1- مطالعات فلسفی در حوزه اخلاق فناوری اطلاعات
یکی از فیلسوفان اخلاق که در حوزه فناوری اطلاعات قلم زده است میگوید: "مکانی را در نظر آورید که عابران هیچ ردپایی از خود بر جای نمیگذارند، در آنجا میتوان چیزی را بارها و بارها دزدید در حالی که آن چیز هنوز در دست صاحب اصلیش است، در آنجا تجارتی صورت میگیرد که تاکنون نامی از آن نشنیدهاید و در این تجارت آنچه مبادله میشود اطلاعات تاریخی محرمانه یا خصوصی شماست، در آنجا بچهها بااین که در خانه نیستند ولی احساس میکنند که نزد والدین خویشاند. در آنجا تمام امور فیزیکی (از کتاب گرفته تا پول و مشافهه و خرید و مراوده) هم عینیت خویش را از دست داده و تبدیل به اموری الکترونیکی و ذهنی شدهاند. و خلاصه جایی که همه کس به همان اندازه مجازی است که سایهها در تمثیل غار افلاطون. 1
افلاطون چنین نظر داشت که ما انسانها همه درون غاری هستیم که ما را از رؤیت خورشید حقیقت باز میدارد. در این غار سایههایی از امور حقیقی بر دیوار این غار افتاده و ما که دستمان از حقیقت کوتاه و پشتمان به واقعیت است این سایهها را با امور حقیقی اشتباه میگیریم و تصور باطلی به ما دست میدهد که این سایهها را همان حقیقت میپنداریم. این سایهها امور محسوسی است که از واقعیات کلی عقلی داریم. این سایهها مجازهای آن حقایقی است که مُُثُل افلاطونی نامیده میشود.
امروز اشخاص با هویتهای مجازی در فضای الکترونیکی ظاهرمی شوند،با یکدیگر به گفتگو می پردازند و با هم قول و قرارهایی میگذارند و گاهی غافل می شوند که ممکن است با کسی سخن گویند که کاملاً هویتی جدای از آنچه بروز داده،دارد.این یک هویت مجازی است هویتی که البته کاربردهای خاص خود را در محیط الکترونیک دارد و میتوان کارآمدی خاص خود را نیز داشته باشد. این هویت مجازی میتواند در پی اهدافی شوم یا ناصواب باشد: بیچاره آن پسر نوجوانی که گمان میکرد دوستی در آن سوی دنیا برگزیده است اما ممکن است روزی روشن شود که این دوست فردی در خیابان پایینی شهر خودش است! فرض مقابل این است که این هویت مجازی میتواند در پی اهدافی ارزشمند پدید آید. بیاد بیاوریم که حضرت امیر علیه السلام وقتی درصدد اعطای غذا به مستمندان به اطراف شهر کوفه میرفت روی خود را از فقرا میپوشاند تا او را نشناسند و هویتشان مخفی بماند. اخفای هویت از نگاه اسلام گاهی امری ارزشمند است. امروز فضای سایبر این امکان را به طور بسیار قطعیتری در اختیار ما قرار داده است. امروز کسی نمیتواند مانند دیروز یکباره از هویتهای پنهان نقاب برکشد.
برخی معتقدند که بحث از اخلاق فناوری اطلاعات دارای عناصری منحصر به فرد است و همین امر در مواجهه با فضای سایبر یا محیطهای شبکهای یا به طور کلی رایانه ما را ملزم میسازد که توجهی اختصاصی به مسائل آن داشته باشیم. چون گفتههای ارزشی پیشین یا توصیههای گذشته برای این مباحث کافی نیست. ما در مواجهه با این معضلات دچار یک خلأ مفهومی هستیم و مفاهیم موجود در نظریات سنتی و نیز اصول حاکم بر آنها برای حل مشکلات اخلاقی که فناوری اطلاعات موجب آن شده، کافی نیست. برای مثال چه مفهومی از ملکیت و شیئیت است که میتوان بارها و بارها آن را دزدید و در عین حال همچنان در دست صاحبش باشد؟ این مفهوم از ملکیت درک و فهم سنتی از ملک و مالکیت را دچار چالش میکند. اینجاست که تأمل صرف در باب ارزشها مشکلگشا نیست بلکه باید این خلأ مفهومی را نیز پر کرد و در تعریف آنها نکات جدیدی را گوشزد نمود. باید مفاهیم و اصول اخلاقی را طوری گسترش داد که موقعیتهای نوظهور را پوشش دهد. 2
البته ممکن است قائل شویم که برخلاف رأی ایشان، مفاهیم تغییر نکردهاند بلکه مصادیق هر مفهوم متعدد و متنوع شده است. یا قول سومی در اینجا ابداع نمود. اینک در صدد نقد آراء منقول نیستم و بیشتر در صدد آنم که اصل موضوع و مسأله تنقیح گردد و راه برای مباحثات بعدی در این زمینه باز بماند. در بندهای بعد به طرح یک مسأله از مسائل فلسفی که غالباً در ذیل این بحث میآید بسنده میشود.
2- حریم خصوصی و فناوری اطلاعات
امروزه فناوری اطلاعات ذخیره سازی اطلاعاتی ممکن ساخته است که در گذشته جز با انبارهایی بزرگ از پروندههای قطور ممکن نبوده است. اما این امر کمّی تنها خصوصیت عصر اطلاعات نیست. امروزه فناوری اطلاعات بازیابی اطلاعاتی را میسور ساخته که در گذشته بعضاً ممکن نبوده و بعضاً بسیار مشکل بوده است. به یاد دارم که در سال اول طلبگی وقتی با کتاب شریف بحارالانوار آشنا شدم و هر شب بخشی از آن را مطالعه میکردم در صدد برآمدم تا کلیه موارد آیاتی که در احادیث این کتاب آمده است فهرست کنم تا پس از یکبار فهرست برداری و سپس منظم کردن فهرستها بتوان هنگام مراجعه به هر آیه موارد وقوع آیه در احادیث بحارالانوار را به راحتی یافت. وقتی بخشی از کار را به انجام رساندم حجم وسیع کار و دشواری طبقهبندی اطلاعات و بازیابی فیشهای استخراجی مرا از ادامه کار محروم کرد و چه خوب شد که ادامه ندادم چون امروز همین کار با برنامه نرمافزاری جامع الاحادیث- نور 5/2 به راحتی نه تنها درمجلدات بحار بلکه در تک جلدهای آن و حتی تک تک منابع این کتاب که بیش از 100 عنوان کتاب است فراهم آمده است. کاری که فهرستسازی دستی آن سالها به طول میانجامید و خطاهای انسانی در آن بسیاری محتمل بود امروزه با دقت بسیار بیشتر و کمیتی قطعیتر به آسانی چند بار تقه زدن بر روی کلید موشواره است.
خیلی جالب است که شما در منزل خود نشسته باشید و کالایی حجیم را از آن سوی دنیا خریداری کنید و پانزده روز بعد آن را در درب منزل تحویل بگیرید. اینها اموری است که فناوری اطلاعات در اختیار بشر قرار داده است. اما همیشه اخبار دلنشین نیست: هر چه فناوری اطلاعات پیشرفت میکند امکان فریبکاری و تقلبهای انسانی نیز ابعاد جدیدتری پیدا میکند. به خصوص در بانکداری الکترونیکی هر از چندگاهی اخباری عجیب و غریب به گوش ما میرسد که نشان از وجود افرادی متقلب در سراسر دنیا دارد که در صدد سوء استفاده از این امکانات وسیع تجارت الکترونیک است که شبکه اینترنت در اختیار نهاده است. اطلاعات موجود در شبکهها آنقدر وسیع و گسترده شده که امروز درصددند برنامههایی تدوین کنند تا از این همه اطلاعات چگونه آنها را که به کار افراد مختلف میخورد گزینش کنند.این یک دنیای جدیدی است که با یک مهبانگ جدید بوجود آمده است و در این انفجار اطلاعات بیش از آنچه در تصور بشر چهل سال قبل میگنجد اطلاعات جمعآوری شده است. چگونه و چه کسانی از این اقیانوس اطلاعات استفاده کنند؟ اما وقتی این اطلاعات راجع به اشخاص باشد سؤالاتی جدی و پیچیده درباب حریم خصوصی ایشان پیش میآید.
در زمینه تأثیرات فناوری اطلاعات بر حریم خصوصی مقالات و کتب زیادی به نگارش در آمده است. حریم خصوصی چیست و چه حد آن لازم است که از سوی افراد دیگر حرمت نهاده شود؟ نهادها چه وظایفی در باب حفظ حریم خصوصی افراد دارند؟ آیا میتوانند اهداف نهادی خود را بر حفظ حریم خصوصی افراد مقدم دارند؟ آیا دولتها میتوانند حریم خصوصی افراد را نقض کنند؟ اگر این حکم استثنایی دارد که (که دارد) ملاک آن چیست و چه کسی در باب مصادیق این احکام استثنایی و ملاکهای آن داوری میکند یا باید بکند؟
بسیاری از افرادی که در این موضوع قلم زدهاند اذعان دارند که اگر افراد بخواهند در جامعهای خاص زندگی کنند برخی اطلاعات خصوصی ایشان از قبیل سن و محل زندگی و محل تولد و مانند آن برای جریان مؤثر کارهای دولتی و نیز ارتباطات روزمره طرفینی درآن جامعه لازم است. این یکی از قدر متیقنهای عدم لزوم حفظ حریم خصوصی است. اما نوع اطلاعاتی که برای این دو امر لازم است و نیز محدوده و گستره آنها بحث انگیز و مورد اختلاف است. فناوری اطلاعات موجب شده است که سؤالات مطرح در این زمینه سؤالاتی گردد که جوابهایی فوری را طلب کند. از آن جهت که قدرت فناوری در ذخیره سازی اطلاعات و بازیابی آنها فوق العاده است. شاید بعضی وقتها در محاورات خصوصی چیزی را بگوییم که امید داشته باشیم شنوندگان آن را به فراموشی بسپارند یا چیزی را بنویسیم که بعدها از آن پشیمان گشته و امیدوار باشیم که خوانندگان برگههای ما را در لابلای دیگر برگههای متعدد و متفرق بایگانی خویش گم کنند و دیگر به خواندن آنها مبادرت نورزند. ولی فناوری اطلاعات به همه این امکانات را میدهد که همه اطلاعات حال و گذشته را به نحوی سامانمند بایگانی و ذخیره کنند و هر وقت آن را لازم داشتند فوراً آن را بیابند. از این جهت اگر حریم خصوصی شما در زمانی و مکانی خاص افشا گردد امید نداشته باشید که کاربران رایانهها آن را فراموش کنند چرا که فناوری اطلاعات این امکان را سلب کرده است. این که شما چه چیزهایی خریدهاید و از کجا آنها را تهیه کردهاید پولش را از کجا آوردهاید؟ چقدر به چه کسی اهدا کردهاید و از چه کسی چه انتظاراتی دارید و با چه کسانی نامه پراکنی میکنید و مراوده دارید؟ همه و همه در دنیای سایبر درون بلندگوهایی پخش میشود که اولاً امکان شنیدن آن برای همه هست و ثانیاً هرگز آوای مکرر و باقی آنها خاموش نمیشود و تازه هر روزه با هر عملیاتی الکترونیکی شما بر حجم آنها اضافه میشود.
امروزه حریم خصوصی اشخاص در معرض خطراتی است که قبل از فناوری اطلاعات هرگز پیش نمیآمده است، همان طور که قبل از پیدایش فناوری الکتریسیته هیچ کس در معرض خطر برق گرفتگی نبوده است. حال باید مواظب باشید جرقه الکترونیک گرفتگی، حریم خصوصی شما را به آتش نکشد! چه کسانی در قبال این خطرات پیش آمده مسئولیت دارند؟ مسئولیت افراد، نهادها و دولتها در قبال این خطرات چیست؟ با چه تدابیری باید این احساس عدم امنیت را کاهش داد؟
در اروپا در دهه 1960 بیشترین دلواپسی در مورد نقش دولت در ایجاد و استفاده از پایگاه دادههای حاوی اطلاعات شهروندان بود. گرچه حفظ اطلاعات نزد دولتها امر جدیدی نبود، ولی اسناد رایانهای در صد امکان ردیابی افراد را فوق العاده افزایش داده بود. پایگاه دادهها جایگزین پروندههای قطور شد، همه جا میشد یک رونوشت آنها را بدون نیاز به فضای خاص تکثیر کرد. در نتیجه دولتها امکان بیشتری برای استفاده از آنها پیدا کردند که در گذشته برایشان به صرفه نبود یا بودجه آن را نداشتند. اشتیاق روزافزونی در دولتها پدید آمد که هر چه بیشتر اطلاعات زیادتری را از افراد ذخیره کنند تا هنگام نیاز آن اطلاعات را بازیابی کنند. از اثر انگشت گرفته تا آدرس منزل و فامیلها و شغلها و روابط اجتماعی و فعالیتهای سیاسی و جاهایی که سفر کرده و نکرده و ...
البته باید توجه کنیم که جامعه ما در حال گذار است و هنوز به چنین سطحی نرسیده است. به یاد داریم که اوایل امسال پرونده معافیت تحصیلیم را به کمک یک سرباز از درون پیتهای حلبی روی هم انباشته طوری پیدا کردیم که هر آن ممکن بود دستمان بر اثر انباشتگی این پیت حلبیها ببرد. وقتی آن را پیدا کردم به حال پرونده آن طلبه دیگری تأسف خوردم که مجبور شدیم پیتهای جابجا کرده را روی پیت حلبی کج و معوج شده آن بیندازیم. سرباز میگفت هنوز به ما جایی و قفسههایی ندادهاند تا این پرونده را به طور منظم در آن گذاریم.
در عین حال نباید غفلت کرد که ما به سرعت به جامعه الکترونیکی نزدیک میشویم و این نحو مثالها به زودی به تاریخ خواهد پیوست و ما نیز دچار همان چالشهایی خواهیم شد که مخترعان فناوری اینک یا قبل از اینک با آن مواجه شدند. بنابر این باید برای مشکلات فناوری اطلاعات نیز چاره و راهکارهای ارائه کنیم که البته باید مطابق با موازین دینی، ملی و فرهنگی خودمان باشد.
یکی دیگر از مشکلات فناوری اطلاعات در این خصوص آنست که مردمان برای این که حریم خصوصیشان را محفوظ بدارند ناچارند از بسیاری از کارهایی که قبلاً انجام میدادند از خوف اطلاع دیگران دست بردارند. به نظر ناظران حقوق بشر این امر موجب محدودیت در آزادیهای مدنی و خودمختاری و استقلال رأی افراد میشود و خود امری ناپسند است. مواردی هست که میتوان این محدودیت را امری شایسته یا ناشایست تلقی نمود و احکام این موارد در فرهنگ ما گاهی متفاوت با این احکام در فرهنگ غرب است.
البته نباید از نظر دور بداریم که پایگاههای دادههای الکترونیکی منافع بسیار مهمی نیز دارد. کارآمدی بالاتر، توزیع مناسبتر و عادلانهتر امتیازات اجتماعی و مراقبت و نظارت بیشتر و مؤثرتر در جلوگیری از جرمها از جمله مهمترین این منافع هستند. و دولتها برای نقض حریم خصوصی افراد نوعاً به این منافع تأکید میکنند. اما در عین حال در نهایت نتوانستهاند افکار عمومی را نسبت به این نقض حرمت راضی کنند و همین امر موجب شد تا در سال 1974 قانونی در ایالات متحده به تصویب رسید که طی آن نهادهای دولتی از تشکیل پایگاه دادههای متمرکز و جامع نسبت به اشخاص که حریم خصوصی ایشان را هدف قرار داده و در عین حال کارکردهای آنها به صراحت و روشنی مشخص نیست و توجیه کافی ندارد ممنوع شدند. برخی کشورها گامهای دیگری نیز برداشتهاند و مؤسساتی ایجاد کردند تا از حریم خصوصی افراد حمایت کنند و با قدرت زیادی که به آنها داده شده این امکان را دارند که عملیات دولتها و بخشهای خصوصی را که با این نوع اطلاعات سروکار دارند تنظیم و کنترل کنند. اما به نظر بسیاری از منتقدان این نوع قوانین و نهادها نتوانسته است آن طور که باید و شاید توقعات اشخاص را برآورده سازد.
طرفه آن که در نتیجه پیشرفتهای تکنیکی، و کاربرد آسانتر، و تنزل قیمتها، بخش خصوصی دارای نقش فزایندهای در ایجاد پایگاه دادهها در مورد اشخاص گردید و این اطلاعات دارای ارزش فوقالعاده شد. اطلاعات افراد در طول عمرشان در مؤسساتی خصوصی از قبیل شرکتهایی که اعتبار مالی اشخاص تعیین میکند، بیمههای درمانی را سامان میدهد و بستههای پستی را ارسال میکند، انباشته شد. همین انباشتگی ارزش افزودهای پدید آورد که بسیاری از شرکتهای دیگر حاضرند برای داشتن آنها پولهای زیادی بپردازند. چون مثلاً میتواند بدون هزینههای زیادی که قبلاً میپرداختند کالای خود را تبلیغ کنند و به آدرسهای پست الکترونیکی که یک شرکتی جمع کرده بفرستند. امروزه انباشتگی این آدرسها بسیار ارزشمند گردیده و رغبت در آن زیاد شده است و اگر سامانهای اخلاقی برای آنها ملحوظ نگردد ممکن است آسیبهای جدی به امنیت روانی و آرامش درونی اشخاص وارد آید و جامعه را دچار چالشهایی نوین کند. وجود منافع و مضرات مذکور در فناوری اطلاعات چندان قاطع نیست که به راحتی بتوان در باب این نحو امور تصمیمگیری نمود و ارزیابی مدونی را صورتبندی کرد و به نظر میرسد که بحث از این امور یکی از بحثهای مهم در فرهنگهای مختلف جوامع بشری را تشکیل دهد. به خصوص جامعه ما با ویژگیهایی که دارد نیازمند بحثی اختصاصی است که متناسب با وجوه گوناگون فرهنگ دینی در جامعه ایرانی ما باشد. نباید غفلت کنیم که الگوهای غربی و احکام آنجا نوعاً کارآمدی لازم را برای ما و جامعه ما ندارد و باید به خصوصیات فرهنگی هر جامعه در تدوین معیارهای ارزشی و بصیرتهای اخلاق توجه نمود.
بحث از اخلاق فناوری اطلاعات محدود به بحث از حریم خصوصی نیست و در آنجا مباحث بسیار مهم دیگری نیز هست که شایسته است بدان پرداخته شود. امید است محققانی که در این بحثها دستی و علاقهای دارند به اعضای انجمن معارف کمک رسانند و ما را از نظرات و پیشنهادات خویش درباره محورهای بحث یا امور دیگری که در این زمینه نوظهور به نظرشان میرسد محروم نسازند.
مطلب فوق مربوط به ضمیمه روزنامه اطلاعات (حکمت و معرفت) میباشد.