تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۸۹۲۴۴

قاسم روان‌بخش
در حالی که جهان اسلام و بلکه جهان بشریت با راهپیمایی‌ها و تظاهرات میلیونی خود به حمایت از حزب الله لبنان برخاسته و اسرائیل متجاوز و جنایتکار را به دلیل حمله ناجوانمردانه و نابرابر به لبنان و مورد هدف قرار دادن زیرساخت‌های آن کشور و کشتن غیرنظامیان، زنان و کودکان بی‌گناه در روستای قانا محکوم می‌کنند و در حالی که حتی روشنفکران غیرمسلمان جهان به دفاع از حزب الله برخاسته و از این بالاتر حتی دشمنان قسم خورده حزب الله به قهرمانی و مردانگی حزب الله اعتراف می‌کنند، برخی روشنفکران وابسته به غرب در تهران چنان موضع‌گیری می‌کنند که گویا در تل‌آویو نشسته یا مدیر مسئول و سردبیر روزنامه‌ها آرتص می‌باشند نیم نگاهی به مصاحبه یکی از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت که به اتهام جاسوسی برای آمریکا دستگیر و محاکمه شد مدعای فوق را به خوبی اثبات می‌کند وی در پاسخ به این سؤال که ارزیابی شما از علل و عوامل بروز بحران جدید در خاورمیانه چیست می‌گوید: «از نظر اسرائیل حمله حزب الله به اسرائیل ـ اولین حمله به مرزهای سال 1948 یعنی تأسیس اسرائیل است دوم این که خسارات وارده از نگاه اسرائیل جدی و غیرقابل چشم‌پوشی بود و بالاخره اسیر گرفتن دو سرباز در حمله‌ای ناگهانی و بدون زمینه قبلی برای اسرائیل پذیرفتنی نمی‌نمود. به این دلایل و نیز به دلیل وقایعی که در غزه ودر پی اسیر کردن یک سرباز اسرائیلی رخ داد واکنش اسرائیل را کاملاً پیش‌بینی‌پذیر نموده بود.»
به راستی این گونه سخن گفتن به جز از سخنگوی دولت رژیم غاصب صهیونیستی مناسبت دارد؟! وی در ادامه آغاز جنگ از سوی حزب الله را به چهار احتمال تحلیل می‌کند و می‌گوید یا حزب الله از ترس مرگ ـ یعنی خلع سلاح پس از خروج سوری‌ها ـ دست به چنین اقدامی زده یا برای کاهش فشار بر فلسطینیان در غزه و یا تحریک سوریه و یا تحریک ایران و یا به دلیل وجود عوامل نفوذی اسرائیل در جمع حزب الله که همه آن‌ها حاکی از بی‌تدبیری و بی‌درایتی آن‌ها دارد؟! عضو حزب مشارکت در بخش دیگری از مصاحبه خود از پیش، حزب الله را بازنده این جریان معرفی کرده و می‌گوید «جنگ غیرکلاسیک برای حزب الله منجر به تخریب ضاحیه بیروت بقاع دیگر مناطق لبنان و راه‌ها و فرودگاه‌ها و پل‌ها و ... می‌شود بدون این که خسارت چندانی به اسرائیل وارد شود. ... افکار عمومی حزب الله را مسئول این خسارات خواهند دانست خساراتی که بی‌تردید از میلیاردها دلار بالغ خواهد شد. ... از این‌رو می‌توان گفت که حزب الله دیگر نمی‌تواند چون گذشته قدرتمند باشد هم به لحاظ روانی و هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ نظامی این اظهارات از سوی حزب مشارکت در حالی صادر می‌شود که امروز پس از 26 روز جنگ حتی یهودیان و مسیحیان لبنان با تظاهرات گسترده به حمایت از مواضع حزب الله برخاسته و حزب الله در همه عرصه‌ها اعم از روانی، سیاسی، نظامی برتری کامل دارد و اسرائیل دچار آشفتگی در آن عرصه‌ها شده است.
عضو حزب مشارت سپس تلاش کرده است تا از اسرائیل چهره‌ای صلح‌طلب و انسان دوست سازد! در این راستا می‌گوید «اسراییل برای پرهیز از عوارض بین‌المللی سعی می‌کند که سطح تخریب‌ها را بدون افزایش شدید در خسارات جانی بالا ببرد و حدود دویست کشته برای یک هفته تهاجم به مناطق شهری چندان حساسیت برانگیز نیست[!!] ضمن این که آن‌ها این بار مدعی‌اند دفاع کرده‌اند و حزب الله هم عموماً در مناطق مسکونی و نه پادگان‌های نظامی مستقر شده‌اند» !! ظاهراً برای امثال این فرد کشته شدن حدود دویست کشته برای یک هفته از مسلمانان و شیعیان لبنان چندان اهمیتی ندارد البته زنان و کودکان بی‌پناه قانا که در زیر بمباران هواپیماهای رژیم صهیونیستی تکه تکه شدند حتماً حقشان بوده!! چرا که می‌بایست برای این که کشته نشوند منطقه را ترک می‌کرده‌اند!! به راستی آیا مسئول تبلیغات جنگ رژیم صهیونیستی توانسته است به این قشتگی توجیه‌گر عملیات نظامی علیه مناطق مسکونی باشد؟!
عضو حزب مشارکت باز هم برای توجیه برخوردهای خشن رژیم اشغالگر علیه مسلمانان لبنان می‌گوید: «وقتی گفته می‌شود که این رژیم اشغالگر و غده سرطانی است طبعاً باید انتظار داشت که اقداماتش هم متناسب با این صفات باشد و اگر چنین انتظاری وجود داشته است در این صورت حزب الله با علم و آگاهی به استقبال این وقایع رفته است و باید از نتایج آن نیز دفاع کند حزب الله باید درایت کافی می‌داشت که بهانه‌ای به دست اسرائیل برای چنین جنایاتی ندهد نه این که چنین بهانه‌ای داده شود سپس این جنایات محکوم گردد.»
عبدی سپس در پاسخ به این سؤال که «تغییرات یک سال اخیر در ایران تا چه حد بر حزب الله تأثیر گذاشته است.» می‌گوید من قبلاً تصور می‌کردم که حزب الله و رهبری آن باهوش‌تر و زیرک‌تر از آن هستند که تحت تأثیر این تغییرات قرار گیرند، اما ظاهراً قضیه ظروف مرتبطه است و سرریز این تحولات، ‌موجب تغییر در حزب الله لبنان هم شد. و نوعی اراده‌گرایی مطرح در ایران نیز انعکاس یافت. اما اگر سر این اراده‌گرایی در ایران تاکنون به سنگ نخورده است به دلیل پول نفت و داخلی بودن مسائلی است و مثل لبنان نیست که در کنار حزب الله چندین طائفه و گروه قومی و مذهبی و از هم مهم‌تر اسرائیل تا دندان مسلح و بی‌تفاوت نسبت به قضاوت‌های بین‌المللی وجود داشته باشد. بنابراین اگر سرخود را پایین انداختن و به شکم مسائل و دشمن رفتن در لبنان چنین نتیجه‌ای دارد. دیر یا زود در هر منطقه دیگری هم کمابیش با نتایج مشابه مواجه خواهد شد.» !!
عضو حزب مشارکت در پایان نسبت به تأثیرات منفی جریان لبنان بر پرونده هسته‌ای ایران می‌گوید: ‌«ممکن است پس از این واقعه فشار بر ایران بیش‌تر هم بشود برای غربی‌ها این نگرانی وجود داشت که افزایش فشار بر ایران موجب می‌شود که ایران از اهرم‌های منطقه‌ای خودش چون حزب‌الله استفاده کند حال که چنین اهرمی استفاده شده به معنای آن است که دیگر چنین اهرمی وجود نخواهد داشت مگر آن که مطمئن شویم که حزب‌الله قوی‌تر از گذشته در صحنه سیاسی باقی می‌ماند که من احتمال چنین حالتی را تقریباً نزدیک به صفر می‌دانم... تصور می‌کنم که قضیه اخیر در نهایت و به سرعت علیه وضعیت استراتژیک ایران در منطقه خواهد بود.»!
اکنون پس از 28 روز از آغاز جنگ همه پیش‌بینی‌های عضو حزب مشارکت نادرست از آب درآمده و حزب‌الله قوی‌تر از گذشته در صحنه سیاسی لبنان ظاهر شده چتر حمایت همه گروه‌های لبنانی اعم از مسلمان و مسیحی و... بر سر دارد و افکار عمومی ملت‌های جهان نیز به نفع حزب‌الله است. در صحنه نظامی نیز حزب‌الله پیروز و اسرائیل شکست خورده است. این مطلب به قدری آشکار است که حتی روزنامه‌های هاآرتص و... چاپ اسرائیل نیز بر آن اعتراف دارند.
یکی دیگر از مدافعان صهیونیسم سیدابراهیم نبوی طنزنویس روزنامه‌های مدعی اصلاح‌طلب و از چهره‌های مشهور آن جریان است که مدتی است به غرب پناهنده شده است. وی در پاسخ به شعر زیبای علیرضا قزوه که در رثای حزب‌الله و سیدحسن نصرالله سروده شده شعر بسیار موهنی سروده که قلم را شرم از نوشتن می‌آید!!
نویسنده همشهری جوان نیز در تاریخ 7/5/85 شماره 78 طی یادداشتی با عنوان «جنگ نه، صلح» ‌از غاصبان و فلسطین چهره‌ای مظلوم ساخته می‌نویسد: ‌«آن یهودی‌های ساکن حیفا و بقیه جاهای اسرائیل هم آدم هستند هر چقدر دولتشان بد، غاصب و عوضی باشد، باز همان بدبخت‌ها آدم‌های ساده‌ای هستند و همیشه از جنگیدن لذت نمی‌برند.» این نویسنده سپس به انتقاد به از خوانندگانش می‌پردازد که از کشته شدن صهیونیست‌ها و غرق شدن ناوچه‌های آنان خوشحال می‌شوند مگر اسرائیل به تو چه ظلمی کرده که این جوری دلت از شنیدن غرق شدن ناو و سقوط هلی‌کوپترشان شاد می‌شود؟ چرا یک نفر باید از کشته شدن یک آدم دیگر خوشحال شود؟»‌!! این در حالی است که کودکان مظلوم و بی‌گناه لبنانی در قانا قطعه قطعه شده و سال‌هاست که کودکان فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی قتل عام می‌شوند و این رژیم تحت حمایت سازمان‌های صهیونیستی جهانی قرار دارد.
فرشاد ابراهیمی یکی دیگر از افرادی است که به تحلیل جریان جنگ حزب الله با اسرائیل پرداخته وی نیز در نهایت اسرائیل را در موضع دفاعی از خود دانسته می‌گوید: «خطای حزب الله هم این بود که بدون برآورد سیاسی و امنیتی لازم وارد گود مبارزه شد و با وارد شدن به خاک اسرائیل و گروگان‌گیری بهترین بهانه را به دست اسرائیل داد تا نسبت به تهاجمی همه جانبه به لبنان اقدام کند و اکنون این حزب الله به عنوان آغازگر تهاجم محکوم است هر چند که اسرائیل با سبعیت تمام هم نسبت به این تجاوز پاسخ گفته باشد.»
بهمن کشاورز، نویسنده سرمقاله روزنامه شرق نیز که افتخار می‌کند پدربزرگش در یزد چماقدار حامی یهودیان بوده از اسرائیل انتقاد می‌کند که چرا به جای قلع و قمع و قتل عام نیروی حزب الله، پل‌ها و ساختمان‌های لبنان را هدف قرار داده است؟[!!] (کیهان، 2/5/85)
به راستی آیا هیأت نظارت بر مطبوعات و دستگاه قضایی کشور در برابر این اظهارات هیچ گونه وظیفه و مسئولیتی ندارد؟!