غلامحسین کرباسچی در گفت و گویی با سایت خبری روز با یادآوری نحوه شکلگیری دوم خرداد تنها دغدغهای را که سبب شد تا تمامی گروهها بر روی کاندیداتوری خاتمی اجماع کنند احساس نیاز تقویت و تجربه دموکراسی از سوی تمامی اصلاح طلبان دانست.
کرباسچی با اشاره به تصمیم خاتمی برای حضور در عرصه انتخابات دوم خرداد 76 گفت: «در مقام شوخی اگر بخواهم عرض کنم باید بگویم ما سراغ آقای خاتمی نرفتیم، آقای خاتمی سراغ ما آمد. به هر حال ایشان اولین بار جلسهای گذشتند و کارگزاران را دعوت کردند تا نظرمان را درباره کاندیداتوری خودشان بپرسند. در آن جلسه هم نظریات مختلفی ابراز شد. به هر صورت بین کاندیداهایی که آن موقع مطرح بودند و زمینه رای داشتند، آقای خاتمی نسبت به بقیه رأی بیشتری بین ما کسب کردند. اگر یادتان باشد قبل از دوم خرداد نیروی یکدستی در مجلس بود و ما هم بیشتر نگران این بودیم که این یکدستی به همه مقامهای اجرایی سرایت کند. ما فکر میکردیم عدم استفاده از همه نیروها در کشور، زمینه کار و فعالیت و استفاده از استعدادها را از بین میبرد. نگران بودیم که مجموعه یکنواختی بخواهد همه قدرت کشور را در اختیار بگیرد.»
وی در ادامه درباره همکاریهای خود با طیف سیاسی چپ گفت: من با آنها همیشه ارتباط داشتم، اما چپها هم آن موقع با آقای خاتمی نبودند. آنها یکمرتبه به آقای خاتمی رسیدند یعنی با یک برنامهریزی دراز مدت از قبل تعیین شده به سمت آقای خاتمی نیامدند.
کرباسچی در حالی که تاکید کرد چون فکر میکردیم خاتمی رأی میآورد ایشان را کاندیدا کردیم تصریح کرد: چون خیلیها میگفتند که ما اصلا فکر نمیکردیم آقای خاتمی رأی بیاورد. ایشان را فقط برای این انتخاب کردیم که برخی از حرفها را بزند. بله، این برداشت خود ایشان هم بود، اما به عقیده ما ایشان رأی میآورد چون زمینهاش در جامعه وجود داشت. وی افزود: در آن زمان بحثهایی وجود داشت که آقای خاتمی رای نمیآورد. حتی نظرسنجیها هم تا دو سه روز آخر این را نشان میداد. از طرفی در همان روزها کاریکاتوری کشیده شده بود که صندوق رأیی را نشان میداد که در برگه رأی نوشته شده بود خاتمی ولی وقتی از صندوق بیرون آورده میشد اسم ناطق نوری روی آن بود. وی همچنین تنها مشکل با خاتمی در آن برهه را برنامهریزی برای دولت او نامید و گفت: آقای خاتمی با این دید نیامده بود که برنده انتخابات است، بیشتر به این دلیل آمده بود که حرفهای تازهای را در جامعه مطرح کند. به همین دلیل ایشان از قبل برنامه منسجمی برای اداره کشور و تشکیل دولت نداشت و این مشکلات زیادی را موجب شد. در ادامه کرباسچی با اشاره به همخوانی ایدههای حزبش با برنامههای دولت خاتمی به گفت و گوهایی که میان کارگزاران و خاتمی صورت گرفته اشاره کرد و گفت: به هر حال ما قبل از انتخابات هم با ایشان این بحثها را داشتیم.
من خودم به شخصه همیشه با ایشان این گرفتاری را داشتم که یک برنامه مشخص برای شعارهایی که طرح میکردند و یک روند برنامهریزی شده برای یک کار چند ساله در دستور کاری ایشان نبود؛ برنامهریزی نداشتند، تحقیقات نداشتند، هدف مشخصی در میان نبود و به همین دلیل در مقابل بسیاری از فشارهای تبلیغاتی که از طرف مقابل وارد شد نتوانستند بایستند. گرفتاریها اینجوری بود دیگر. اما وی بزرگترین ضعف اصلاحات را ناپختگی همه اصلاحطلبان دانست و تاکید کرد: بیتجربگی و ناپختگی همه ما ضعف بزرگ اصلاحات بود. خیلی هم نمیشود سرزنش کرد. بالاخره تمام کسانی که برای رسیدن به مطالبات تلاش کردند نیتشان همین بود، اما تجربه دموکراسی پایدار را نداشتیم. روشنفکران ما هم همین گونه هستند. به سختی میتوان بعد از رسیدن به قدرت رفتار دموکراتیک داشت، زیرا فرهنگ دیکتاتورزدهای که از سالیان سال در کشور ما وجود داشته، بزرگترین مانع ما برای رسیدن به حکومت دموکرات پایدار است. اما خب اینها تجربهای میشود برای رفتارها و حرکات بعدی.
البته در نهایت وی به موفقیتهای اصلاحات اشاره کرد و افزود: به هر حال نمیشود گفت دولتهایی که سر کار آمدند موفقیتهایی نداشتند ، منتها باید موفقیتها را نسبت به انتظارات ارزیابی کرد. سرمایهای که ملت برای جبهه اصلاحات گذاشت و علاقهای که به مجموعه اصلاحات نشان داد، چه در مجلس و چه در شوراها، پاسخش این چیزی نبود که اتفاق افتاد. وقتی فکر میکنم در دوم خرداد تمام نیروهای فعال سیاسی و روشنفکر و تحصیلکرده و… برای یک امر اجتماعی و سیاسی بسیج شدند، چنان که کمتر در تاریخ ما نظیر داشت، حسرت میخورم. خیلی سخت است که دوباره این وضعیت پیش بیاید. پاسخ چنین سرمایهگذاری عظیمی آن طور که باید داده نشد.