نیما نامداری
اگر از مردم تهران در مورد مشکلات شهرشان سوال شود به احتمال قریب به یقین از ترافیک، آلودگی هوا، گرانی مسکن و ... به عنوان اصلی مشکلات شهر تهران سخن خواهند گفت. پاسخ شهروندان صحیح است و مسایل فوق از مشکلات مهم شهر تهران است اما به اعتقاد من ریشه این مشکلات، مشکل دیگری است که آن را خلاء سیاست گذاری اقتصادی در مدیریت شهر تهران مینامم. شهرداران تهران در تمام سالهای گذشته تلاش کردهاند قدرت و توفیق خود را در عرصه خدمات شهری (جمع آوری زباله، رنگ آمیزی، توسعه بوستانها و فضای سبز و ...) و عمرانی (ساخت پل، جاده، پارک، تونل و ...) به رخ شهروندان کشیده و حزوه شهرسازی هم محل تامین درآمد این قدرت نمایی بوده است. اما هیچ گاه فرد یا نهادی در مدیریت شهری متولی بررسی و سیاستگذاری در حوزه اقتصاد شهری نبوده است.
استخراج و تحلیل مدلهای اقتصادی از درون کلاف سر در گم مدیریت شهری و لحاظ کردن قانونمندیهای علم اقتصاد در پیش بینی تبعات تصمیمگیریها، وظیفهای است که در تمام سالهای گذشته فراموش شده است چه آن روزی که با فروش بیحساب و کتاب تراکم اصول شهرسازی را زیر پا نهادیم و چه امروز که تمام توان شهرداری را مصروف طرحهای ضربتی بدون مطالعه کردهایم. هنگامی این نگرانی بیشتر میشود که بدانیم هم اکنون شیوه مدیریت در تهران به عنوان الگوی مدیریت شهری در همه شهرهای ایران مورد توجه قرار میگیرد و طبعاً این کمبود اساسی عملاً در حال تسری یافتن به تمام کشور است. اما در حالی که اقتصاد شهری سالهاست که در دنیا مورد توجه بوده و ادبیات علمی گسترده و قابل اتکائی دارد در تهران و دیگر شهرهای ایران عملاً اقتصاددانان نقش و تأثیری ندارند. برای روشن شدن مسأله از مثالی متناسب با بحثهای روز، یعنی ترافیک و قیمت بنزین یاری میگیرم. چند روز پیش روابط عمومی شهرداری از ورود 100 هزار خودرو صفر کیلومتر به خیابانهای تهران در سه ماه اول سال جاری خبر داده و با انتقاد از این وضعیت آن را زمینه ساز تشدید بحران ترافیک دانسته بود. میتوان نشان داد که در این موضع گیری از شیوه تحلیل علمی استفاده نشده است.
اگر نگاهی به برخی شهرهای اروپا و تهران به همراه مساحت و سرانه مالکیت خودرو در آنها بیاندازیم و برای آنکه امکان مقایسه بین کشورهای مختلف ممکن باشد نسبت بهای یک لیتر بنزین به سرانه تولید ناخالص داخلی در هر شهر مبنای مقایسه قرار گیرد. به راحتی میتوان مشاهده کرد که در تمام این شهرها ضمن این که بهای بنزین صدها و حتی در مواردی هزاران برابر تهران است و در عین حال بعضاً یک سوم یا یک چهارم تهران وسعت دارند با این حال تعداد خودروهایی به مراتب بیشتر از تهران را در خود جای دادهاند. با این وصف اینکه گناه مشکل ترافیک را به گردن خودروسازان داخلی بیفکنیم (که خود بار گناهانشان در دادگاه اقتصاد بسیار سنگین است) و بی جهت به دنبال تضعیف صنایع خودروسازی کشور و محدود کردن حق انتخاب مصرف کننده باشیم غیر علمی و غیر مستند است.
بر اساس تحقیقاتی که در سالهای 2003 تا 2005 به سفارش اتحادیه اروپا با نام Urban Transport Benchmrking Initiative انجام شده و در آن وضعیت ترافیک 30 شهر اروپایی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است بالا بودن قیمت بنزین و تقاضا برای خرید خودرو اثر معناداری بر روی یکدیگر ندارند. به عبارت دیگر بالا رفتن قیمت بنزین منجر به کاهش تقاضا برای خودرو نخواهد شد. دلیل روشن است زیرا افزایش قیمت بنزین تقاضا برای خودرو را کم نمیکند بلکه تقاضا برای جا به جایی را کاهش خواهد داد یعنی مردم ترجیح خواهند داد مسافت کمتری را با خودروی شخصی خود جابجا شده و ماشین خود را در جایی ایمن و مناسب پارک کنند. حال شهرداری با مشکل جدیدی رو به رو خواهد شد. کمبود فضای پارکینگ! بنا به آماری که در شهریور 84 توسط سازمان حل و نقل و ترافیک منتشر شده تا آن زمان در تهران در حدود 15500 فضای پارکینگ در حاشیه خیابانها تحت پوشش طرح پارکبان یا پارکومتر قرار داشته و چیزی در حدود 20000 جای پارکینگ هم در پارکینگهای عمومی قابل استفاده بوده است یعنی در مجموع35500 جای پارک، حتی اگر فرض کنیم که این تعداد تا این لحظه 2 برابر هم شده باشد 70 هزار فضای پارک برای تقاضای پارکینگ چیزی در حدود 3 میلیون خودروی در حال حرکت شهر تهران بسیار ناچیز است.
مشابه همین تحلیل را میتوان برای جایگاههای پمپ گاز، تعداد ترمینالهای شرکت واحد، تغییر در کرایه واقعی تاکسیها، بازار سیاه بنزین در حمل و نقل عمومی (با فرض سهمیه بندی) و دهها موضوع دیگر که متاثر از افزایش قیمت بنزین است، انجام داد. بگذریم از اینکه تاثیر قیمت بنزین به عنوان یکی از مولفههای قیمت تمام شده بسیاری از کالاها و خدمات تاثیرات پیچیدهای بر اقتصاد تهران خواهد گذاشت که علیالظاهر هنوز شهرداری اهمیت پرداختن به آنها را در نیافته یا خود را متاثر از آن نمیداند. شهرداری در حالی به انتظار افزایش قیمت بنزین برای بهبود شرایط ترافیک تهران نشسته است که ابزارهای مشابهی که خود در اختیار دارد به درستی استفاده نمیکند. بر اساس مطالعاتی که در اتحادیه اروپا انجام شده، علاوه بر قیمت بنزین، هزینه پارکینگ دیگر عامل موثر بر کاهش تقاضای جابجای است. تا جایی که در چهار شهر بخارست، پراگ، بوداپست و لیورپول که بالاترین قیمت بنزین و هزینه پارکینگ را دارند حمل و نقل عمومی بیشترین سهم از جابه جایی در مناطق مرکزی شهر را با نسبت بالای 60 درصد به خود اختصاص داده و این چهار شهر در میان شهرهای بالای یک میلیون جمعیت اروپا بیشترین جابجایی با حمل و نقل عمومی را دارند. تقریبا شهری با جمعیت بالا در اروپا وجود ندارد که در آن هزینه 5 کیلومتر سفر با حمل و نقل عمومی به مرکز شهر از هزینه یک ساعت پارکینگ در مرکز شهر ارزانتر نباشد طبعا شهروند اروپایی ترجیح میدهد هزینه کمتر صرف کرده و با حمل و نقل عمومی به مرکز شهر برود تا اینکه ضمن هزینه کردن پول برای سوخت ماشین هزینه شارژ پارکینگ را هم بدهد.
واضح است چنانچه هزینه پارک کردن ماشین در کنار خیابان یا در پارکینگهای عمومی افزایش یابد باید هزینه جابه جایی بالا رفته و تقاضا برای آن کاهش مییابد ضمن آن که با کاهش خودروهای پارک شده در حاشیه خیابان عملاً ظرفیت قابل استفاده شبکه معابر افزایش مییابد و این شرایط منجر به بهبود ترافیک خواهد شد.
با توجه به این که بالاترین هزینه پارکینگ در حاشیه خیابانهای تهران ساعتی 3000 ریال است و با توجه به سهم تهران در تولید ناخالص داخلی چنانچه هزینه 1 ساعت پارکینگ کنار خیابان را به سرانه تولید ناخالص داخلی برای یک شهروند تهرانی محاسبه کنیم به عددی خواهیم رسید که معادل حدود 2 درصد کمترین نسبت مشابه در اروپا است. این نوع عرضه فضای عمومی چندان تفاوتی با فروش بنزین به شیوه فعلی ندارد با این تفاوت که عملاً به دلیل نامحسوس بودن هزینه واگذاری رایگان فضای خیابانها به خودروهای شخصی و عدم امکان واردات خیابان (مشابه کاری که برای بنزین انجام میدهیم!) این زیان هنگفت مورد توجه قرار نمیگیرد. این نوع حراج کردن فضای معابر دقیقا مانند یارانهای است که دولت از محل فضای خیابانها به صاحبان خودروهای شخصی میدهد. نمونههای مشابه از تصمیم گیریهای مدیریت شهری که بدون توجه به اصول علم اقتصاد صورت میگیرد فراوان است. مدیریت شهر صرفا در جمع آوری زباله و ساختن پارک و خیابان خلاصه نمیشود اگر چه این اقدامات ضروری و شایسته تقدیر است اما آنچه تهران امروز نیازمند آن است مدیریت بهینه منابع برای حداکثر کردن مطلوبیت زندگی در تهران برای همه شهروندان آن است. اتفاقی که صرفا در صورت توجه به الگوهای تجربه شده و قانون مندیهای علم اقتصاد امکان پذیر خواهد شد.