چین امروز، با چین دیروز فاصلهیی معنیدار پیدا کرده است . در این کشور، پیشبرد اصلاحات اقتصادی و تداوم و تکمیل سیاست درهای باز، حفظ ثبات و آرامش سیاسی و اجتماعی، همراه با توسعه وحدت و یکپارچگی ملی، وظیفهیی همگانی محسوب میشود.
این اصل از ابتدای سال 1978 که اصلاحات اقتصادی آغاز شد تا به امروز، محور تغییرات ساختاری و جوهری چین بوده است و چینیها آن را به عنوان اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز بر مدار اقتدار سیاسی و امنیتی میخوانند. اصلاحات عملگرایانه دو دهه گذشته، سیاست درهای باز و توسعه تجارت خارجی هیچگاه چینیها را از توجه به اهداف و مصالح ملی غافل نکرده و رشد اقتصادی چین شتاب کنترل شدهیی، بر بستر راهبردها داشته است. نظارت دولتی بر اقتصاد و حفظ انحصارات دولتی در بخشهای عمده اقتصادی، پس از دو دهه همچنان از سوی حزب تمرکزگرای چین اعمال میشود و برنامههای اقتصادی بخش خصوصی هنوز نتوانسته است که این انحصار را بشکند. البته این تمرکز و نظارت، به گونهیی استادانه تعبیه شده است که مزاحمت عمدهیی برای سیاست اصلاحات و درهای باز ایجاد نکند دولت چین تاکنون موفق شده است با استفاده از فناوری نوین، سرمایه و دانش فنی و مدیریت خارجی و اصلاح مقررات داخلی کشور، از طریق سیاستهای تشویقی و اعمال تسهیلات ویژه، سرمایههای شگفتانگیزی را به چین سرازیر کند.
این حرکت که حاصل دوراندیشی و ذکاوت چینی است، زمینههای پرورش نسل جدید مدیران چین را فراهم آورده و چین امروز را به کارخانه دنیا مبدل کرده است؛ به گونهیی که مسابقهیی همه جانبه برای حضور و جایابی در این اقتصاد، میان تولیدگران و کارآفرینان جهان شکل گرفته است. از دید صاحبان سرمایه جهانی، چین امروز دیگر شریرانگاری ندارد، بلکه دنیای غرب و صاحبان صنایع ناچار به مصالحه دردناک با این اژدهای زرد شدهاند. امروزه پویایی مناسب و نوآوری تدریجی چین، همراه با سرعت سرسامآور و حجم بالای تغییرات، هر صاحب سرمایه یی را متوجه این بازار تولید و مصرف کرده است و این امر موجب شده است که بخش قابل توجهی از مراکز تحقیق و توسعه شرکتهای بزرگ و چند ملیتی در چین مستقر شود. در چین امروز، نشانی از بیتابی، عصبیت و شعارگرایی به چشم نمیخورد. در واقع چین از یک سو رفتاری متعادل را از خود نشان میدهد و از سوی دیگر کار و سبقت جویی ، اولویت بیچون و چرای بخشهای مختلف این کشور است. حاکمیت هوشمند چین میکوشد اختلافات کلیدی با دنیای پیرامون را با ادبیاتی مسالمتجویانه، صلحآمیز و روالمند دنبال کند و هر گونه برخورد و درگیری را به تعویق اندازد، البته دلیل بروز چنین رفتاری آن است که دولت و حزب حاکم برچین،تعریف روشن و واقعبینانهیی از قدرت و توانایی این کشور دارد و دچار خطای ادراکی و خودبزرگبینی مقطعی نیست. البته اقتصاد نوین چین دارای چالشهای عمدهیی هم هست که به برخی از آنها اشاره میشود.