به ایران به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه تهران از سال 1347 به فعالیت پرداخته که این همکاری با هیات علمی دانشگاه تا انقلاب اسلامی سال 1357 تداوم پیدا کرده است. وی در دولت موقت مسوولیت سرپرستی سازمان انرژی اتمی و معاونت نیرو را عهده دار شده که این همکاری تا اوایل سال 1361 در سازمان انرژی ادامه یافته است. از جمله فعالیت‌های سیاسی ایشان، می‌توان به عضویت در نهضت ملی و نهضت آزادی اشاره کرد که قبل از انقلاب همراه با برادر بزرگتر (مهندس عزت ا... سحابی) و 17 نفر از همفکران خود از نهضت آزادی جدا شده و گروه موسوم به ملی- مذهبی‌ها را راه‌اندازی کردند. در سال 1380 از کسوت استادی به علت بازنشستگی از دانشگاه فنی کناره گرفت و در حال حاضر به عنوان مشاور فنی دانشکده فنی مشغول فعالیت است.

* آقای دکتر، در برهه‌ای از تاریخ اندیشه ایران، روشنفکران مذهبی، بین سنت و علم ارتباط برقرار کردند. در شرایطی که اندیشه‌های مارکسیستی توسط جریان حزب توده در بین جوانان دلبری می‌کرد، اینان تعریفی متفاوت از مفاهیم مذهبی ارائه کردند. لطفا در ابتدا توضیحی در رابطه زندگی سیاسی دکتر سحابی بدهید و اینکه شما این مسیر تفکری را چگونه تبیین می‌کنید و نقش مرحوم دکتر یدا... سحابی را در این پروسه چگونه می‌بینید و در صورت امکان جایگاه علمی ایشان را مشخص‌تر کنید؟
** فعالیت‌های علمی و آموزشی مرحوم دکتر سحابی بعد از مراجعت از فرانسه عمدتا در دانشگاه تهران شروع شد. ایشان و چند نفر دیگر از جمله مهندس مهدی بازرگان و دکتر محمد قریب که تقریبا تحصیلات خارج از کشورشان همزمان بود در مراجعت به ایران، در دانشگاه تهران که آن زمان ابتدای فعالیت علمی‌اش بود، فعال شدند.
پدر من در دانشکده علوم دانشگاه تهران در رشته زمین شناسی به عنوان پیشگام یا موسس رشته زمین شناسی دانشگاه تهران شروع به کار کرد.
آن زمان امکانات آموزشی در سطح تحصیلات عالی خیلی محدود بود. بنابراین این افراد تلاش خود را در ایجاد و تاسیس رشته زمین شناسی در دانشگاه تهران به کار بردند تا این رشته تاسیس شود. این رشته در ابتدا در غالب علوم دانشگاهی و بعد هم در غالب کارهای اجرایی و عمرانی مورد استفاده قرار گرفت و از این جهت آثار و باقیات زیادی از ایشان به جای مانده است که دانشکده رشته زمین شناسی از آن جمله است.
به جرات می‌توان گفت بخش اعظم نهادهای امروزی گروه زمین شناسی دانشگاه تهران به دست ایشان و همت و مدیریت ایشان به وجود آمد.
در سال 1332 در ارتباط با فعالیت‌هایی که دولت پس از کودتا انجام داد، بخصوص در زمینه نفت و ملی شدن نفت و زحمت‌هایی که مرحوم دکتر مصدق در ارتباط با آن متحمل شده بود، شاهد نابسامانی‌ها و مسائلی چون بستن قراردادهای نفتی به سبک و سیاق قبل از نخست وزیری دکتر مصدق بودیم که تعداد 11 نفر از استادان دانشگاه از جمله مرحوم دکتر سحابی و مرحوم بازرگان نامه اعتراضیه‌ای را به دولت نوشتند و مخالفت خود را اعلام کردند که با واکنش دولت مواجه شد و این تعداد از اساتید را از دانشگاه به مدت یک سال اخراج کردند.
در این مدت، یک هسته فعالیت فنی- اقتصادی به نام شرکت «یاد» که مخفف 11 استاد دانشگاه بود، شکل گرفت.
پس از یک سال مجدد این 11 نفر به دانشگاه فرا خوانده شدند و خدمات علمی و آموزشی مرحوم سحابی همچنان ادامه پیدا کرد.
از جمله فعالیت‌هایی که در ارتباط با مسائل فکری ایشان قابل ذکر است، این بود که دکتر سحابی بنا به اعتقاد و ایمان قوی که به مبانی دینی و مکتب توحید داشت، هیچ وقت کار و برنامه زندگی ایشان از این فعالیت‌ها و از این تفکر و ایمانشان جدا نبود.
در واقع انگیزه‌های دینی در صدر انگیزه‌های دیگر ایشان بود و بعد از مسائل دینی، مسائل علمی از جایگاه خاصی برخوردار بود.
لذا فعالیت‌های غیر علمی دکتر سحابی با فعالیت‌های ذهنی ایشان همواره موازی هم بود.
در رابطه با بعد علمی ایشان باید گفت مسائل علمی ایشان عمدتا آموزشی بوده در زمینه علوم طبیعی، مسائل زمین شناسی و ...
ایشان به محتوای آموزشی مقطع متوسط بسیار توجه داشت، به همین دلیل سعی زیادی داشت تا مطالبی که در محدوده تخصص ایشان بود با عمق بیشتری آموزش داده شود و یک معلم به تمام معنا بود.
توجه ایشان به مباحث اعتقادی باعث شد که دکتر سحابی از اواخر دهه 20 به بعد که اوج فعالیت‌های حزب توده بود و افکار کمونیستی اشاعه زیادی داشت و پایگاه اصلی آنها هم دانشگاه بود، به سمت علمی کردن دین پیش رود.
به همین دلیل، شرایط ایجاب می‌کرد که هسته‌هایی که به ازای فعالیت‌های ارگانیک و منسجم حزب توده و تمایلات زیادی که در جوان‌ها ایجاد می‌شد، کاری انجام می‌گرفت. به همین دلیل مهندس بازرگان و مرحوم ید ا... سحابی زمینه یکسری فعالیت‌های دینی را در دانشگاه تهران فراهم کردند.
* این نوع فعالیت‌های مذهبی با چه بازخوردی از طرف طیف سنتی جامعه مواجه شد و چه راهی را گشود؟ آیا می‌توان نسبتی بین این طیف از روشنفکران دین مدار که مذهب را به روز می‌خواستند با کسانی که بطور سنتی به مذهب رویکرد داشتند، نسبتی برقرار کرد؟
** خیر، تقریبا مستقل بود. در آن زمان روحانیت در مسائل سیاسی زیاد فعال نبودند و بعد هم تبلیغات مذهبی از طرف این قشر نمی‌توانست برای دانشجویان جوابگو باشد و در مقابل موج عظیم کمونیست‌ها در دانشگاه مقاومت کند.
لذا لازم بود در داخل دانشگاه توسط خود دانشگاهیان این حرکت شروع شود که سرسلسله آنها هم مهندس بازرگان و دکتر سحابی بود.
در سال‌های اول فعالیت این دو چهره منجر به جلب و متمرکز شدن دانشجویان شد که از درون آن انجمن اسلامی دانشجویان درآمد که خود هسته‌ای شد برای فعالیت‌های فکری و اعتقادی- ایمانی که یکی از پایگاه‌های مقاومتی بود در برابر حزب توده.
قبل از انقلاب در دهه 40 و 50 دکتر سحابی به دنبال آموزش متوسطه دانش آموزان به این نتیجه رسید که علاوه بر تقویت مبانی علمی دانش آموزان باید مبانی فکری عقیدتی و مذهب آنان را نیز تقویت کرد تا با انگیزه‌های فکری- مذهبی وارد دانشگاه شوند.
* در بررسی اندیشه دکتر سحابی می‌توان به کتاب خلقت انسان در قرآن اشاره کرد که ایشان با نگاهی علمی سعی در تبیین مبانی مذهبی و اعتقادی دارند. این نوع رویکرد به مذهب چه بازتابی در بین اقشار مختلف داشت و چه راهی را برای جامعه ایران باز کرد؟
** در مباحث علوم زمین شناسی، یکی از مسائل کلیدی علم تکامل است. علم تکامل یکی از مباحثی بود که مرحوم دکتر سحابی به آن خیلی علاقه داشت و با علاقه این درس را در دبیرستان‌های آن زمان ارائه می‌کرد. مطالب و محتوای برنامه‌ای که ایشان در زمینه علوم تکامل مطرح می‌کردند، دقیقا محتوی و برنامه بقیه کسانی که این درس را ارائه می‌کردند، متفاوت بود.
دکتر سحابی تکامل علوم زمین شناسی را در یک قالب تخصصی و پر محتوایی ارایه می‌کرد و از سال 1339 به بعد که فعالیت‌های سیاسی دکتر سحابی شکل گرفته بود، در قالب جبهه ملی فعالیت می‌کردند. در جبهه ملی گروه و شاخه‌ای بود که با اعتقادات دینی به فعالیت‌های سیاسی می‌پرداختند. این گروه در جبهه ملی ممتاز بودند. این نیاز که باید با تفکرات دینی به مسائل سیاسی نگریست، منجر به تشکیل نهضت آزادی شد.
مرحوم دکتر مصدق کلیه کسانی که به مبانی و انگیزه‌های ملی پایبند بودند را در داخل جبهه ملی دعوت می‌کرد که جبهه ملی از اجماع این عده تشکیل شده بود. یک عده از این جمع اعتقاد مذهبی داشتند که در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی شان اثر داشت.
بعد از تشکیل نهضت آزادی که مهندس بازرگان، یدا... سحابی، مرحوم طالقانی، رحیم عطایی و دیگران در این جمع بودند، زیر این نام متشکل شدند و جبهه ملی نیز آنها را پذیرفت.
در این فعالیت‌ها که مصادف با سال 1343 به بعد شد، اپوزیسیون حکومت شکل گرفت که منجر به بازداشت سران نهضت آزادی شد. در داخل زندان فرصتی به وجود آمد که دکتر سحابی به مطالعاتی در زمینه‌های دینی و علمی بپردازند که متاثر از مباحث تکامل بود. دکتر سحابی براساس الهاماتی که از قرآن می‌گرفت و آن بنیان‌های علمی و تخصصی که از علم تکامل داشت متوجه شد که علم تکامل برخلاف آنچه که در محافل دینی با مخالفت مواجه شده بود، هیچگونه مغایرتی با مباحث دینی ندارد.
دکتر سحابی به دلیل آشنایی با مفاهیم و آیات متعدد قرآن، نزدیک به 16 آیه را پیدا کرد که در تفسیر آنها اصل تحول و تکامل موجودات، زنده را از ابتدا تا انتها تایید کرده و به همین دلیل برای تایید علم تکامل ایشان استنادات قرآنی داشت. این مباحث آن زمان حرف جدیدی بود که در محافل داخلی و خارجی بسیار جدید بود.
این موضوع خیلی سخت مورد پذیرش محافل دینی قرار می‌گرفت، چرا که آن آشنایی و زمینه‌های علمی تکامل در محافل دینی موجود نبود و از طرفی هم اطلاعات و آشنایی با مفاهیم قرآنی در این طرف وجود نداشت.
دکتر سحابی یک پل ارتباطی بین این دو برقرار کرد. دکتر سحابی هم آموخته‌های دینی و قرآنی و هم آموخته‌های علمی و تخصصی تکامل داشت. در ارتباط این دو، دکتر سحابی متوجه شد که خلقت انسان در قالب علم تکامل قرار گرفته است.
در آن زمان مخالفت‌ها بیشتر صوری و شعاری بود، تنها مقامی که در آن زمان با دکتر سحابی به بحث نشست و در ارتباط با مسایل عنوان شده ایشان مخالفت علمی ارائه داد، مرحوم علامه طباطبایی بود.
مرحوم علامه طباطبایی با پدر جلسات مباحثه متعدد داشتند و این دو به خوبی با یکدیگر بحث می‌کردند که من هم شاهد این بحث‌ها بودم.
خیلی محیط تفاهم و محبت آمیزی بود. مرحوم طباطبایی در صدد فراگرفتن علوم بود و مرحوم دکتر سحابی هم از علم و تقوی و بصیرت و تخصص علامه طباطبایی کمال استفاده را می‌برد، در تفسیر و تبیین آیات قرآن.
من کس دیگری را ندیدم که در محافل روحانی و دینی ایران به اندازه مرحوم طباطبایی به این اندازه با حساسیت برخورد کند.
هم مرحوم طباطبایی و هم مرحوم سحابی به صورت ضمیمه مباحث شکل گرفته را به چاپ رسانیدند و از آرای یکدیگر استفاده کردند.
به غیر از مرحوم طباطبایی، دو شخصیت به کتاب خلقت انسان حساسیت نشان دادند، یکی مرحوم طالقانی بود و دیگری مرحوم مطهری. این دو شخصیت به اندازه علامه طباطبایی وارد مباحثه نشدند.
همانطور که دکتر سحابی نسبت به برداشت‌های سنتی از دین ایراداتی داشت، آنها هم به برداشت‌های دینی و تفاسیری که ایشان از آیات قرآن داشتند، اشکالاتی وارد می‌کردند. هیچ وقت این اختلاف نظر در حد تکفیر بالا نیامد، چرا که کسی در تدین ایشان شکی نداشت و اختلافات بنیادین نبود.
مرحوم سحابی آمد که بگوید هیچ گونی تغایر و تقابلی بین علم و دین وجود ندارد، ولی دین حوزه خودش را دارد و علم هم حوزه خودش را.
این کتاب به فرانسه و آلمانی قرار بود ترجمه شود. این مباحث در آن زمان در اروپا هم مورد استقبال قرار می‌گرفت.
* مرحوم دکتر سحابی در کشور ما به عنوان یک چهره ملی و مذهبی علاوه بر شخصیت علمی‌شان مطرح هستند. شما در بعد مذهبی ایشان نگاهی به کتاب خلقت انسان در قرآن داشتید و مباحثی را مطرح فرمودید. در بعد دوم شخصیت ایشان یعنی ملیت چه مشخصه‌هایی را می‌توان ذکر کرد و به اعتقاد دکتر یدا... سحابی ملیت برای یک ایرانی باید دارای چه مولفه‌هایی باشد؟
** ملیت فقط به شناسنامه ایرانی داشتن ختم نمی‌شود. هر کسی در غالب وطن و مرز و بومی که به آن شناخته می‌شود هم احساس تعلق می‌کند و هم آن مرز و بوم را متعلق به خودش می‌داند، ما به این می‌گوییم میهن.
در رویکرد من در مقابل وطن و وطن در مقابل من شاهد دو پدیده متعهد هستیم. دکتر سحابی هم مثل بقیه کسانی این تفکر را دارند، به این اصل خیلی پایبند بودند. نسبت به مملکت و مسائل مملکتی فوق العاده مسوولیت پذیر و احساس تعلق داشت. هر کسی این علاقه را به نحوی ارائه می‌کند، معمولا در آن زمان که پیاده کردن علاقه در غالب شغل و حرفه مفهوم داشت و ممکن بود، این افراد رشته آموزش و پرورش کارهای علمی- آموزشی را به این دلیل پذیرفتند که بتوانند جوان‌های مملکت را به عنوان سرمایه‌های آینده مملکت بسازند و هم اینکه بنیه علمی مملکت را متعال کنند. به همین دلیل با دنیای غرب آشنا بودند و با پیشرفت‌هایی که در دنیای صنعتی اتفاق افتاده بود و اتفاق می‌افتاد، در ارتباط بودند و آشنا بودند و لذا در این آرزو بودند که آن پیشرفت و توسعه را نیز در کشور خودشان پیاده کنند. یعنی سرزمین خودشان را نیز به آن سطح از ارتقا و پیشرفت برسانند.
هر انسانی در غالب این تفکر یک راهی را انتخاب می‌کند. یک کسی ممکن است به صرف خدمات فردی‌اش بسنده کند، یک کسی ممکن است به غالب خدمات فردی به علاوه خدمات اجتماعی تکیه کند و یک کسی هم ممکن است خیلی فراتر برود و وارد گود سیاسی شود. اکثر افرادی که در آن زمان با محدودیت‌های خیلی زیاد مواجه بودند، گام در راه پر خطر می‌گذاردند و این افرادی که فداکاری می‌کردند و از خیلی چیزها گذشت می‌کردند، کار خلاف را نه تنها نمی‌پذیرفتند، بلکه در مقابل مسائلی که مملکت را به انحراف می‌کشاند، ایستادگی می‌کردند.
ملیت مدارج مختلف دارد. دکتر سحابی از جمله کسانی بود که به زندان افتاد و از حقوق خودش محروم شد. اگر این افراد در اعتقادات سیاسی‌شان خالص و مخلص نبودند و اگر اینها در جهت مبارزه با فساد، استبداد و استعمار که سمبل‌های حکومت آن زمان بود، مرد و مردانه نمی‌ایستادند، حکومت آن زمان هم مانند بقیه مخالفین با آنها برخورد می‌کردند. هر کدام از اینها به حبس‌های طولانی مدت کشیده شدند. منظورم این است که بعد میهن دوستی و ملیت و تعهد میهنی شان همان اندازه قوی بود که تعلق مذهبی‌شان. بنابراین این چهره‌ها دو انگیزه داشتند، یکی انگیزه ملی و یکی هم انگیزه مذهبی که در هر دو نیز کم نگذاشتند و تا آنجا که توانستند، به فعالیت پرداختند.
* دکتر سحابی اعتقاد مذهبی خود را چگونه توانست به صورت نهاد و ساختار تبیین کند؟
** دکتر سحابی اعتقاد به یک تفکر سیستمی آموزشی داشت. همانطور که به علم جوان‌ها تاکید می‌کرد برای آموزش دینی جوان‌های 12 سال به بالا هم بسیار علاقه داشت و همیشه معتقد بود که نظام فرهنگ متوسطه باید با یک سیستم آموزش دینی صحیحی اداره کرد که جوان 12 ساله تا 19ساله نه تنها گریز از دین پیدا نکند، بلکه گرایش عمیق به دین پیدا کند.
در آن زمان مدارس دینی زیاد وجود داشت، ولی با سلیقه تعلیم و تربیتی که دکتر سحابی داشت، همخوانی نداشت. به همین دلیل تلاش کرد تا وزارت فرهنگ دانشسرایی را به وجود آورد که معلمان دینی پرورش یابد. این دانشسرا رسمی شد و وزارت فرهنگ رسمیت یافت. فارغ التحصیلان این دانشسرا معلمینی بودند که علوم دینی را آموخته بودند.
بنابراین همانطور که معلم ریاضی و شیمی و غیره داشتیم. معلم علوم دینی هم پیدا کردیم. این مساله در گذشته نبود. دکتر سحابی این دانشسرای دینی را راه‌اندازی کرد و در دوره‌های مختلفی از آن فارغ التحصیلان بیرون آمد که مبنای آن آموزش مبانی دینی به دانش‌آموزان بود.
ایشان به دنبال تاسیس این دانشسرا با دوستانش به فکر تاسیس یک دبیرستان افتاد که مدرسه‌ای برای اولین بار در منطقه نارمک با نام کمال تاسیس کرد. مدرسه کمال نارمک از جمله مدارس منحصر به فردی شد که دانش آموزان ضمن اینکه بهترین آموزش علمی را می‌دیدند، آموزش‌های مذهبی را نیز می‌آموختند و فارغ التحصیلان این مدرسه امروزه افراد خیلی بارزی در سطح جامعه هستند. مبانی اعتقادی این افراد مبانی اعتقادی کلیشه‌ای نبود. به مقدار زیادی با مفاهیم و مبانی ایمانی و علمی آشنا بودند.
مرحوم شهید رجایی از جمله معلمین این مدرسه بود. بعد از اینکه این مدرسه راه‌اندازی شد، دانش آموزان این مدرسه به راحتی به دانشگاه راه پیدا می‌کردند. خیلی زود ساواک دریافت که کسانی که از این مدرسه بیرون می‌آیند، مانند بنیانگذاران این مدرسه هم مسولیت پذیر می‌شوند و هم برای حکومت استبداد خطر آفرین می‌گردند. لذا بعد از مدتی که مدرسه کمال شناخته شد، ساواک مدرسه کمال را تعطیل کرد و امتیازش از طرف وزارت آموزش و پرورش و ساواک لغو شد که خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی این امتیاز مجدد احیا شد و مدرسه دیگری تاسیس شد به نام مدرسه کوثر که امروز از جمله مدارس موفق تهران از لحاظ کیفیت آموزش و هم از نظر کیفیت ‌آموزش‌های دینی و ...
تاسیس مدرسه، تاسیس دانشسرای علوم دینی، تاسیس نهادهای مختلف دیگر، فعالیت‌های علمی و سیاسی و ... شخصیت ملی ایشان را تشکیل داد و در آخر هم که آن توان و انرژی و جوانی را از دست داده بود. در منزل مشغول فعالیت بود و در نهایت همه اموالشان را وقف تحقیقات و آموزش و فرهنگ و علم کرد و این مدرسه کوثر امروز حاصل این وقفی است که ایشان در راه دین و علم این مملکت کردند. تمام اموال ایشان در دو موقوفه بزرگ یکی موقوفه اخلاق است که صرفا در جهت کارهای آموزشی و فرهنگی برای نیازمندان است، فراهم می‌آورد و یکی هم موسسه موقوفه دین مهر است که آن هم کارهای اجتماعی و خیریه می‌کند.
آنچه که به نظر من از این آدم‌ها باقی می‌ماند، نهادهای فکری و نهادهای ایمانی است و دکتر سحابی هم آنچه از خودش به عنوان باقیات و صالحات باقی گذاشته، همه این موسساتی است که الان در حال فعالیت است.