تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۸۹۱۸۹

اگرچه ورود اصطلاح «خودی و غیرخودی» در ادبیات سیاسی ایران عمری دراز دارد اما در سال‌های اخیر «شهروندی» در تقابل با معیار تبعیض آمیز «خودی –غیر خودی» قرار گرفت و حتی محمدخاتمی رئیس جمهور سابق از «تبدیل معاند به مخالف مخالف به منتقد» سخن گفت.
خاتمی و دولتش نه تنها نتوانستند با حضور رقبای قدرتمند خود چنین شعاری را محقق کنند، بلکه در جریان انتخابات مجلس هفتم دایره خودی‌ها آن قدر کوچک شد که حتی شمار زیادی از اعضای مجلس ششم هم که از نخستین روزهای پس از انقلاب در شکل‌گیری جمهوری اسلامی نقش داشتند از آن بیرون رانده شدند. کاری که به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز رسید و افرادی چون مصطفی معین، مهرعلیزاده و ابراهیم اصغرزاده که سوابقی در حد وزیر معاون رئیس جمهور و  عضویت در مجلس را در کارنامه داشتند، ابتدا رد صلاحیت شدند. و حالا یک سال پس از واگذاری دولت به راستگرایان علاوه بر کوچک‌تر شدن حلقه خودی‌ها تلاش‌هایی برای معرفی بخش دیگری از خودی‌های سابق به عنوان دشمنان جدید جمهوری اسلامی آغاز شده است. اسدالله بادامچیان یکی از اعضای شورای مرکزی موتلفه اسلامی در روزهای اخیر درباره «اپوزیسیون جدید و براندازی نرم» نوشته است: « استکبار در پی اپوزیسیون جدیدی برای ایران اسلامی و برای سایر ملتهای بپاخاسته مسلمان است بادامچیان که از او به عنوان یکی از چهره‌های فعال‌های مخالفان اصلاحات در هشت سال گذشته نام برده می‌شود اپوزیسیون جدید را به دو گروه «مزدوران و وابسته‌های به آمریکا و کشورهای استعماری اروپا» و «افراد و گروه‌های غیر وابسته ولی دارای ذهنیت آمریکایی و در خط آمریکا» تقسیم کرده و در ادامه درباره ویژگی‌های گروه دوم که قرار است از این پس به عنوان دشمنان جدید جمهوری اسلامی معرفی شوند چنین نوشته است: «همسانی اهداف آنها با اهداف استکبار و همخوانی شعارهای «آنان با مواضع استکبار» «روحیه و ذهنیت غربگرایی و غربزدگی»، «زمینه مساعد در پذیرا بودن حمایت رسانه‌های بیگانه عضو شورای مرکزی موتلفه «شناخت این ویژگی‌ها« را« بهترین آگاهی دهنده برای شناخت مزدوران جدید و پایگاههای دشمنان اسلام و انقلاب خواسته ناخواسته دانسته یا ندانسته» معرفی کرده است.
مشخصات اپوزیسیون جدید جمهوری اسلامی از نظر بادامچیان آن چنان گسترده و همه شمول است که حتی بخش بزرگی از حاکمیت فعلی نیز در آن جای می‌گیرند.
همزمان با بادامچیان دبیر شورای نگهبان نیز در روزهای اخیر با دفاع از رد صلاحیت گسترده در انتخابات پیشین مجلس از رد صلاحیت شدگان که تعدادی زیادی از آنها از یاران بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده و در سالهای نخست پس از انقلاب در مناصب عالی حکومت مشغول به کار بوده‌اند به عنوان مخالفان جمهوری اسلامی یاد کرد. احمد جنتی گفت: «این شورای نگهبان بود که راه ورود افراد مخالف اسلام و نظام را به مجلس سد کرد» و نگذاشت آنها براین ملت مسلط شوند.
اگر اینها وارد مجلس می‌شدند راه باز می‌شد و وضع مجلس و نظام دگرگون می‌شد دبیر شورای نگهبان حتی از این فراتر رفته و تاکید کرده است«: برخی افراد سیاسی ناباب و ناسالم که پرونده‌های آنها در شورای نگهبان وجود دارد با پول و قدرت می‌خواستند» وارد نهادهای ارکان نظام شوند که شورای نگهبان ایستاد و نگذاشت این افراد بر مردم مسلط شوند اگر چه به گفته دبیر شورای نگهبان فعلا «فضا برای افشاگری» جزییات و مصداق‌های افرادی که اتهامات مورد نظر به آنها وارد شده است، مهیا نیست، اما تا همین جا هم شاید بتوان پی برد که منظور دبیر شورای نگهبان بخشی از اصلاح طلبانی است که برخی از آنها پیشتر در مراکزی هم چون وزارت اطلاعات ، سپاه پاسداران کمیته‌های انقلاب، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و حتی شورای عالی امنیت ملی مشغول به کار بوده در پاره‌ای موارد همچون اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال‌های نخست‌استقرار جمهوری اسلامی مسئولیت مقابله با «مخالفان قدیم» را هم بر عهده داشته‌اند.
فهرست بلند دشمنان جدید همزمان با افزایش فشارهای بین‌المللی بر جمهوری اسلامی که حول پرونده هسته‌ای شکل گرفته و در حالی که حتی بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز در ماه‌های اخیر از احتمال بروز جنگ و پی‌آمدهای چنین موقعیتی اظهار نگرانی کرده‌اند «براندازی نرم» به عنوان استراتژی جدید بر علیه جمهوری اسلامی معرفی شده است. نکته‌ای که اشاره به آن از بعضی نشریات آغاز شد و حالا اسدالله بادامچیان هم از آن سخن می‌گوید: «اکنون که استکبار از استراتژی براندازی سخت در مورد نظام جمهوری اسلامی ایران کاملا مایوس است» به استراتژی جدیدی رو آورده که مشخصات آن از دید آقای بادامچیان به این شرح است: «این استراتژی روش‌های جدیدی را اقتضا می‌کند مانند: روش استحاله تخریب آرام و تدریجی و مستمر کم کردن امیدها و نشاط‌ها و القاء خط نگرانی ایجاد گروههای جدید در پوشش احزاب غرب پسند و یا NGO ها چهره نمایی از عناصر مساله‌دار حمایت‌های محفلی در کشورهای آمریکایی و اروپایی چهره‌سازی عناصر جدید حمایت‌های محفلی در کشورهای آمریکایی و اروپایی ایجاد ارتباطات به صورت جبهه یا ائتلاف بین گروه‌های جدید و قدیم و مهمتر از همه جایگزینی فرهنگ غربی لیبرالی بجای فرهنگ اسلامی انقلابی که از راه «افزایش مطبوعات و ماهواره‌ها و رسانه‌ها و کتب و فیلم و نمایش و بکارگیری واژه‌های غربی آن ر اجرا می‌کنند با این حساب عضو شورای مرکزی موتلفه فهرست بلندی از براندازی را معرفی کرده که احزاب NGO هاو مطبوعات تنها بخشی از آنها هستند. با نگاهی به «تور قانون» و «رساندن ملی مذهبی‌ها به نقطه صفر» دو تئوری دیگر برخی از نزدیکان موتلفه که پیشتر و در سال 79 و 81 مقدمات بسیاری از جریانات را به دنبال داشت می‌توان از هم امروز پیش‌بینی کرد که عده‌ای مایلند چه بر سر احزاب باقی مانده NGO ها و اندک مطبوعات مستقل بر جا مانده بیاورند.
هر چند بادامچیان به همین کفایت نمی‌کند و خواستار برخورد با برخی مفاهیم به عنوان جزیی از «براندازی نرم» می‌شود: «دموکراسی بجای اسلام باید هدف مردم شود و محبوبیت یابد و البته ترجمه فارسی هم نشود بلکه واژه لاتین بکار رود. دموکراتیک‌ بجای آزادی بکار رود و در نوشته‌های سیاسی رایج گردد، سوسیالیسم جای عدالت اجتماعی را بگیرد، حقوق مدنی به جای حقوق اسلامی، مورد مطالبه قرار گیرد جامعه مدنی به جای جامعه نمونه اسلامی مطرح شود اپوزیسیون بجای معاند و مشرک و ملحد و کافر و منافق استعمال شود سکولاریسم از زشتی و قباحت ترجمه صحیح آن که بی «دینی و لامذهبی است رها شده و توجیه شود که مقصود از سکولاریسم یعنی حکومتی که کاری به مذهب مردم ندارد و مفهوم بی‌دینی ندارد این چهره موتلفه اسلامی در ادامه با بر شمردن برخی از مطالبات اجتماعی خواستار برخورد با آنها می‌شود چرا که از نظر بادامچیان در استراتژی براندازی نرم «مطالبات زن غربی بجای مطالبات زن اسلامی روشنفکر «به مفهوم انتلکتوئل» به جای حزب‌اللهی، متعهد ، انقلابی و .. آداب غربی، بجای اخلاق و آداب و روش زندگانی سالم اسلامی «ترویج می‌شود. او حتی فهرستی از شخصیت های فرهنگی را که برخی از آنها سالها پیش درگذشته‌اند برشمرده و خواستار زدودن نام و آثارشان از صفحه فرهنگ ایران شده است.
و به جای آنها خواهان ترویج برخی دیگر از چهره‌ها به عنوان مفاخر حکومت اسلامی شده است. به گفته بادامچیان در براندازی نرم «چهره‌های غربگرا غربزده بازسازی می‌شوند و حتی عناصر بدنام و وابسته به رژیم طاغوت به عنوان چهره‌های ادبی و فرهنگی مطرح شوند. مانند فروغی، تقی‌زاده سعید نفیسی علی ، دشتی و در مقابل از چهره‌های انقلابی و اسلامی مانند شهید‌آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری، آیت‌الله نائینی، سیدجمال‌الدین اسدآبادی ، آیت‌الله کاشانی، شهید آیت‌الله مدرس ارزش زدایی گردد باید از شعرای متعهد مانند حمید سبزواری ، مردانی و مرحومه سپیده کاشانی یادی نشود و بجای آنها از امثال فروغ فرخ زاد و سیمین بهبهانی تجلیل شود.» عضو موتلفه اسلامی حتی ارائه تصویری دموکرات از برخی از چهره‌های پیشین جمهوری اسلامی را به براندازی نرم گره زده و نوشته که در براندازی نرم «چهره‌های ارزشگرای جامعه مانند شهدا مطهری، بهشتی ، رجایی ، باهنر با تحلیل‌های گوناگون به چهره‌های روشنفکر کر و لیبرال و دموکرات» تبدیل شده‌اند. جالبترین نکته در تئوری براندازی نرم بادامچیان آن جایی است که او نوشته :‌« در این استراتژی شعار و برنامه براندازی رژیم اسلامی و رژیم‌های مشابه به ایران مستقیما و صریح مطرح نمی‌شوند. کوشش می‌شود نظام به عنوان اسلامی بماند ولی محتوا و عناوین آن غربی شود. ارزش‌های نظام فراموش شوند. انقلابی بودن جای خود را به دمکرات‌ بودن بدهد. لیبرالیسم با ترفندهای مختلف در همه جا حاکم شود . جمهوری اسلامی به جمهوری دموکراتیک اسلامی تبدیل گردد بجای «استقلال جهانی شدن بنشیند بجای آزادی اسلامی دموکراسی مصرف گردد و بجای مردم‌سالاری دینی دموکراسی رایج شود.»