تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۸۹۳۱۳

حسین شریعتمداری
اواخر دهه 60 باتفاق چند تن از دوستان نویسنده و هنرمند از جمله شهید سیدمرتضی آوینی جمع کوچکی با عنوان «مجمع هنرمندان و نویسندگان مسلمان» تشکیل داده بودیم و هفته ای یک بار دور هم نشسته و پیرامون مسائل جاری کشور در عرصه های سیاسی و فرهنگی گپ می زدیم و البته هر از چند گاه در حد و قواره خود تصمیم هایی نیز می گرفتیم و...
این جمع که اعضای آن- غیر از نگارنده- از نویسندگان و هنرمندان مطرح بودند مورد توجه و عنایت برخی از بزرگان بود. روزی همه اعضاء به محضر یکی از بزرگان بزرگوار رفته بودیم تا راهنمایی های ایشان چراغ راهمان باشد. آن عزیز بزرگوار که عنایت ویژه ای به این جمع داشت و تک تک اعضای آن را می شناخت بعد از ارائه رهنمودهایی که هنوز هم بهترین و اثرگذارترین نسخه برای اینگونه جمع هاست فرمودند؛ شما باید یکی را از میان خود به عنوان دبیر مجمع انتخاب کنید تا امور جاری جمع را سامان بدهد و تصمیم های اتخاذ شده را دنبال کند و... ایشان در ادامه رهنمودها و نصایح خود با لحنی که آمیزه ای از هشدار و مزاح بود، فرمودند این آقای دبیر مجمع هم باید اندازه نگه دارد و خیلی دستور ندهد.
از بد روزگار یا از بخت بد دوستان! نگارنده به عنوان دبیر مجمع انتخاب شد البته با این قرار که دبیری مجمع دوره ای باشد. برداشت تمامی ما از رهنمود آن بزرگوار این بود که دبیر و اعضای مجمع یاد شده نباید وقت خود را صرف مسائل ریز و کم اهمیت کنند و از مسائل اصلی باز بمانند.
دیروز از سوی دولت اعلام شد که «از اوایل سال 1386 مصرف قند و شکر در ادارات ممنوع خواهد بود و کارکنان دولت موظف هستند به جای قند و شکر از خرمای خشک و کشمش استفاده کنند.»
آقای دکتر صفوی مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت در توضیح این خبر گفت «این تصمیم براساس مصوبه شورای سلامت که به ریاست رئیس جمهور تشکیل می شود اتخاذ گردیده است.»
پیش از این نیز دولت محترم طی بخشنامه ای مصرف نوشابه های گازدار در ادارات دولتی را ممنوع و به جای آن، مصرف دوغ و شربت آبلیموی خنک را توصیه کرده بود. تردیدی نیست که مصرف خرمای خشک و کشمش به جای قند و شکر و مصرف دوغ و شربت آبلیموی خنک به جای نوشابه های گازدار یک توصیه سودمند بهداشتی است و کسانی که به این توصیه ها عمل می کنند اگر پاداش معنوی و اخروی نداشته باشند- که احتمالا دارند- به یقین از اجر مادی و دنیوی آن بی نصیب نمی مانند. اما سؤال این است که دولت به چای کارمندان چکار دارد که با قند و شکر بنوشند یا خرمای خشک و کشمش!؟ و یا این که نوشابه گازدار مصرف کنند یا دوغ و شربت خنک آبلیمو؟! ممکن است گفته شود این توصیه ها از شدت دلسوزی دولت برای سلامت کارکنان خود و صد البته؛ تمامی ملت است که «حرف حساب» است، اما نسنجیده و حساب نشده! چرا که، امر و نهی رسمی و دولتی فقط در مورد اقدامات نامشروع و آنچه در قوانین کشور ممنوع اعلام شده مجاز است به عنوان مثال، در آموزه های اسلامی، کارهای واجب «امر» و کارهای حرام «نهی» می شوند و هیچگاه دیده نشده- و معقول و شرعی و منطقی هم نیست- که مردم را وادار به انجام یک کار «مستحب» کرده و یا ملزم به ترک یک «مکروه» کنند. کارکنان دولت هم بخشی از مردم هستند و به طور طبیعی و منطقی مشمول همین قاعده کلی خواهند بود.
شاید تصویب کنندگان مصوبه های یاد شده بر این باور باشند که اختیار کارکنان دولت در دست دولت است که سخنی منطقی و قابل قبول است اما فقط در حوزه الزامات شرعی و قانونی و نه در همه امور و از جمله امور شخصی، چرا که کارکنان دولت در اختیار دولت هستند ولی «برده» دولت نیستند که دولت بتواند در حوزه کاملا شخصی و سلیقه ای آنان دخالت کرده و امریه صادر کند. در اینگونه موارد، توصیه دولت بسیار مفید خواهد بود. اما صدور امریه و الزام و اجبار کارکنان پسندیده نیست، همانطور که در انجام مستحبات و ترک مکروهات فقط توصیه می شود و نه اجبار.
و اما باید از دولت محترم پرسید در میان منکرات موجود در جامعه، که بسیاری از آنها در حوزه مسئولیت دولت است، تنها مصرف قند به جای خرمای خشک و استفاده از نوشابه گازدار به جای شربت آبلیموی خنک، منکراتی هستند که توجه دولت را به خود جلب کرده و درپی رفع آن برآمده است؟ اگر پاسخ منفی است- که منفی است- چرا مبارزه با منکرات دیگر تا این اندازه مورد توجه دولت محترم قرار نگرفته است؟!
و بالاخره، باید اذعان کرد دولت اصولگرا در عمر یکساله خود دست به اقدامات اساسی فراوانی زده و امیدهای بسیاری در دل ملت ایجاد کرده است که ساده زیستی، مردم داری، ترک تشریفات زائد، اجتناب از تجمل گرایی، تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی، مقاومت در برابر باج خواهی بیگانگان و... از جمله آنهاست ولی متاسفانه صدور امریه های خرمایی و شربت آبلیمویی، این توهم را پدید می آورد که انگار دولت محترم از وظایف اصلی خود و دغدغه های اساسی مردم غافل بوده و به امور دم دستی- هرچند مفید- سرگرم شده است که صد البته چنین نیست.
نگارنده، تشکیل دولت اصولگرا را یک موهبت الهی می داند، ضمن آن که امریه هایی از این دست -که ذکر آن رفت- را در شأن دولت محترم نمی داند.