تاریخ انتشار : ۱۹ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۸۹۲۹۹

صالح اسکندری
به نظر مى رسد قدیمى ترین گفته هاى مربوط به آخرالزمان وظهور موعود به باستانى ترین و دست نخورده ترین مردمان جهان یعنى اسکیموها و سرخپوستان آمریکاى شمالى برگردد.در قبایل اسکیمو آوازى وجود دارد به نام شعر “پایان دنیا” که در آن ابتدا سه علامت براى آخر جهان معرفى شده است و مى گوید این سه فرایند که همواره و میلیون ها سال روندى یکنواخت داشته ،در آخرالزمان ناگهان برعکس مى شود .(1)
بنا بر مطالعات تاریخى و جامعه شناختى ،نمى توان گرایش به موعود و پدیده انتظار را مختص به یک فرهنگ وتمدن خاص دانست.در ادیان وفرهنگ هاى مختلف با عناوین گوناگون نسبت به این موضوع اشارات فراوانى شده است وامروز به وضوح مى توان نمود آن را در ادراکات و احساسات فردى ودسته جمعى جوامع بشرى مشاهده کرد .مسیحیان از موعود تعبیر به “مسیح” ،زرتشتیان به “بهرام ورجاوند” مسیحیان حبشه به “تئودور” ،هندوها به “فیشنو”، مجوسیان به “اوشیدر”، بودائیان به “بودا” و اسپانیایى ها نیز اورا “رودزیک” مى نامند .
اصولا “انتظار” یک پدیده میان فرهنگى است ودر مختصات تمام فرهنگ ها به انحاء مختلف نمود یافته است.میان فرهنگ ها قابلیتهاى ویژ ه اى دارند از جمله اینکه مى توان درساحت گلوبال وجهانى به آنها اندیشید.ملل مختلف با فواصل جغرافیایى طولانى در نقاط میان فرهنگى احساس اشتراک ومقاربت متقابل دارند .انتظار از آن دست پدیده هاست که به واسطه انطباق تمام وکمال آن با فطرت بشریت در یکى از نقاط کلیدى میان فرهنگى قرار دارد .به تعبیرى میان فرهنگى مانند انتظار توانایى جهانى شدن دارد .اما آیا مى توان با در نظر گرفتن زمینه هاى میان فرهنگی، فرهنگ متکامل انتظار را جهانى ساخت ومبتنى بر این فرهنگ دست به الگوسازى سیاسى زد؟
فرهنگ متکامل انتظار براى جهانى شدن در گام اول نیازمند پژو هشهاى عقلانى گسترده است.تاملاتى که به نظام دانایى این فرهنگ سامان دهد و باعث استغناى مفاهیمى شود که حول دال برتر “ظهور موعود” در حال گردش هستند.در واقع مرحله اول گفتمان سازى انتظار است.میان فرهنگ انتظار در میان اقوام و ملل مختلف بایستى توسعه بیابد ،رشد پبدا کند وبه گفتمان انتظار تبدیل شود.البته در گام هاى ابتدایى این گفتمان بنا بر اقتضائات فرهنگى شکل مى گیرد ودر مراحل بعدى بایستى به یکسان‌سازى گفتمانى اندیشید .
پس از شکل گیرى گفتمان انتظار، چه نوع ابتدایى وچه نوع پیشرفته آن ، مى توان به طراحى مدل سیاسى انتظار پرداخت.
هسته مرکزى این مدل مى تواند مفهوم ومضمون آیه شریفه (ونرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین)باشد .مستضعفین به عنوان یک طبقه فکرى و نه به عنوان یک طبقه اقتصادى در فرهنگ هاى مختلف داراى ویژگى هاى منحصر به فردى براى ترسیم الگوى سیاسى انتظار و شکل دهى به جبهه مبارزه با ظلم هستند.در تمام جوامع این بخش عظیم از مردم که همیشه تاریخ زیر یوغ ظلم وستم مستکبران بوده اند به آسانى قابل شناسایى هستند.به وجود آمدن این تمنا در هر جامعه اى که (ان اعبدوا الله و الجتنبوا الطاغوت)واین که مستضعفین قدرت را در دست بگیرند به تنهایى مى تواند آن جامعه را در طى مسیر الگوسازى سیاسى انتظار کمک کند.
این مدل سازى مستلزم طرح وپرورش این پرسش سابق فلسفه سیاسى است که “چه کسى باید حکومت کند”اگر چه امروز بیشتر به”چگونه حکومت کردن “اندیشیده مى شود.