قبل از این گفته شد که سومین دوره مجلس پس از این سال و هفت روز در سال 1294 خورشیدی، تعطیل شد و عدهای از نمایندگان مجلس، مهاجرت بزرگ تاریخ معاصر را ترتیب دادند تا دور از دسترس قوای متفقین، دولت در مهاجرت را در کرمانشاهان، غرب ایران و سرحدات با عثمانی، اعلام کنند. سیاست دولت موقت در هجرت این بود که با متحدین نزدیک شوند و در صورت پیروزی آنان، دولت مرکزی را در پایتخت معزول کنند. در صورت پیروزی متفقین، دولت رسمی در پایتخت که با آنان نزدیک است، دولت مهاجر را به رسمیت نشناسد، به این ترتیب در صورت اشغال نظامی پایتخت و پیروزی هر یک از طرفین جنگ، دولت با فاتح، روابط حسنه داشته و رسمیت مییافت. پس از جنگ، اعمال قدرت نظامیان در سراسر ایران، اکثریتی از وکلای طرفدار سردار سپه پدید آورد. سیاست استعمار تمامی آزمندان و منفعتجویان را به دنبال سردار سپه روانساخت و عدهای در مطبوعات با قلم و بیان به حمایت از او برخاستند و امنیت را در قدرت وی جستند. سردار سپه پس از ریاست دولت، خواهان ریاست جمهوری شد و چون با ایستادگی اقلیت مجلس پنجم و مدرس و همه ایرانیان مواجه شد، از روی گرداندن مردم از قاجاریه و انقراض قریبالوقوع آن سلسله که به سبب مخالفت احمدشاه با قرارداد 1919 در معرض سیاست نوین استعمار، بر مبنای دیکتاتوری نظامی در منطقه قرار داشت، استفاده نمود و به وسیله وکلای خود در مجلس پنجم نخست حکومت موقت و سپس سلطنت را از آن خود و سلسله پهلوی کرد.
مجلس شورای ملی در پنجمین اجلاسیه با سیاست استعمار، بر مبنای تمرکز قدرت و برپایی دیکتاتوری نظامی در ایران، مانند ترکیه و سایر ممالک تحت سلطه استعمار، روبهرو بود. رضاخان به وسیله سیاستمداران و صاحب منصبان انگلیسی انتخاب و همراه شد. کودتا کرد و در دوران مجلس چهارم که پس از فترت شش ساله تشکیل شده بود توانست در مقام وزارت جنگ با عنوان برقراری امنیت، قوای نظامی کشور را در اختیار گیرد. دوره چهارم مجلس در اول تیرماه سال 1300 خورشیدی منعقد شد و عمر دو ساله خود را تا خرداد ماه سال 1303 خورشیدی سپری کرد. دوره پنجم پس از هفت ماه فترت در بهمن ماه همان سال آغاز به کار کرد. در سال آخر فترت شش ساله و در نبود مجلس قرارداد استعماری 1919 منعقد شد و موادی از آن به مرحله اجرا گذارده شد. قرارداد نهم اوت 1919 (مرداد ماه 1298 خورشیدی) به وسیله سرپرستی کاکس وزیر مختار انگلیس در ایران و دولت وثوقالدوله هنگامی که اروپا سرگرم مذاکرات صلح پس از نخستین جنگ جهانی بود، به امضا رسید. قرارداد 1919 با عنوان حمایت نظامی و مساعدت مالی و پرداخت وام، برای جبران خسارت جنگ و سپردن امور کشور به دست مستشاران انگلیسی و ترتیب نظام، مالیه، گمرک، عمران، اکتشافات، نقشهبرداری، صنعت و دیگر موارد مطرح شده بود. اجلاسیه پنجم مجلس شورای ملی، در روز 22 بهمن ماه 1302 خورشیدی برابر با 5 رجب هجری قمری و 11 فوریه 1926 میلادی با نطق محمد حسن میرزا، ولیعهد افتتاح شد.
دوره پنجم مجلس شورای ملی با سیاست استعمار و استبداد، برابر تمرکز قدرت در ایران و دیکتاتوری نظامی، بدان گونه که در ترکیه به وسیله آتاترک برقرار شده بود، مواجه بود اجلاسیه پنجم قانون خلع سلسله قاجار و سلطنت دودمان پهلوی را تصویب کرد و به عمر قاجاریه پایان داد. رضاخان فرمانده بریگاد قزاق، سالها تحت نظر صاحب منصبان انگلیس مراتب قدرت را پشت سر نهاده بود او در سوم اسفند ماه سال1299 خورشیدی به همراه سیدضیاءالدین طباطبایی کودتا کرد و کابینه سیاه صد روزه را تشکیل دادند. با سقوط این دولت سید ضیاء از ایران رفت و بدنامی کودتا به نام او همراه شد، در اردیبهشت ماه سال 1300 خورشیدی به وزارت جنگ رسید و لقب سردار سپه گرفت. سه سال بعد در آذر ماه سال 1303خورشیدی ریاست دولت و در 25 بهمن همان سال، مقام فرماندهی کل قوا را به دست آورد. همزمان با پایان مجلس چهارم و پس از شکست قرارداد استعماری 1919 در دوره فترت شش ساله مجالس سوم و چهارم به وسیله نمایندگان آزادیخواه دوره چهارم و در راس آنان مدرس، این بار سیاست الغای سلطنت قاجاریه و جمهوریت رضاخانی مطرح شد. استعمار و طرفداری استبداد رضاخان و نظامیان که به دنبال ریاست جمهوری رضاخان بودند، پس از شروع انتخابات دوره پنجم، در واپسین روزهای دوره چهارم بر آن شدند که در انتخابات به خصوص در ولایات با اعمال قدرت نظامی و تهدید و ارعاب، نمایندگان خود را روانه مجلس کنند، آنان در تهران و شهرهای بزرگ توان کنار زدن نمایندگان مردم را نداشتند و انتخابات تهران در روزهای پایانی مجلس چهارم، انجام شد اما در شهرهای دیگر به تعویق افتاد.
مشیر الدوله به عنوان ریاست انجمن نظارت بر انتخابات معین شده بود و روش او از جانب مردم و نمایندگان اقلیت، مورد انتقاد بسیاری قرار داشت. رضاخان به آزار و تهدید مشیرالدوله، رییس الوزرا و دیگر اعضای دولت پرداخته بود و سیاست استعمار به سقوط دولت انجامید. مشیرالدوله در تاریخ 29 مهر 1302 خورشیدی استعفا داد و سمت ریاست وزرا برای سردار سپه که برای دست یافتن به قدرت به هر اقدامی مبادرت میکرد، آماده شد. برای در دست داشتن مجلس و قانون نیز با دخالت در انتخابات دوره پنجم توانست اکثریت مجلس را به وسیله نمایندگان خود به دست آورد. اکثریت مجلس در دوره چهارم، با مدرس و آزادی خواهان مخالف سردار سپه بود. فقط ایستادگی مدرس و اقلیت کوچکی در مجالس دوره پنجم و ششم به مجلس معنا و توان وکالت مردم را میداد. پس از آن در دوره هفتم مجلس، رضاخان اجازه ورود حتی یکی از نمایندگان مخالف دیکتاتوری به مجلس را نداد و مجالس، تا دوره چهاردهم مجلس و شهریور 1320 سراسر فرمایشی بود.
ملک الشعرا بهار درباره وقایع زمان انتخابات دوره پنجم، مینویسد:؟ در خلال سقوط کابینه قوامالسطنه و تشکیل کابینه مرحوم پیرنیا مشیرالدوله سردار سپه موقع را مناسب دیده برای تحصیل نفوذ بیشتر دستور داد تا مرحوم محمدطاهر خان میرپنج که از صاحب منصبان قزاق بود انبار غله دولتی را که تا آن روز در تحت نظر وزارت مالیه اداره میشد اختیار خود در آورده و آن را تحت نظر وزارت جنگ قرار دهد. یعنی زیر نظر باشد و در که سیاست اقتضا کند در نان شهر و گندمی که به خبازها داده میشود اعمال نفوذ نماید و مواقع مقتضی و هنگامی چنان که بعدها خواهیم دید این مساله در ریاست وزرایی به نفع او تمام شد. طرفداران سردار سپه در مجلس حدود چهل نفر از وکلا با رهبری سید محمد تدین به فراکسیون تجدد معروف شدند. حدود چهارده نفر با رهبری سلیمان میرزا، فراکسیون سوسیالیست بودند که در ائتلاف با فراکسیون تجدد به پشتیبانی سردار سپه، اکثریت را در مجلس تکشیل دادند. اقلیت مجلس به زعامت مدرس و حدود هفت تن از یاران او بودند.